اریش هونه کر
نام کامل اریش ارنست پاول هونه کر Erich Ernst Paul Honecker (زاده ۲۵ اوت ۱۹۱۲ در نویکیرشن (ایالت سارلند واقع در غرب آلمان و همسایه فرانسه)، درگذشته ۲۹ مه ۱۹۹۴ در سانتیاگو دو شیلی.
هونه کر سیاستمدار آلمانی (عضو حزب کمونیست KPD آلمان و SED حزب اتحاد سوسیالیستی آلمان) بود. او از سال ۱۹۷۱ تا زمان برکناریش از قدرت در سال ۱۹۸۹، بعنوان دبیر کل حزب اتحادیه سوسیالیست آلمان و همچنین رهبر جمهوری دموکراتیک آلمان از سیاستمداران برجسته جمهوری خلق آلمان قلمداد می شد.
پدرش، ویلهلم هونه کر، معدنچی زغال سنگ بود و در سال ۱۹۰۵ با کارولین کاترینا وایدنهوف ازدواج کرد. این زوج با هم شش فرزند داشتند: کاترینا (کاته، که در جوانی درگذشت)، ویلهلم (ویلی)، فریدا، اریش و گرترود (نام خانوادگی پس از پیوند زناشویی: هوپشتدتر Hoppstädter) و کارل-روبرت (او نیز جوان درگذشت).
در سال ۱۹۲۲، پیش از دهمین سالگرد تولدش، او به گروه پنجاه نفری کودکان کمونیست در شهرک ویبلسکیرشن پیوست، گروهی که خواهر و برادرانش ویلی، فریدا و گرترود نیز در آن حضور داشتند و بعدها به اتحادیه اسپارتاکوس جوان تغییر نام داد.
پس از کلاس سوم، او به مدرسه متوسطه پروتستان منتقل شد، که در سال ۱۹۲۶ پس از کلاس هشتم آن را ترک کرد و بدین ترتیب عضویت او نیز در اتحادیه اسپارتاکوس جوان به طور خودکار پایان یافت. پس از تعطیلات ایستر سال ۱۹۲۶ اریش سیزده ساله که دبیرستانش دیگر آموزگار نداشت به تشویق و اصرار والدینش از یک برنامه دولتی که گسیل کودکان Kinderlandverschickung یا کوتاه شده آن KLV نام داشت، فرستاده شد. برنامه گسیل کودکان طرحی بود که در دوران جنگ جهانی نخست ارایه شده بود و بواسطه آن کودکان ده تا چهارده ساله را که در مناطق مرزی جنگی زندگی می کردند به نقاط دیگر میفرستادند تا در آنجا به تحصیل خود ادامه دهند و از خطرات جنگ در امان باشند. پس از جنگ جهانی نخست نیز این برنامه هنوز با تغییراتی وجود داشت.
بنا به گفته های اریش هونه کر او دو سال در شهرک نویدورف در منطقه هینترپومرن که امروزه به کشور لهستان تعلق دارد، در نزد دهقانی بنام ویلهلم اشترایش Wilhelm Streich اقامت داشت و غذا و پوشاک و ماهانه ۲۰ رایش مارک واحد پول آن دوران که مبلغ کمی هم نبود از او دریافت و در ازای آن بر روی زمینهای زراعی او کار می کرد. پس از پایان دو سال اریش خواستار بازگشت به نزده خانواده اش شد، گرچه می توانست در نویدورف بیشتر بماند. خانواده اشترایش برای او پوشاک نو تهیه کردند و به او پول دادند و او را به سوی ویبلسکیرشن روان کردند.
در آنجا او متوجه شد که بعنوان دهقان و دهقان روزمزد کاری پیدا نمی کند و ناچار نزد عمویش که کارگاه سقف خانه سازی داشت به کارآموزی مشغول شد و سرانجام نیز بعنوان کارگر ماهر و سپس استادکار در نزد یکی از سقف سازان نامی آن منطقه مشغول به کار شد.
در او دسامبر سال ۱۹۲۸ او رسما به اتحادیه جوانان کمونیست آلمان شعبه سارلند که آن زمان دویست نفر عضو داشت، پیوست. بعدها در آلمان شرقی او زمان پیوستن به اتحادیه جوانان کمونیست را سال ۱۹۲۶نوشت و اینگونه بر روی دو سال کاری که در مزرعه ویلهلم اشترایش کرده بود سرپوش گذاشت تا سابقه عضویت حزب کمونیستی خود را که زندگینامه مبارزاتی Kampfbiographie می نامید، بیشتر جلوه دهد.
در سال ۱۹۲۹ او بعنوان رئیس اتحادیه جوانان کمونیست منطقه مسکونی خویش برگزیده شده و در کلاسهای آموزشی زیادی که از سوی حزب برای اعضا ترتیب داده می شد، شرکت کرد تا بتواند ریاست اتحادیه جوانان کمونیست شعبه سارلند را بعهده بگیرد. بعدها او رسما به حزب کمونیست پیوست. در مورد زمان پیوستنش به حزب کمونیست او تاریخهای گوناگونی را بیان کرد. نخست گفت که در سال ۱۹۳۰ به حزب کمونیست پیوسته است. بعدها گفت که در پائیز سال ۱۹۳۱ و بار دیگر گفت که از سال ۱۹۲۹ عضو رسمی حزب کمونیست آلمان بوده است.
در ژوئیه ۱۹۳۰ (دو سال و نیم پیش از بقدرت رسیدن ناسیونال سوسیالیست ها در آلمان) هونه کر بهمراه بیست و هفت نفر دیگر از اعضای اتحادیه های جوانان کمونیست مناطق گوناگون آلمان در برلین نزد هیئت رئیسه حزب کمونیست آلمان حضور یافتند و خود را معرفی کردند و از سوی ایشان به مدرسه بین المللی لنین International_Lenin_School در مسکو فرستاده شدند تا اصول کمونیستی را فرا گیرند.
مدرسه بین المللی لنین از سال ۱۹۲۶ بوسیله نیکلای بوخارین Nikolai_Bukharin که از فیلسوفان و اقتصاد دانان و از همرزمان لنین در انقلاب اکتبر بود، اداره می شد. در سال ۱۹۳۸ بوخارین بنا به برنامه های تصفیه استالین در دادگاهی محاکمه و سپس تیرباران شد. این بدین معنی است که هونه کر با بوخارین و سرنوشت او بی شک آشنایی داشته است.
پس از آنکه در سال ۱۹۳۳ ناسیونال سوسیالیستها که با کمونیسم بهیچ وجه رابطه خوبی نداشتند، در آلمان بر مسند قدرت تکیه زدند، فعالیت های احزاب کمونیستی در آلمان تنها بصورت زیرزمینی امکان پذیر بود. از آنجا که در آنزمان ایالت سارلند بگونه رسمی به کشور آلمان تعلق نداشت، هونه کر که از آنجا هم می آمد به همانجا بازگشت و به فعالیت های حزبی خویش ادامه داد.
در ژانویه سال ۱۹۳۵ در یک همه پرسی که در سارلند انجام گرفت، مردم آنجا رای دادند که دوباره به آلمان ملحق شوند. در بیست و هشتم ماه اوت همان سال هونه کر به برلین رفت و به فعالیت های زیرزمینی خویش ادامه داد بطوریکه در چهارم دسامبر همان سال توسط گشتاپو دستگیر شد و به زندان افتاد. دادگاه او در هشتم ژوئن سال ۱۹۳۷ از سوی قاضی به جرم "زمینه سازی برای اعمال خیانتکارانه" به ده سال حبس محکوم شد و به زندان براندنبورگ روان شد.
در بهار سال ۱۹۴۳ به او اطلاع داده شد که به سبب سابقه سقف و شیروانی سازی، بهمراه چند نفر دیگر از زندانیان به مناطقی گسیل خواهد شد که در آنها ساختمانها به سبب بمبارانهای هوایی صدمه دیده اند و می باید تعمیر گردند. چیزی نگذشت که برای همین منظور به برلین فرستاده شد.
با ورود سربازان ارتش سرخ به برلین، هونه کر بهمراه دیگر زندانیانی که در جنگ زنده مانده بودند آزاد شد و بزودی به حزب کمونیست که با پشتیبانی روسها دوباره فعال شده پیوست و مسئولیت هایی بعهده گرفت و تا مقام رئیس دفتر کمیته مرکزی حزب کمونیست بالا رفت.
در سال ۱۹۷۰ بدنبال اختلافی که با والتر اولبریشت رئیس حزب کمونیست آلمان پیدا کرده بود، از سوی او از مقام خویش برکنار گشت. با برکنار گشتن، هونه کر به نزد لئونید برژنف که با او دوستی داشت رفت و از او کمک خواست.
با توصیه او هونه کر به آلمان شرقی بازگشت و بهمراه ۱۳ نفر از بیست نفر اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست آلمان شرقی از برژنف درخواست برکناری والتر اولبریشت را کردند. با اعلام موافقت برژنف، هونه کر در بیست و ششم آوریل سال ۱۹۷۱ هونه کر درحالیکه عده ای مسلسل بدست بهمراه داشت به سراغ اولبریشت رفت و از او خواست تا استعفا نامه خویش را بمناسبت ابتلا به بیماری امضا کند.
از سوم ماه می سال ۱۹۷۱ هونه کر بعنوان رئیس کمیته مرکزی بر اریکه قدرت تکیه زد و تا اکتبر سال ۱۹۸۹ که در آلمان شرقی از کار برکنار شد، همانطور بر سر قدرت باقی ماند.
اریش هونه کر از جمله افرادی بود که با دیکتاتوری نازیسم مبارزه کرد ولی هنگامیکه خود بقدرت رسید یا بعبارتی خود را بقدرت رساند، عنصر حکومتی مطلوبی نبود.
هونه کر پس از برکنار شدن و از مزایای رئیس کمیته مرکزی حزب بی بهره شدن، عملا بی خانمان شد و کارش به بیمارستان کشید. در همین زمان یاسر عرفات به او کمک مالی می کرد.
در سیزدهم ماه مارچ سال ۱۹۹۱ هونه کر بهمراه همسرش با هواپیمایی به مسکو فرستاده شد. صدراعظم آنوقت آلمان هلموت کهل پیش از آن در جریان گذاشته شده بود. حکومت آلمان تنها به این عمل اعتراض کرد. در چهارم اوت سال ۱۹۹۲ از سوی بیمارستانی در مسکو اعلام شد که هونه کر به سرطان کبد مبتلا شده و این تشخیص بعدها از سوی بیمارستان دیگری نیز تایید شد.
هونه کر پس از چندی با تقاضای وزارت امور خارجه آلمان بیم آن میرفت که هونه کر به این کشور تحویل داده شود و از اینروی هونه کر و همسرش به سفارت شیلی در مسکو پناه بردند. پس از مدتی همسر هونه کر به شیلی رفت و هونه کر به آلمان تحویل داده شد جایی که او بنا به محکومیتش در دادگاه به زندان انداخته شد. هونه کر بمدت ده ماه در زندان بود تا اینکه سرانجام به سبب اوج گرفتن بیماریش از زندان مرخص شد و توانست به نزد همسرش در شیلی برود و همانجا هم زندگی را بدرود گفت.
کسیکه در زمان حکومت نازیها با دیکتاتوری آنها مبارزه میکرد، پس از بقدرت رسیدن خود به نمادی از دیکتاتوری مبدل شد و مردم کشور خویش را برضد خویش و دستگاه حکومتیش به مبارزه و شورش کشاند.

No comments:
Post a Comment