جستجوگر در این تارنما

Showing posts with label باستان شناسی. Show all posts
Showing posts with label باستان شناسی. Show all posts

Thursday, 9 October 2025

رد پای انسانهای نئاندرتال در کرانه های اقیانوس

 

الگاروه ایالت کوچکی است در جنوب پرتغال و کنار اقیانوس اطلس. این بخش از کشور پرتغال گیرایی بمناسبت حالات کرانه ای آن گیرایی ویژه ای برای جهانگردان دارد و هر ساله گردشگران زیادی در فصول گوناگون سال به پرتغال و این بخش از آن کشور سفر می کنند.

بنظر می رسد که این ناحیه تنها برای انسان مدرن گیرائی نداشته و از دیربازی گونه های مختلف انسانی در آن رفت و آمد داشته اند.

 ردپاهایی در شن: به تازگی باستان شناسان یک مکان جدید انسانهای نئاندرتال را در جنوب شبه جزیره ایبری کشف کرده اند. آنها ردپاهای فسیل شده انسانهای نئاندرتال را در دو بخش سنگی و شیب دار سابق تپه های شنی در ساحل آلگاروه پرتغال پیدا کردند.  این ردپاها نشان می دهد که نئاندرتال ها چه زمانی در کرانه های اقیانوس اطلس زندگی می کردند و چرا جذب به دریا می شدند.

در دوران سنگی، نئاندرتال‌ها در بخش‌های گسترده و بزرگی از اروپا و آسیا، از سیبری گرفته تا اروپای غربی زندگی می کردند. نشانها و آثاری از نئاندرتال‌ها همچنین در اسپانیا و پرتغال نیز کشف شدند. پژوهش های نخستین بر روی این آثار نشان دادند که آنها در شبه جزیره ایبری عمدتاً در گروه‌های کوچک و خانوادگی در غارها و اردوگاه‌های ساحلی زندگی می‌کردند. نئاندرتال ها در آنجا تا عصر یخبندان آب و هوای نسبتاً معتدل و غذای فراوان یافتند. بنابراین، به جنوب شبه جزیره ایبری می توان به عنوان آخرین زیستگاه نئاندرتال‌ها پیش از انقراض آنها در حدود 40 هزار سال پیش نگریست.

نخستین ردپاهای نئاندرتال از پرتغال

گروه پژوهشگران به رهبری کارلوس نتو د کاروالیو از دانشگاه لیسبون اکنون شواهد بیشتری یافته ‌اند که نشان می ‌دهد نئاندرتال‌ها هنوز تا سده های زیادی در کرانه های اقیانوس اطلس - در منتهی‌الیه جنوب غربی اروپا - ساکن بوده اند. آنها ردپاهای فسیلی را روی سنگ‌های ساحل در دو مکان در ساحل آلگاروه کشف کردند: نزدیک مونته کلریگو Monte Clérigo  و نزدیک تلهایرو  Telheiro.

تیم پژوهشگران در دنباله آن توضیح می‌دهد که این ردپاها زمانی در رسوبات شنی مرطوب و نرم یا سنگ‌های رسوبی بوجود آمدند، جایی که بمرور خشک و سپس به سنگ مبدل گشتند. این رد پاها به سبب فرسایش های پیرامونی و افزایش قابل توجه سطح دریا در آن زمان حفظ و اکنون یافته شدند. ردپاهای موجود در پرتغال احتمالاً توسط بهمن‌های شنی دفن شده و از فرسایش در امان مانده‌اند.

قدمت ردپاها به نئاندرتال‌ها اشاره دارد

ردپاهای موجود در نخستین مکان تقریباً ۷۸۰۰۰ سال قدمت دارند و در شیب تند یک تپه شنی ساحلی سابق به جا مانده اند. رد پای موجود در مکان دوم در یک خط ساحلی کوتاه و به همان اندازه شیب ‌دار میان دو نهر پیدا شد و حتی از رد پای نخست پیدا شده هم قدیمی تر است و ۸۲۰۰۰ سال قدمت دارد. در آن زمان، طبق دانش فعلی، نئاندرتال‌ها تنها نمایندگان انسانهای هومو بودند که در شبه جزیره ایبری زندگی می‌کردند.  بنابراین بسیار محتمل است که این ردپاها متعلق به این گونه از انسان‌های نخستین باشند.

اینها رد پای چه کسانی است؟

نخستین گروه پیدا شده شامل ۲۶ ردپا است که در پنج ردیف چیده و در سراسر محوطه پراکنده شده اند.  این ردپاها احتمالاً متعلق به سه نفر هستند، از جمله یک مرد به بلندای تقریبی ۱.۷۰ متر، یک کودک به بلندای تقریبی ۱.۱۰ متر، تقریباً هشت ساله، و یک کودک نوپای زیر دو سال، به بلندای ۰.۷۰ متر، آن طوری که تیم بر اساس اندازه ردپاها و پاها این اندازه ها و سنین را محاسبه کرده است. ظاهراً این سه نفر با زحمت فراوان از تپه‌های شنی شیب‌دار بالا رفته‌ اند. این از جهت حرکت و فاصله ردپاها مشخص است.  در محل دوم در تل‌هایرو، پژوهشگران تنها یک ردپا به طول کمی کمتر از ۲۳ سانتی‌متر پیدا کردند.  باستان‌شناسان محاسبه کردند که این ردپا می‌تواند متعلق به یک نوجوان یا یک زن با قد تقریبی ۱.۵۰ متر بوده باشد.

اشاراتی به شیوه حرکات و رفتارها

این ردپاها برای باستان‌شناسان یک شانس بزرگ هستند.  برخلاف سایر بقایایی مانند استخوان‌ها یا ابزارها که ممکن است در جای دیگری بوده و سپش به ساحل منتقل شده یا در آنجا رها شده باشند، این ردپاها مستقیماً نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها کجا بوده اند. این به ما امکان می‌دهد تا در مورد حرکات و رفتار آنها در ساحل نتیجه ‌گیری کنیم. پژوهشگران توضیح می‌دهند: «ردپاها تقریباً فوراً یک لحظه خاص را ثبت می‌کنند و به ما امکان می‌دهند آنچه را که اتفاق افتاده است بازسازی کنیم. آنها دریچه ‌ای منحصر به فرد و پویا به رفتارهای روزمره ارائه می‌دهند: تصویری از زندگی ده‌ها هزار سال پیش».

بر اساس ردپاهای موجود در رسوبات، می‌توان تعیین کرد که آیا نئاندرتال‌ها در حال راه رفتن، فرار از چیزی یا شکار چیزی بوده‌ اند. الگوی ردپاها همچنین نشان می‌دهد که آنها چگونه در امتداد ساحل حرکت می‌کردند و آیا جنگل‌ها، تپه‌های شنی، تالاب‌ها یا رودخانه‌های مجاور را کاوش می‌کردند یا نه.  نتو د کاروالیو و همکارانش این موضوع را نیز بررسی کردند.

جایی برای شکار و صیادی

توزیع و شکل ردپاها نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها احتمالاً در حرکت و شکار در ساحل ناهموار و صخره‌های اطراف مهارت داشته‌ اند. آنها ممکن است از تپه‌های شنی و سنگ‌ها برای کمین یا تعقیب شکار استفاده می‌کردند.  در محل نزدیک مونت کلریگو، باستان‌شناسان هم ردپای انسان و هم ردپای یک گوزن را پیدا کردند.  از آنجایی که ردپای کودکان نیز در آنجا یافت شد، تیم گمان می‌کند که آنها در سنین پایین در شکارهای روزانه بزرگسالان با آنها همراه بوده باشند.

تطبیق با مناطق ساحلی

مقایسه با ردپاهای نئاندرتال از سایر مکان‌های باستان‌شناسی ساحلی در شبه جزیره ایبری تأیید کرد که نئاندرتال‌ها در این مناطق در درجه اول گوزن، اسب و خرگوش می‌خوردند. آنها همچنین ظاهراً گیاهان و حیواناتی از دریا یا مناطق ساحلی مانند ماهی، صدف، پرندگان و سایر پستانداران را نیز مصرف می ‌کردند.




Monday, 1 September 2025

زمینه پیدایش خط؟

 

یک سری اشیاء ۱۰ هزار ساله در ترکیه کشف شده اند که می‌توانند نگرش و گمان ما را از روند تاریخ بشر تغییر دهد.

به گفته نجم کارولا، باستان‌شناس ترک، یک ظرف سنگی حاوی سه پیکره حیوان که در جریان کاوش‌های شهرک نوسنگی قره خان تپه در جنوب شرقی ترکیه در منطقه کردنشین و نزدیک به مرز سوریه پیدا شده و حداقل ۱۰ هزار سال قدمت دارد، می‌تواند قدیمی‌ترین نمونه از داستانی باشد که با نمادها روایت شده و بنابراین طلایه ای بر جنبش پیدایش خط بوده است.

قره خان ‌تپه، در کنار تپه معروف تر که گوبکلی تپه نام دارد، یک سکونتگاه نوسنگی است که قدمت آن به ۹۵۰۰ تا ۸۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد.  این مکان متعلق به فرهنگ شکارچی-گردآورنده است که هنوز با سفالگری یا کشاورزی آشنا نبودند، اما دارای دانش بالایی از ساختن صنایع دستی با مهارت‌های هنری بودند.

 این یافته سال گذشته کشف شد و برای نخستین بار در تابستان امسال در کتابخانه ملی آنکارا به عموم مردم ارائه شد، اما هنوز در مجلات علمی منتشر نشده است، اولین نمونه از مجسمه‌های کشف شده در بافت اصلی خود است. این پیکره‌های تراشیده شده از سنگ که تنها ۳.۵ سانتی‌متر طول دارند، یک گراز وحشی، یک کرکس و یک روباه را به  نمایش می گذارند. این باستان‌ شناس توضیح می‌دهد: « آنها با وجود اندازه کوچکشان، بسیار خوب ساخته شده‌اند و جزئیات آناتومی واضحی دارند».

حافظه جمعی

این اشیاء در یک ظرف سنگی پیدا شدند که حاوی خاک سرخ و سه سنگ گرد سوراخ‌ دار بود که هر کدام نیز نقش سر یک حیوان را در خود جای داده بود. به گفته کارولا، این یک ترکیب عمدی بود که بدون شک برای روایت یک "داستان" در نظر گرفته شده بود.  این ظرف به همراه چهار چوب سنگی و یک بشقاب ساخته شده از همان جنس، در یک ظرف سنگی دیگر قرار داده شده و با دقت در یکی از کلبه‌های اطراف ساختمان مرکزی قره‌ خان ‌تپه دفن شده بود.

این باستان شناس از مجموع چیزهای یافته چنین نتیجه می گیرد: «این یک داستان را روایت می‌کند. این یک خاطره جمعی است: کسانی که آن را دیدند، داستان پشت آن را می‌دانستند. تفسیر آن برای ما دشوار است، اما می‌توانیم فرض کنیم که حلقه سنگی نشان دهنده یک آستانه و گذار از یک فضا به فضای دیگر است».

او سپس با اشتیاق از آنچه که گفته چنین نتیجه می گیردد: «می‌توان گفت که این پیش‌درآمدی بر نوشتار است. هنوز نوشتار نیست، نشانه نیست، اما پیش ‌درآمدی بر پیکتوگرام‌ها است، زیرا آن‌ها عناصر نمادینی هستند که با ترتیب خاصی چیده شده‌اند و داستانی را روایت می‌ کنند که می‌توان آن را خواند».

نجم کارولا اضافه می کند که قره ‌خان ‌تپه حاوی نقش‌ برجسته‌ها و حکاکی‌های بسیاری است که روباه، کرکس، گراز وحشی و سایر حیوانات را به تصویر می ‌کشند و در آنجا مجسمه‌های سه ‌بعدی گراز وحشی و کرکس نیز یافت شده‌اند، اما این ظرف سنگی تنها یافته‌ای است که به وضوح نخستین از گونه خود به نظر می رسد. این باستان‌ شناس می‌افزاید که همچنین قابل توجه است که برخی از استخوان‌ها - نه اسکلت کامل - حیوانات به تصویر کشیده شده در همان محل یافت شده‌اند، بدون اینکه بتوان با اطمینان گفت که آیا این بقایا نشان دهنده قربانی‌های آیینی هستند یا خیر.

نامزد ثبت بین المللی یونسکو

کارولا تحقیقات در گوبکلی تپه را هماهنگ کرد و از سال ۲۰۲۱، کاوش‌های قره خان تپه، تپه‌ای در ۴۵ کیلومتری شرق شهر شانلی‌اورفه، را رهبری کرده است که ممکن است قدیمی‌ترین سکونتگاه دائمی انسان کشف شده تا به امروزباشد. این متخصص، باور رایج مبنی بر اینکه این بناهای تاریخی منحصراً پناهگاه بوده‌اند را اصلاح می‌کند و اصرار دارد که در قره خان تپه، وجود یک سکونتگاه دائمی با ۱۵ تا ۲۰ خانه که در اطراف یک ساختمان مرکزی بزرگ با قطر تقریبی ۲۸ متر و پر از ابلیسک‌های حکاکی شده و تزئین شده چیده شده‌اند، به وضوح قابل اثبات است.



Wednesday, 13 August 2025

هوش مصنوعی و خواندن طومارهای سوخته

 


هرکولانیوم

هنگامیکه آتشفشان کوه وزوو در سال ۷۹ میلادی فوران کرد، پمپئی تنها مکانی نبود که زیر آوار و خاکستر مدفون شد. شهرهای بی‌شمار دیگری در خلیج ناپل بودند که آنها نیز بهمراه پمپئی نابود شدند، از جمله شهر باستانی هرکولانیوم که در کنار آن ویلای دی پاپیری قرار داشت.

این ویلا در آن هنگام در فوران ویرانگر آتشفشان زیر 20 متر خاکستر و گل دفن شد. 

نمای ویلای دی پاپیری می توانسته اینگونه باشد

باز سازی شده نسبی ویلای دی پاپیری امروزه

در سده هژدهم بیش از ۱۸۰۰ طومار که اکنون به عنوان پاپیروس هرکولانیا شناخته می‌شوند و کاملا سوخته و ذغال شده بودند  در ویلای دی پاپیری dei Papiri  دوباره پیدا و از زیر زمین بیرون آورده شدند. با این حال، تلاش‌ها برای رمزگشایی و خواندن آنها تا حد زیادی با شکست مواجه شده بود، تا حدی به این دلیل که بسیاری از این اسناد و طومارها  به سبب سوختگی بدون از بین بردن آنها قابل باز شدن نبودند.




آلفا رو رو اومگا لوتا. پنج حرف از الفبای یونانی که بر روی یکی از این طومارها هنوز خوانده می شدند. این یک کار پازل کلاسیک بود که در آن باستان شناس ساعت‌ها و روزها و هفته ها در پایش می‌نشیند و هر کلمه یونانی را که می‌تواند معنی داشته باشد، مرور می کند.  یک چیز قطعی بود: ΑΡΡΩΙ  باید پایان یک کلمه بوده باشد، زیرا یک بخش خوانای یک جمله بود.  اما چه جمله ای؟ بر روی این پاپیروس در بخش جلوی این پنج حرف سوراخی وجود دارد و رمزگشایی انتهای خط بالای آن نیز دشوار است، حتی در تصویر مادون قرمز، تصویری به اصطلاح چند طیفی از ورق های پاپیروس لوله شده است که خوانا نیستند. این تصویر زمانی به همراه هفت پاپیروس دیگر که در Officina dei Papiri Ercolanesi  کتابخانه ملی ناپل نگهداری می‌شوند، بخشی از یک شبکه یک متری از ورق‌های به هم چسبیده بود که به صورت لوله ای پیچیده شده بودند. آن زمان کتاب‌های یونانیان و رومیان باستان به همین گونه به نظر می‌رسیدند.

 اما روش‌های مدرن چیزهای بیشتری را آشکار و برخی از طومارها را خوانا می کنند.

دکتر وینسنت کریستلاین Dr. Vincent Christlein استاد کرسی تشخیص الگو در دانشگاه فریدریش-الکساندر ارلانگن-نورنبرگ (FAU) Friedrich-Alexander-Universität میگوید « پیشتر حتی در مواردی که کار خواندن طومارها نسبتا موفقیت ‌آمیز بود، معمولاً تنها می‌توانستیم محتوا را تا حدی بازسازی کنیم».

امروزه باستان شناسان می‌توانند طومارها را به صورت مجازی - یعنی با کمک کامپیوتر -  باز کنند و با کمک هوش مصنوعی مندرجات بر روی آنها را بخوانند. برای انجام این کار، طومارهای پاپیروس سوخته با استفاده از دستگاهی به نام میکرو سی‌تی اسکن می‌شوند. این یک تکنیک اشعه ایکس است که تصاویر سه ‌بعدی با وضوح بسیار بالا تولید می کند. سپس این اسکن‌های سه ‌بعدی دیجیتال را می‌توان با استفاده از یک فرآیند نرم ‌افزاری پیچیده به یک نمای دوبعدی باز شده از پاپیروس های لوله شده تبدیل کرده و حروف را بر روی آن تشخیص داد و خواند.





Wednesday, 14 May 2025

ریشه های ژنتیک زبانهای هند و اروپایی بخش دو

 

یافته های یک گور یامنایی از شمال دریای کاسپیین از سالهای 2850 تا 2500 پیش از میلاد

پیوند میان آناتولیایی و هندواروپایی

پژوهش های جدید نه تنها ریشه‌های فرهنگ یامنایا را روشن می‌کنند، بلکه نشان می‌دهند که چگونه زبان هندواروپایی پدیدار شد - و اختلاف بر سر دو فرضیه منشأ آن را روشنگری می‌کند. برخلاف آنچه تا پیشتر تصور می شد، هندو-اروپایی و هیتی-آناتولی به طور کامل از هم جدا نشدند، بلکه حداقل ریشه های مشترکی دارند. لازاریدیس و تیمش توضیح می‌دهند: «بنابراین ما از یک اصطلاح جدیدتر استفاده می‌کنیم که به کل گروه به عنوان هندوآناتولی اشاره می‌کند.»

بر اساس بازسازی آنها، هند و آناتولی حدود 6500 تا 6300 سال پیش از هم جدا شداین تیم گفت: «این امرهم پیش از ظهور هیتی و هم پیش از گسترش فرهنگ یامنایا رخ داد.

 این انشعاب اولیه و همچنین تأثیر گروه‌های قومی مزوپتامی (بین‌النهرین)، توضیح می‌دهد که چرا زبان آناتولی-هیتی از نظر زبانی کاملاً با بقیه زبان‌های هند و اروپایی متفاوت است، همانطور که لازاریدیس و همکارانش توضیح می‌دهند.

 عشایر خط قفقاز-ولگا که در استپ پونتیک باقی مانده بودند، پس از آمیختن با فرهنگ های دیگر، شاخه های مختلف هند و اروپایی را توسعه دادند. این زبان سپس با یامنایا به اروپای عصر برنز رسید. بنابراین، خط تازه شناسایی شده قفقاز-ولگا مردمی بودند که شکل اصلی خانواده زبانی هندوآناتولی را بوجود آوردند.

 سه موج مهاجرت به سوی باختر

 دومین تیم تحقیقاتی به رهبری الکسی نیکیتین از دانشگاه ایالتی گراند ولی در میشیگان، چگونگی پیدایش یامنایا و چگونگی گسترش آنها به اروپا را با جزئیات بیشتری بررسی کرده است.  برای انجام این کار، آنها 81 ژنوم مردگان پیش از تاریخ از اوکراین و کشورهای اطراف را با جزئیات بیشتری تجزیه و تحلیل کردند. با بررسی کردن این جزئیات نیکیتین و تیمش به این نتیجه رسیدند که یامنایا و اجدادشان در سه موج در غرب اوراسیا پخش شدند.

 نخستین موج مهاجرت نشان دهنده اختلاط  خط  قفقاز-ولگا با شکارچیان محلی در حدود 6500 سال پیش است.

 در موج دوم، زمانی که عشایر استپی از خط قفقاز-ولگا و خط دنیپرو در حدود 6000 سال پیش در منطقه اطراف Mykhailivka در اوکراین کنونی مخلوط شدند، به اصطلاح هسته یامنایا  Kern-Yamnaya  ظهور کرد. این تیم گفت: «احتمالاً مرکز تشکیل یامنایا است. قدیمی‌ترین نمونه‌های DNA یک فرد یامنایا نیز از آنجا به دست آمده است که مربوط به حدود 3635 تا 3383 پیش از میلاد استتعداد این هسته های Yamnaya به سرعت افزایش یافت و بیشتر و بیشتر در غرب گسترش یافتند. آنها اغلب، اما نه همیشه، با جمعیت کشاورز محلی مخلوط شدند.  

حدود 5300 سال پیش، سرانجام موج سوم دنبال شد: یامنایا به سمت اروپای مرکزی پیشروی کرد و انقلابی را در فرهنگ های عصر برنز به راه انداخت که تا به امروز به شکل گیری زبان ها و فرهنگ ما ادامه می دهد.




Sunday, 11 May 2025

ریشه های ژنتیک زبانهای هند و اروپایی بخش یک

 

طی پژوهشهای باستان شناسی منشأ و خاستگاه زبان های هند و اروپایی، چگونگی پایه گذاری خانواده زبانی ما بوسیله عشایر  سبزدشت (استپ) نشین پیش از تاریخ آشکار شد.

پیوند گمشده

دست یابی به این آگاهی های DNA هزار ساله که تا پیش از آن نبودنشان کامل محسوس بود، نشان می دهد که سرچشمه زبان هندواروپایی از کجا بوده است - و مناقشه چند دهه را حل می کند.  

بر این اساس، منشاء خانواده زبانی ما وابسته به شاخه ای از عشایر سبزدشتی (استپی) است که پیشتر از این شناسایی نشده بود و حدود 6500 سال پیش در شمال دریای سیاه زندگی می کردند.  از این ها بود که نیاکان گروه های دیگر فرهنگ یامانیا توسعه یافتند و فرهنگ هند و اروپایی را به اروپای عصر برنز آوردند. همانگونه که پژوهشگران در نیچر"Nature"  گزارش می دهند، شاخه تازه کشف شده همچنین پیوند دیرپایی میان قبایل هند و اروپایی و باشندگان باستانی آناتولی را نشان می دهد.

 چه آلمانی، ایتالیایی، اردو و سانسکریت - همراه با حدود 400 زبان دیگر، همه آنها به خانواده زبان های هند و اروپایی تعلق دارند. تقریبا نیمی از بشریت امروزی به یکی از این زبان های هند و اروپایی صحبت می کند. اما این که شکل اصلی این زبان ها از کجا سرچشمه گرفته است، تاکنون مورد بحث بود.

 یافته های باستان شناسی و ژنتیکی ثابت می کند که عشایر اسب سوار یامانیا هند و اروپایی را به اروپا آورده اند. آنها در عصر برنز از سبزدشت (استپ) های شمال دریای سیاه به اروپا مهاجرت کردند و فرهنگ و زبان خود را نیز با خود آوردند.

دو فرضیه و سناریوی رقیب با یکدیگر

اما اینکه نیاکان خود یامانیاها و در نتیجه خالقان واقعی پروتو-هند و اروپایی از کجا آمده اند، هنوز هم مشخص نیست. بر اساس فرضیه سبزدشتی (استپی)، هندواروپایی در حدود 6500 سال پیش در آسیای مرکزی سرچشمه گرفت، در حالی که فرضیه کشاورزی رقیب شکل اصلی هند و اروپایی را حدود 8000 سال پیش در میان نخستین کشاورزان آناتولی باستان قرار می دهد.

 از زبان نخستین آنها، از یکسو زبان های هندواروپایی و از سوی دیگر زبانهای هیتی آناتولیایی پدید آمدند.

 شواهد ژنتیکی و زبانی برای هر دو سناریو وجود دارداما ایندو چگونه با هم سازگار هستند؟

 تیمی به رهبری یوسیف لازاریدیس  iosif-lazaridis از دانشگاه هاروارد اکنون این معما را حل کرده است.  برای انجام این کار، پژوهشگران نمونه‌های   DNA 435 نفر را که میان سال‌های 6400 تا 2000 پیش از میلاد در منطقه سبزدشت پونتیک – کاسپین  PonticCaspian_steppe در اوکراین یا روسیه امروزی دفن شده بودند، تجزیه و تحلیل کردند. علاوه بر این، آنها داده های باستان شناسی - از جمله موقعیت مردگان، وسایل قبر و ظاهر گورها - را ارزیابی کردند و از آن برای بازسازی تاریخ پیدایش و گسترش یامنایا استفاده کردند.

یامانیا به جای دو ریشه، سه ریشه داشتند

 بررسی ها و تحلیل ها نشان دادند که اساس فرهنگ یامانیا – و در نتیجه زبان آن – نه از دو، بلکه از سه پیش ساز توسعه یافته است.  علاوه بر نیاکانی که قبلاً در ولگا و دنیپرو شناخته شده بودند، گروه سومی نیز وجود داشت که در حدود 6400 تا 6000 سال پیش در استپ یا سبزدشت میان قفقاز و ولگای پایین زندگی می کردند.

 این تیم توضیح می دهد که این نخستین بار است که می توان چنین خط قفقاز-ولگا را توصیف و مستند کرد.  لازاریدیس و همکارانش گزارش می دهند: «این خط قفقاز-ولگا منبعی بود که نیاکان یامنایا از آن توسعه یافتند.  پس از اختلاط  با شکارچیان، گردآورندگان و کشاورزان محلی، این گروه حدود 80 درصد باشندگان جوامع یامنایا را تشکیل می دادند. پژوهشگران می نویسند: «مردم خط قفقاز-ولگا نیز به سمت جنوب حرکت کردند، که همین امر وجود اجزای باشندگان استپی را در مردم ارمنستان عصر مس توضیح می دهد.  از طریق این ارتباط، تأثیرات ژنتیکی و زبانی به آناتولی باستان نیز رسید.  در آنجا آنها حدود ده درصد ترکیب قومیتی در امپراتوری هیتی و آناتولی عصر برنز را تشکیل می دادند.

 پروفسور ران پینهاسی  prof-ron-pinhasi از دانشگاه وین که در نوشتن این گزارش همکاری داشت توضیح می دهد: "کشف جمعیت CLV به عنوان "حلقه گمشده" در تاریخ هند و اروپایی نقطه عطفی در جستجوی 200 ساله برای ریشه های هند و اروپایی ها و راه های گسترش این افراد در سراسر اروپا و بخش هایی از آسیا است."


دنباله دارد