جستجوگر در این تارنما

Showing posts with label حیات وحش. Show all posts
Showing posts with label حیات وحش. Show all posts

Thursday, 1 August 2024

رفتار گفتمانی شامپانزه ها شبیه به انسان است

 

پیشتر از این هم در مقاله  میمونها نیز همانند انسان به سوگ می نشینند  به تشابهات رفتاری میان میمون ها و انسان ها اشاره کرده بودم. اینک موردی دیگر که پژوهشگران دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند به آن پی برده اند.

شامپانزه ها با استفاده از حرکات، با یکدیگر ارتباط چهره به چهره  برقرار می کنند. پیگیری زمان این "مکالمات" نیز بسیار شبیه به زمان معمول مکالمات میان انسانی (سوای تفاوت های ظریف میان فرهنگ های گوناگون) است.

شامپانزه ها بشدت اجتماعی هستند و برای آنها ارتباط غیرکلامی و چهره به چهره نقش اصلی را بازی می کند.

هنگامی که انسانها با یکدیگر گفتگو می کنند، به سرعت «توپ را به یکدیگر» پاس می دهند: یک نفر چیزی می گوید، دیگری به آن واکنش نشان می دهد و غیره.  وقفه های متقابل افراد در این گفتگوها نیز با قاعده است. زمان میان دو چرخش در گفتگوها به طور متوسط ​​200 میلی ثانیه است - سکونی که در بین فرهنگ ها نسبتاً ثابت است.  تیمی به سرپرستی نخستی ‌شناس کاترین هوبایتر از دانشگاه سنت اندروز در اسکاتلند اکنون در "Current Biology"   گزارش می‌دهد که شامپانزه‌ها با استفاده از ژست‌هایی در چارچوب ساختار زمانی مشابه، رو در رو با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

در بسیاری از حیوانات، تبادل متناوب اطلاعات از فواصل کما بیش طولانی بگونه صدا کردن انجام می گیرد. اما در این میان میمون ها یک استثناء را تشکیل می دهند. هوبایتر و همکارانش برای اینکه جزئیات این رفتار میمون ها را بیشتر بررسی کنند بزرگترین مجموعه اطلاعاتی را در مورد پنج گروه میمونهای وحشی در خاور آفریقا جمع آوری کردند.

14 درصد از گفتگوهای میان دو میمون بگونه حرکات و اشارات بودند و آنها این کار را همانند و بگونه انسانها انجام می دادند. میمونها درست مانند انسانها میان گفتار حرکتی خود و پاسخ شنیدن حرکتی، به انجام دادن یک مکث کوتاه مبادرت می ورزیدند. هوبایتر در دنباله گفتار خویش ادامه داد که در قبایل گوناگون میمونی درست مانند قبایل و تیره های گوناگون انسانها همه حرکات و اشارات یکسان نیستند و یک معنا را نمی دهند. در میان انسانها دانمارکی های از همه آرامتر به پرسش ها پاسخ می دهند و در میان تیره های میمونی شامپانزه های سونسو در اوگاندا هستند که گفتمان حرکتی آرام دارند.   



Wednesday, 10 July 2024

طالع آخرین گروه های آنها مدد نکرد

 

ماموت پشمالو که با نام ماموت پشمی یا خز نیز شناخته می شود (Mammuthus primigenius)، گونه ای منقرض شده از خانواده فیل ها است. این نوع ماموت در سیبری به هنگام گذر از دوران یخبندان اولیه به دوران یخبندان میانی یعنی حدود 800000 تا 600000 سال پیش تکامل پیدا کرد و در استپ های سرد در شمال اروپا و آمریکای شمالی ساکن شد.

ماموت پشمالو حیوانی سازگار با سرما بود و آب و هوای بسیار سرد شمالی را به آب و هوای زیر قطبی ترجیح می داد و از اینرو عمدتا در سیبری و شمال کانادا ماوا داشت.  در اواخر عصر یخبندان میانه، حدود 300،000 تا 250،000 سال پیش، حیطه مسکونی این گونه ماموت به سمت جنوب یعنی بطرف اوراسیا نیز گسترش یافت. آنها به اروپای مرکزی هم در عصر یخبندان Saale (300000 تا 126000 سال پیش)، رفتند ولی با پایان یافتن دوره های یخبندان این حیوانات هم اروپای مرکزی و هم اوراسیا را ترک کرده و دوباره به مناطق شمالی که مناطق اصلی سکونت آنها بودند، پس روی کردند.

حدود 4000 سال پیش، آخرین ماموت های پشمالوی اروپایی مردند. همنوعان ایشان 6000 سال پیش از آنها در سرزمین اصلی اروپا و در جزیره رانگل منقرض شده بودند. جزیره رانگل در خاور دریای سیبری واقع است که مجاور اقیانوس منجمد شمالی می باشد. بدینوسیله این جزیره حدود 2000 کیلومتر از قطب شمال بدور است.  


جزیره رانگل که با رنگ سرخ مشخص شده است

نتایج پژوهش ها نمایانگر این هستند که از میان رفتن نسل این ماموت ها بر اثر ضعیف شدن ژنوم آنها نبوده است. ضعیف بودن ژنوم زنده جان می توانست با گذر زمان حیوانات را مستعد ابتلا به بیماری و یا کاهش نرخ زاد و ولد نماید.

بنا به پژوهشهایی که بوسیله  Love Dalén از دانشگاه استکهلم انجام گرفتند، آزمایش ها نشان دادند که کمی پیش از پایان کار ماموتهای پشمالو، مخازن ژنتیک این حیوانات و ترکیب ژنتیکی آنها با وجود جمعیت کمشان، همچنان نسبتاً متنوع بوده است.

اعضای تیم پژوهشی در طی کار خود، ژنوم 21 ماموت پشمالو را تجزیه و تحلیل کردند که 14 تای آنها در جزیره Wrangel و هفت مورد در سرزمین اصلی زندگی می کردند. نمونه های ماموت های باقی مانده دارای قدمت های گوناگون بودند بدینگونه که بقایای این حیوانات از50000 سال پیش تا بقای نمونه های ماموت های پیش از کاهش جمعیت ماموت ها مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات بدست آمده حاکی از آن است که  جمعیت اولیه گروه ماموتهای پشمالو حداکثر از هشت ماموت تشکیل شده بود یعنی زمانی که بالا آمدن آب سطح دریا، رابطه مستقیم این جزیره را از سرزمین اصلی قطع کرد.  در طی حدود 20 نسل، تعداد آنها به 200 تا 300 حیوان رسید که احتمالاً با محدودیت ظرفیت جزیره مطابقت دارد. با این حال، این جمعیت ظاهراً در طول هزاره‌ها ثابت ماند، اگرچه نشانه‌هایی از افسردگی همخونی و تنوع ژنتیکی ضعیف در ژنوم مشهود شد.

دالن در بیانیه‌ای گفت: «اکنون می‌توانیم با خیال راحت این ایده را رد کنیم که چون جمعیت آنها بسیار کوچک بوده است پس به دلایل ژنتیکی محکوم به انقراض بودند.  احتمالاً این فقط یک رویداد تصادفی بوده که گونه را از بین برده است و اگر آن اتفاق نمی افتاد، احتمالا امروز هم ماموت ها وجود می داشتند».  با این حال، مشخص نیست که این چه نوع رویدادی بوده است که رخ داده و سبب انقراض نسل ماموتهای پشمالو شده است؟  چندین سال شرایط بد آب و هوایی و غذای کم، یک رویداد شدید آب و هوایی، یک بیماری معرفی شده یا یک تغییر عمده در نسبت جنسیتی باشد، زیرا تعداد زیادی نر به دنیا آمدند یا تعداد زیادی ماده مردند؟

برای گونه هایی با جمعیت بسیار کوچک، چنین رویدادهای تصادفی  خطر انقراض را افزایش می دهند. بنابراین، مطالعات بر روی ماموت هایی که در 300 سال پیش از ناپدید شدن نهایی زندگی می کردند، می تواند اطلاعات بیشتری را به ما ارائه دهد.  نمونه هایی از بقایای ماموتهای پشمالوی این دوره در حال حاضر پیدا شده اند و قرار است مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.



Tuesday, 4 February 2014

تقسیمِ غذا، حس همبستگی‌ را بیشتر می‌کند

با هم غذا خوردن، حسِ تعلق بوجود میاورد. شامپانزه‌ها زمانیکه غذایِ خود را با همنوعانشان بخش میکنند، هورمونِ خوشی (هورمونِ اکسیتوسین) تولید میکنند.
این هورمون در مادران، محرکِ تولیدِ شیر پس از زایمان میباشد. ثابت شده است که در مادرانی که احساسِ تعلقِ زیادتری میا‌‌ن کودک و خود حس میکنند، این هورمون بیشتر ترشح شده و شیرِ بیشتری نیز در بدنشان تولید میشود.
پژوهشگرانِ بخشِ انسان شناسی‌ و تکاملِ انستیتوی  ماکس پلانک ِ لایپزیگ در ۷۹ آزمایشی که بر رویِ ادرارِ ۲۶ میمونی که در منطقه حفاظت شده بودونگو انجام دادند، متوجه گردیدند که این میمونها همیشه پس از تناولِ غذایِ مشترک هورمونِ اکسیتوسینِ بیشتری از خود ترشح میکردند و این نیز فرقی‌ نداشت که این میمونها با هم نسبتی میداشتند یا نه‌ و اینکه آیا این میمونها غذا دریافت کرده بودند یا بخش.
پژوهشگران می‌گویند، اینگونه خوراک خوردنِ گروهی و تقسیمِ غذا، پایه گذارِ ایجادِ احساسِ تعلقِ اجتمایی‌ در میا‌‌نِ میمونها میباشد. آنها می‌گویند سرِ یک سفره نشستنِ میمونها میتواند حتی از نظافتِ همگانی و شپش کشی شان مهمتر باشد. در مورد میمونها میگویند که با انسانها بیش از  ۹۸%  ژن مشترک دارند.


Wednesday, 6 November 2013

کشته شدن پلنگِ ایرانی در ترکیه

پلنگ ایرانی که در آنجا بنام پلنگِ آناتولی خوانده میشود، از جملهِ  حیوانات در حال انقراضیست که به ثبتِ  بین المللی رسیدهٔ اند.
چوپانهایی در دیارِ  بکر که در جنوبِ  شرقی‌ ترکیه قرار دارد هفته گذشته یکی‌ از این پلنگها را کشتند.
پلنگِ  کشته شده در ترکیه از گونه پلنگِ ایرانیست  که آخرین بار در ماهِ  سپتامبرِ  امسال در کرانه‌هایِ  دریایِ  سیاه توسطِ  دوربینهایِ  مخفی‌ مشاهده گردید.
در سالِ  ۲۰۰۸  سازمانِ   International Union for Conservation of Nature (IUCN گزارش داد که از گونه پلنگِ  قفقازی یا پلنگ ایرانی بیش از ۱۳۰۰ قلاده  در جهان موجود نمیباشند که بیشترِ  آنها نیز در ایران و افغانستان هستند یعنی‌ ۸۵۰ قلاده در ایران و ۲۰۰ قلاده دیگر در کشورِ  افغانستان هستند.
امروزه وضع دگرگون شده و تعدادِ  باقیمانده بسیار کمتر از گذشته گردیده است.
ترکیه برایِ  حفظِ  مقدارِ  باقیمانده از این گونهِ  نادرِ  پلنگ، خواهان همکاریهایِ  بین المللی و جذبِ  حمایتِ  آنها شده است. ترکیه از این موقعیت استفاده کرده و جریان حال این پلنگها را در جراید غربی مطرح نموده تا امر کمک رسانی به آنها را تسریع بخشد.

سازمانهایِ  بین المللیِ  مربوطه از این درخواست استقبال نمودند.


Friday, 5 August 2011

اصل و نسب خرسهای قطبی

بهنگامیکه خرس قطبی و خرس قهوه ای راهشان با هم تلاقی میکند، نبرد و جدل میان ایندو اجتناب ناپذیر مینماید.
بیولوژهایی که بر روی فک یک خرس قطبی که 120 هزار سال پیش میزیسته، پژوهش میکردند متوجه شباهتهای فراوان ساختمانی و ژنتیکی میان اسلاف خرس قطبی و خرس قهوه ای شدند. آنها امروزه معتقدند که در 150 هزار سال پیش از یک گونه خرس، ایندو نژاد خرسی کاملا متفاوت با خصوصیات گوناگون بوجود آمده است.
در حالیکه خرس قطبی بدنبال یافتن طعمه میتواند تا روزی 700 کیلومتر در آبهای سرد شنا کند، خرس قهوه ای بالا رونده ماهری است که از درخت و کوه بالا میرود. نوع تغذیه ایندو گونه نیز کاملا متفاوت میباشد و بایکدیگر تشابهات اندکی دارد.
در سال 2010 پژوهشگران در کانادا از اینکه بازمانده خرسی را یافتند که  پشم سپید اما پنجه های قهوه ای رنگ داشت، شدیدا شگفت زده شدند. آن زمان این کشف سرو صدای زیادی بپا نمود زیرا جفتگیری خرسی قهوه ای و خرسی قطبی را در نسل  دوم اثبات میکرد  بدین معنا که مادر این خرس یافته شده خود خرس دورگه ای بوده و پدرش خرسی قهوه ای.
اینکه این دو گونه مختلف خرس که در واقع از صدهزار سال پیش از هم جدا گشته و هرکدام به راه خود رفته بودند، با یکدیگر جفتگیری کرده بودند برای پژوهشگران بسیار شگفت انگیز بود اما گروهی از پژوهشگران دانشگاه  پنسیلوانیا به سرپرستی   بث شاپیرو  با انجام آزمایش بر روی فسیلهای یافته شده از ایندو گونه خرس پی بردند که در صد هزار سال گذشته موقعیتهایی پیش آمده بوده که جفتگیریهایی میان ایندو گونه خرس انجام گرفته بطوریکه نیای مادری همه خرسهای قطبی موجود فعلی بر روی کره زمین در واقع ماده خرسی قهوه ای بوده که در نه هزار سال پیش در منطقه ایرلند کنونی میزیسته است. در آنزمان بعلت یخ بندان خرسهای قطبی میتوانستند تا جزیره ایرلند و بریتانیا رفت و آمد داشته باشند.
این کشف تازه در مورد خرسهای قطبی که امروزه نسلشان در خطر انقراض است نیز هیاهوی زیادی بپا نمود زیرا تا به امروز انسان در مورد دوره تکامل خرسهای قطبی کم میدانست.
معمولا جفتگیری میان دوگونه مختلف که به تولید مثل بینجامد، موفقیت آمیز نیست زیرا نسل بعدی خود قابلیت تولید مثل ندارد مانند یابو و قاطر اما بنظر میرسد که در مورد ایندوگونه خرسی اوضاع بصورت دیگری بوده باشد.
در حال حاضر نسل هر دو این گونه ها در خطر انقراض هستند و پژوهشگران بیم دارند که در صورت جفتگیریهای مجدد میان آنها نسلی فاقد قابلیت تولید مثل بوجود آید که سرعت انقراض هر دو گونه را شتاب بخشد.

Friday, 24 December 2010

چگونگی پدید آمدن نقش پوست گربه سانان

برخی از آنان لکه هایی بر پوست دارند مانند پلنگ و یوزپلنگ، برخی دیگر مانند ببر دارای پوستی راه راه هستند و شیر هم در این میان پوستی یکدست و یکرنگ دارد.
نخست بنظر میرسید که این حیوانات را بتوان به سادگی توسط نقشهای روی پوستشان در میان محیط زیستشان تشخیص داد اما کسانیکه که گذری به باغ وحشهای اروپا داشته اند میدانند که پیدا کردن و تشخیص دادن یک پلنگ در محوطه بازی که در میان باغ وحش قرار دارد و دارای درختان متعددی است چقدر مشکل است. پلنگها خود را میان درختان و شاخه های آنها بخوبی پنهان و استتار میکنند و برای این منظور لکه ها و نقشهای روی پوستشان کمک بسیار خوبی میباشند.
اخیرا  ویل آلن Will Allen  و تیم همراه او از دانشگاه بریستول University of Bristol با پژوهش و کاوش بر روی سی و پنج گونه از گربه سانان پی برده اند که نقشها و نوارهای روی پوست این گربه سانان با همراهی سایه روشن نور در محیط زیست طبیعی این حیوانات وسیله بسیار خوبیست برای این حیوانات که تا آخرین لحظه خود را از دید طعمه های خود پنهان بدارند. تلفیق سایه روشن نور و محیط طبیعی زندگی گربه سانان نقش بسیار مهمی را در این میان بازی میکنند و بهمین سبب نیز میباشد که گربه سانان بیشتر شکارهای خود را در هنگام  برآمدن و فرورفتن خورشید انجام میدهند.
غریزه تطبیق دادن خود با محیط اطراف در این حیوانات بقدری قوی میباشد که میتوان در محیط های زیست مختلف ناگهان پلنگ سیاهی را دید و یا پلنگی با لکه ها کوچکتر بر روی پوست.
خانواده گربه سانان در جریان پروسه تکامل طبیعی بهنگامیکه وارد محیطی نو میگشتند و در آنجا مستقر میشدند، مطابق با محیط نو که آیا بیشتر بیشه زار بود و یا علفزار و غیره،  بمرور زمان نقش و نگار پوست خود را با محیط اطراف مطابقت میدادند تا دیرتر و کمتر دیده شوند.
این پدیده  را در میان حیوانات دیگر منجمله ماهیهای گوپی  Guppy  نیز میتوان یافت. این گونه ماهی بمحض استقرار در محیطی نو تنها طی  گذشت سه  یا چهار نسل نقشهای روی بدن خود را با محیط نو مطابقت میدهد تا هم بهتر بتواند شکار کند و هم اینکه دشوارتر شکار گردد.
آلن و همکارانش همچنین وجود استثناء در این رابطه را  میان حیوانات  بعید نمیدانند، مثلا هنوز مشخص نیست که چرا یوزپلنگها بر روی پوست خود لکه دارند گرچه که آنها در دشتهای باز زندگی میکنند. همچنین علت داشتن نوار بر روی پوست ببرها هنوز برای دانشمندان مشخص نیست و پاسخی برایش پیدا نکرده اند.

Friday, 19 November 2010

ناقص کردن کرگدنها

بخاطر ارزش زیادی شاخهای کرگدن در بازار سیاه،  این حیوان بصورت بسیار جدی و خطرناکی در معرض خطر نابودی قرار دارد. محیط بانان و محافظین گونه های در خطر انقراض مجبور به انجام عمل شگفت آوری شده اند. آنها شاخهای این حیوانات را اره میکنند.
در کشور زیمبابوه جهانگردان طبیعت بتازگی شاهد صحنه هایی بودند که نخست ایشان را بوحشت انداخت و سپس عمیقا بفکر فرو بردشان.
عده ای با اره های برقی شاخهای کرگدنی را که بحالت نیمه بیهوش بر روی زمین افتاده بود، بریدند. اندکی پس از آن کرگدن از زمین برخاست و فرار کرد. عاملین این کار شادمان هم بنظر میرسیدند. آنها شکارچیان غیرقانونی نبودند و این عمل ایشان بمنظور نجات جان حیوانات انجام گرفت. در این عملیات دامپزشکان موقوفه محیط زیست Lowveld Rhino Trust  شرکت داشتند.
در زیمبابوه تعداد کرگدنها را بالغ بر هفتصد راس تخمین میزنند که از دو گونه مختلف هستند. چهارصد کرگدن پوزه باریک و سیصد کرگدن پوزه پهن که کرگدنهای پوزه باریک بیشتر در معرض خطر نابودی و انقراض میباشند. تا دو دهه پیش تعداد این حیوانات بیشتر از سه هزار راس بود.
جوزف اوکاری  Joseph Okari متخصص امور کرگدنها میگوید در سالهای 2006 و 2007 متوجه گشتیم که تعداد این حیوانات بصورت محسوس و شگفت انگیزی کم گشته و با بررسی بیشتر دریافتیم که این کم گشتن کرگدنها براثر مرگ آنها از طریق شکار توسط شکارچیان غیرقانونی بوده است.
بهای شاخ کرگدن در بازار سیاه  کیلویی 14000 یورو میباشد.
در خاور دور از شاخ کرگدنها نه تنها برای ساختن زیور آلات استفاده میشود بلکه آنرا برای درمان سردرد نیز بمصرف میرسانند. بیشترین مورد مصرف شاخ کرگدن در خاور دور اما برای تهیه نوعی گرد برای بالا بردن قوای جنسی مردان میباشد هر چند که تاثیر استفاده از گرد تهیه شده از شاخ کرگدن برای این منظور هیچگاه به اثبات نرسیده است.
رژیم زیمبابوه در این میان پنج تن شاخ کرگدن را در حراره پایتخت این کشور گردآوری و انبار نموده است.