جستجوگر در این تارنما

Showing posts with label محیط زیست – حیات وحش. Show all posts
Showing posts with label محیط زیست – حیات وحش. Show all posts

Friday, 9 October 2015

ممنوع گشتن بذرهای دست کاری شده در اروپا

دو سومِ کشورهایِ عضوِ اتحادیه اروپا درخواستی رسمی‌ به پارلمانِ اروپا تقدیم کردند مبنی بر ممنوع گشتن کاشت با بذرهایی که از نظرِ ژنتیک دستکاری شده اند.
تقدیم این درخواست رسمی واکنشِ این کشورها بود به تغییرِ قانونی در اروپا. از اوایلِ امسال پارلمانِ اروپا تصویب کرد که کشورهایِ عضوِ این اتحادیه میتوانند خود تصمیم بگیرند که آیا بذرِ دستکاری شده را در کشاورزیِ خود آزاد میگذارند یا نه‌.
با استقبالِ مردمانِ این کشورها از وضع این قانون و حمایتِ عملی‌ از محصولاتِ طبیعی‌، سازمانها، نهادها  وارگانهایِ دولتی و غیرِ دولتی در کشورهایِ گوناگون خواستارِ این گشتند که کشت توسطِ این گونه بذرهای دستکاری شده کلاً ممنوع گردد.
پارلمان اتحادیه اروپا تا چهارمِ اکتبر امسال ( یکشنبه‌ گذشته ) به کشورهای عضو مهلت داده بود تا درخواستِ خود را بطورِ رسمی‌ تقدیمِ پارلمان نمایند.
کشورهایِ آلمان، لوکزامبورگ، دانمارک، سلووانی، مالتا در آخرین دقایق به اینکار مبادرت ورزیدند. انگلستان به نمایندگی از طرفِ خود و ویلز، اسکاتلند و ایرلندِ شمالی‌ درخواست نمود. بلژیک هم همین‌کار را از سویِ خود و والونی انجام داد و کشورهایِ بلغارستان، فرانسه، یونان، ایتالیا، کرواسی، لیتوانی، هلند، اتریش، لهستان، مجارستان و قبرس هم میخواهند کاشتِ بذرهایِ دستکاری شده ژنتیک را در سرزمنیهایِ خود ممنوع نمایند. خارج از اتحادیه اروپا حتی کشورهایی مانند چین نیز از ورود محصولاتی که با بذرهای دستکاری شده تولید شده اند به کشور خویش جلوگیری میکنند ( ن. ک. به  ذرتهای سینگنتا و کشور چین ).
طرفدارانِ حفظِ محیطِ زیست این گام را مقاومتی جانانه در برابرِ تولید کنندگانِ بذرهایِ دستکاری شده نامیدند.
پارلمان اتحادیه اروپا رونوشتِ این درخواست‌ها را برایِ این تولیدکنندگان بذر ارسال داشت تا اینها وقت داشته باشند در شیوه تولیداتِ بذرهایِ خود تجدیدِ نظر کنند.
این کشورها هم اکنون منتظرِ تصویبِ رسمی‌ِ پارلمان اتحادیه اروپا میباشند.


Friday, 17 January 2014

آیا میدانید؟

که :
۱ – ۹۰% ماهی‌‌هایِ دریایِ میانه (مدیترانه) بر اثرِ زیاده روی در ماهیگیری، از میا‌‌ن رفته اند؟
۲ – ۲۰% ماهی‌‌هایی‌ که در اروپا مصرف می‌شوند از راه صیدِ غیرِ قانونیِ ماهی‌ در کرانه‌هایِ شمالی‌ و باختریِ آفریقا تامین میگردند؟
۳ – در برخی‌ از مناطقِ دریایِ شمال (اروپا) تا ۸۰% از ماهی‌‌هایِ صید شده و مرده را بخاطرِ اینکه موردِ پسندِ مشتریان نمیباشد دوباره به دریا میریزند؟
۴ – در بیشترِ دریاچه‌هایِ مصنوعی پرورشِ ماهی‌ِ کشور شیلی برایِ تولیدِ یک کیلو ماهی‌، ۵ کیلو پودرِ ماهی‌ دریایی به عنوانِ غذایِ ماهی‌ مصرف میگردد و بدینوسیله میزانِ نابودی ماهی‌‌ها در کرانه‌هایِ این کشور ۱۵۰ برابرِ میزانِ نابود کردنِ درختانِ جنگل‌هایِ حاّره میباشد، با این تفاوت که یکی‌ بالایِ آب قرار دارد و قابل رویت میباشد و دیگری چون در زیرِ آبهاست از چشم بدور مانده.
۵ – در تایلند و میانمار، کودکان را با زور و عنف از خانواده‌‌هایشان جدا میکنند تا به کارِ پاک کردنِ میگو بپردازند؟ با کودکان کار، بهای فرآورده های دریایی ارزانتر در اختیار مشتریان قرار میگیرد و حتی میتوان بخش بزرگی از این فرآورده ها را به کشورهای پولدار عربی صادر نمود.

اندیشمندان بزرگترین مسبب اینهمه بدبختی را میل بیش از حد برخی به تناول میدانند که به سبب پولدار شدن پدید آمده است. این اندیشمندان همزمان پولدار شدن را برابر با توانمند شدن در امر خرید دانسته اند اما اینرا الزاما برابر با دانسته تر و فرهنگمندتر شدن ندانستند.
وضع در کشور ما ایران به چه گونه است؟


Wednesday, 6 November 2013

کشته شدن پلنگِ ایرانی در ترکیه

پلنگ ایرانی که در آنجا بنام پلنگِ آناتولی خوانده میشود، از جملهِ  حیوانات در حال انقراضیست که به ثبتِ  بین المللی رسیدهٔ اند.
چوپانهایی در دیارِ  بکر که در جنوبِ  شرقی‌ ترکیه قرار دارد هفته گذشته یکی‌ از این پلنگها را کشتند.
پلنگِ  کشته شده در ترکیه از گونه پلنگِ ایرانیست  که آخرین بار در ماهِ  سپتامبرِ  امسال در کرانه‌هایِ  دریایِ  سیاه توسطِ  دوربینهایِ  مخفی‌ مشاهده گردید.
در سالِ  ۲۰۰۸  سازمانِ   International Union for Conservation of Nature (IUCN گزارش داد که از گونه پلنگِ  قفقازی یا پلنگ ایرانی بیش از ۱۳۰۰ قلاده  در جهان موجود نمیباشند که بیشترِ  آنها نیز در ایران و افغانستان هستند یعنی‌ ۸۵۰ قلاده در ایران و ۲۰۰ قلاده دیگر در کشورِ  افغانستان هستند.
امروزه وضع دگرگون شده و تعدادِ  باقیمانده بسیار کمتر از گذشته گردیده است.
ترکیه برایِ  حفظِ  مقدارِ  باقیمانده از این گونهِ  نادرِ  پلنگ، خواهان همکاریهایِ  بین المللی و جذبِ  حمایتِ  آنها شده است. ترکیه از این موقعیت استفاده کرده و جریان حال این پلنگها را در جراید غربی مطرح نموده تا امر کمک رسانی به آنها را تسریع بخشد.

سازمانهایِ  بین المللیِ  مربوطه از این درخواست استقبال نمودند.


Friday, 31 August 2012

کاری که نهنگ آبی برای اقیانوسها و جهان انجام میدهد

نهنگهای رنگ آبی  بزرگترین و سنگین ترین موجودات زنده روی زمین هستند. از همینرو نیز شگفت انگیز نیست که مدفوع ایشان نیز بدون گذاشتن اثری همینطور در اقیانوسها ناپدید نمیشود.
پژوهشگران در تلاشند تا دریابند که مدفوع این موجودات چگونه بر روی تعادل بیولوژیک دریاها تاثیر میگذارد.
نهنگهای آبی از کریل نوعی از بی مهرگان سخت پوست که شبیه میگو میباشند و هنوز در اقیانوسها به اندازه کافی یافت میشوند، تغذیه میکنند. بر اثر این تغذیه، نهنگها مدفوعی نارنجی رنگ را از خود در اقیانوس بجای میگذارد که برای موجودات و گیاهان دریایی که در زنجیره مواد غذایی دیگر حیوانات قرار دارند، نقش بسزایی را بازی میکند.
بعبارتی میتوان گفت که نهنگ ها با انجام عمل گوارش خود به گونه ای به دریاها کود میدهند و از همینرو نیز آنها در نزد زیست شناسان دریایی به باغبانان دریا معروفند.
در سال 2010 زیست شناسان دانشگاه هاروارد به چگونگی کار چرخه گوارشی نهنگهای آبی پی بردند. این نهنگها که در اعماق دریاها به تغذیه میپردازند، مدفوعات خویش را در نزدیکی سطح آب در دریاها رها میکنند. در اینجا که درجه حرارت آب گرمتر از در ژرفاست، مدفوعات خوان غذایی گسترده ای برای پلاکتونها که کریل نیز از جمله آنها حساب میشوند، میگردند.
پیشترها یعنی پیش از اینکه نهنگها را بسبب منافع اقتصادی شکار کنند، آنها در مدت طول عمر خود سه برابر نیتراتی را که خود مصرف کرده بودند، تولید کرده و به چرخه بیولوژیکی زمین پس میدادند. البته حیوانات و موجودات دیگر نیز همینکار را انجام میدهند اما نه به اندازه و تناسب نهنگ های رنگ آبی.
چرخه نیتروژن یکی از مهمترین و اساسی ترین بخشها در ساختمان موجودات زنده است که دستورات راهنمای ضروری برای همه فعالیتهای زندگی را حمل میکند.
پیشتر از این حدود 200 هزار نهنگ آبی در اقیانوسها زندگی میکردند و امروزه این تعداد به 8 هزار رسیده است. هنوز برای دانشمندان نامشخص میباشد که این کم شدن تعداد نهنگها چه تاثیر آشکار و نهانی بر روی اکوسیستم دریاها گذاشته است و چگونه و در چه مدت و تحت کدام شرایطی میتوان آنرا جبران نمود.

Thursday, 29 September 2011

با پشم ضخیم پیش از دوران یخ بندان

کاوشگران در تبت استخوانهای کرگدن پشم داری را که تا کنون کسی از وجودش خبری نداشت پیدا کردند. پیدا شدن این نوع از کرگدن فرضیه شناخت زمان پشم دار شدن حیوانات را شدیدا متزلزل نمود.
تیم کاوشگران بین المللی به سرپرستی تائو دنگ چینی که بازمانده استخوانهای این حیوان منقرض شده را یافت، اعلام نمود که این نوع کرگدن در 3،7 میلیون سال پیش در بلندیهای تبت زندگی میکرده است.
یافتن بازمانده استخوانهای این حیوان و پی بردن به وجود آن تنها مسئله شگفت انگیز این موضوع نبود بلکه بلندی موها و ضخامت پشم این حیوان که 1،2 میلیون سال پیش از دوران یخ بندان بزرگ میزیست هم بنوبه خود شگفتی آفرید.
تا پیش از آن گمان برده میشد که علت تکامل پشم دار شدن حیوانات آغاز گشتن دوران یخ بندان بوده است که آنها را بطور طبیعی در برابر سرما مقاوم میکرده است.
پژوهشگران چینی فرضیه تازه ای را مطرح کردند. آنها میگویند از آنجا که نواحی بلند تبت زمستانهای بسیار سختی دارد، این نوع کرگدن بصورت طبیعی و بتدریج پشم دار گشت و زمانیکه دوران یخ بندان فرا رسید این حیوان نسبت به موجودات زنده دیگر در برابر سرما در موقعیت بسیار بهتری قرار گرفت.
دیرین شناسان در حال حاضر شدیدا مشغول آن هستند تا دریابند  که گونه های مختلف موجود و نابود شده چه رابطه ای میان خود داشته و دارند و نسبت تکامل ایشان با تغییرات جوی و ارضی کره زمین در دورانهای گوناگون چگونه بوده است.
آنها میخواهند از این راه حتی به این امر پی ببرند که تغییرات آب و هوایی دورانهای گوناگون کره زمین به چه صورت بوده است.
گروه پژوهشگران پیرامون تائو دنگ دوباره بزودی به محل یافتن استخوانهای کرگدن نابود شده میروند شاید که چیزهای جدیدی بیابند. یکی از اعضای گروه پژوهش بنام کسیائومینگ وانگ با امیدواری میگوید :" تبت یکی از آخرین حوزه های موجود بر روی زمین است که در آن میتوان هنوز چیزهای نو و فسیلهای ناشناخته یافت."

Wednesday, 7 September 2011

تغییرات اوضاع جوی مهاجرت جانوران را شتاب میبخشد

در مکانهائی که تغییرات اوضاع جوی شرایط محیط زیستی را دگرگون میسازد بایستی که گیاهان و جانوران خود را مطابقت دهند و یا اینکه بدنبال محیط زیستهای نو بیفتند. پژوهشگران بتازگی متوجه گشتند که اینگونه مهاجرتها و تغییر مکانها با شتاب شگفت انگیزی انجام میگیرند.
این جانوران و گیاهان کوشش میکنند تا با جلای وطن از دام مرگ پنهان برخاسته از تغییرات جوی در نخستین فرصت ممکن بگریزند.
گروه پژوهشگران به سرپرستی ئی چینگ چن  I-Ching Chen  از دانشگاه نیویورک در طی پژوهشهایی که بر روی 200 گونه گیاهی و جانوری از پرندگان گرفته تا پروانه ها، ملخها و عنکبوتها و گیاهان کوهی و جلبکها انجام شده بود، دریافتند.
اطلاعات گردآوری شده از تمامی نواحی گیتی بخصوص از شمال آمریکا و اروپا بودند.
نتیجه کلی : گونه های واقع در پستی ها و نواحی استوایی بیشتر از دیگر گونه ها در این چنین مهاجرتها شرکت میکنند. در طی تنها یکدهه گونه های نزدیک به خط استوا بطور متوسط 17 کیلومتر از خط استوا دور گشتند و به نواحی که بطور متوسط 11 متر بلندتر بودند رفتند تا محیط خنک تری داشته باشند. هر چند گونه هایی نیز وجود دارند که از جای خود تکان نمیخورند. عامل موثر در اینمورد این حقیقت است که بیشتر تغییرات و جابجائی ها در مکانهایی انجام گرفتند که در آنها گرمای محیط بصورت مستقیم بالا رفته بودند.
همچنین در برابر این بالا رفتن دمای محیط برخی از گونه ها دیرتر به عکس العمل جابجایی محیط افتادند. این بیشتر بخاطر حساس تر بودن و یا نبودن گونه های مختلف در برابر عامل گرما میباشد.
پژوهشگران میگویند برای دریافتن بیشتر علل این حساس بودن نیاز به مطالعات و پژوهشهای بیشتری میباشد.

Monday, 18 July 2011

شادی محیط بانان بین المللی

در هفته سوم ماه ژوئن امسال سرانجام محیط بانان بین المللی دو دلیل برای شادی کردن یافتند که هر دو مورد نیز بر اثر کارهای پایه ای که خود آنها در شرایط سخت و علیرغم جدی نگرفتن ایشان و کارهایشان در ابتدا، انجام داده بودند، میسر گشتند.
مورد نخست : غزال عربی، حیوانی کوچک، سریع، با استقامت، بدنی سپید و پاهای بلند و قهوه ای رنگ که شاخهای صاف و درازی دارد تا چند دهه پیش امیدی برای باقی ماندنش نبود. آخرین گونه آزاد آنرا در سال 1972 شکار کردند. تنها چند گونه آنرا در باغ وحشها و مناطق حفاظت شده که بسیار کم هم بودند، نگاه میداشتند. آنزمان در سطح جهانی و منطقه ای خلاء بزرگی ازدانش و آگاهی در درون دولتیها و ملتها وجود میداشت که وقوع چنین اتفاقاتی را اجازه داده  و تحمل میکرد.
برنامه احیاء گونه غزال عربی که در ادبیات و نقاشی عرب از آن با نام  ال مها   یاد میگردد در سال 1982 در کشور عمان آغاز گردید و تا رسیدن به مرحله نسبی موفقیت  سه دهه بطول انجامید. امروزه حدود 1000 عدد از آنها دوباره در شبه جزیره عربستان در کشورهای عمان، امارات متحده عربی، عربستان و اردن و در محیط زیست طبیعی خود زندگی میکنند. غزال عربی در دسته های 8 تا 10 راسی زندگی میکند و میتواند که آب را از کیلومترها دور بو کند. بنظر میرسد که غزال عربی که هم اکنون در شبه جزیره بطور جدی مراقبت و حمایت میگردد، بازگشت خود را جشن گرفته باشد.
این موضوع اما در مورد دیگرگونه های تهدید شده از خطر انقراض صدق نمیکند. بسیاری از آنها در جدال برای بودن یا نبودن هستند و در این مورد جای هیچگونه پرسشی نیز نیست. در فهرست سرخی که بتازگی از سوی  اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست   IUCN (International Union for Conservation of Nature)   منتشر گردیده این گونه های در حال انقراض به دو دسته درمعرض خطر و بسیار در معرض خطر تقسیم شده اند.
مورد دوم : گسترش مساحت جنگلها در اروپا که در جراید این قاره با شادی از آن با سرمقاله هایی نظیر جنگلها دوباره زمینهای از دست داده را فتح میکنند و نظیر آن یاد گشت.
در آخرین گزارش سازمان ملل از وضعیت جنگلها بنام  State of Europe’s Forests 2011 که در هفته سوم ماه ژوئن امسال منتشر گردید، آمده است که در بیست سال گذشته بطور متوسط سالانه 8000 کیلومتر مربع به مساحت جنگلهای اروپا افزوده شده است. بیست درصد از این افزایش سطح جنگل در آلمان اتفاق افتاده است.
درحال حاضر مساحت کل جنگلهای اروپا که یک چهارم کل جنگلهای جهان را تشکیل میدهند برابر با 10،2 میلیون کیلومتر مربع میباشد و با وجود این تمامی کشورهای اروپایی کوشش فراوان میکنند که بر مساحت جنگلهای آنها تا آخرین حد ممکن افزوده شود.
چهارماه پیش از آن سازمان تغذیه جهانی   FAO   هشدار داد که در جهان جنگلها بسرعت در حال نابود شدن هستند. با توجه به این هشدار و همزمان درنظر گرفتن رشد مثبت مساحت جنگلها در اروپا، آمریکا و تاحدی چین، میزان رشد منفی جنگلها در دیگر نقاط جهان حالت بسیار نگران کننده ای را نمایان میسازد و ابعاد وحشتناکی بخود میگرد که نشان از کم توجهی دیگر کشورها میباشد.
در سطح جهان سالانه 130000 کیلومتر مربع جنگل نابود میگردد که این برابر است با از بین رفتن  زمین جنگل خیزی است به بزرگی  35  زمین فوتبال آنهم در هر دقیقه.
متخصصین امور محیط زیست و بقای وحش بزرگترین عامل انقراض گونه ها را که کم هم نیستند و همچنین نابودی جنگلها را دخالتهای بیجا و غیر منطقی بشر در امور طبیعی و گسترش فرهنگ کشاورزی تک محصولی میدانند که در آغاز سودهای نسبتا بزرگ آنی اما کوتاه مدت و کم دوام بهمراه میآورند ولی آسیبهای طولانی و پایدار به طبیعت و محیط زیست وارد میکنند. این آسیبها نهایتا به ضرر خود باشندگان می انجامند.
پژوهشگران و خبرگان امور محیط زیست و بقای وحش آگاهی دادن مستمر و قابل فهم برای توده ها را بهترین و موثرترین راه برای مقابله با این معضل می بینند که کاری بسیار سنگین و زمان بر میباشد.

Monday, 11 April 2011

نابودی گروهی گونه ها با سرعتی باورنکردنی

آخرین محاسبات نمایانگر این هستند که : در حال حاضر گیاهان و جانوران با شتابی شگفت انگیز منقرض میگردند. آخرین باری که گونه ها به اینصورت بطور عمومی منقرض گشتند، پایان دوره دایناسورها بود.
پژوهشگران میگویند هنوز هم بکلی دیر نشده است و میتوان از وقوع مکرر این پدیده جلوگیری کرد.
انقراض عمومی گونه ها تنها منحصر به دایناسورها نبود بلکه گونه هایی مانند دودو و انسانهای نئاندرتال نیز به همین بلا گرفتار آمدند. بطور کلی 99 درصد تمامی گونه هایی که در طی سه ونیم میلیارد سال گذشته بر روی کره زمین بوجود آمده اند، نابود گشته و از میان رفته اند. پدید آمدن و انقراض گونه ها امری طبیعی میباشد که به چرخه تکامل مربوط میگردد.
                                                                        دودو  
پژوهشگران معتقدند که در 540 میلیون سال گذشته پنج دوره حاد وجود داشته اند که در آنها سه چهارم گونه های موجود منقرض گشتند. پرسشی که اکنون مطرح میگردد اینستکه آیا ما اکنون در میان دوره ششم این چرخه قرار داریم؟
ترس از اینکه دوره ششم آغاز شده است را دانشمندان و پژوهشگران تا کنون چندین بار گوشزد کرده اند برای نمونه گوشزد در مورد ماهیگیری بیش از حد که گونه های زیاد  آبزی را به مرز نابودی  مستقیم و غیر مستقیم کشانده است.
در تمامی جهان هر جا که جنگلها نابود میشوند، حیوانات و جانورانی بی خانه و بی پناه گشته و در معرض نابودی  قرار میگیرند  بدینوسیله یک چهارم کل حیواناتی که در اینگونه مناطق زندگی میکنند بکلی منقرض میگردند یا در معرض جدی خطر انقراض قرار میگیرند. برای نمونه اورانگ اوتانهای برنئو Borneo . این رقم در مورد دو زیستان حتی به چهل درصد میرسد. از 48000  گونه گیاهی و جانوری که در فهرست قرمز اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست  IUCN, International Union for Conservation of Nature قرار دارند، 3325 گونه در معرض انقراض و 17300 گونه دیگر در معرض خطر جدی هستند.
یک گروه از دانشمندان آمریکایی با عرضه کردن محاسباتی کلی اما دقیق در صدد است تا برای همگان مشخص نماید که آیا سرعت از بین رفتن گونه ها بر روی کره زمین در حال حاضر با پنج دوره فاجعه بار نابودی گونه ها در گذشته همسانی و همگونی دارد یا نه. این گروه از دانشمندان دانشگاه برکلی کالیفرنیا به سرپرستی  پروفسور آنتونی بارنوسکی  با مکاشفه و محاسبه بر روی میزان و تعدد انقراض گونه ها در 500 سال گذشته و قرار دادن آنها در برابر داده های شناخته شده مشابه از دورانهای پیشین پنجگانه  نابودی گونه ها، عمل نمود.

نتیجه این پژوهشها : ضریب فعلی نابودی گونه ها در مقایسه با پنج دوران فاجعه آمیز پیشین بمراتب بالاتر است. اگر بشریت اقدامی جدی برای متوقف نمودن این واقعه که خود در پدید آمدن آن سهم بزرگی را داراست، بعمل نیاورد امکان بروز دوران فاجعه ششم در یک یا دو سده آینده حتمی است.
دانشمندان سه فرضیه زیر را جهت نشان دادن احتمال چگونگی نابودی عمومی گونه ها عرضه نموده اند:

1 -  تمامی گونه هایی که از سوی  IUCN  بعنوان گونه های در حال انقراض اعلام گردیده اند طی 100 سال آینده از صحنه گیتی محو میگردند و گونه های در معرض خطر با شتابی باورنکردنی در آستانه نابودی قرار خواهند گرفت. در این حالت پروسه نابودی گونه ها در فاصله زمانی 900 تا 2300 سال آینده تکمیل خواهد شد.

2 -  گونه های در حال انقراض صد سال آینده را به پایان نرسانده و گونه های در معرض خطر با سرعتی بیشتر از حد انتظار طی 240 تا 540 سال آینده نابود خواهند شد.

3 - در این فرضیه مدت زمان نابودی گونه ها چیزی میان 5400 تا 11300 سال پیش بینی شده است.
احتمالا این امر مشتبه خواهد شد که این یک مدت زمانی طولانی است که در آن فرصت کافی برای  ورق را برگرداندن وجود دارد اما در مقام مقایسه با نابودی دستجمعی و کلی شناخته شده برای بشر، این مدت زمانی بصورت وحشتناکی کوتاه میباشد.

نابودی گونه ها در هر یک از پنج دوره فاجعه آمیز شناخته شده گذشته در فاصله زمانی میان صدها هزار تا میلیونها سال انجام گرفت که در مقایسه با سه سناریوی مطرح شده بالا بسیار طولانی تر بودند.
با وجود این پژوهشگران بر این باورند که انسان هنوز در موقعیتی قرار دارد که بتواند با به انجام رساندن اقداماتی درست  و مناسب از وقوع فاجعه دوره ششم جلوگیری نماید.
پژوهشگران همچنان بر این امر واقف و مقرند که در محاسبات انجام شده از سوی آنها تنها بررسیهای ثبت شده در چند صد سال گذشته گنجانده شده اند و این از دقت محاسبات آنها میکاهد.

Wednesday, 29 December 2010

جیوه، از سموم رها شده در طبیعت پرندگان را همجنسگرا کرد

با  رها گشتن  جیوه در طبیعت، تعادل میزان هورمون های مهره داران بهم میریزد. پژوهشگران متوجه گشتند که برخی از نوعی از لک لک های سپید نر (من نام درست این پرنده را به فارسی نمیدانم در ویکیپدیا هم نیافتم، به انگلیسی Ibis و به عربی ابومنجل) که بهمراه مواد غذائیشان جیوه زیادی خورده بودند، همجنسگرا گشتند.
بهنگامیکه سمومی که به سختی در طبیعت تجزیه میگردند وارد چرخه های طبیعی شوند، اثرات خود را معمولا در بالاترین مکانهای زنجیره های غذایی بصورت واضحتر نشان میدهند.
حیوانات بزرگتر معمولا حیوانات کوچکتر از خود را که پیشتر از آن این سموم را در بافتهای بدن خود جمع کرده بودند، میخورند و با این کار خود مقدار متراکم شده بیشتری از این سموم را وارد بدن خود میگردانند. 
از این طریق سمی که از فلز سنگینی مانند متیل جیوه ساعد میشود مسیر خود را با گذشت از بدن حشرات، کرمها، قورباغه، خرچنگها، ماهیها و پرندگان کوچکتر طی کرده و سپس به بدن ماهیهای بزرگتر و پرندگان شکارچی میرساند. در اینجا این سموم سیستم اعصاب بدن را مخدوش کرده و به واکنش منفی وامیدارد و یا بعضا نیز مختل میسازد.
آنطوریکه پژوهشگران آمریکایی و سریلانکایی در نشریه علمی کالج سلطنتی انگلیس بنام  Fachmagazin "Proceedings of the Royal Society B" بتازگی منتشر کرده اند، بنظر میرسد  که این سموم محیط زیست حتی برروی جریانات جنسی لک لک های  سپیدی که مقدار زیادی  متیل جیوه  را با غذاهایشان بلعیده بودند، نیز تاثیر گذاشته و تعدادی از گونه های نر آنان را همجنسگرا کرده باشد. در صورت بروز گسترده این پدیده در طبیعت دسته های لک لک سپید گرمسیری  در فصل تخم گذاری از تعداد جوجه های کمتری برخوردار میشوند و این امر حیات آنها را در دراز مدت تهدید میکند.
پتر فردریک و نیلمینی جایاسنا دو پژوهشگری بودند که این پرندگان را بدام انداختند و به انجام آزمایشی مبادرت ورزیدند. آنها پرندگان را به چهار گروه تقسیم کردند و بیش از سه سال به آنها غذا دادند. به سه گروه از این پرندگان بطور مستمر غذایی دادند که به اندازه غذاهای طبیعی که این پرندگان در آزادی  بدست میآورند،  جیوه و دیگر سموم رها شده در طبیعت را داشت.  گروه چهارم پرندگانی بودند که در غذای آنها جیوه و دیگر مواد مضر وجود نداشتند.
در سه گروهی که غذاهای آلوده بطور مداوم مصرف میکردند تا پنجاه و پنج درصد نرها با یکدیگر تشکیل آشیانه دادند و ما بقی جفتها هم نسبت به گروه چهارم کمتر تخمگذاری کرده و جوجه دار شدند.

پژوهشگران متوجه  گشتند که یکی از دلایلی که میتواند به وجود آمدن  تغییراتی  در جفتگیری این پرندگان آمده باشد، عدم علاقه جنس ماده این پرندگان به جفتگیری بوده که از جنس نر دوری می جستند. دانشمندان معتقدند با وجودیکه  عادات پرندگان نر هم ملایمتر از حالت این پرندگان در طبیعت آزاد بود، اما باز هم میشد که رفتار ایشان را بعنوان رفتار طبیعی جنس نر این پرندگان معرفی و شناسایی کرد.
در اجتماعات طبیعی این پرندگان تا کنون جفتهای همجنس گرا مشاهده نگردیده اند. بنظر میرسد که هنوز مقدار جیوه موجود در غذای ایشان بعلت مهاجرتهای تابستانی و زمستانی از یک منطقه به منطقه دیگر و وابسته نبودن به منبع غذایی مشخص و ثابتی، به میزان بحرانی نرسیده باشد.
دانشمندان هشدار میدهند که اگر میزان سموم رها شده در طبیعت بهمین منوال ادامه پیدا کند، در آینده میتوان شاهد در خطر انقراض قرار گرفتن پرندگان وحشی نیز بود.
پیشنهاد میکنم  نتایجی  که پژوهشگران اخیرا دوباره به آنها رسیده اند را با نتایج پژوهشهایی که در دهه های هفتاد و هشتاد سده پیشین میلادی در اروپا انجام گرفته شدند، مقایسه نمایید. برآورد  پژوهشهای دهه هشتاد  در مورد اثرات و مضرات داروهای ریخته شده در دستشویی و زباله معمولی که به سیستمهای بازیافت  آب شهرهای اروپا و بخصوص انگلیس راه یافته بودند، در مطبوعات اروپایی منتشر گشتند ( همچنین ن. ک. به  با داروهای کهنه چه کنیم؟   و همچنین  قانون " ریچ " ).

Monday, 13 December 2010

واپس نشینی اتحادیه اروپا در برابر ماهیگیران

هر از چندی بناگاه چیزی در سطح جهانی مد میشود و مردمان نیز بدون در نظر گرفتن عواقب و نتایج احتمالی که این مد میتواند با خود بهمراه آورد برای رسوا نشدن، خود را همرنگ جماعت میکنند. همراه نگشتن دال بر عقب ماندگی  و دون بودن در ذهن دیگران میگردد. برخی نیز این همراه گشتن را از روی کنجکاوی و یا میل به آشنایی با چیز دیگری انجام میدهند.
در چنین شرایطی کمتر کسی است که بتواند در برابر پدیده نو مقاومت معقول نماید.
یکی از این مدها که چندی است جهان را فرا گرفته است و تا حدی نیز یکی از اسبابهای خودنمایی در جمع گشته است، خوردن یک غذای سنتی ژاپن بنام سوشی میباشد.
سوشی در خود ژاپن نیز تا مدتها غذایی بخصوص برای افراد کمی مرفه تر محسوب میشد. برای تهیه ماهی تن قرمز که سوشی از آن درست میشود، ماهیگیران سنتی میبایستی با کشتی های ماهیگیری خود به دریا و اقیانوس میزدند با این تفاوت که کشتی های ماهیگیری سنتی و قدیمی ژاپنیها هر چقدر هم که ماهیگیران کوشا میبودند و بخت با آنان نیز یاری میکرد، نمیتوانستند به آن اندازه ماهی تن قرمز شکار نمایند که طبیعت نتواند تحمل نماید. 
از آن گذشته حوزه عملیاتی این کشتیهای ماهیگیری محدود بود. بدینصورت به ذخیره های طبیعی این ماهی در دریاهای آزاد و همچنین اقیانوسها صدمه جدی وارد نمیگشت.
امروزه جریان واژگون است. کشتی های ماهیگیری مجهز تا دورترین نقاط اقیانوس را میپیمایند و ذخیره های ماهی را در معرض خطر نابود شدن و انقراض قرار میدهند.
تقلید بی رویه و بی محابا از آداب و رسوم محلی دیگران بعضا برای خودنمایی نیز مزید بر علت گشته است. به این صورت است که بناگاه ساکنین اروپا هم علاقه خاصی به خوردن غذای سوشی پیدا کرده اند. مشکل اینجاست که ذخایر تن ماهی گوشت قرمز در دریای میانه (دریای مدیترانه) بسیار محدود است و نمیتواند که پاسخگوی تقاضای مردم کشورهای حومه این دریا باشد. 
مدتی برای ماهیگیران سهمیه صید مشخص شد اما با فشار ماهیگیران و نزدیک شدن موعد انتخابات در کشورهای حومه دریای میانه، اتحادیه اروپا میزان این سهمیه را بالا برد و از آن گذشته به ماهیگیران اجازه داد تا علاوه بر صید ماهی در دریای میانه دامنه صید خود را به اقیانوس آتلانتیک نیز گسترش دهند.

ذخایر تن ماهی قرمز در دریای میانه و شرق آتلانتیک از سال 1997 تا 2007 حدود 60% کاهش پیدا کرده است و طرفداران حفظ محیط زیست و اعضای مجامعی مانند WWF  بیمناکند که بدون وضع قوانین محکم و اجرای آنها این گونه ماهی دستکم در این نواحی بکلی منقرض گردد.
در محافل اروپا دگرباره بحث بر سر آنستکه سهمیه 1350 تنی کنونی صید ماهی تن قرمز در دریای میانه را کاهش دهند. در ماه مارس امسال تلاش برای پائین آوردن سهمیه ماهیگیری در خاور دور توسط ژاپن و دیگر کشورهای این منطقه با شکست مواجه شد و بدینوسیله ممنوعیت صید این ماهی در منطقه خاور دور منتفی گردید.

Friday, 20 August 2010

اورانگ اوتان حیوانی کم مصرف


اورانگ اوتانها به تناسب اندازه جثه شان نسبت به پستانداران دیگر، استادان طبیعی مصرف کم، صرفه جویی و قناعت میباشند. احتمالا آنها نیازهای خود را با دورانهای بحرانی برای دسترسی به غذا هم آهنگ کرده اند اما برای این کار نیز بهای گزافی را میپردازند.
اورانگ اوتانها بخش اعظمی از زندگی خود را بر روی شاخه های درختان جنگلهای حاره در سوماترا و بورنئو سپری میکنند و برای یافتن میوه جات و عسل به شاخه های درختان آویزان هستند.
این حیوانات تنها زمانیکه در مضیقه قرار بگیرند به روی زمین میآیند. اورانگ اوتانها حتی شبها را نیز در لانه هایی که بر روی درختان بنا کرده اند تا مدت 12 ساعت بخواب میروند تا دوباره روز فرا رسد.
با وجود داشتن فعالیتهای بدنی روزانه، اورانگ اوتانها انرژی کمتری مصرف مینمایند.

یک تیم پژوهشی بین المللی از دانشگاه سنت لوئیز واشنگتن به سرپرستی هرمان پونتزر این موضوع را از طریق آزمایش دریافت. این تیم که در طول دو هفته بر روی سه حیوان بالغ و یک اورانگ اوتان جوان مطالعه و تحقیق میکرد با آزمایش بر روی بازمانده های ادرار این حیوانات و اندازه گیری و آنالیز کربنهای موجود در آن به این نتیجه رسید.
از روی آزمایش ادرار حیوانات میوان به مقدار غذا و نوع سوخت و ساز در بدن جانوران پی برد.
مقدار انرژی مصرفی این گونه حیوانی بنا به نتایج آزمایشات چیزی حدود 1200 تا 2000 کیلو کالری در روز است.
برای مقایسه، انسانها به مقدار انرژی میان 2000 تا 3000 کیلو کالری در روز نیاز دارند و همین نیز سبب میشود که حجم مغز انسانها بتواند بزرگتر گشته و قادر گردد عملیات بیشتری را بعهده گیرد وعلاوه بر آن انسان توانایی زاد و ولد بیشتری نسبت به اوتانها داشته باشند.

علت اینکه چرا اورانگ اوتانها انرژی کمتری مصرف میکنند را هنوز نتوانسته اند با قاطعیت پیدا کنند اما دانشمندان گمان میبرند که توسط این خصیصه، اورانگ اوتانها میتوانند حتی در زمانیکه بر اثر کمبود بارانهای حاره ای وضع درختان خراب شده و غذای ایشان کمیاب میگردد، نسبتا راحت به زندگی روزمره خود ادامه دهند.
البته این خصلت به قیمت رشد آهسته و زاد و ولد کمتر آنها تمام میشود.

در حال حاضر بخاطر محدود گشتن و مخدوش شدن فضای زیست این حیوانات توسط انسانها، نسل اوتانها در چند قدمی خطر منقرض شدن قرار دارد.

Monday, 12 July 2010

آنها تنها سی عدد بودند


آخرین سرشماریها نشان دادند که تنها سی نهنگ در دریای برینگ وجود دارند. این آمار مربوط به نوعی نهنگ میباشد که به نهنگ پاسیفیک یا نهنگ قطب شمال معروف است و بفارسی نهنگ شکار نام دارد. شگفت انگیز اینستکه این یک خبر خوش بود و نه خبری بد.

معمولا وقتی که چنین ارقامی منتشر میشوند انسان فکر میکند که یک گونه از جانداران در معرض خطر انقراض میباشد و حقیقتا نیز چنین است و در مورد نهنگ پاسیفیکی وضع از اینهم بدتر است زیرا دانشمندان دریایی میپنداشتند که تعدادشان خیلی بیشتر از چیزی که بتازگی دریافتند، باشد.
گروهی از پژوهشگران دریایی آمریکا به سرپرستی پل وید Paul Wade موفق گشتند که با گرفتن عکسهای متعدد و نمونه هایی از این حیوانات برای انجام آزمایشات ژنتیکی به تعداد این حیوانات آبزی دست یابند.
کلا سرشماری پستانداران آبزی امری سخت و دشوار میباشد زیرا این حیوانات بیشتر وقت خود را در زیر سطح آبها بسر میبرند. بخاطر همین هم درستی عدد منتشر شده از سوی گروه پل وید در مجله بیولوجی لترز انگلیس، برای بسیاری از پژوهشگران دریایی پرسش انگیز میباشد.

بهررو نهنگ پاسیفیک که با نام علمی Eubalaena Japonica خوانده میشود، بدینوسیله از لیست سیاه پژوهشگران درآمده و به لیست قرمز که از نظر انقراض در درجه دوم شدت خطر قرار دارد، درآمد. اینکه کلا از اینگونه نهنگ چند عدد در تمام جهان یافت میشود، همچنان ناشناخته مانده است. منظور از جمعیت، تعداد موجود یک گونه حیوانی یا گیاهی میباشد که از یک گروه و خانواده هستند.

از گروه نهنگهای نامبرده بالا تعداد بیست تای آنها نر، هشت ماده و دو بچه نهنگ میباشند. در مقام مقایسه جمعیت نهنگهای خاکستری را که نیز از گونه های مورد تهدید میباشد، پیشتر از آن 100 عدد برآورد کرده بودند. نهنگهای تیره پاسیفیکی میتوانند تا هژده متر طول و هشتاد تن وزن پیدا کنند.

تا نیمه های سده بیستم از این گونه نهنگی در دسته های صدتایی در اقیانوسها وجود داشتند اما بر اثر صید بی رویه آنها و بخصوص پس از آنکه در دهه شصت سده گذشته چهارصد عدد از آنها علیرغم اعتراضات بین المللی توسط اتحاد جماهیر شوروی نابود گشتند، تعداد آنها شدید رو به کاهش نهاد.

این نهنگ ها میتوانند که هر از سه الی چهار سال بچه دار شوند که این امر خود مسئله رشد جمعیت آنها را با مشکل جدی مواجه کرده است.

Tuesday, 22 June 2010

بگذارید که نهنگها کارشان را بکنند


بنا به نتایج آخرین پژوهشها که در مجله علمی Proceedings of the Royal Society B منتشر شده، بناگاه معلوم شد که نهنگها نقش عمده ای را در مبارزه با گازهای گلخانه ای بازی میکنند.

مدتها تصور میشد که نهنگهای عنبر که نرهایشان تا بیست متر و ماده ها تا 16 متر طول دارند نه تنها برای محیط زیست مفید نیستند بلکه بخاطر دی اکسید کربنی که بهنگام تنفس از خود خارج میکنند ( دویست هزار تن در سال برای 12000 نهنگ) عنصری مخرب در پاکیزه نگاهداشتن محیط زیست بشمار میآیند.

بیولوژهای استرالیایی بتازگی کشف کرده اند که بهمراه فضولات این 12000 نهنگ که در نیمکره جنوبی زندگی میکنند، سالانه پنجاه تن آهن به اقیانوسها ریخته میشود. این مقدار آهن که بر اثر خوردن ماهی و هشت پا در بدن نهنگها گردآوری شده، بهمراه بازمانده های غذایی این حیوانات دوباره به اقیانوسها باز میگردد.
وجود این مقدار آهن در پرورش و زیست پلانکتونهای موجود در آب اقیانوسها بسیار مهم و موثر میباشد. پلانکتونها که جلبکهای کوچکی میباشند در سطح آب دریاها و اقیانوسها پراکنده میباشند و میتوانند که CO2 موجود در فضا را بخود جذب نموده و بگونه ای صافیش کنند.

به اینصورت نهنگها سالانه توسط فضولات خویش کمک میکنند که چهارصد هزار تن گاز گلخانه ای پاک شود.
این دو برابر اندازه دی اکسید کربنی است که خود نهنگها هر سال به اتمسفر وارد میکنند. یعنی رها سازی سالانه محیط زیست از عوامل ناپاک توسط فضولات نهنگهای عنبر ( بخاطر این به این نهنگها عنبر میگویند که از امحا ایشان نوعی ماده خوشبو بدست میآورند) برابر با پاک سازی دویست هزار تن دی اکسید کربن میباشد.

این مقدار دی اکسید کربن برابر با تولید دود سالانه چهل هزار خودرو متوسط شخصی میباشد.