ای مرغ سحر! چو این شب تار
/ بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحهی روحبخش اسحار /
رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زرتار /
محبوبهی نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار /
و اهریمن زشتخو حصاری
یادآر ز شمع مرده یادآر
ای مونس یوسف اندرین بند /
تعبیر عیان چو شد ترا خواب
دل پر ز شعف، لب از شکرخند
/ محسود عدو، به کام اصحاب
رفتی برِ یار و خویش و
پیوند / آزادتر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک
چند / در آرزوی وصال احباب
اختر به سحر شمرده یاد آر
چون باغ شود دوباره خرّم /
ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم /
آفاق، نگار خانهی چین
گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم
/ تو داده ز کف زمام تمکین
زآن نوگل پیشرس که در غم /
ناداده به نار شوق تسکین
از سردی دی فسرده، یاد آر
ای همره تیهِ پور عمران /
بگذشت چو این سنین معدود
وآن شاهد نغز بزم عرفان /
بنمود چو وعدِ خویش مشهود
وز مذبح زر چو شد به کیوان
/ هر صبح شمیم عنبر و عود
زان کو به گناهِ قوم نادان
/ در حسرت روی ارض موعود
بر بادیه جان سپرده ، یاد آر
چون گشت ز نو زمانه آباد /
ای کودک دورهی طلائی
وز طاعت بندگان خود شاد /
بگرفت ز سر خدا ، خدائی
نه رسم ارم ، نه اسم
شدّاد، / گِل بست زبان ژاژخائی
زان کس که ز نوک تیغ جلاد
/ مأخوذ به جرم حق ستائی
پیمانهی وصل خورده یاد آر
به
یاد محمد رضا قاسم زاده، جاوید نامی از
هزاران جاویدنام کشوری به پهناوری یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع و ابراز همدردی با همه پدر و مادرهایی که دوست
دارند نام فرزندانشان بعنوان جاویدنامان کشور واحدی بنام ایران برده شود.