جستجوگر در این تارنما
Wednesday, 3 June 2015
تحمل - حافظ
Tuesday, 2 June 2015
کوچ زنی آلمانی در ۳۴۰۰ پیش
Sunday, 17 May 2015
بیست وهشتم اردیبهشت، روز گرامیداشت حکیم عمر خیام نیشابوری
Friday, 15 May 2015
بیست و پنجم اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی
Thursday, 14 May 2015
ماهیهایِ پرورشی خوراکی
Friday, 8 May 2015
بر بساط نکته دانان - حافظ
Sunday, 3 May 2015
یک اشاره کوچک
Thursday, 30 April 2015
اسکار نیدرمایر – بخش پایانی
پس از پایانِ
جنگ جهانیِ نخست، نیدرمایر فرصت داشت تا در دانشگاهِ مونیخ به تحصیل در رشتههای
جغرافیا و زبانشناسیِ تاریخی ادامه دهد و در این رشتهها دکترایِ خویش را بدست
آورد.
او تزِ دکترایِ
خویش را در موردِ سرزمینهایِ مرکزیِ فلاتِ قاره ایران (بیشتر ایران و افغانستانِ
امروزه) نوشت. در همان ایام او با رودولف هس معاون هیتلر نیز
آشنا شد و در ماهِ دسامبرِ سالِ ۱۹۱۹ دوباره به نیروهایِ مسلحِ
ارتشِ آلمان پیوست. در ۲۳ دسامبرِ سالِ۱۹۲۱ نیدرمایر ارتشِ آلمان
را رسماً ترک کرد تا بتواند بصورتِ غیرِ رسمی در اتحادِ جماهیرِ شوروی برایِ
ارتشِ آلمان کار کند.
آن زمان بنا به پیمانِ
ورسای Treaty_of_Versailles، آلمانیها اجازهِ پرداختنِ به برخی از مواردِ ارتشی و نظامی و
پژوهش در برخی رشتهها را در خاکِ آلمان نداشتند. برای دور زدنِ مفادِ این
قرارداد، آلمان همه اینکارها را با کمک و همراهیِ روسها در خاکِ اتحادِ
جماهیرِ شوروی انجام می داد. اینگونه هم روسها راضی بودند که به تکنولوژیِ
پیشرفته آلمانیها دست می یابند و هم آلمانها خوش از اینکه اتهامی قانونی به آنها
وارد نمی شود و آنها به تمرین و تربیتِ کادرِ نظامی خویش می پردازند.
نیدرمایر تا
سالِ ۱۹۳۲ مدیرِ بخشِ پژوهشی ارتشِ آلمان در سه رشته موادِ شیمیایی
جنگی، خودروهایِ جنگی و هواپیماهایِ نظامی در روسیه بود.
او در این مدت
خلق و خویِ مردمِ روسیه را نیز مطالعه می کرد و در نامه ای که به رئیسِ دفترِ
وزارتِ امورِ خارجه آلمان نوشت از اراده قویِ مردمِ روس سخن می گفت.
از ماهِ مای
سالِ ۱۹۳۲ نیدرمایر دوباره رسماً به ارتشِ آلمان پیوست و درجه سرگردی
دریافت نمود ولی در سالِ ۱۹۳۳ دیگربار ارتش را ترک کرد تا به ادامه
تحصیل بپردازد. در سال ۱۹۳۳ نیدرمایر به حزبِ نازیِ آلمان پیوست.
او در ماهِ
جولایِ سالِ ۱۹۳۳ در دانشگاهِ بن به تدریس در رشتههایِ جغرافیا و سیاست
از منظرِ نیرویِ ارتش پرداخت. منطقههایِ تدریسی او آتلانیک، فرانسه، بریتانیا و
روسیه بودند.
از
سالِ ۱۹۳۵ نیدرمایر دوباره به ارتش بازگشت و درجه سرهنگی دریافت نمود و
از سالِ۱۹۳۹ به گروهِ پژوهش و تحقیقِ حزبِ نازی در موردِ مساله یهودیان
پیوست.
با فرا رسیدن
جنگِ جهانیِ دوم نیدرمایر خواهانِ رفتن به خطوطِ مقدمِ جبهه شد. به این درخواستِ
نیدرمایر توجهی نکردند زیرا برخی در ارتش به خاطرِ اقامتِ طولانیِ او در روسیه و
برخی از اظهاراتِ او مبنی بر مخالفت با درگیرشدنِ با روس ها، معتقد بودند که او
دارایِ احساساتِ طرفدارِ روسیه هست و حتی در اینمورد او درگیریِ لفظیِ نسبتاً
شدیدی با گوبلز تئوریسین فعال حزب نازی آلمان پیدا کرد. سرانجام با پافشاریهایِ
نیدرمایر و مراجعه به برخی از تیمسارانِ ارتش که زمانی شاگردان او در دانشگاه
بودند، نیدرمایر موفق شد تا فرماندهی یک دسته را که قرار بود با گردآوریِ داوطلبین
از ناحیه قفقاز تشکیل شود و از پشت به ارتشِ روسیه حمله کند را بدست آورد. او
توانست گروهی از ارمنیها، گرجیها و مردمِ ترکستان را بدورِ خود گرد آورده و از
ناحیه اوکرایین به ارتشِ سرخ حمله هایِ نامنظم بکند. پسان نیز او و گروهش را به
اسلوانی و شمالِ ایتالیا فرستادند تا با پارتیزانها مبارزه کند.
در
سالِ ۱۹۴۴در پیِ بیاناتی که او در موردِ رهبر کرده بود، دستگیر گردید و مدتی
را در زندان ارتش بسر برد. سپس از ارتش اخراجش کردند تا پرونده اش را به دادستانی
شخصی محول نمایند اما هنوز در زندان بسر می برد که پایان جنگ جهانی دوم فرا رسید.
با پایان یافتن جنگ، نیدرمایر به شهر زادگاهش بازگشت و آنجا بود که ارتش سرخ او را دستگیر کرد و
به شوروی فرستاد. بنظر میرسد که آگاهی های او از میزان همکاریهای کشورش در زمان
آلمان نازی با اتحاد جماهیر شوروی در این دستگیری بی تاثیر نبوده باشد. شوروی نمی خواست
که این رازها فاش گردند. در شوروی او به بیست و پنج سال بندی شدن در اردوگاههای
کار محکوم گردید و به اردوگاه کار ولادیمیر در خاور
مسکو فرستاده شد.
نیدرمایر در
بیست و پنجم سپتامبر سال ۱۹۴۸ در بیمارستان اردوگاه درگذشت.
برخی از منابع و
مآخذها :
1-Seidt, Hans-Ulrich (2001), From Palestine to
the Caucasus-Oskar Niedermayer and Germany's Middle Eastern Strategy in
1918.German Studies Review,
2-Hughes, Thomas L (2002), The
German Mission to Afghanistan, 1915-1916.
Tuesday, 28 April 2015
اسکار نیدرمایر – بخش چهارم
بازگردیم به
سرگذشت نیدرمایر و گروه او. نیدر مایر توانست در کنارِ امان آلله خان، نظرِ برخی
از ملیون و وطنپرستانِ افغانی را نیز به خود جلب کند و حتی با آموزشِ تیراندازی
صحیح توسطِ توپهایِ کوچکِ ساختِ کارخانه کروپ به پاسدارانِ مقرِ امیر، در نزدِ
خودِ امیر نیز جایگاهی بیابد.
در این میان
شاهزاده پراتاپ نیز به کارِ خود مشغول بود و با پولی که کایزر ویلهلم به همراهِ
گروه کرده بود، در بازارِ کابل لوحهایِ زرین می خرید تا بر رویِ آنها نامه به
پادشاه انگلیس و تزارِ روسیه بنویسد. همزمان برایِ پرچمِ هندوستانی که قرار بود
توسطِ او آزاد گردد نیز طرح می ریخت.
رفته رفته
افرادِ گروه هر روز بیشتر متوجه میشدند که ماموریتشان موفق نخواهد بود و زمانیکه
معلوم گردید که کاروانی از هند با ۲۰۰ میلیون روپیه زر و سیم در راهِ
کابل است، روابطِ امیر نیز با آنها رو به سردی گذاشت و اواخرِ ماهِ مای
سالِ ۱۹۱۶ گروه از هم جدا شد و هر کدام از راهی رو به سویِ آلمان
نهادند.
پراتاپ رو به
سویِ روسیه نهاد تا در کنارِ انقلابیونِ سرخ بایستد. جائیکه لنین و تروتسکی او را
انقلابی آزادی بخشِ شرق خواندند. در سالِ ۱۹۱۹ دوستش برکت الله نیز
همراهِ کاظم بای یا کاظم اوزالپ که قرار بود واسطِ گروه با مسلمانان درکابل باشد
به روسیه رفتند تا با کمک انور پاشا روس ها را متقأعد کنند به افغانستان وارد شده
و دستِ انگلیسیها را از آسیایِ میانه کوتاه کنند.
روسها خود را
در موقعیتی نمی دیدند که به افغانستان حمله کنند ولی از وجودِ این گروه نزدِ خود
نیز استقبال می کردند زیرا انور پاشا که در ترکیه دیگر مقامی نداشت هنوز در نزدِ
اقوامِ ترکِ ناحیه قفقاز به چشمِ قهرمان دیده می شد و از اینرو برایِ روسها مهره
ای با ارزش بود.
چیزی نگذشت که
انور پاشا که سودایِ امپراتوریِ بزرگِ ترک را در سر می پروراند از یک دوستِ بلشویک
به یک دشمنِ بلشویک مبدل گردید و در شوراندنِ مسلمانانِ جنوبِ روسیه فعالیت کرد.
سرانجام نیز انور پاشا در سالِ ۱۹۲۲ در شورشی که در بخارا به راه
انداخته بود توسطِ ارتشِ سرخ کشته شد.
هنتیگ فرمانده
گروه به همراهِ قاچاقچیانِ تریاک رو به سویِ کوههایِ پامیر نهاد و
ارتفاعاتِ ۵۵۰۰ متری آنجا را پشتِ سر گذاشت و از میانِ یخ و برف
گذشته و خود را به صحرایِ گبی رسانید تا از آن نیز عبور کرده و به چین برسد. از
آنجا او به آمریکا رفت تا پس از رسیدنِ به کرانههایِ شرقیِ آن سوار بر کشتی شده
و راه آلمان را در پیش گیرد اما در میانِ راه مفقود شد و هیچگاه دیگر اثری از او
به دست نیامد. هنتیگ به خاطرِ سفرِ پر مخاطره ای که در پیش گرفته بود
و ۲۲۰۰۰ کیلومتر نیز بدرازا کشید تحسینِ دوست و دشمن را برانگیخت.
بخشِ اصلیِ
گروه به سرپرستیِ واگنر نخست به سیستان رفت و از آنجا رو به سویِ تهران نهاد .
نیدرمایر نیز
نخست به سویِ ترکستان رفت تا پنهان از دیدِ سربازان و قزاقانِ روس خود را به ایران
برساند.
ادامه دارد








