جستجوگر در این تارنما

Wednesday, 5 November 2025

بیست کشور مهم دارای ارزشمندترین مواد اولیه – بخش یکم

 

از نفت خام و مس گرفته تا فلزات کمیاب. مواد اولیه برای صنعت و اقتصاد ضروری هستند. در اینجا کشورهایی که با ارزشمندترین منابع طبیعی را در دل خود دارند از پائین به بالا معرفی می‌کنم.

رتبه بیستم: پرو سرشار از منابع طبیعی، به ویژه مواد معدنی مانند مس، نقره، طلا، روی، سرب و قلع است. این کشور آمریکای جنوبی یکی از بزرگترین تولیدکنندگان این فلزات در جهان است. علاوه بر این، پرو دارای ذخایر نفت، گاز طبیعی، چوب و محصولات کشاورزی است.

 ارزش تخمینی: ۱,۱۰ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه نوزدهم شیلی: سرشار از مواد خام، به ویژه مس و لیتیوم و یکی از تولیدکنندگان پیشرو جهانی این مواد است که برای گذار انرژی بسیار مهم هستند.  سایر مواد خام مهم شامل مولیبدن، طلا، نقره، آهن و نیترات‌ها می باشند. معدن، پایه اصلی اقتصاد شیلی است.

 ارزش تخمینی: ۱,۵ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه هجدهم: نروژ دارای ذخایر غنی نفت و گاز طبیعی و همچنین منابع معدنی مانند سنگ آهن، مس، روی و تیتانیوم است. این کشور همچنین دارای ذخایر قابل توجهی از مواد اولیه حیاتی برای انتقال انرژی، از جمله کبالت، لیتیوم، نیکل و عناصر خاکی کمیاب است.

 ارزش تخمینی: ۱,۹۸ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه هفدهم: اندونزی دارای منابع معدنی غنی از جمله زغال سنگ، مس، طلا، قلع و بوکسیت است. این کشور آسیایی به ویژه به عنوان یک رهبر جهانی در تولید نیکل (تصویر) و تولید باتری اهمیت دارد.

 ارزش تخمینی: ۲,۱۳ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه شانزدهم، قزاقستان: ثروت منابع طبیعی این کشور، ستون اصلی اقتصاد آن است. این کشور دارای مجموعه‌ای غنی از مواد اولیه از جمله نفت، گاز طبیعی، زغال سنگ، اورانیوم و انواع فلزات مانند آهن، مس، سرب، روی، کروم و نقره است.

 ارزش تخمینی: ۹,۱۰ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه پانزدهم، آفریقای جنوبی: کامیون‌های کمپرسی بزرگ، سنگ معدن پلاتین-پالادیوم را برای فرآوری حمل می کنند. این کشور دارای بزرگترین ذخایر فلزات گروه پلاتین، کروم، منگنز و وانادیوم در جهان است. سایر مواد اولیه مهم شامل طلا، زغال سنگ، الماس، سنگ آهن و تیتانیوم است.

 ارزش تخمینی: ۹,۵ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه چهاردهم جمهوری دموکراتیک کنگو: مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی، کشاورزی و معدن هستند. کنگو دارای ذخایر غنی از منابع معدنی است. این منابع شامل کبالت، مس، روی، نقره، الماس، ژرمانیوم، اورانیوم و همچنین مواد معدنی قلع، تانتالوم/کولتان، تنگستن و طلا می‌شود که به اصطلاح مورد مناقشه هستند.

 ارزش تخمینی: ۱۰,۸ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه سیزدهم، نیجریه: سکوی نفتی در پایتخت، لاگوس. این کشور آفریقایی دارای مواد خام بسیاری مانند نفت و گاز طبیعی، و همچنین ذخایر بزرگی از کالاهای کشاورزی (سویا، کاکائو، کنجد) و منابع معدنی (الماس، طلا، سنگ آهن، بوکسیت، تانتالوم)  است.

 ارزش تخمینی: تا 11.2 تریلیون دلار آمریکا.

رتبه دوازدهم امارات متحده عربی: مهمترین مواد اولیه آن نفت و گاز طبیعی است که بخش عمده ثروت این کشور عربی را تشکیل می‌دهد. امارات همچنین دارای منابع دیگری مانند شن، سنگ، سنگ آهک، مارن و گچ است که عمدتاً در صنعت ساخت و ساز استفاده می شوند.

 ارزش تخمینی: ۱۲,۶ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه یازدهم قطر: سومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی و نفت جهان را در اختیار دارد و صادرکننده پیشرو گاز طبیعی مایع (LNG) است. اقتصاد این کشور عربی به شدت به سوخت‌های فسیلی وابسته است که تقریباً ۸۵ درصد از درآمد صادراتی آن را تشکیل می‌ دهد.

 ارزش تخمینی: تا ۱۳,۵ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه دهم ونزوئلا: این کشور آمریکای جنوبی دارای منابع طبیعی فراوانی است که نفت و گاز طبیعی مهم‌ترین آنها هستند و بخش عمده صادرات آن را تشکیل می‌دهند. علاوه بر این، این کشور دارای ذخایر قابل توجه اما اغلب دست نخورده سنگ آهن، بوکسیت، طلا و لیتیوم است.

 ارزش تخمینی: ۱۴.۳ تریلیون دلار آمریکا.

ادامه دارد




Sunday, 2 November 2025

یک ضرب المثل آلمانی


 Den Bock zum Gärtner gemacht.

آلمانیها هر گاه که بخواهند به انتخاب بسیار نامناسب شخصی برای کار حساسی اشاره کنند، می گویند بز را باغبان کردند.

همگان می دانند که بهنگام سپردن باغچه به بز، نمی توان انتظار داشت که گلها و گیاهان باغچه از دست او در امان بمانند. وجود بز در باغچه خرابی به بارآورده و نتیجه ای کاملا خلاف انتظار را عرضه خواهد کرد. 




Tuesday, 21 October 2025

سخنی از هلموت اشمیت صدراعظم فقید آلمان

 

شخصیت در کلمات نشان داده نمی‌شود، بلکه در نحوه برخورد شخص با ضعیف ‌ترین افراد نمایان می‌شود.


Sunday, 19 October 2025

نازپرورده شهروندانی که واقعیات دنیای شلوغ را نادیده می گیرند

 

خوزه اورتگا ای گاست José Ortega y Gasset    تأثیرگذارترین فیلسوف اسپانیا در سده بیستم بود. اورتگا ای گاست در نهم ماه می در شهر مادرید و در خانواده ای که پدر و مادر در آن خبرنگار بودند دیده به جهان گشود و ۷۰ سال پیش هم در هژدهم اکتبر ۱۹۵۵، درگذشت. تحلیل او از توده در جامعه  امروزه همچنان مطرح است. این تحلیل، جوهره چیزی را که اکنون پوپولیسم می‌نامیم، در بر می‌گیرد.

شخصیت خوزه اورتگا ای گاست با تصویر کلیشه‌ای فیلسوفی که در برج عاج اندیشه های خود نشسته باشد، مطابقت نداشت، بلکه او به جامعه خود و مشکلات آن متعهد بود.

از او جمله معروف „Yo soy yo y mi circunstancia“ «من، من و شرایط پیرامونم هستم» که گویای چیزهای بسیاریست، به یادگار باقی مانده است.

اورتگا از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۱ به عنوان استاد متافیزیک، منطق و اخلاق در دانشگاه مادرید بر کرسی استادی نشست. ارتباط او با این موسسه تا سال ۱۹۳۶ ادامه داشت، یعنی تا زمانی که در طول جنگ های داخلی اسپانیا به تبعید خود خواسته رفت.

اورتگا ای گاست بیم از آن داشت که در نتیجه اقدامات حکومتی، انحطاطی عمیق در بسیاری از حوزه های اجتماعی بوجود آید. او می گفت که در یک جامعه میلیتاریست و نظامی، زندگی بوروکراتیک و اقدامات خودجوش دولت، که مردم خود را جزئی از آن می‌دانند، به حالت تعلیق درآمده وهمه به بردگی حکومت درخواهند آمد.

از دید او، مسئله توده‌ای شدن جامعه، از ویژگی‌های اوایل قرن بیستم بود. او می گفت توده‌ها از نظر تاریخی ریشه ‌کن شده و در نتیجه سرگردان گشته اند. این بی ریشه‌ گی و فقدان آگاهی تاریخی ناشی از آن، «توده‌ها» را به ویژه مستعد پذیرش ایده‌ها و ایدئولوژی‌های پوپولیستی می‌کند که از نظر او، خود را در فاشیسم و ​​کمونیسم و اشکال دیگر، نشان می‌دهند.

اورتگا ای گاست مخالف سرسخت همه ناسیونالیسم‌های اروپایی بود. ادامه این امر او را به یکی از مهمترین متفکران و پیشگامان تاسیس اتحادیه اروپایی در سده بیستم مبدل کرد. اورتگا پایه تاریخی فرهنگ اروپایی را در اومانیسم اروپایی می‌دید که ریشه‌ های آن را می‌ توان در دوران باستان جستجو کرد.



Sunday, 12 October 2025

بیستم مهر، بمناسبت یادروز حافظ


 صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟

ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا

دلم ز صومعه بگرفت و خِرقِهٔ سالوس

کجاست دِیرِ مُغان و شرابِ ناب کجا؟

چه نسبت است به‌ رِندی صَلاح و تقوا را؟

سماعِ وَعظ کجا نغمهٔ رَباب کجا؟

ز رویِ دوست دلِ دشمنان چه دریابد؟

چراغِ مُرده کجا؟ شمعِ آفتاب کجا؟

چو کُحلِ بینشِ ما خاکِ آستانِ شماست

کجا رَویم بفرما ازین جناب، کجا؟

مَبین به سیبِ زَنَخدان که چاه در راه است

کجا همی‌ رَوی ای دل بدین شتاب کجا؟

بِشُد! که یادِ خوشش باد روزگارِ وصال

خود آن کِرِشمه کجا رفت و آن عِتاب کجا؟

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست؟ صبوری کدام و خواب کجا؟

Thursday, 9 October 2025

رد پای انسانهای نئاندرتال در کرانه های اقیانوس

 

الگاروه ایالت کوچکی است در جنوب پرتغال و کنار اقیانوس اطلس. این بخش از کشور پرتغال گیرایی بمناسبت حالات کرانه ای آن گیرایی ویژه ای برای جهانگردان دارد و هر ساله گردشگران زیادی در فصول گوناگون سال به پرتغال و این بخش از آن کشور سفر می کنند.

بنظر می رسد که این ناحیه تنها برای انسان مدرن گیرائی نداشته و از دیربازی گونه های مختلف انسانی در آن رفت و آمد داشته اند.

 ردپاهایی در شن: به تازگی باستان شناسان یک مکان جدید انسانهای نئاندرتال را در جنوب شبه جزیره ایبری کشف کرده اند. آنها ردپاهای فسیل شده انسانهای نئاندرتال را در دو بخش سنگی و شیب دار سابق تپه های شنی در ساحل آلگاروه پرتغال پیدا کردند.  این ردپاها نشان می دهد که نئاندرتال ها چه زمانی در کرانه های اقیانوس اطلس زندگی می کردند و چرا جذب به دریا می شدند.

در دوران سنگی، نئاندرتال‌ها در بخش‌های گسترده و بزرگی از اروپا و آسیا، از سیبری گرفته تا اروپای غربی زندگی می کردند. نشانها و آثاری از نئاندرتال‌ها همچنین در اسپانیا و پرتغال نیز کشف شدند. پژوهش های نخستین بر روی این آثار نشان دادند که آنها در شبه جزیره ایبری عمدتاً در گروه‌های کوچک و خانوادگی در غارها و اردوگاه‌های ساحلی زندگی می‌کردند. نئاندرتال ها در آنجا تا عصر یخبندان آب و هوای نسبتاً معتدل و غذای فراوان یافتند. بنابراین، به جنوب شبه جزیره ایبری می توان به عنوان آخرین زیستگاه نئاندرتال‌ها پیش از انقراض آنها در حدود 40 هزار سال پیش نگریست.

نخستین ردپاهای نئاندرتال از پرتغال

گروه پژوهشگران به رهبری کارلوس نتو د کاروالیو از دانشگاه لیسبون اکنون شواهد بیشتری یافته ‌اند که نشان می ‌دهد نئاندرتال‌ها هنوز تا سده های زیادی در کرانه های اقیانوس اطلس - در منتهی‌الیه جنوب غربی اروپا - ساکن بوده اند. آنها ردپاهای فسیلی را روی سنگ‌های ساحل در دو مکان در ساحل آلگاروه کشف کردند: نزدیک مونته کلریگو Monte Clérigo  و نزدیک تلهایرو  Telheiro.

تیم پژوهشگران در دنباله آن توضیح می‌دهد که این ردپاها زمانی در رسوبات شنی مرطوب و نرم یا سنگ‌های رسوبی بوجود آمدند، جایی که بمرور خشک و سپس به سنگ مبدل گشتند. این رد پاها به سبب فرسایش های پیرامونی و افزایش قابل توجه سطح دریا در آن زمان حفظ و اکنون یافته شدند. ردپاهای موجود در پرتغال احتمالاً توسط بهمن‌های شنی دفن شده و از فرسایش در امان مانده‌اند.

قدمت ردپاها به نئاندرتال‌ها اشاره دارد

ردپاهای موجود در نخستین مکان تقریباً ۷۸۰۰۰ سال قدمت دارند و در شیب تند یک تپه شنی ساحلی سابق به جا مانده اند. رد پای موجود در مکان دوم در یک خط ساحلی کوتاه و به همان اندازه شیب ‌دار میان دو نهر پیدا شد و حتی از رد پای نخست پیدا شده هم قدیمی تر است و ۸۲۰۰۰ سال قدمت دارد. در آن زمان، طبق دانش فعلی، نئاندرتال‌ها تنها نمایندگان انسانهای هومو بودند که در شبه جزیره ایبری زندگی می‌کردند.  بنابراین بسیار محتمل است که این ردپاها متعلق به این گونه از انسان‌های نخستین باشند.

اینها رد پای چه کسانی است؟

نخستین گروه پیدا شده شامل ۲۶ ردپا است که در پنج ردیف چیده و در سراسر محوطه پراکنده شده اند.  این ردپاها احتمالاً متعلق به سه نفر هستند، از جمله یک مرد به بلندای تقریبی ۱.۷۰ متر، یک کودک به بلندای تقریبی ۱.۱۰ متر، تقریباً هشت ساله، و یک کودک نوپای زیر دو سال، به بلندای ۰.۷۰ متر، آن طوری که تیم بر اساس اندازه ردپاها و پاها این اندازه ها و سنین را محاسبه کرده است. ظاهراً این سه نفر با زحمت فراوان از تپه‌های شنی شیب‌دار بالا رفته‌ اند. این از جهت حرکت و فاصله ردپاها مشخص است.  در محل دوم در تل‌هایرو، پژوهشگران تنها یک ردپا به طول کمی کمتر از ۲۳ سانتی‌متر پیدا کردند.  باستان‌شناسان محاسبه کردند که این ردپا می‌تواند متعلق به یک نوجوان یا یک زن با قد تقریبی ۱.۵۰ متر بوده باشد.

اشاراتی به شیوه حرکات و رفتارها

این ردپاها برای باستان‌شناسان یک شانس بزرگ هستند.  برخلاف سایر بقایایی مانند استخوان‌ها یا ابزارها که ممکن است در جای دیگری بوده و سپش به ساحل منتقل شده یا در آنجا رها شده باشند، این ردپاها مستقیماً نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها کجا بوده اند. این به ما امکان می‌دهد تا در مورد حرکات و رفتار آنها در ساحل نتیجه ‌گیری کنیم. پژوهشگران توضیح می‌دهند: «ردپاها تقریباً فوراً یک لحظه خاص را ثبت می‌کنند و به ما امکان می‌دهند آنچه را که اتفاق افتاده است بازسازی کنیم. آنها دریچه ‌ای منحصر به فرد و پویا به رفتارهای روزمره ارائه می‌دهند: تصویری از زندگی ده‌ها هزار سال پیش».

بر اساس ردپاهای موجود در رسوبات، می‌توان تعیین کرد که آیا نئاندرتال‌ها در حال راه رفتن، فرار از چیزی یا شکار چیزی بوده‌ اند. الگوی ردپاها همچنین نشان می‌دهد که آنها چگونه در امتداد ساحل حرکت می‌کردند و آیا جنگل‌ها، تپه‌های شنی، تالاب‌ها یا رودخانه‌های مجاور را کاوش می‌کردند یا نه.  نتو د کاروالیو و همکارانش این موضوع را نیز بررسی کردند.

جایی برای شکار و صیادی

توزیع و شکل ردپاها نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها احتمالاً در حرکت و شکار در ساحل ناهموار و صخره‌های اطراف مهارت داشته‌ اند. آنها ممکن است از تپه‌های شنی و سنگ‌ها برای کمین یا تعقیب شکار استفاده می‌کردند.  در محل نزدیک مونت کلریگو، باستان‌شناسان هم ردپای انسان و هم ردپای یک گوزن را پیدا کردند.  از آنجایی که ردپای کودکان نیز در آنجا یافت شد، تیم گمان می‌کند که آنها در سنین پایین در شکارهای روزانه بزرگسالان با آنها همراه بوده باشند.

تطبیق با مناطق ساحلی

مقایسه با ردپاهای نئاندرتال از سایر مکان‌های باستان‌شناسی ساحلی در شبه جزیره ایبری تأیید کرد که نئاندرتال‌ها در این مناطق در درجه اول گوزن، اسب و خرگوش می‌خوردند. آنها همچنین ظاهراً گیاهان و حیواناتی از دریا یا مناطق ساحلی مانند ماهی، صدف، پرندگان و سایر پستانداران را نیز مصرف می ‌کردند.




Wednesday, 1 October 2025

کوشش برای تعیین حداقل قیمت خاکهای کمیاب

 

درغرب می بایست نخست فاجعه ای برای صنعت رخ می داد تا سیاست سرانجام بیدار شود و به اندیشه بررسی تعیین حداقل قیمت برای عناصر خاکی کمیاب بیفتد.

بنا به گزارش یک آژانس اقتصادی، کشورهای عضو گروه هفت، اتحادیه اروپا و استرالیا در حال بررسی تعیین حداقل قیمت برای عناصر خاکی کمیاب هستند تا استخراج و فرآوری آنها را در خارج از چین تقویت کنند.

پس از ده سال غفلت و تاخیر سرانجام گامی در مسیر درست برداشته شد.  در سال ۲۰۱۰، چین موقتاً صادرات عناصر خاکی کمیاب خود را به حالت تعلیق درآورد و همین  امر نیز منجر به کمبود فلزات ضروری برای تولید آهنرباهای قدرتمند شد. به سبب آن قیمت‌ها به شدت افزایش یافتند و وحشت سراسر صنعت جهان را فرا گرفت تا اینکه چین در صادرات را دوباره باز کرد و کمبود در بازار برطرف شد.

پس از آن همه چیز دوباره فراموش شد. اتحادیه اروپا و دیگر کشورهای غربی هیچ گاه برای بوجود نیامدن این کمبود در بازار اقدامی نکردند و چین همچنان به گسترش برتری خود در زمینه تولید و عرضه عناصر خاکی کمیاب و سایر مواد خام ادامه داد.

نتیجه این شد که اکنون غرب به سختی می‌تواند خود را به سطح برتر دانش چین در این زمینه برساند. در طول دهه‌های گذشته، جمهوری خلق چین - تا حدودی هم با کمک های آگاهانه و هدفمند یارانه‌های دولتی – در زمینه تولید عناصر خاکهای کمیاب به مزیت دانشی دست یافته است که غرب تقریباً رسیدن به آن را غیرممکن خواهد یافت. جمهوری خلق چین با کنترل بازار مواد مغناطیسی (نئودیم، پراسئودیم، دیسپروسیوم و ساماریوم) در خاکهای کمیاب، می‌تواند قیمت‌هایی را تعیین کند که در سطح بین‌المللی قابل رقابت نباشند. این مواد در ساخت باتری های خودروهای برقی، الکترونیک و تولید وسایل مربوط به انرژی های تجدید پذیر به کار می روند.

نتیجه:

رقبای غربی که طبق اصول اقتصادی بازار آزاد فعالیت می‌کردند، یکی پس از دیگری توان رقابتی خود در زمینه بهای کالا را از دست دادند و بازار را ترک کردند. فراموش نکنیم، صنعت بیشتر بر هزینه‌ها تمرکز می‌کند تا ریسک‌ها و از اینرو تولید کنندگان عمده، مواد ارزان ‌تر چینی را خریداری می‌ کنند که این در میان مدت و در درازمدت چون یک سوداگری یکطرفه است، وابستگی شدید به چین را به بار می آورد.

هنگامیکه در آوریل امسال پکن عناصر خاکی کمیاب سنگین را که در حال حاضر هیچ فرآوری صنعتی دیگری برای آنها در خارج از چین وجود ندارد، در فهرست کنترل صادرات خود قرار داد، این عمل چین اعتراضات زیادی به دنبال داشت.

بنابراین، وقوع یک فاجعه لازم بود تا نخست صنایع و در پی آن ها سیاست‌ گذاران در غرب تکانی بخورند و از خواب غفلت خود بیدار شوند و به اندیشه تعیین کفه قیمت برای تولید و عرضه خاکهای کمیاب بیفتند. در حالی که هیچ اطمینان کاملی هم وجود ندارد که تعیین کفه قیمت برای عناصر خاکهای کمیاب معیار درستی است یا نه و بحث هایی در مورد آن وجود دارد ولی بهرحال این یک گام محکم است که برداشته شده.

البته به این هم نباید بسنده کرد. پروژه‌های تولید و عرضه مواد خام در غرب از بیماری کسب مجوزهای زمان بر و طولانی و تصویب  های بوروکراتیک و همچنین هزینه‌های بالای تولید انرژی و مالیات رنج می‌برند. در اینجا نیز، اگر قرار است از پیش روی بیشتر چین جلوگیری شود، بایستی که کشورهای غربی چاره ای بیندیشند وسریعاً در امر به انجام رساندن رفرم های لازم و موثر گامهای اساسی بردارند.