جستجوگر در این تارنما

Tuesday, 9 June 2026

برخی از سیاستمداران آلمانی پس از جنگ جهانی دوم – بخش سوم

 

فرانتس یوزف اشتراوس

در بخش پیشین از یکی از سیاستمداران آلمان پس از جنگ نوشتم که در زمان آلمان نازی از مبارزان با دیکتاتوری هیتلر بود ولی خود پس از جنگ و رسیدن به قدرت هرگز به راه دموکراسی نرفت. در این بخش از شخص دیگری می نویسم که سرگذشتی برعکس او داشت. در این نوشته هم مانند نوشته بخش مربوط به هونه کر برخی از سیاستمداران آلمانی پس از جنگ جهانی دوم – بخش دو کوشش شده که جنبه گیری شخصی له و یا علیه صورت نگیرد، بلکه کوتاه شده سرگذشت زندگی شخص برای آشنایی ابتدایی با شخص ارایه شود.

فرانتس یوزف اشتراوس Franz Josef Strauß (متولد ۶ سپتامبر ۱۹۱۵، درگذشته ۳ اکتبر ۱۹۸۸).

فرانتس یوزف اشتراوس در شهر مونیخ بدنیا آمد. نام پدر او هم فرانتس یوزف بود و از اینرو تا زمانیکه پدرش زنده بود او را تنها فرانتس می نامیدند و تنها پس از مرگ پدرش بود که او از هر دو بخش نام خود استفاده کرد. آنگونه که خود فرانتس یوزف اشتراوس بعدها در کتاب خاطرات خویش نوشت، بیشتر اعضای خانواده او کاتولیک متعصب، سلطنت ‌طلب و ضد پروس بودند. در زمان او پروس به بخش شمالی کشور امروز آلمان بعلاوه بخشهایی از لهستان گفته می شد.

در واقع پروس ایالتی بود که در سده سیزدهم در منطقه بالتیک جنوبی (شمال لهستان امروزی) تأسیس شد. در سده هژدهم، نام آن به ایالت متحد هوهنزولرن Hohenzollern که از حوزه انتخابیه براندنبورگ و دوک‌ نشین پروس تشکیل شده بود، منتقل شد. از دل این پادشاهی پروس که از سال ۱۸۶۶ تقریباً تمام شمال آلمان را در بر می‌گرفت و نقش کلیدی در تأسیس امپراتوری آلمان در سال‌های ۱۸۷۰/۷۱ ایفا کرد، در سال ۱۹۱۸ دولت آزاد جمهوری ‌خواه پروس ظهور کرد. با آمدن نازیها، دوران پروس ها به پایان رسید.

پدر فرانتس یوزف قصاب بود و بجز از فرانتس یوزف دختری نیز داشت که ماریا نامش بود.پدر فرانتس یوزف اشتراوس عضو حزب مردمی باوارایا  Bavarian_Peoples_Party بود که در سال ۱۹۱۸ و پس از پایان جنگ جهانی نخست تاسیس شده بود. این خانواده از جدایی باواریا از رایش آلمان حمایت می‌کردند، همانطور که حزب مردمی باواریا هم گاهی اوقات خواستار آن بود.

فرانتس یوزف همانند بسیاری از کودکان هم سن و سال و طبقه خویش به دبستانِ ملی می رفت تا اینکه کشیشی متوجه استعداد او شد و به او پیشنهاد کرد که به دبستان دیگری که سطح بالاتری داشت برود و فرانتس یوزف هم پذیرفت. در آنجا نیز او نظر پروفسوری را جلب کرد و بنا به راهنمایی این پروفسور که یوهانس زلینگر نام داشت و به کلیسا وابسته بود، به دبیرستان ممتازی بنام ماکسیمیلیان رفت. او پس از کسب بهترین نتایج  دیپلم (مدرک ورود به دانشگاه) در دبیرستان ماکسیمیلیان مونیخ در مارس ۱۹۳۵، بورس تحصیلی بدست آورد و در ایالت باواریا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته های زبان‌ شناسی کلاسیک، تاریخ، علوم سیاسی و زبان و ادبیات آلمانی آغاز کرد. او بعدها عضو لیگ دانشجویان ناسیونال سوسیالیست آلمان (NSDStB) شد.

در سال ۱۹۳۷، به توصیه پروفسور فرانتس دیرل ‌مایر، به هنگ موتوری ناسیونال سوسیالیست (NSKK) پیوست.

پیش از جنگ جهانی دوم، اشتراوس که به دلیل ادامه تحصیلاتش دو بار از خدمت سربازی معاف شده بود در ۳۱ آگوست ۱۹۳۹ (یک روز پیش از حمله به لهستان)، او به ارتش ورماخت فراخوانده شد و به لندزبرگ آم لخ اعزام شد. اینگونه پایان نامه دکترای دانشگاه او که آنرا آغاز کرده بود و در مورد یکی از تاریخ نویسان روم باستان بود، نا تمام باقی ماند. او بعداً به گردان دوم هنگ ۴۳ توپخانه در نزدیکی شهر تریر منتقل شد.

در ماه مارچ ۱۹۴۰ به او اجازه داده شد تا نخستین سری امتحانات پایانی دانشگاه خود را بگذراند که او در آن با نمرات بسیار خوب قبول شد. مورخ نامدار و استاد دانشگاه کارل الکساندر فون مولر به اشتراوس به خاطر عملکرد خوبش نمره ۰،۵ داد. کمی در مورد این نمره توضیح بدهم. در آلمان آن زمان بهترین نمره یک بود که می توان آنرا با بیست ایرانی برابر دانست. نمرات پائین تر دو و سه و چهار بودند از چهار ببالا دانش آموز یا دانشجو رد می شد. فرانتس یوزف پاسخ های پرسش های امتحانی را چنان خوب نوشت که استادش به او به جای نمره بیست، نمره بیست و پنج داده بود.

گروهان فرانتس یوزف پس از بازگشت او به واحد خود در اول ماه مه همان سال برای نبرد در جبهه های غربی به فرانسه فرستاده شد و نخست در کرانه های مانش و سپس در بلژیک مستقر گردید. او در اول ماه نوامبر سال ۱۹۴۰ از سوی ارتش به درجه ستوان دومی نایل گردید و بلافاصله برای ادامه تحصیل به مرخصی فرستاده شد.

در دبیرستان ترزین در مونیخ، او توانست آموزش معلمی خود را از طریق یک دوره کوتاه مدت تحصیلی ادامه دهد و در اول آوریل ۱۹۴۱، دومین سری امتحانات پایانی خود را برای تدریس در مدارس با نمرات عالی بار دیگر گذراند. اشتراوس به موازات کارآموزی تدریس، به عنوان دستیار در سمینار زبان ‌شناسی کلاسیک و تاریخ باستان دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ فعالیت می ‌کرد.

از ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱، او در جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی شرکت کرد. در ۳۰ ژوئن، او در لویو شاهد کشف اجساد متعدد زندانیانی بود که توسط پلیس مخفی شوروی، ان.کی.وی.دی. به قتل رسیده بودند. اشتراوس بعدها در خاطرات خود نوشت که به عنوان یک سرباز ارتش، بارها نیز شاهد قتل عام یهودیان توسط آلمانی‌ها در جبهه شرق بوده است.

او از سپتامبر ۱۹۴۱ تا فوریه ۱۹۴۲ در جبهه های جنگ با شوروی به عنوان افسر آموزش دید. در مارس ۱۹۴۲، او به عنوان ستوان ذخیره به توپخانه ضد هوایی ارتش به اوکراین، کریمه و استالینگراد اعزام شد.

پس از ارتقاء به درجه ستوان یکم در اول ژوئن ۱۹۴۴، او در همان سال فرمانده توپخانه ستاد در مدرسه توپخانه ضد هوایی شماره ۴ شد. این مدرسه در پادگانی در آلتنشتات مستقر بود که اکنون نیز نام او را بر خود دارد.

در پایان جنگ، اشتراوس نخست به اسارت درآمد. او به سرعت ( در سال ۱۹۴۵) به عنوان فردی بی‌ گناه از نظر سیاسی طبقه‌ بندی شد. یک سرباز آمریکایی متولد آلمان به دلیل مهارت‌های انگلیسی ‌اش از او خواست تا در ترجمه‌ها به ارتشیان آمریکایی کمک کند. سپس نیروهای آمریکایی او را به عنوان معاون مدیر منطقه شونگاو Schongau,_Bavaria منصوب کردند.

در سال ۱۹۴۶، او یکی از بنیانگذاران شاخه منطقه‌ ای شونگاو از حزب سوسیال مسیحی (CSU) بود و به عنوان مدیر منطقه ‌ای شونگاو انتخاب شد. از سال ۱۹۴۸، اشتراوس عضو شورای اقتصادی منطقه اقتصادی ترکیبی در فرانکفورت بود؛ در سال ۱۹۴۹، توسط هانس ارهارد  Hans_Ehard به عنوان نخستین دبیرکل CSU منصوب شد.

اشتراوس از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۷۶ با موفقیت در هر انتخابات بوندستاگ در حوزه انتخابیه وایلهایم Weilheim در باواریای سفلی شرکت کرد و مستقیماً به پارلمان راه یافت.

اشتراوس علاوه بر عضویت در مجلس آلمان فدرال، از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۶ عضو پارلمان اروپا نیز بود.

پس از انتخابات مجلس فدرال در ۶ سپتامبر ۱۹۵۳، فرانتس یوزف اشتراوس به عنوان وزیر فدرال برای وظایف ویژه در کابینه دوم آدناور Konrad_Adenauer منصوب شد و  همین امر او را به جوان ‌ترین وزیر آلمان فدرال تا آن زمان تبدیل کرد.

در ۱۲ اکتبر ۱۹۵۵، او به وزارت تازه تأسیس امور اتمی، که پیش درآمد وزارت آموزش و تحقیقات امروزی است، منصوب شد. در این سمت، او در تأسیس کمیسیون اتمی آلمان نقش داشت.

پس از آن اشتراوس سه کابینه را به عنوان صدراعظم باواریا رهبری کرد: کابینه اشتراوس اول (۱۹۷۸-۱۹۸۲)، کابینه اشتراوس دوم (۱۹۸۲-۱۹۸۶) و کابینه اشتراوس سوم۱۹۸۶-۱۹۸۸.

در ۲۸ دسامبر ۱۹۸۷، اشتراوس به همراه همکاران حزبی خود، برای یک سفر اعلام نشده با یک هواپیمای سسنا سایتیشن II 151 به مسکو پرواز کرد. او به مدت دو ساعت و نیم با میخائیل گورباچف ​​صحبت کرد و عمیقاً تحت تأثیر ایده‌های اصلاحات گورباچف ​​قرار گرفت. در طول این جلسه، گورباچف ​​از او پرسید که آیا این نخستین بار است که به اتحاد جماهیر شوروی سفر می‌کند؟ اشتراوس پاسخ داد: «این دومین بار است، اما نخستین بار تنها تا استالینگراد پیش رفتم».

سابقه سیاسی فرانتس یوزف اشتراوس با تاریخ جمهوری فدرال آلمان گره خورده است، که او هم به عنوان عضوی از دولت و هم به عنوان یک سیاستمدار مخالف در شکل ‌گیری آن نقش داشت. او هرگز به مقام صدراعظمی آلمان نرسید ولی پیوسته رئیس حزب در ایالت باواریا باقی ماند. او اهداف سیاست‌های خود را در اعلامیه دولتی خود در ۱۴ نوامبر ۱۹۷۸ اینگونه فرموله کرد: «باواریایی با ثبات سیاسی، سلامت اقتصادی، زندگی در صلح اجتماعی، غرق در سنت‌های پویا و آگاه از ماموریت آلمانی و تعهدات اروپایی خود. سنگ بنای سیاست‌های ما حاکمیت دموکراتیک قانون، نظام پارلمانی، اقتصاد بازار اجتماعی و نظم فدرال جمهوری فدرال است.»

ترکیب فناوری پیشرفته و سنت از ویژگی‌های دوران اشتراوس بود. این امر، از جمله در تعهد او به ایجاد یک صنعت هوافضای مدرن در باواریا مشهود بود. در حوزه سیاست‌های آموزشی، گسترش دانشگاه‌ها و نوسازی سیستم مدارس و دانشگاه‌ها را می توان به راحتی از جمله دستاوردهای اشتراوس نامید.

اشتراوس روابط نزدیکی با صاحبان صنایع بزرگ داشت و یکی از مبتکران اصلی تأسیس شرکت ایرباس بود.

فرانتس یوزف اشتراوس در ۳ اکتبر ۱۹۸۸ در رگنسبورگ Regensburg  درگذشت. دو روز پیش از آن او به جشن سالانه اکتبرفست که در باواریا و بخصوص شهر مونیخ برگزار می شود رفته بود. پس از پایان جشن او با هلیکوپتر به رگنسبورگ رفت تا به همراه یوهانس، پرنس آو تورن و تاکسیس به شکار برود. مدت کوتاهی پس از فرود، او از حال رفت. تشخیص «نارسایی حاد قلبی عروقی» بود.

اطلاعات محرمانه منتشر شده در ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ نشان می‌ دهند که در ۲۷ مارس ۱۹۸۰، اشتراوس در یک مکالمه تلفنی با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی ایالات متحده، آمادگی خود را برای ارائه خدمات عرضه کرده بود.

اشتراوس به طور گسترده به عنوان یک محافظه‌ کار نمونه شناخته می‌شد و می‌شود. هانس - گرت پوترینگ، رئیس بنیاد کنراد آدناور، حتی او را یک «محافظه‌ کار نمونه» می‌نامد.


No comments: