جستجوگر در این تارنما

Wednesday, 11 August 2010

باغچه شربر Schrebergarten

این نوشتار مربوط به باغچه خانه و یا حیاط منزل نیست، هرچند که از عملکردهای توضیح داده شده در مورد باغچه این نوشتار میتوان برای استفاده مناسبتر از باغچه خانه و حیاط منزل نیز بهره برد.

نوشته در مورد نوعی از باغچه با مشخصات مخصوصی است که بیشتر از همه در اروپای مرکزی بسیار متداول می باشد.

برای پیدایش این نوع باغچه سرگذشتی تعریف می شود که به حقیقت فلسفه وجودی این باغچه بسیار نزدیک و حقیقی است.

ارنست اینوزنس هاوشیلد Ernst Innozenz Hauschild مدیر مدرسه ای دولتی در شهر لایپزیگ آلمان بود و بهمراه برخی دیگر از همکارانش از سال 1857 تا پایان عمرش یعنی 1866 کار تعلیم و تربیت کودکان را بعهده داشت.

از جمله همکاران هاوشیلد، دکتر موریتس شربر Daniel Gottlob Moritz Schreber بود که در کنار کار خود و تحقیق در مورد حالات فیزیک بدنی کودکان، مراقب وضع تندرستی کودکان مدرسه هاوشیلد نیز بود.

او معتقد بود که اگر کودکان شهری موقعیت داشته باشند تا در کنار بازی کردن به فعالیتهای بدنی در فضاهای سبز نظیر درختکاری و باغبانی و کمک در رسیدگی به امور باغچه بپردازند به امر تندرستی آنها کمک زیادی شده است.

بنابراین او همیشه دوست داشت که این نظر را در انجمن خانه و مدرسه با والدین کودکان درمیان بگذارد و از قطعه زمین نسبتا بزرگی که بی مصرف در نزدیکی مدرسه افتاده بود نیز برای این منظور استفاده کند.

دکتر شربر در سال 1861 درگذشت اما ارنست هاوشیلد این ایده را پیگیری نمود و سرانجام هم در سال 1864 دوسال پیش از مرگ خودش با کمک کارل گزل معلم دیگری از مدرسه آنرا عملی ساخت .

ایندو این باغچه تازه تاسیس را بیاد شربر که ایده نخستین را مطرح کرده بود، باغچه شربر نامیدند و تا به امروز نیز در آلمان از آنها بنام باغچه های شربر یاد می گردد.

بهرحال دیری نپایید که باغچه شربر نخستین محل رفت و آمد و ملاقات خانواده ها و کودکانشان گردید.

بعدها برای تقسیم کار بخشی از زمین را در اختیار هر خانواده قرار دادند تا هرکدام به میل خود به آن رسیدگی نماید.

خانواده ها هم بنا به سلیقه خود چیزی در آن بخش از زمینی که در اختیارشان بود کاشتند و اندکی پس از آن و با رشد گیاهان و برای اینکه کشته هایشان پامال کودکانی که در حال بازی بودند نشود و در ضمن درگیری میانشان پیش نیاید، هرکس بدور زمین خود پرچینی کشید و محدوده خود و دیگران را مشخص کرد.

با آغاز جنگهای میان فرانسه و آلمان و رفتن پدران و پسران که سرپرستان خانواده ها بودند بخصوص در مزارع و روستاها، وضعیت معیشت و زندگی بر دیگران تنگ شد و کارآیی باغچه های شربر که در این میان عمومیت یافته بودند برای خانواده هایی که درآنها سبزیجات و دیگر چیزها را کاشته و از آنها نیز برداشت می کردند مشخص گشت.

پس از پایان جنگ شهرداریهای شهرها و انجمنهای شهری بزودی به نقش با اهمیت باغچه های شربر در شهرها که ساکنینش در خانه ها و آپارتمانهای کوچک زندگی میکردند، پی بردند و از ادامه پیدا کردن این ایده با قاطعیت پشتیبانی نمودند.

از آن پس در کناره و یا حتی در میان خود شهرها هرگاه زمین بیمصرف و بی مالک پیدا میشد بلافاصله از سوی شهرداریها زه کشی و تقسیم بندی میگشت و با فراهم کردن امکانات نخستین، هر بخش از آن زمین را با بهای بسیار اندک به اجاره شهروندان می دادند تا برروی آنها به امور باغداری و باغبانی برای خویش بپردازند.

باغچه های شربر بسرعت در کل اروپا عمومیت یافته و نزد مردم مقبولیت پیدا کردند.

نمایندگان شوراهای شهری و نیز برگزیدگان مردم در اروپا اتحادیه ای فرامرزی و غیردولتی تشکیل دادند که بزبان فرانسوی Office International du Coin de Terre et des Jardins Familiaux خوانده میشود و اهداف خود و عملکردهای باغچه های شربر را بصورت زیر تعریف میکند :

1- باغچه های شربر بطور کلی این موقعیت را فراهم می آورند که کیفیت زندگی در شهرها را توسط گریز از سروصدا، مهار گرد وخاک، گسترش فضای سبز، مبارزه با یکنواخت بودن و غیرطبیعی بودن نواحی مسکونی که توسط ساختمانها پیش میآیند، فراهم کردن شرایط زیست برای پرندگان و حیوانات کوچک و کمک در بهبود وضع هوا ارتقا داده و بالا ببرد.

2- برای خانواده های شهری این امکانات را فراهم میسازد تا سرگرمی مناسب و مثمری داشته باشند و توسط آن بتوانند به باغبانی پرداخته و نیز با کاشتن و برداشت سبزیجات و میوه های دست کاشت خود، بخشی از نیازهای خود را باقیمتی مناسب تامین کنند و در کنار آن محیط های سبز ساخته شده دست خود از زندگی در آپارتمانهای بتونی و خیابانهای آسفالته پر ازدحام تا اندازه ای دوری گیرند. بزبان ساده به دامن طبیعتی که خود بانی و سازنده و ناجی آن هستند پناه برند.

3- اینگونه باغچه ها بگونه ای برای کودکان و نوجوانان کمبود فضاهای پارکها، زمینهای بازی و مناظر طبیعی در شهرهای بزرگ را جبران نموده و به ایشان فرصت میدهد که در مدرسه ای طبیعی، روابط طبیعی و تناسبات آنها را نظاره گر باشند.

4- این گونه باغچه ها برای کارمندان و کارکنان شرکتها و موسسات، این امکان را فراهم می سازند تا از تنشهای محیط کار دوری گیرند و آرامش خود را باز یابند.

5- این گونه باغچه ها به بیکاران احساس میدهد که در جامعه هنوز مفید واقع می شوند و همچنین ایشان می توانند که بخشی از نیازهای خوراکی خود را باقیمتی مناسب، خود تامین نمایند.

6- به معلولین فرصت میدهد که از تنهایی بدرآیند و کناره گیر و گوشه نشین نباشند.

7- به سالمندان احساس جوانتر و هنوز مفید و مورد نیاز بودن را میدهد و توسط کشت و کار ایشان را سرگرم می کنند تا بخش آخر زندگی خود را با احساسی مثبت دنبال نمایند.

 

بر طبق قوانین باغچه های شربر در آلمان، این باغچه ها مساحتی برابر با 500 متر مربع دارند که از این مقدار بر طبق قانون بایستی دستکم چهل درصدش بمنظور کشت میوه وسبزیجات استفاده گردد. بر روی بیست و پنج درصد این زمین میتوان ساختمانی یک طبقه با موازین مشخص بنا نمود که تنها سه روز متوالی در هفته را که روزهای مشخصی هستند می توان در آن شب را بسر برد. یعنی این زمینها برای مسکن نبوده و به تملک کسی هم در نمی آید( جدیدا در پی تصویب قانونی هستند که تحت شرایطی باغچه های شربر به فروش هم برسند).

این قطعه زمینهای 500 متری را شهرداریها در مکانهای مناسب و با اجاره بسیار مناسب (به نسبت مکان و شهری که باغچه شربر در آن قرار دارد از 98 یورو درماه) در اختیار علاقه مندان قرار میدهند. مدت اجاره می تواند که مادام العمر باشد، اما اجاره نامه بایست هر 5 سال تمدید گردد.

نتایج وعملکردهای اجتماعی و اقتصادی باغچه های شربر در دیگر نقاط جهان نیز علاقه مندانی پیدا کرده مثلا از سال 2003 در کشور فیلیپین نیز باغچه های شربر احداث گردیده اند و چگونگی استفاده و کاربرد آنها در این کشور توسط کشورهایی مانند آلمان یا بلژیک به مردم آن تعلیم داده می شود.

هم چنین در آفریقا در مورد استراتژی باغچه های شربر بحث و گفتگو انجام گرفته و کوشش بعمل می آید تا از تجربیات کشورهای اروپایی در این زمینه در قاره آفریقا نیز بهره برده شود.

پایان

 

 

 

Tuesday, 10 August 2010

تعریف ساده یک کیلو وات ساعت چیست؟


در دنیای خودروها زمانیکه صحبت از توان خودروها میشود واژه قدرت اسب بخار ( PS ) رایج است و اینرا تا حدی همگی میفهمند. از نظر مقایسه هر هزار وات یا یک کیلو وات معادل با 1،36 واحد اسب بخار میباشد.
با کیلو وات ساعت میتوان میزان تولید و یا مصرف را اندازه گرفت و یا مقایسه نمود. یک لامپ کم مصرف بیست واتی مصرفی برابر با 0،02 کیلووات ساعت دارد یعنی با یک کیلو وات برق میتوان چنین لامپی را بمدت 50 ساعت روشن نگه داشت و بهای 50 ساعت روشن نگاه داشتن آن در کشور آلمان 23 سنت میباشد.

مصرف برق یک خانواده دونفری را در آلمان برابر با 4500 کیلو وات ساعت در سال ارزیابی کرده اند.
هر کیلو وات ساعت برقی که بیشتر از این مقدار از پیش مشخص شده توسط این خانواده دونفری مصرف شود با ضریب قیمتی سی و پنج درصد بیشتر از 23 سنت محاسبه میشود.

یک صفحه 8 متر مربعی فتو ولتائیک یا بعبارب دیگر یک سلول خورشیدی به مساحت هشت متر مربع که معمولا در آلمان بر روی سقف خانه ها نصب میشود، میتواند با شرایط متوسط در این کشور میان 850 تا 950 کیلووات ساعت برق در سال تولید نماید که این یک پنجم برق مورد نیاز یک خانواده دونفری در سال میباشد.

Monday, 9 August 2010

قطارهای جدید سریع السیر


از زمانیکه لوکوموتیو عقاب Adler که با نیروی بخار حرکت میکرد ودر هفتم سپتامبر سال 1853 شهر نورنبرگ را بطرف شهر فورت در آلمان ترک کرد تا کنون مدلهای مختلفی از قطارها بر روی ریلهای آلمان حرکت کرده اند.
هنوز پس از گذشت 175 سال قطارهای آلمان مورد تحسین بینندگان زمان خود قرار میگیرند، هرچند که نارسائیهای مقطعی نیز در آنها قابل مشاهده میباشند.
امروز این قطارهای سریع السیر هستند که نظر بینندگان را بسوی خود جلب میکنند. در تمامی جهان سه سازنده لکوموتیو در ساخت قطارهای سریع السیر پیشتاز میباشند. شرکتهای آلستوم فرانسه، بمباردیه کانادا و زیمنس آلمان.


AGV
شرکت آلستوم فرانسوی که بزرگترین صادر کننده قطارهای سریع السیر جهان میباشد با مدلTGV خود توانست تمامی تمامی نیاز فرانسه به قطارهای سریع السیر را تامین نماید.
قطارهای سریع السیر آلستوم را همچنین میتوان در خدمت راه آهنهای کره جنوبی و اسپانیا مشاهده کرد که با سرعتی برابر با سیصد کیلومتر درساعت در حرکتند.
مدل جدیدتر که AGV نام داشته و سرعتی برابر با سیصد و هشتاد کیلومتر در ساعت دارد را ایتالیائیها بخدمت گرفته اند.


هزار چرخ یا به آلمانی بدنه گردان Drehgestell به انگلیسی Bogie

بزرگترین علت موفقیت فروشهای خارجی آلستوم را میتوان پیشتر از رقبا عرضه کردن فرآورده هایش را به بازار خرید دانست. همچنین تکنولوژی بالای بکار گرفته شده در قطارهای این کارخانه مخصوصا هزار چرخهای ژاکوب که واگنها را بهم متصل میسازند و نسبت به سطح ریل، بالاتر از سطح هزارچرخ دیگر قطارها قرار داشتنش دانست.
هزارچرخهای ژاکوب بخاطر بالا بودنشان در معرض بادهای جانبی که به قطار در حال حرکت میوزند، قرار نگرفته و بهمین سبب نیز بهنگام حرکت با سرعتی برابر سیصد و یا سیصد و هشتاد کیلومتر، لرزه کمتری را در قطار ایجاد میکنند.

یک عیب این هزار چرخ اینستکه بواسطه بالا قرار گرفتنش باعث میگردد که از تعداد ردیفهای صندلی واگنها کاسته شود در عوض همین امر علت کمتر شدن وزن قطار و در نتیجه پائین آمدن مصرف سوخت آن میگردد.
عیب دیگر این گونه هزارچرخ اینستکه جدا نمودن واگنهای این نوع قطار بمنظور تعمیر، تعویض و بازرسی مشکلتر میباشد. بهمین خاطر هم کارخانجات زیمنس و بمباردیه از این گونه هزار چرخها استفاده نمیکنند.




زیمنس تهیه کننده عمده قطارهای سریع السیر شرکت راه آهن آلمان میباشد. این شرکت از دهه نود سده پیش با عرضه نمودن مدل ICE خود که موتورهایش سوار بر هزارچرخها در ابتدا و انتهای هر واگن و در تمامی طول قطار قرار دارند، کار تولید قطارهای سریع السیر را شروع کرد.
در مدلهای ICE برخلاف مدلهای TGV واگن لکوموتیو وجود ندارد (منظور سری نخست آن نیست) بلکه همانطور که پیشتر هم بیان شد، موتورهای کوچکی در تمامی طول قطار در نزدیکی چرخها مستقر میباشند. بخاطر همین هم تمامی طول سکوهای ایستگاههای راه آهن میتوانند جهت سوار و پیاده شدن مسافران مورد استفاده قرار گیرند. ترمزهای ICE هم که در کنار موتورها و همانند آنها در تمامی طول قطار پراکنده میباشند و نسبت به دیگر قطارها، بر روی چرخهای بیشتری تاثیر گذاشته و انعطاف و بازدهی و عملکرد بهتری را از خود نشان میدهند.
شتاب بخشیدن بهنگام حرکت این قطار نیز بخاطر تماس بیشتر چرخهای محرک با ریل راحت تر انجام میگیرد.
شگفتی آور نبود که TGV آلستوم و Zefiro بمباردیه بلافاصله از این روش در تولیدات بعدی خود تقلید نمودند.

در کنار مزیتهای ICE اشکالاتی نیز پیش آمدند. نخست موتورهای این قطار مزاحمت ایجاد کردند و همراه با آنها ترمزهای برقی متصل به آنها.
این ترمزها که بصورت میدان مغناطیسی میان چرخها و ریل عمل میکنند، نتوانستند که وظیفه خود را بنحو احسن انجام دهند. با کوشش فراوان مهندسین و کادر فنی کارخانه زیمنس این مشکل مرتفع شد.
اما ماجرا بهمین جا ختم نیافت.
در تابستان سال 2003 دستگاههای تهویه مطبوع قطار از کار افتاده و باعث دردسر گشتند.
پنج سال پس از این ماجرا ترکهای وارد آمده بر روی چرخها باعث صانحه گشته و مسئله ساز شدند.
اما این هم پایان ماجراها نبود. در آوریل سال 2010 در تونلی میان شهرهای فرانکفورت و کلن (دو شهر بزرگ صنعتی و تجاری آلمان) بهنگام گذشتن ICE از کنار قطار دیگری که از سمت مقابل میآمد، بناگاه درب قسمت رستوران کنده شد و بر اثر اصابت آن با قطار دیگر شش نفر شدیدا مجروح گشتند. بفاصله چند ماه پس از این ماجرا بازهم دستگاههای تهویه قطارها از کار افتادند.
قرار است که این معایب در مدل جدید این قطارها بطور کامل برطرف شوند.



در ساخت ICE تاکنون کارخانجات زیمنس، بمباردیه، آلستوم و AEG شرکت داشتند و هر کدام از این شرکتها ساختن بخشی از قطارهای ICE بعهده گرفته بودند. بدین گونه تناقضات فنی و ناپایداریهایی پدید گشتند که بر اثر بکار گرفتن تکنولوژیهای با یکدیگر ناهمگون کارخانجات مختلف بوجود آمده بودند.

مدل جدید را تنها زیمنس میسازد بدینوسیله شرکت سازنده (زیمنس) به تنهایی در برابر تمامی نقصهایی که در آینده ممکن است پیش آید پاسخگو خواهد بود و مسئول شناخته خواهد شد.
از اینرو زیمنس کوشش دارد که تمامی این نواقص و موارد مشابه را پیشگیری کرده و نگذارد که چنین چیزی اصلا بوجود آید. با وجود این حجم این معامله چنان بزرگ است که زیمنس اجبارا بخشی از آنرا به شرکت بمباردیه محول نموده اما این از میزان مسئول شناخته شدن زیمنس به تنهایی در برابر شرکت راه آهن آلمان نمیکاهد.



قطر چرخهای قطار را نیز افزایش داده اند تا بر نرمی حرکت قطارها افزوده گردد. با سرعت قطارها نیز ایندفعه منطقی تر برخورد شده است.
اگر قرار باشد هر از 60 یا 70 کیلومتر قطار را بخاطر رسیدن به شهری متوقف کنند، سرعت منطقی که قطارها میتوانند بگیرند از محدوده 250 کیلومتر در ساعت نبایستی بیشتر باشد در غیر اینصورت شتاب بخشیدن و متوقف کردن قطارها در دراز مدت ضریب استهلاک سیستمهای چرخشی و محرکه را بالا خواهد برد.
دلیل دیگری که نیز برای بالاتر نبردن سرعت قطارها وجود دارد، وجود واگنهای کهنه متعلق به دهه هشتاد سده گذشته میباشند که هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرند. این واگنها طاقت حرکت با سرعتهای بسیار بالا را ندارند.

قطارهای مدل جدید قرار است که از سال 2020 بتدریج در آلمان بخدمت گرفته شوند اما پیش از آن قطارهای سری نخست ICE-1 که دارای حد اکثر سرعتی برابر با 230 کیلومتر در ساعت هستند، تا سال 2015 کم کم کنار گذاشته و توسط سری ICE-T جایگزین خواهند شد. این سری اما کمابیش با مشکلات چرخها در خم پیچها مواجه است.



Saturday, 7 August 2010

بیماری آسم نزد کودکانی که مصرف کننده فست فود هستند، بیشتر است


پژوهشگران دانشگاه اولم آلمان متوجه شده اند که کودکانی که در طول هفته چند بار غذاهای فست فود مصرف میکنند، بیشتر از دیگران دچاری بیماری آسم میگردند.
پژوهشگران به مجله علمی تراکس  Thorax  گفته اند که همبرگر و نوشیدنیهای شیرین و گاز دار را نمیتوان مسبب مستقیم بیماری آسم نامید اما میتوان ادعا کرد که اینگونه غذاها و نوشیدنیها زمینه را برای دچار بیماری آسم شدن مهیاتر میکند. مصرف سه بار یا بیشتر فست فود در طول هفته با ریسک بیشتری برای ابتلا به این بیماری همراه است.
خانم گابریل ناگل و تیم  همراهش بمدت  ده سال عادات  غذایی پنج هزار کودک  هشت  تا دوازده ساله از بیست کشور جهان را زیر نظر گرفتند و بر روی آنها مطالعه نمودند. 
والدین این کودکان میبایستی که در طی این مدت گزارش میدادند که فرزندان آنها چه میخورده اند و اینکه آیا مشکلات تنفسی داشته اند یا نه. 
تحقیقات همچنان نشان دادند که کودکانی که  بیشتر میوه و سبزیجات و ماهی مصرف میکنند کمتر به این بیماری دچار میشوند. بنا به نتایج این مطالعات خوردن گوشت قرمز تاثیری بر روی گسترش یا پیشگیری این بیماری نداشت.

آسم جزو آندسته از بیماریهایی میباشد که در میان کودکان جامعه مدرن شیوع بیشتری دارد تا زمانهای پیش. بنا به آمار سازمان بهداشت جهانی، بیش از سیصد میلیون نفر مبتلا به بیماری آسم در جهان وجود دارد و هر ساله دویست پنجاه هزار نفر بر اثر این بیماری جان خود را از دست میدهند.

Thursday, 5 August 2010

نمیتوان منتظر راه حل جهانی نشست


-->
امروز تقریبا همه دانایان به کار و دست اندرکاران خبره جهانی حفاظت از محیط زیست بر این امر واقفند و بر این رایند که آغاز حل جهانی مشکل محیط زیست تنها از طریق چاره جوییهای منطقه ای عملی است.

در مجموع آگاهیهای عمومی در مورد موضوعات مرتبط با محیط زیست و مشکلات پیوسته با آنها نسبت به دو و حتی یک دهه پیش سطح بالاتری را پیدا کرده و مردم هرروز عملا بیشتر مایل به همکاری میگردند.
نمیتوان گفت که مردم بهر قیمتی حاضر به همکاری خواهند بود، اما میتوان ادعا کرد که تفاهم انسانهای عادی درکشورهای مختلف جهان برای نابود کننده بودن بلای احترام نگذاشتن به قواعد حفاظت از محیط زیست بسیار بیشتر از گذشته شده است.

نیت و خواست متزلزل سران بسیاری از کشورهای صنعتی جهان برای وضع قوانینی که کارخانه داران و عرضه کنندگان کالاهایی که بر بار معضل آلودگی محیط زیست میافزایند و محدود و موظف نمودن خاطیان به اجرای قوانین مربوطه را همگی و یا دستکم بسیاری از انسانها بخصوص نسل جوانتر درک کرده و بدان پی برده اند.

تنها مشکلی که باقی مانده است عدم ارایه طرحی است که همکاری موثر در اینکار را برای مردم عملی و مقرون بصرفه نماید.
در اینجا بایستی اشاره نمایم که منظور از طرح، بکار بستن روش نمیباشد.
روشها که بیشتر اموری تربیتی هستند، موضوعی جداگانه در این رابطه هستند و چندان احتیاجی هم به میل بهمکاری کارخانه دار و نظر رئیس جمهور فلان کشور و بهمان منطقه را ندارند.
فقط درک، آموزش و همت لازم دارند.
مثال : پرت نکردن بطریهای پلاستیکی در دامان طبیعت که این روش است و شیوه، نه ارایه طرحی صنعتی و کشاورزی. اینجا تربیت و میزان دانستگی و فرهنگ مردمان یک کشور به چالش کشیده میشود.

برگردیم بر سر موضوع طرح، در اینجاست که مردمان و دول کشورهای مختلف که از یک منطقه بخصوص جغرافیایی میباشند به صحنه بازی خوانده میشوند تا با درک مشترک از مشکلات زیست محیطی منطقه ای که خود را براحتی از مرزهای جغرافیایی کشورها گذر داده تا به کشور دیگر برسند و تفهیم صادقانه امکانات و محذورات خویش بیکدیگر، راه حلهای مشترکی نیز بیابند. مثال : ریزگردهای منطقه خاورمیانه که مشکلی برای خیلی از کشورها گردیده و همگی را عذاب میدهد و هر سال هم دامنه آسیبهایش گسترده تر میگردد.

این یک نمونه خوبست. اینجا به انتظار راه حل جهانی ماندن بیهوده و عبث است.
جهان و جهانیان مشکلات و علایق دیگری دارند که برایشان بسیار با اهمیت تر است تا رسیدگی به مشکل ریزگردها در منطقه ما.

خود پیمانهای جهانی محیط زیست حتی اگر بتصویب ممالک مختلف و عمده آلوده کننده محیط زیست جهان هم برسند (تجربه عدم خواست جدی همکاری بسیاری از کشورهای بزرگ و صنعتی، در اذهان مردم جهان مانع از قبول آنی چنین فرضیه ای میشود) تا زمانیکه تجارب منطقه ای را در پشت سرخویش نداشته باشند، در حد تئوری و فرضیه باقی میمانند و بعضا نیز در عمل خود را بی اثر و بی ثمر نشان میدهند.

شهرداریهای بیش از هزار شهر کوچک و بزرگ در اروپا و آمریکا (علیرغم عدم تمایل جدی دولت آمریکا در زمینه امضای معاهده نامه های بین المللی حفاظت از محیط زیست نظیر پیمان کیوتو) تعهد داده اند که با محیط زیستیها همکاری نزدیک کنند و رابطه تنگاتنگ داشته باشند.

اینکه فرضا بایستی منتظر صنعت خودروسازی نشست و فشار آورد تا موتوری یا سیستمی عرضه کند که به محیط زیست فشار کمتری آورد، حرف درست و ایده جالبی است اما برخی از کشورهای اروپایی مانند هلند و یا شهرهایی از آلمان نشان دادند که با احداث و طرح کشیدن راههای دوچرخه رو در شهرها هم میتوان همزمان به حل چند مسئله موازی با هم پرداخت.
آلوده نکردن بیشتر محیط زیست، اشاعه فرهنگ حرکت و وزرش بگونه جنبی که بر میزان تندرستی نیز تاثیر مستقیم دارد، یافتن راه حلی موضعی برای مشکل ترافیک و همزمان کارت زرد نشان دادن به کارخانجات خودروسازی که راههای دیگری نیز برای رفتن به سر کار و یا مدرسه و دانشگاه نیز وجود دارند.

اینجا طرحی عرضه شده و حالا این روش است که بایستی فعال گردد.
اگر پیاده کردن طرح مربوطه برای مردم عملی نباشد و یا عمل کردنش آنها را به دردسرهای جدی بیندازد، آنها نیز در عمل همکاری لازم را با طرح نداشته و مسلما این طرح محکوم به شکست خواهد بود.
ولی مشاهده میشود که مردم هلند یا برخی از شهرهای آلمان در عمل از اینگونه طرحها که برای فواصل کوتاه تا ده کیلومتر مناسب هستند، بخوبی و با روی باز استقبال مینمایند.
جالب اینستکه برخی از گردشهای خانوادگی آخر هفته نیز بهمین صورت انجام میگیرند.

فراموش نکنیم که شرایط جوی این کشورها همراه با تابستان مرطوب و گرم و زمستان پیوسته سرد و با باران و برف دایم میباشد.

نخست تصور میشد که افراد جامعه بصورت انفرادی فقط بخود فکر میکنند. یعنی برای کسیکه میتوانست با خودرو در زمستان راحتتر به سرکار رود استفاده از دوچرخه و فکر کردن به محیط زیست بی معنی بنظر میرسید. اما عملا هر سال بر تعداد کسانیکه داوطلبانه با دوچرخه به سر کار خود میرفتند افزوده شد.
با تغییر قابل پذیرش در روش زندگی، طرحی موفق از آب در آمد.

کنار هم نهادن طرحهای موفق کوچک که در یک راستا عمل کنند، همیشه به رسیدن به کامیابی بزرگ می انجامد.


Wednesday, 4 August 2010

ایرانیان و یونانیان – گفتار یک بخش پانزدهم


با وجود این زندگی یونانی خود را از دریای اژه (پ1) تا اسپانیا و از جنوب روسیه تا مودرایه و لیبی میگسترانید ولی صرفنظر از هسته مرکزی خاک یونان این یک گسترش موضعی است .
در سواحل دریای مدیترانه اردوگاههای مهاجرین یونانی دیده میشدند که بگونه های مختلف به حال خود گذاشته شده بودند و هیچگونه پیوستگی درونی با یکدیگر نداشتند. بهرسو که نگاه کنیم، هیئتهای حاکمه یونانی یعنی دولتشهرها بدون هیچگونه حس وابستگی با یکدیگر در کنار هم قرار داشتند و حتی یک طرز فکر و نقطه اشتراکی، مانند حس میهن دوستی هلنی که پیش از جنگ بزرگ با ایرانیان در میانشان شروع به رشد کرده بود، آنها را با هم پیوند نمیداد.
هر چهار سال یکبار گلهای سر سبد جوانان یونانی از هلاس (پ2) و دیگر جوامع یونانی در مسابقات المپ گرد میآمدند و در میان فهرست نام برندگان آن، در کنار نام هلنیهای سرزمین اصلی، نام برخی از یونانیهای جنوب ایتالیا و جزیره سیسیل (پ3) نیز به چشم میخورد ولی این موضوع تغییری در واقعیت امر گسستگی موجود دولتی بین یونانیها بوجود نمیآورد.
بدیهی است که عناصر دیگری بغیر از پیشینیان اسطوره ای هلنی وجود داشتند که اتحاد میان یونانیها را بوجود آوردند و در میان آنها خدایان کاملاً هلنی، بهمانگونه که خود را در اشعار هومر (پ4) عرضه میدارند، خود را نمایان میسازند. در کنار خدایان توصیفی هومر خدایان دیگری نیز از جمع خدایان محلی قرار داشتند. هر شهر و قبیله ای خدایان مخصوص خویش را میپرستید و در این میان قدرتمداران بیکسان چه در سیسیل و چه در سرزمین اصلی یونان دست اندر کار بودند تا برای خدایان خویش، معابد و مکانهای بزرگ و در خور شاءن آنها بنا کنند. در این دوران همچنین فقدان یک زبان ادبی مشترک، بگونه ای که در طی سده پنجم پیش از میلاد توسط اتی ها (پ5) بوجود آمد، نیز بچشم میخورد.
مرکز یونانیت هنوز هم سرزمین اصلی یونانیها بود که در آن اسپارت (پ6) حالت رهبری را بخود گرفته بود
-----------------------------
پ1 - دریای اژه پهنه آبی در پیرامون دریای میانه واقع میان یونان و ترکیه ( ن.ک. به افسانه نام دریای اژه ).

پ2- در متن Hellas و آن سرزمین اصلی یونان میباشد که نام خویش را از اشعار هومر گرفته است و یونانیها سرزمین خود را به این نام میخوانند.

پ3- سیسیل با 25703 کیلومتر مربع مساحت و حدود پنج میلیون نفر جمعیت، بزرگترین جزیره دریای میانه (مدیترانه) واقع در جنوب ایتالیا میباشد که کوهستانی بوده ولی دارای کرانه های حاصلخیز میباشد. این جزیره نام خویش را از اقوام هند و اروپائی سیکل و یا سیکولی که از ایتالیا بدانجا مهاجرت و در شرق آنجا سکنی گزیده بودند گرفته است. مرکز این جزیره پالرمو میباشد و از دیگر شهرهای مهم آن میتوان از سیراکوس، مسینا و کاتانیا نام برد. 80 درصد سطح سیسیل را کوهها و تپه ها تشکیل میدهند. سیسیل در ابتدا از جنگلها پوشیده بود که بمرور زمان و پس از اسکان جزیره توسط مهاجران درختهای آن زده شدند تا از چوب آنها کشتی بسازند. در جای برخی از جنگلهای سابق امروزه کشتزارهای غله و حبوبات و سبزی و مزارع انگور و زیتون و میوه وجود دارند.

پ4- هومر شاعر یونانی که در سده هشتم پیش از میلاد در بخش یونانی نشین آسیای کوچک زندگی میکرد. بنا بر گفته افوروس ( Ephoros ) تاریخ نویس کیمئه Kyme سده چهارم پ.م. واژه هومر ( Homer ) به گویش یونان باستان معنای گروگان و یا نابینا را میدهد زیرا هومر در پایان عمر شخصی نابینا گشت و نام اصلی هومر، ملسه گینس ( Melesegines ) بود به معنی کسی که در کنار رود ملس ( Meles ) بدنیا آمده است.
هومر بعنوان نامی ترین و پیشتاز سخنسرایان و شاعران غرب باستان شناخته و معرفی گردیده است. نامی ترین آثار او ایلیاد و اودیسه، داستانهای حماسی و بعضاً نیز حقیقی و تحریفی یونانیان میباشند. او احتما در جزیره لس Los از دنیا رفت. در مورد وجود داشتن واقعی هومر یا وجود نداشتنش تا به امروز اختلاف نظر وجود دارد، قدر مسلم اینستکه هرودت پدر تاریخنویسی غرب به وجود هومر اعتقاد داشت. در آثار هومر نخستین روشهای بند آوردن خونریزی جراحات جنگی تشریح شده است و این قدیمیترین سند روش معالجه یونانیان در این زمینه بخصوص میباشد.

پ5- اتحادیه ای که توسط آتنیها و با رهبری ایشان بوجود آمد.

پ 6- Sparta بزرگترین و نامیترین شهر سرزمین کوهستانی لاکونین ( Lakonien ) واقع در جنوب شرقی پلوپنزوس. این شهر نام خود را از اسپارته دختر ایروتاس پادشاه لاکونین گرفته. اسپارته بهمسری لاسدمون درآمد. لاسدمون که بنا به روایات استوره ای یونان فرزند زئوس بود پس از ازدواج پادشاه کشوری گردید که بنام خود لاسدمونیا نامید ولی پایتختی را که او در آن بنا نمود بنام همسرش اسپارتا نامید. اسپارتیها دارای جنگجویان خوبی در خشکی بودند و دولتشهر اسپارت تربیت و آموزش پسران را از سن هفت سالگی بعهده میگرفت.
در این آموزشها تمرینات سخت و مشکلی گنجانیده شده بودند و از جمله این تمرینات این بود که کودکان میبایستی فراگیرند که درد و مشقات را تحمل نمایند و برای همین نیز نوجوانان و جوانان در روز جشن گرامیداشت سالانه آرتمیس خدابانوی شهر که نماد جنگل و شکار و حاصلخیزی و نیز حافظ زنان و کودکان بود، در میدان عمومی شهر بر پشت خود شلاق میزدند و بدینوسیله نیروی تاب و مقاومت و وفاداری خویش را بنمایش میگذاشتند.
سیستم سلطنت در اسپارت، سلطنت دوگانه بود، بدین معنا که نیمه نخست سال را یک شاه و نیمه دوم را شاهی دیگر حکمرانی میکرد. علت این امر نیز خواست اسپارتیان برای محدود نمودن قدرت پادشاه و ایجاد حس رقابت مثبت میان ایندو برای پیشبرد و بهبود وضع رفاه عمومی اسپارتیان بود. ازدواج میان اعضای ایندو خانواده ممنوع بود. یعنی شخص از خانواده شاه نخست نمیتوانست با شخصی از خانواده شاه دیگر ازدواج نماید. شاه در اسپارت دو وظیفه مهم داشت : یکی رهبری سپاه و دیگری رسیدگی و نظارت بر امور دینی. این نیز حق نخست شاهان در اسپارت بود که دختر کسان متمولی که فوت کرده بودند و فرزند پسری از خود بجای نگذاشته بودند را به ازدواج خود درآورند و بدینوسیله وارث قانونی آنفرد شناخته شوند. واژه اسپارت از دوران پیش از یونانیان یعنی هزار سال پ.م. میباشد. در جریان جنگهای پلوپنزوسی، اسپارت تفوق خود را در یونان از دست داد.
44

Tuesday, 3 August 2010

سینما بر روی سنگ صخره


آیا در دوران نوسنگی (اواخر عصر حجر) سینما در هوای آزاد وجود داشته است؟ پژوهشگران فرضیه نوینی را ارایه کرده اند. بنا بر این نظریه جدید، نیاکان پیش از تاریخ ما نظاره گره نقاشیهایی بر روی دیواره سنگها بوده اند.
صحنه هایی از شمشیر بازی، جنگ، شکار و رقصهای آیینی که با عرضه مناسب صداهای طبیعی از محیط اطراف و همراه با نور، شرایط نمایشی هیجان انگیز و جالب را برای تماشاگران فیلمهای دوران نوسنگی فراهم میساختند.

شناختن اینکه نیاکان دوران نوسنگی و عصر آهن ما بنوعی سینمای ابتدایی عرضه میکردند زمانی مسلم گشت که باستان شناسانی از اتریش و بریتانیا با همکاری یکدیگر بر روی نقاشیهای شش هزار سال پیش کشیده شده بر روی صخره های والکامونیکا واقع در شمال ایتالیا مطالعه انجام میدادند.
دانشمندان با کنار هم قرار دادن صحنه های تصویر شده بر روی این نگاره ها و نگریستن به آنها بصورت پشت سرهم متوجه نوعی از حرکت در آنها گشتند.
آنها نخست پی بردند که این نقاشیها با ترتیبی خاص در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و همین پژوهشگران را بفکر انداخت که نگاره ها نمیتوانند تنها نقاشیهای ساکن و بی ارتباط با یکدیگر بوده باشند بلکه دنباله روی نگاره ها از پی یکدیگر بنوعی فیلم سازی یا انیمیشن در تخیل نگاره گر میماند.

فردریک بیکر Fredrick Baker باستان شناس و انسان شناس دانشگاه کمبریج که با همکاری مدرسه عالی شهر سنت پولتن St. Pölten و دانشگاه وایمار Bauhaus-Universität Weimar اتریش بر روی این پروژه مشترک کار میکند، میگوید : حتی فیلمهای امروزی نیز از مجموعه پشت سرهم آمده نگاره های منفردی ساخته شده اند که در مجموع صحنه ها را ضبط مینمایند.
با این تفاوت که امکانات انسانهای شش هزار سال پیش برای ضبط صحنه ها بسیار اندکتر از زمان حال بوده است در نتیجه گذر از یک نگاره به نگاره دیگر با سکته مواجه شده و قدرت تخیل تماشاچی را به چالش میکشید. با وجود این در نمایش برخی از صحنه ها تا پنجاه نگاره پی درپی مشاهده شده اند.

صحنه ها در ارتفاعات مختلف قرار دارند و چگونگی تابیدن پرتو خورشید بر روی آنها در طول روز صحنه ها را بتناسب روشن و تاریک کرده و صحنه آخر که نقطه پایان فیلم دوران نوسنگی حساب میشود، با تاریکتر بودن نسبی، پایان یافتن فیلمهای امروزی را تداعی میکند.
هنرمندان دوران نوسنگی برای کشیدن نگاره های خود صخره هایی را انتخاب کرده بودند که پیشتر از آن در دوران یخبندان توسط حرکت یخچالها صاف و صیقل داده شده بودند.
هماهنگی صحنه های کشیده شده با مناظر طبیعی اطراف صخره نیز شگفتی آور است. پژوهشگران بر این رایند که نگاره گر آگاهانه این چشم اندازهای طبیعی را بعنوان بخشی از فیلم خویش منظور داشته است. از آن گذشته پژواک آواهای طبیعی از سوی صخره ها، فرضیه ناطق بودن این سینمای روباز را تقویت میکند.
بیکر همچنین میگوید، احتمال میرود که شخصی داستانهای نقاشی شده را با صدای بلند و رسا برای دیگران تعریف و تفسیر میکرده است.

در فیلمی که بی بی سی از این نگاره ها و سینمای نخستین تهیه میکند این پژواکها را نیز منظور داشته اند.
با این کشف، فرضیه قدیمیترین انیمیشن جهان که در شهرسوخته ایران پیدا شده و متعلق به پنج هزار سال پیش میباشد، منتفی میگردد.

برای اینکه دلسرد از این موضوع این تارنگار را ترک نکنید، هنوز اما میتوان گفت که قدیمیترین انیمیشن جهان که بگونه ای با ادبیات باستانی مکتوب یک مملکت در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد (بز و درخت آسوریک پهلوی ، اصل داستان اشکانی است) متعلق به ایران است. ( به نوشته های خانم دلارام کی منش کارشناس ارشد فرهنگ و زبانهای باستانی ایران مراجعه کنید).

یا اینکه میتوان گفت نخستین انیمیشنی که از سوی انسانهای اسکان یافته ساخته شده در ایران انجام گرفته است. اینها ادعاهایی هستند با طیفهای فرهنگی و تاریخی بسیار وسیع و ابتدا بایستی که اثبات شوند.

Sunday, 1 August 2010

کشف دهکده ای مربوط به عصر حجر


پیش از اینکه در مورد این خبر آغاز به نوشتن کنم، میخواهم که نظر شما را به عکسهای این دهکده جلب نموده و سپس ارزیابی را به خودتان واگذار کنم.
همانطوریکه عکسها نشان میدهند، ظاهرا چیز عجیب و غریبی برای تماشا کردن وجود ندارد، اما روزنامه های آلمان که این خبر را درج کردند، شادی زیادی از خود نشان دادند. در بخش نظرات روزنامه های مختلف هم خوانندگان زیادی از طبقات مختلف و حتی استانهای بسیار دورتر از محلی که این دهکده در آن پیدا شده، از این واقعه استقبال کرده و خوشحالی خود را بصورت جملاتی مختلف نشان دادند.

این بزرگترین تفاوت میان کشورهایی مانند آلمان و کشورهای دیگر میباشد. مردمش.
خوانندگان روزنامه، علیرغم وجود تعدد موضوعات مختلف در زمینه های مختلف که بصورت باز در روزنامه ها منتشر میشوند، بازهم به اینگونه مقالات روی خوش نشان داده و دستکم میخوانندش. این یعنی قدر چیزی را که دارند میشناسند هر چند که آن چیز ظاهرا چندان ارزشی هم نداشته باشد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.



در یکی از روزنامه ها خبر با این جمله آغاز گشت : سلامی از نیاکان.
در برایس گائو Breisgau شهرکی در جنوب آلمان، باستان شناسان زیر بنای دهکده ای که به 7500 سال پیش تعلق دارد را از زیر خاک درآوردند.
موضوع مربوط به یکی از مهمترین آثار یافته شده استان بادن وورتمبرگ آلمان میباشد.

شهر برایس گائو که در جنوب غربی این استان قرار دارد جزو گرمترین مناطق آلمان بشمار میرود.
میانگین درجه حرارت در سال این شهر یازده درجه سانتیگراد میباشد. سالانه بطور متوسط 1800 ساعت آفتاب در این منطقه وجود دارد و میانگین میزان باران برابر با هفتصد میلیمتر در سال میباشد.
این اطلاعات را در اینجا آوردم تا علت گزیدن این منطقه را از سوی انسانهای دوران نوسنگی مدلل کرده باشم.




چیز دیگری که میخواستم در اینجا توجه را بدان جلب کنم معنای واژه گائو بعنوان بخشی از نام شهر برایس گائو میباشد.
در زبان آلمانی قدیم و همچنین آلمانی نو، گائو بمعنای قسمتی از زمین حاصلخیز میباشد که توسط موانع طبیعی از دیگر مناطق جدا میباشد. یعنی اگر دامی را (که غالبا از دیرباز در این مناطق گاوها بودند) در این منطقه رها کنند، این دامها غالبا بخاطر موانع طبیعی در همان منطقه باقی مانده و به سرزمین همسایگان برای چرا نمیروند و باعث جنگ و زد و خورد نمیشوند. ( همچنین ن. ک. به پانویس دو صفحه بیست و پنج ایرانیان و یونانیان - گفتار یک بخش ششم ). برای من مسلم نیست که این دو واژه با هم رابطه ای دارند یا نه.

باز گردیم به اصل خبر. دهکده یافته شده متعلق به نخستین دهاقینی است که به آنجا آمده و در آنجا اقامت گزیده بودند.
خانه هایی که در آنزمان ساخته بودند هشت متر پهنا و بیست متر درازا داشتند. قدمت این دهکده توسط بازمانده های ظروف سفالی تخمین زده شد.
گذشته از آن در کنار این ظروف، سنگهای آتش زا (چخماق) و ظروفی با نقشهای ظریف و همچنین خمره هایی که مواد غذایی را در آنها نگاهداری میکردند، یافته شدند. از روی آثار یافته شده و مطالعه بر روی آنها پی برده شد که دهقانان این دهکده همزمان به کار دامداری و کشاورزی مشغول بودند.



سرپرست هیئت باستان شناسان میگوید که این نخستین بار است که ما توانسته ایم در این منطقه به زیربنای کامل دهکده ای از دوران پیش از تاریخ دست یابیم. در کنار این دهکده همچنان گورستانی یافته شده است.

کارهای حفاری و باستان شناسی این منطقه هنوز هم ادامه خواهد داشت.