جستجوگر در این تارنما

Tuesday, 17 September 2013

آفتاب گیرِ مولدِ برق

طراحانی از کالیفرنیا سازه خورشیدیِ  نوی برای خودروها ساخته اند که نیرویِ  خورشیدی را به برق تبدیل  کرده و بدینوسیله خودروهایِ  هایبرید و الکتریکی‌ را پر میسازد.
این سازه را میتوان جمع کرده و در صندوقِ  پشتِ  خودرو حمل نمود.
دفترِ  مهندسی‌ (صدا) که این سازه پلی‌ استری را بر اساسِ  شکوفه اورکیده طراحی‌ کرده میگوید که سلولهایِ  فوتوولتیک را در آن به کار برده و بدینوسیله میتوان از این سازه به مثابه پر کننده خازنِ  خودرو استفاده نمود.
متاسفانه به دلیلِ  کمبودِ  بودجه، تعدادِ  سلولهایِ  فوتوولتیکِ  بکار گرفته شده در این سازه زیاد نمیباشند و به همین دلیل نیز میزانِ  برقی‌ که از این سازه میتوان گرفت در روز برابرِ  با ۱،۵ تا ۲ کیلو وات ساعت
در روز میباشد. این در حالیست که خودروهایِ  برقی‌ بطورِ  متوسط برای پیمودنِ  مسافتِ  ۱۰۰ کیلومتر به ۱۵،۱ کیلووات ساعت نیاز دارند.

اما با سرمایه گذاریِ  بیشتر، طراحی‌ِ  سازه‌هایِ  مناسبتر و مقرون به صرفه تر نیز امکان پذیر میباشد. مبلغی که برایِ  طراحی‌ این سازه مصرف شده تا کنون برابرِ  با ۶۰ هزار یورو میباشد.


Sunday, 15 September 2013

آرزویِ برزگر

روزی روزگاری در سرزمینِ  چین کشاورزی تنگدست زندگی‌ میکرد که با وجود پشتکارِ  فراوانی که داشت در زندگی‌ به پیش نمیرفت.
در روزگاران پیش در چین بهنگامیکه ماه کامل میشد و هوا نیز طوری صاف بود که ماه به خوبی دیده میشد، خرگوشی که از ملازمانِ  الهه ماه بود و برایِ  او در هاونی اکسیرِ  جاودانی بودن درست میکرد، برایِ یک ‌شب اجازه داشت تا بانویِ  خویش را تنها گذاشته و از ماه به زمین آید ولی‌ پیش از برآمدنِ  آفتاب دوباره باید باز می‌گشت. در این مدت اگر خرگوشِ  ماه کسی‌ رامیدید، نزدش میرفت و جویایِ  حالش میشد.
هر کودکی میداند که خرگوشِ  ماه قادر است تا آرزوهایِ  انسان را برآورده کند.

شبی‌ مهتابی هنگامیکه برزگر از کشتزارش به خانه بازمیگشت خرگوشِ  ماه او را دید.
خرگوش گفت من :  اینجا آمدم تا بتو کمک کنم. با من به کوهِ  آرزوها بیا، جایی‌ که میتوانی هر چه را که دلت میخواهد بیابی“.
پیش از اینکه دهقان بخود آید آنها بر رویِ  کوه در برابرِ  دروازه‌ای بزرگ قرار داشتند. بر سرِ  دروازه با خطی‌ خوانا و درشت نوشته شده بود : اینجا هر آرزویی به حقیقت میپیوندد.
دهقان در حالیکه دستهایش را به هم میمالید، با خود اندیشید که به به، زندگی‌ِ تنگدستانه من سرانجام به پایان رسید.

پر از امید و آرزو از دروازه گذر نمود. آنسویِ  دروازه پیرمردِ  سپیدمویی را ایستاده دید که به او خوش آمد  گفت و افزود „ هرچیزی را که آرزو کنی‌ برآورده خواهیم کرد ولی‌ نخست باید بدانی‌ که ما چه امکاناتی داریم  و چه چیزهایی‌ را میتوانیم برآورده کنیم. برایِ  اینکه در جریان قرار بگیری، بدنبالم بیا تا من همه چیز‌ها را  بتو بنمایانم.
پیرمردِ  دانا برزگر را به تالارهایِ  گوناگونی برد و آنها را به او شناساند، هر یکی‌ زیباتر از دیگری. پیرمرد گفت، اینجا در تالارِ  نخست تو شمشیرِ  آوازه و نام را میبینی‌. کسی‌ که آنرا آرزو کند، سپهبدِ
بزرگی‌ خواهد شد که یک پیروزی پس از دیگری نصیبش میشود و نامش را تا پایان جهان کسی‌ فراموش نخواهد کرد. اینرا میخواهی؟
بد هم نمیشود ها، برزگر پیشِ  خود اندیشید. نامی‌ شدن  چیزِ  قشنگیست و به غیر از آن‌ خیلی‌ دلم میخواهد که چهره دیگران را در روستا ببینم، هنگامیکه که میشنوند من سپهبدِ  نام آوری شده ام. ولی‌ میخواهم که کمی‌
در موردش فکر کنم. بهتر است که برویم و دیگر تالارها را هم ببینیم.
پیرمردِ  دانا لبخنند زنان گفت، برویم.
در تالارِ  دوم اوو به برزگر کتابِ  دانایی‌ را نشان داد. „ هر کس که اینرا آرزو کند، همگی‌ِ  اسرارِ  کائنات و ستارگان بر او آشکار میگردد“.
کشاورز گفت : من همیشه میخواستم که زیاد بدانم. این شاید آرزویِ  درست برایِ  من باشد ولی‌ بگذار که فکرهایم را بکنم.
در تالارِ  سوم صندوقی از زرِ  ناب قرار داشت،   این گنجینهٔ داراییست. هر که آنرا آرزو کند، سیم و زر بسویش سرازیر خواهد شد، فرقی‌ هم نمیکند که او برایش کار بکند یا نه‌“.
برزگر خندید و گفت این یکی‌ دیگر براستی درست میباشد. شخص پولدار خوشبخت‌ترین است. ولی‌ یک کم صبر کن.... خوشبختی و پولداری دو چیزِ گوناگون هستند که!!؟؟. حقیقتاً من نمیدانم که آیا این گزینه درست خواهد بود یا نه‌؟ بگذار باز هم پیشتر برویم.
بدینگونه برزگر و پیرمردِ  دانا تالارها را یکی‌ پس از دیگری دور زده و بازدید  کردند بدونِ  اینکه برزگر چیزی را انتخاب کرده باشد.
چون آخرین تالار نیز دیده شد، پیرمردِ  دانا به برزگر گفت، حالا انتخابت را بکن، هرچیزی که تو آرزو کنی‌ برایت میسر خواهیم کرد.
برزگر هنوز اندیشناک گفت، تو باید به من کمی‌ زمان دهی‌ تا تصمیمِ  درست بگیرم.
به محضِ  اینکه این جمله از دهانِ  برزگر برآمد، دروازه پشتِ  سرش بسته شد و او دوباره خود را روی زمین در برابرِ  خانه اش یافت. خرگوشِ  ماه جلویِ  پایش نشسته بود و به او مینگریست.
خرگوشک گفت : مردِ  بیچاره، بیشترِ  مردمان چونان تو هستند. آنها نمیداند که چه چیزی را باید آرزو کنند. آنها همه چیزی آرزو میکنند و چیزی بدست نمیاورند.

خدایان آرزو و خواسته انسانها را برآورده میکنند، تنها مشکلی‌ که وجود  دارد اینستکه اننسانها باید بدانند که چه میخواهند.



Saturday, 14 September 2013

برای مصلحت - سعدی

نکویی گرچه با ناکس نشاید
برای مصلحت گه گه بباید

سگ درنده چون دندان کند تیز
تو در حال استخوانی پیش او ریز

به عرف اندر جهان از سگ بتر نیست
نکویی با وی از حکمت به در نیست

که گر سنگش زنی جنگ آزماید
ورش تیمار داری گله پاید


Friday, 13 September 2013

حساسیت یا آلرژی چگونه بوجود میاید؟

حساسیت‌ها از رابطه پیچیده میا‌نِ عناصر وعوامل پدید میایند. بتازگی  برای پژوهشگرن میسر گشت که کشفِ  نوینی انجام دهند : اگر حتی یکی‌ از ژنهایِ بدنِ  انسان درست فعالیت نکند، آن شخص در برابرِ  عواملِ  محیطی‌ِ اطرافِ  خویش حساسیتِ  بسیار بیشتری نشان میدهد.
دانشمندانِ  دانشگاهِ  جانز هاپکینز در طی‌ِ  پژوهش‌ها و مطالعاتِ  خویش به نوعی از خرابی ژن برخوردند که در بوجود آمدنِ  بسیاری از بیماریهایِ حساسیتی، نقشِ  بزرگی‌ را میتواند بازی کند.  در یک پروژه تحقیقاتی‌ با کودکان و جوانان مشخص گشت که این خسرانِ  ژنتیک احتمالا پیشرویِ  خیلی‌ از بیماریهایِ  حساسیتی را آسان میسازد. تاکنون تصور میشد که  این خسرانِ  ژنتیک به صورتِ  مادرزاد میباشد.
این پژوهش بر رویِ  ۵۸ بیمار از هفت تا بیست ساله انجام گرفت. همه این ۵۸ نفر از بیماریِ   LDS   رنج می‌بردند.
بانو پاملا فریشمایر-‌گریو از مرکزِ  کودکانِ  جانز هاپکینز میگوید :خسرانِ  ژنتیک میتواند همچنین در ابتدایِ  زنجیره‌‌ای از یکسری از واکنش‌هایِ  جسمی‌ باشد که به بیماریهایی نظیرِ  آسم، حساسیتِ  به موادِ غذایی و اکزمهایِ  پوستی منجر میگردد.

از آنجا که هنوز در دنیایِ آلرگولوژ‌ها و دانشِ  پزشکی‌ بوجود آمدنِ آلرژی را ناشی‌ از سری کنشها و واکنشهایِ  پیچیده میا‌نِ  ژنها و عواملِ محیطی‌ میدانند، اینکه تنها یک ژ‌ن به تنهایی‌ هم میتواند عامل گردد، بسیار شگفت انگیز و پذیرش آن دشوار بود.


Wednesday, 11 September 2013

عدد ۱۰ ۳ ۳ چیست؟

در آستانه گشایش نمایشگاه خودرویِ  شهرِ  فرانکفورتِ  آلمان، آقایِ  ژو هوآ رونگ منشی‌ِ  حزبِ  کمونیستِ  جمهوریِ  خلقِ  چین و مدیرِ  کّلِ شرکتِ  خودرو سازی چانگان در حالیکه در پشتِ  میکروفون ایستاده بود و مدلِ  جدیدی از محصولاتِ  چانگان را معرفی‌ میکرد به دو مطلبِ  اشاره نمود.

یکی‌ اینکه شرکتِ  چانگان موتورز با تولیدِ  سالانه ۷،۱ میلیون خودرو، بزرگترین شرکتِ  خودرو سازیِ  چین است و این اشاره‌ای مستقیم برایِ  آمادگیِ همکاری با دیگر خودروسازان بین المللی است. چانگان موتورز میخواهد تا سالِ ۲۰۲۰میزانِ  تولیدِ  خودروهایِ  خود را به ۵ میلیون در سال برساند.
دوم اشاره به عددِ  ۳۳۱۰ که پیوسته نیز بر رویِ  دیوار نمایان و پنهان میشد. رمزِ  پنهان این عدد را باید چنین تفسیر نمود:
نخستین ۳ برایِ  سه منطقه ایست که بازارشان بایستی‌ تسخیر شود و آنها آمریکا، اروپا و هند میباشند.
دوّمین ۳ برایِ  سه شعبه‌ای هستند که چانگان تصمیم به گشایششان دارد در کشورهایِ  برزیل، روسیه و ایران.
و ۱۰ اشاره به کشورهایِ  دیگری می‌کند که بازارشان را باید بتدریج بدست آورد و اینان کشورهایی هستند مانندِ  الجزیره، شیلی، پرو، کلمبیا و یا اوکرایین.

زمانیکه این پرسش مطرح شد که چانگان با چه چیزی میخواهد این کارها را انجام دهد،  ژو هوا آنگ و دو تنِ  دیگر از همکارانش پرده سپیدی را به کنار زدند و خودرویی با نامه سی اس۷۵  CS 75  آشکار گردید که از منظرِ  ظاهری مخلوطی ا‌ز نیسان، میتسوبیشی و تویوتا به نظر میرسد.

طراحِ  این خودرو آقایِ  آندریاس زاپاتیناس میباشد که سالها برای شرکتهای خودروسازی فیات و ب. ا‌م. و. کار می‌کرده و سرپرستِ  گروهِ  طراحانِ  آلفا رومئو هم گردید، جائیکه او آلفا ۱۴۷ را طراحی‌ کرد.

هر چند که سی اس۷۵ خودرویِ  زیبایی‌ میباشد ولی‌ خبرگان این صنعت شانسِ زیادی را برایش در کشورهایِ  غربی پیشبینی‌ نمیکنند زیرا طراحی‌ِ  این خودرو چیزِ  نو و هیجان انگیزی را برایِ  خریدارانِ  غربی که به دیدنِ پیوسته چیز‌هایِ  نو خو گرفته اند، عرضه نمیدارد.

Monday, 9 September 2013

یک قلبِ زیبا و کامل

مردی جوان در میدانِ  مرکزی شهری ایستاد و با صدایِ  بلند برایِ کسانی‌ که آنجا بودند و همچنین رهگذران گفت که او دارایِ  زیباترین و کاملترین قلبهاست.
مردم به دورِ  او گرد آمدند و قلبش را که از سینه بیرون زده بود، تماشا میکردند.  قلبی یکدست و صاف بدون هیچگونه عیبی که خیلی‌ هم منظم میزد.
همگی‌ این ادعایِ  مردِ  جوان را تائید کردند و او نیز با غرورِ تمام و خیلی‌ مطمئنتر از پیش با صدایِ  بلندتری شروع کرد از قلبِ  خود تعریف کردن.
ناگاه از میآنِ  جمعیت مردی پیر بیرون آمد و گفت : جوان، میدانی‌؟ قلبت زیباست ولی‌ نه‌ به زیبایی‌ِ  قلبِ  من.
جمعیت و همچنین مردِ  جوان به قلبِ  مردِ  پیر نگریستند. قلب مرتب و قوی میزد ولی‌ سطحِ  آن پر بود از زخمها. در برخی‌ از جایها تکه‌ای از قلب را برداشته  و در عوضِ  آن تکهِ  دیگری گذشته بودند. اما این وصله‌ها کاملاً به اندازه هم نبوده و درست به هم نمیخوردند بطوریکه لبه‌هایِ  آنها نتوانسته بودند درست به هم جوش بخورند.
دقیقتر بگوییم در برخی‌ جایها گودالهایی بوجود آمده بودند که در آنها جایِ  خالی‌ِ  بخشی از قلب به چشم میخورد.همگی‌ مات  و مبهوت به او خیره شده بودند و پیشِ  خود میپرسیدند چگونه او میتواند ادعا بکند که قلبش زیباتر است؟
در این میان مردِ  جوان به قلبِ  او نگاه کرد و وضعیتِ  قلب را که دید، بلند خندیده و گفت : حتماً شوخیت گرفته که قلبت را با قلبِ  من مقایسه میکنی‌. قلبِ  من زیبا و یکدست و قلبِ  تو پر از زخمها و چاله ها.
مردِ  پیر در جواب گفت : بله، قلبِ  تو بسیار زیبا بنظر میرسد اما من هیچگاه حاضر نیستم که قلبم را با قلبِ  تو عوض کنم.
هر گاه که در زندگی خواستم به کسی‌ مهرم و عشقم را بدهم تکه‌ای از قلبم را کندم و به او هدیه کردم. بیشترِ  اوقات تکه‌ای از قلب آنها را در عوض دریافت میکردم که بلافاصله به جایِ  بخشِ  کنده شده از قلبم می نشاندم. از آنجا که تکه‌هایِ  مبادله شده با هم برابر نبودند، جایِ  وصله‌ها بسادگی به چشم میخورندبه برخی‌ نیز که بخشی از قلبم را دادم، چیزی پس نفرستادند و بدینصورت چاله های ِ  رویِ  قلبم پدید آمدند. شق ورزیدن به معنای خطر و ریسک کردن نیز هست. این چاله‌ها گرچه جایِ  خالی‌ِ  چیزی را نشان میدهند اما به من نبز یادآوری میکنند که روزی کسی‌ را دوست میداشتم. هنوز چونان همیشه امیدوارم که روزی آن شخص تکه‌ای از قلبش را برایم بفرستد تا این گودی را با آن پر کنمحالا میفهمی که  زیبایی‌ حقیقی‌ چیست؟
مردِ  جوان لحظه‌ی آرام ایستاد و در حالیکه اشکی بر گونه اش جاری شده بود او را نگریست.
به آرامی به سویِ  مردِ  پیر رفت و دست به سویِ  قلبِ  صاف و زیبایِ خود برد و تکه‌ای از آن کند و با دستانی لرزان به مردِ  پیر هدیه داد.
مردِ  پیر آنرا پذیرفت و در گوشه‌ای از قلبِ  خود نشاندش سپس او نیز بخشی از قلبِ  خود را کند و به مردِ  جوان هدیه داد. جوان هم آن تکه را گرفت و در جایِ  سوراخ شده قلبِ  خویش قرارش داد.
کاملاً به اندازه اش نبود ولی‌ سوراخ را تا حد زیادی پر میکرد.
مردِ  جوان به قلبِ  خود نگریست، دیگر به صافیِ  پیش نبود ولی‌ او حالا میتوانست که محبت را قلبا حس نماید.

جمعیت پراکنده شد و همگی‌ اندیشناک به راهِ  خود رفتند.

Friday, 6 September 2013

خودروهایِ هایبریدِ تویوتا

بزودی درهایِ  نمایشگاهِ  خودروِ  شهرِ  فرانکفورت در آلمان به رویِ دوستداران گشوده خواهند شد.
از میآنِ  شرکت کنندگان در این نمایشگاه، شرکتِ  خودروسازیِ  تویوتا دست‌کم از یک نظر بسیار موردِ  توجه است. در حالیکه خودروسازانِ  اروپایی  پس از یک مقاومتِ  اولیه آهسته آهسته به خودروهایِ  مدلِ  هایبرید رویِ خوش نشان دادند، تویوتا و شرکتِ  خودروسازیِ  لکسوس که آنهم به تویوتا تعلق دارد، ۱۶ سال است که در این زمینه فعال هستند و بیش از ۵،۵ میلیون خودرویِ  هایبرید در قالبِ  ۲۳ مدلِ  گوناگون ساخته و بفروش رسانده اند.
اینها در صددند که تا آخرِ  سالِ  ۲۰۱۵ میلادی ۱۵ مدلِ  نو و به روز شده را به این تعداد اضافه نمایند.
برایِ  حفظِ  فاصله‌ای که میآن او و دیگر خودروسازان در این زمینه وجود دارد، تویوتا میخواهد در نمایشگاه امسالِ  فرانکفورت مدل جدیدی را بنمایش بگذارد ؛ هایبریدی با پیلِ  سوختی (Fuel Cell) سخنگویِ  تویوتا تنها به این بسنده کرده که بگوید، خودرویِ  آینده لیموزینی ۴ دربی میباشد که تا کنون از آن‌ یک سریِ  چند هزار تایی‌ ساخته شده و آماده فروش میباشند.

در اصل کارِ  آسانی انجام شده است. در خودروهایِ  هایبریدِ  معمولی‌ از یک موتورِ  سوختی (بنزین، دیزل و یا گاز) و یک موتورِ  برقی‌ استفاده میشد، در هایبریدِ  جدیدِ  تویوتا یک موتورِ  برقی‌ و یک موتورِ  پیل سوختی بکار گرفته میشود.
چیزِ  کاملاً جدید در خودروهایِ  پیل سوختی و هایبریدِ  جدیدِ  تویوتا همانا باکِ  سوختِ  آنها میباشد که در آن هیدروژن با فشاری برابر با ۷۰۰ بار ذخیره شده و با وجودِ  آن سبکتر میباشد.
شرکتهایِ  خودروسازی هیوندای نیز بزودی چیزِ  مشابهی‌ به بازار عرضه خواهد کرد و کارخانجاتِ  مرسدس (تا اواسط یا اواخر سالِ  ۲۰۱۵)، نیسان و فورد (تا اواسط یا اواخر سالِ  ۲۰۱۷) نیز در حال تدارک هستند.
سخنگویِ  تویوتا میگوید که با باکِ  جدید، خودروهایِ  تویوتا میتوانند بدونِ  وقفه مسافتِ  ۵۰۰ کیلومتری را طی‌ کنند و با اینوجود شرکتش توانسته بهایِ  این نوع از خودرو را بصورتِ  بسیار خوبی کاهش دهد و با اینوجود، خودروهای از این دست تویوتا قیمتی میان ۷۰ تا ۸۰ هزار یورو خواهند داشت.


Wednesday, 4 September 2013

یک داستان کوتاه

روزی یک بانکدارِ  بزرگ در کرانه دریایی در یک بندرِ  کوچکِ  ماهیگیری در مکزیک ایستاده بود و نگاه میکرد که قایق‌هایِ  ماهیگیری چگونه یکی‌ یکی‌ بازگشته و به خشکی میرسند.
در میآنِ  آنها یک قایق که بارِ  زیادی از ماهی‌ داشت به ساحل نزدیک شد. پس از پهلو گرفتنِ  قایق، بانکدار با کنجکاوی به قایق نزدیک گشته و پس از شادباش گفتن برایِ  صیدِ  خوبی که کرده بود، مودبانه پرسید، میتوانم از شما چیزی بپرسم؟
ماهیگیر پاسخ داد : چرا نه؟‌ اگر بتوانم پاسخ میدهم.
بانکدار پرسید برای این شکار خوبِ  امروزتان، شما چه مدت زمان نیاز داشتید؟
ماهیگیر پاسخ داد : زیاد نه‌، تنها چند ساعت.
بانکدار پرسید، پس چرا دیرتر نماندید تا بیشتر صید کنید؟
ماهیگیرِ  مکزیکی پاسخ داد: همین اندازه ماهی‌ برایش کافیست تا بتواند برایِ  چند روز، قوتِ  خانواده‌ ‌اش را مهیا کند.
بانکدار پرسید، ببخشید ولی‌ باقی‌ِ  روز را چکار می‌کنید؟
ماهیگیرِ  مکزیکی پاسخ داد : صبح‌ها به اندازه کافی‌ میخوابم، پس از صرفِ  صبحانه به ماهیگیری میروم، با کودکانم بازی می‌کنم، نهار میخورم، بعد از ظهر به همراه خانواده‌‌ام کمی‌ استراحت می‌کنیم سپس در دهمان به گردش میروم و کمی‌ مینوشم و با دوستانم گیتار میزنم. همینطور که می‌بینید زندگی‌ِ  کاملی دارم.
بانکدار گفت، من تحصیل‌کرده دانشگاهِ  هاروارد هستم و میتوانم به شما کمی‌ کمک کنم. شما میبایستی که بیشتر در دریا بمانید و با بیشتر صید کردن و پول بیشتر بدست آوردن قایق بزرگتری تهیه کنید. اینگونه میتوانید بجای فروختن ماهی هایتان به دلال، مستقیما به کارخانه کنسرو ماهی بفروشید و سود بیشتری نیز ببرید. اینکار را که مدام انجام دهید میتوانید از میزان سودهای بدست آمده خودتان مستقیما کارخانه کنسرو و تهیه ماهی راه بیندازید. پس از مدتی شما میتوانید که این ده ماهیگیری کوچک را ترک کنید و به شهر مکزیک و یا حتی لس آنجلس مهاجرت نمایید، جاییکه شما میتوانید شرکت ماهیگیری بزرگی راه بیندازید و آنرا مدیریت کنید.
ماهیگیر پرسید : این جریان چقد طول خواهد کشید؟
بانکدار پاسخ داد : حدود 15 تا بیست سال.
ماهیگیر پرسید و بعد چه میشود؟
بانکدار خندید و گفت از اینجا ببعد همه چیز روبراه خواهد بود، شما میتوانید شرکت خود را وارد بورس نمایید و پس از بالا رفتن قیمت آنها،  سهام شرکت خود را بفروشید و حسابی پولدار شوید.
ماهیگیر پرسید و بعد چه کنم؟

بانکدار پاسخ داد : آنوقت میتوانید خود را بازنشسته کرده و به یک بندر کوچک ماهیگیری رفته و در آنجا صبح‌ها به اندازه کافی‌ بخوابید، پس از صرفِ  صبحانه به ماهیگیری بروید، با کودکانتان بازی کنید، نهار بخورید، بعد از ظهر به همراه خانواده‌‌ تان کمی‌ استراحت کنید سپس در دهتان به گردش رفته و کمی‌ شراب نوشیده و با دوستانتان گیتار بزنید !!!!!؟؟؟؟


Sunday, 1 September 2013

چگونه کشورِ خودروساز‌ها از قافله پس میماند؟

در آلمان  از شور و هیجانِ  کشش به سویِ  ساختنِ  خودروهایِ  برقی‌ در میا‌ن مردم کم نشده است، تنها چیزی که در این میا‌ن میباشد همانا عدم ِ تحرک در میا‌نِ  سیاستمداران و خودرو سازان میباشد که این مهم را از قوهٔ
به فعل درآرد.
در خارج از آلمان جریان به گونه‌ دیگر است، بهنترین نمونه‌ای که میتوان بر این مدعا شاهد آورد، ژاپن است.
در حالیکه در آلمان گفتگو بر سرِ  اینستکه ظاهرِ  خودروهایِ  برقی‌ را چگونه بسازند تا زیباتر شده و نظرِ  مشتری را بخود جلب نماید و اینکه چه کسی‌ بایستی‌ در این زمینه بیشتر سرمایه گذاری کند (دولت یا شرکتهایِ خودروساز یا در دیدِ  نهایی‌ خریداران)، در کشورهایِ  دیگر مانندِ  ژاپن تصمیماتِ  عملی‌ گرفته میشوند. در آنجا چهار شرکتِ  خودروساز (تویوتا، نیسان، هوندا و میتسوبیشی) اعلام کردند که میخواهند شبکه پمپِ  بنزینهایِ  برقی‌ را بصورتِ  گسترده‌ای بسازند و دولتِ  ژاپن نیز پیمان کرده که با ایشان همکاری نماید.در کنفرانسِ  خبریِ  مشترکی که بر گذار شد، این خودروسازان بر این نکته تاکید ورزیدند که بسیار مهم میباشد که شبکه‌هایِ  تامینِ  برق خودروهایِ برقی‌ را پشتیبانی نمایند، از اینرو برنامه ای برایِ  ساخت ۴۰۰۰ پمپِ  برقی‌ سریع و ۸۰۰۰ ایستگاهِ  پر کردنِ  باتری را اعلام نمودند.
دولتِ  ژاپن نیز پیمان نمود که مبلغِ  ۱۱۰،۵ میلیارد ین برابرِ  با ۷۷۵ میلیون یورو در این زمینه سرمایه گذاری نماید.
بنا به اطلاعاتِ  شرکتها در حالِ  حاضر ۱۷۰۰ پمپِ  برقی‌ سریع که در کمتر از ۳۰ دقیقه باتریهایِ  خودرو را پر میکنند، وجود دارد و علاوه بر آن ۳۰۰۰ ایستگاهِ  پر کردنِ  باتری در ژاپن موجود میباشند که قادرند در مدتِ  ۸ ساعت باتریهایِ  خودرو‌ها را پر نمایند.
ژاپنیها در صددند که تا سالِ  ۲۰۲۰ میلادی ۱۵ تا ۲۰ در صدِ  خودروهایِ برایِ  فروشِ  خود را برقی‌ کرده باشند.

دولتِ  آلمان نیز چند سال پیش اعلام کرده بود که در نظر دارد که به شرکتهایِ  خودرو ساز کمک نماید که تا سالِ   ۲۰۲۰  حدود  ۲۰% خودروهایِ  برایِ فروش خود را برقی‌ کنند، اما اکنون با وجودِ  بیشتر شدن تعداد خودروهایِ برقی‌ فروخته شده در آلمان، به نظر میرسد که این گفته دولتِ  آلمان، رویائی بیش نبوده باشد.

خریدارن خودروهایِ  برقی‌ در کشور آلمان بسیار با دیدِ  انتقادی به خودروهایِ  برقی‌ نگریسته و خودروهایِ  برقی‌ را حلالِ  مشکلاتِ  محیطِ  زیستی‌ ندانسته بلکه وارونه آنرا متصور بوده و از آن متقأعد هستند. ( ن. ک. به   آیا خودروهای برقی کاملا پاک هستند؟ ).