جستجوگر در این تارنما

Wednesday, 15 July 2015

آیا محصولاتِ ارگانیک گران هستند؟

کسانیکه محصولاتِ ارگانیک می‌خرند متوجهِ تفاوتِ قیمتِ این محصولات با محصولاتِ دیگر که در بازار وجود دارند،  می‌شوند. همین امر نیز سبب گشته که برخی‌ از کشاورزان از ترسِ از دست دادنِ توانِ رقابتِ قیمتی در بازار از روی آوردن به کشتِ محصولات به شیوه ارگانیک خود داری ورزند، ولی‌ آیا این پندارِ گرانتر بودنِ محصولاتِ ارگانیک نزدِ خریدار و کشتگر امری نهایی‌ و درست است؟
 دیوید کراودر  David Crowder  و جان رگانولد  john-p-reganold از دانشگاه ایالتی واشنگتن در پولمن به پژوهش در این زمینه پرداختند و به نتایجِ شگفت انگیزی نیز دست یافتند.
ایندو کوشش کردند که به این موضوع از دو دیدگاهِ گوناگون بنگرند.
دیدگاه و خواسته‌هایی‌ که خریدار میتواند داشته باشد و دیدگاهِ برزگر و فروشنده این کالاها.
 از دیدِ خریدارن اگر به مساله بنگریم چند نکته قابلِ توجه میباشند :
الف – بهایِ گرانتر. چیزی که نیازِ به توضیحِ بیشتر ندارد. در سطحِ جهانی‌ بطورِ میانگین بهایِ محصولاتِ ارگانیک ۳۲ در صد بیشتر از همتایانِ غیرِ ارگانیکِ خود میباشند. اینرا همه میدانند و به آن توجه دارند.
ب – مصرفِ کمتر، محصولاتِ ارگانیک با داشتنِ مزه طبیعی‌ و در مقایسه با محصولات مشابهِ غیرِ ارگانیکِ خود، از خاصیتِ سیر کردن و سیر نگهداشتنِ بیشتری برخوردار هستند بطوریکه عملاً میزانِ مصرف پایین میاید و همین امرِ پایین آمدنِ میزانِ مصرف نیز توازنی در بالا رفتنِ میزانِ خرج در مقایسه با محصولاتِ غیرِ ارگانیک را بوجود میاورد. این امر را همه نمیدانند و کمتر کسی به آن توجه دارد.
پ – محصولاتِ ارگانیک از دیگر محصولات سالم‌تر هستند و با گذشتِ زمان بطورِ نسبی‌ به مراتب مشکلاتِ تندرستیِ کمتری را سبب می‌شوند. اینرا نیز خیلیها میدانند.

از دیدِ کشتگر اگر به موضوع نگاه کنیم
الف – میزانِ برداشتِ محصولات کمتر از محصولاتِ غیرِ ارگانیک میباشد. اینرا برزگران میدانند.
ب – بهایِ محصولاتِ ارگانیک بصورتِ میانگین ۳۲  در صد بیشتر میباشد بگونه ای که در پایانِ کار کشتگرانِ ارگانیک حتی تا ۲۰ در صد بیشتر سود میکنند نسبت به زمانیکه محصولاتِ غیرِ ارگانیک میکاشتند. اینرا همه برزگران نمیدانند.
 در حالِ حاضر تنها یک در صد از زمینهایِ زیرِ کشتِ جهان به کشتِ ارگانیک تعلق دارد و برزگران از ترسِ بالا رفتن قیمتِ محصولات از کشتِ ارگانیک خود داری میورزند.


Thursday, 9 July 2015

پیش بینی‌ِ جمعیتی برایِ سالِ ۲۰۳۰ در آلمان

با وجودِ ورودِ موجِ مهاجرین به کشورِ آلمان، این کشور تا پانزده سالِ دیگر یعنی تا سالِ۲۰۳۰ به میزانِ نیم میلیون نفر از جمعیتش کاسته خواهد شد، اینرا برآورد پژوهش‌ها و محاسباتِ نشان داده ‌اند. این براوردها همچنین می‌گویند که بیش از نیمِ  جمعیتِ باقیمانده آنرمان بالایِ ۴۸ساله خواهد بود و این عواقبِ سنگینی‌ را برای شهر‌ها و مناطقِ روستایی در پی‌ میاورد.
این موضوع را اداره آمار و سرشماریِ کشورِ آلمان به هنگامِ ثبت و ضبطِ مشخصاتِ روستاها و شهرک‌هایِ بالایِ ۵۰۰۰ نفر دریافت.
آمار همچنین می‌گویند که در سالِ ۲۰۳۰ بیش از ۶،۳ میلیون نفر در آلمان بالایِ ۸۰ سال خواهند بود.
حتی شهرهایی مانندِ برلین و هامبورگ که امروز از جوانترین جمعیت برخوردار هستند، در سالِ ۲۰۳۰ ۷۵ در صد بیشتر از امروزشان افرادِ مسنِ بالایِ ۸۰ سال خواهند داشت.
گرد آمدنِ مردم در شهرها و ترکِ روستاها سببِ مشکلاتِ زیادی خواهند شد که از جمله آنها میتوان رساندنِ خدماتِ همپایه به نواحیِ کم جمیعت و پایین آمدنِ میزانِ اراضی‌ِ زیرِ کشت و محصول و بالا رفتن غیرطبیعی قیمت در شهرها را بر شمرد.
از دیگر معضلاتی که جامعه آلمان در سال  ۲۰۳۰ با آن روبرو خواهد شد شاید کسری بودجه حقوق بازنشستگان باشد. صندوق بازنشستگی آلمان بر این پایه استوار است که از پرداخت حق بیمه بازنشستگی پر میشود و چون تعداد جوانترهایی که به این صندوق میپردازند از تعداد کسانیکه در سال  ۲۰۳۰ از همان صندوق حقوق بازنشستگی میگیرند، کمتر خواهد بود در نتیجه با مشکلی جدی مواجه خواهند شد.

یکی از راهکارهایی که برای مقابله با این معضل نام میبرند وارد کردن نیروی متخصص جوان از خارج برای بعهده گرفتن کارها میباشد. نیرویی که مالیات و حق بیمه بازنشستگی را نیز در همینجا پرداخت نماید.


Saturday, 4 July 2015

زر نابم - سعدی

از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم
همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم
نه چنان معتقدم کم نظری سیر کند
یا چنان تشنه که جیحون بنشاند آزم
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری
زر نابم که همان باشم اگر بگدازم
گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی
از من این جرم نیاید که خلاف آغازم
خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم
سر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم
من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست
بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم
ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب
که همه شب در چشمست به فکرت بازم
گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی
درد عشقست ندانم که چه درمان سازم

Wednesday, 1 July 2015

ژان ویکتور پونسله

ژان ویکتور پونسله ریاضیدان‌ مهندس و فیزیکدانِ فرانسوی بعنوان فرزند نامشروعی از فئودالی زمین دار و وکیل بنام کلود پونسله و مادری بنام آن ماری پرین در اولِ ماهِ جولایِ سالِ 1788 در شهر متز بدنیا آمد. او را پیش از آنکه یکسالش تمام شود به نزد خانواده ای بنام اولیه Olier در شهرکی بنام سن اوول Saint-Avold  در باختر متز فرستادند. بعدها پدر و مادر او با هم ازدواج کردند. ژان ویکتور تا سن پانزده سالگی نزد خانواده اولیه بسر برد و همیشه از این سالها با خوشی یاد میکرد. او را پدرِ دانشِ هندسه تحلیلی یا هندسه پروژکتیو میدانند.
پونسله تا سالِ 1810 در پلی‌ تکنیکِ پاریس نزدِ استادانی چون گاسپار مونژ ، لازار کارنو، شارل بریانشون،  آندره ماری آمپر، لوئی پوانسو  و دیگران به آموختن پرداخت. در سالِ 1812 هنگامیکه ناپلئون خواستارِ لشکر کشی‌ به روسیه شد پونسله با  سمتِ  ستوانِ  مهندس  با لشکرِ ناپلئون  همراه شد.

در نبردِ  سمولنسک که در آن 130000 سربازِ روسی به پایداری در برابرِ 175000 سربازِ فرانسوی برخاسته بودند در حمله ای که در آن پونسله در راس ستونی به نیروهای روس هجوم میآوردند اسبش  هدفِ گلوله قرار گرفت و او بر زمین افتاد. فرانسویها پنداشتند که او به همراهِ سرهنگش که او نیز افتاده ولی‌ کشته شده بود‌،  کشته  شده  و به  همین سبب  در میدان رهایش  کرده بودند ولی‌ روس‌ها او را یافته و  دستگیر  کردند تا از او به عنوانِ افسر  بازجویی  نمایند.  اینگونه  بود که او در هژده  نوامبرِ  سالِ 1812 اسیرِ جنگی  گردید. فرانسویها این نبرد را که در آن 5 تیمسارِ ارتشِ اولِ روسیه در آن کشته شدند با پیروزی به پایان رساندند.
باری پونسله را با دیگر بندیان به یک اردوگاه اسرا فرستادند. پس از چندی  برایش میسر گشت تا با پایِ پیاده فرار کند و پس از گذشتن از ساراتف Saratov  واقع در کنارِ رودِ ولگا به سویِ فرانسه رفت و توانست که سرانجام در سالِ 1814 پس از طی‌ِ مسافتی برابرِ 1500 کیلومتر به فرانسه برسد.
در هنگامِ دورانِ اسارت و بدونِ دسترسی‌ داشتن به هیچگونه کتابی‌ پونسله اساسِ مهمترین  اثرش  را  برنامه  ریزی و مطالعه کرد.
او از سالِ 1815 دوباره با سمتِ مهندسِ ارتش در دژ متز  Metz   خدمت میکرد و کنارش دبیرِ مکانیک نیز  شده بود. متز زادگاه پونسله بود. از سالِ 1835 تا 1848 پروفسورِ رشته مکانیک گردید.
او موفق شد که میزانِ بازدهیِ توربینها  و  چرخ هایِ آبی‌  را بالا ببرد.  بازدهیِ چرخِ آبی ‌را  توانسته بود حتی تا میزان  100% بالا ببرد.
از سالِ 1835 تا 1848 عضوِ کمیسیون مستحکم سازیِ شهرِ پاریس  و همزمان با آن استادِ رشته مکانیکِ دانشگاه سوربن شده بود. در این زمان مقام لشکری او تا درجه سرتیپی  بالا رفته بود.
در سالِ 1848 در صفِ اول و پیشاپیشِ شاگردانش در انقلابِ فرانسه ( با انقلابِ کبیرِ فرانسه اشتباه نشود) شرکت کرد.
از سالِ 1848 تا 1850 ریاستِ پلی تکنیک و فرماندهی گاردِ ملی‌ بخشِ رودخانه سن را به عهده گرفت.
از سال 1850 پونسله بازنشسته شد ولی‌ این مانع از آن نگردید تا کارهایی مانندِ ریاستِ کمیسیون برنامه ریزی برایِ  نمایشگاه جهانی‌ علم و صنعتِ لندن را به عهده بگیرد.
نامِ پونسله را در لیستِ اسامیِ 72 نفری که با نظر و با عمل در ساختِ برجِ ایفل کمک و همیاری کردند ‌ ثبت  و بر رویِ برجِ ایفل نصب کرده‌اند. همچنین در فیزیک یک واحدِ اندازه گیریِ توان را بنامِ او کردند.

پونسله در بیست و دوم دسامبرِ سالِ 1867 در شهر پاریس زندگی‌ را بدرود گفت.

Friday, 12 June 2015

ما نیز در جمع شما - مولوی بلخی

ای پیرما، ای میرما، ای راه ما تدبیر ما
سویت دوان نخچیرما، ای کوهبند و تیرما
تاپیش زانکه کم شوی، چون غمکشان درغم شوی
کاری بکن آدم شوی، رو برضعیفی درگشا
چون هر کسی در حد خود، کاری گزیند نیک و بد
در گیرودار این فلک، بهتر که ننشیند ز پا
پیمانه‌داران یکطرف، افسانه خوانان یکطرف
هرکه براه خود رود، اینست رسم پیرما
بی‌پرده هر سو رو مکن، با هرکه بیخود خو مکن
اندیشه کن اندیشه کن، هشدار زین تقدیر ما
روی جهان پر آدم است، آدم وجود عالم است 
نه من شوم نه تو شوی، ما نیز در جمع شما


Tuesday, 9 June 2015

گذر

برای رد شدن از سیاه و رسیدن به سپید بایستی از مراحل گوناگون خاکستری گذر کرد.
شب نیز بیکباره روز نگردد.  از آن گذشت تا وقتیکه ما خوابیم، برایمان شب است حتی اگر روز باشد.


پس از شورش - اوحدی مراغه ای

ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیدا
آسوده درو والا، آهسته درو شیدا
در وی سر سرجویان گردان شده از گردن
در وی دل جانبازان تنها شده از تن ها
بر لالهٔ بستانش مجنون شده صد لیلی
بر ماه شبستانش وامق شده صد عذرا
خوانیست درین خانه، گسترده به خون دل
لوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا
با نقد خریدارش آینده خر از رفته
با نسیهٔ بازارش امروز پس از فردا
گر کوی مغانست این؟ چندین چه فغانست این؟
زین چند و چرا بگذر، تا فرد شوی یکتا
رسوایی فرق خود در فوطهٔ زرق خود
کم‌پوش، که خواهد شد پوشیدهٔ  ما  رسوا
گر زانکه ندانستی، برخیز و طلب می‌کن
ور زانکه بدانستی، این راز مکن پیدا
ای اوحدی، ار دریا گردی، مکن این شورش
زیرا که پس از شورش گوهر ندهد دریا

Friday, 5 June 2015

خشکسالی و کم آبی، مشکلی جهانی

خشک سالی‌‌هایِ اخیرِ جهانی‌ که تا حدِ زیادی هم ساخته دستِ بشر است و اضافه بر آن خشکیدنِ دریاچه‌هایِ درونِ ایران که حقیقتاً ساخته دستِ ندانم کاریهایِ مسئولین و آزِ گروهی که به دنبالِ رسیدنِ زود به دارائیِ بیشتر بودند، هست  سبب گشتند تا میدانِ بحثِ گفتگو بزرگ گشته و بازارِ گرمی‌ نیز پیدا کنند.
عمده دشواریهایی که ما داشتیم و هنوز نیز با ثمراتش مواجه هستیم، ارزیابیِ نادرست از موقعیّت‌ها و واقیعت‌هایِ اقلیمیِ کشورمان بود. اشتباهی که نیاکانِ ما کمتر دچارش می‌گشتند.
به هر جهت، اگر نخواهیم خود را تنها با اشتباهات، ندانم کاریها و سردرگمیهایِ پیوستگیِ خود که کم هم نیستند و همیشه مقصر دانستن دیگران، مشغول نگاه داریم و به مسایل با دیدِ جهانی هم نگاهی‌ بیندازیم، متوجه خواهیم شد که افزایشِ جمعیت در جهان که بنا به برآوردهایِ جهانی‌ تا سالِ ۲۰۵۰ به مرز ۹ میلیارد نفر خواهد رسید، بسیار موردِ مطالعه خبرگان جهان میباشد و بخردان میکوشند تا راهی‌ برایِ بیرون آمدن از این مشکل بیابند.
نخستین پرسشی که در این زمینه مطرح میگردد، مسئله  چگونگی سیر کردنِ جمعیت رو به افزایش میباشد. در اینجا نیز بازار فرضیه و نظر بسیار گرم است.
البته بلافاصله در ارتباطِ با آن این پرسشِ بجا مطرح میگردد که چطور؟ با چه شرایطی؟ و به چه قیمتی؟
 اگر واقع نگر باشیم، باید بگوییم و اذعان کنیم که گرسنگی جهان را بصورتی بسیار جدی تر از آنچه فکرش را میکردیم تهدید می‌کند.
به همین سبب نیز در اوایلِ همین ماه (مای ۲۰۱۵) خبرگانی در سمپوزیومی در دانشگاهِ سن خوزهِ کالیفرنیا گرد آمدند تا این پدیده را بررسی کرده و با هم تبادلِ اندیشه کنند. آنها گفتند که این نخستین باری نیست که جهان و بشریت در برابرِ چنین پدیده مشکلی‌ قرار می‌گیرد. ۱۰۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ سالِ پیش نیز انسانها میبایستی چنین دشواری را از میا‌‌ن برمیداشتند به خاطرِ همین نیز انقلابی‌ در زمینه کشاورزی انجام گرفت. امّا بایستی‌ نیز در نظر داشت که شرایط آنزمان با گاهِ امروز بسیار فرق میکرد.
با وجودِ این خبرگانِ این سمپوزیوم بر این رای هستند که انقلابِ کشاورزیِ دیگری ممکن میباشد، تنها به شرطی که پیش از آن انسان انقلابی‌ در ضمیرِ خود انجام داده باشد.  اینرا نیز باید به این نوشته اضافه کرد که از پنج خبره که در این سمپوزیوم حضور داشتند هیچکدامشان بر‌این رای نبودند که این خواست در نهادِ انسانِ امروزی موجود باشد.  
شواهدِ رفتاری و پنداریِ باشنده امروز چنین چیزی را نشان نمیدهد. باشنده امروزی بسیار خودخواه تر و از خود راضیتر از نیاکانِ ۱۲۰۰۰ سال پیشِ خود میباشد و همین نیز از کار بازش داشته. پژوهشگران تاکید میکنند که از نظرِ تئوریک  تغذیه ۱۰ میلیارد نفر نیز امکان پذیر است اما در عمل چنین چیزی انجام نمیگیرد.
 سالیانِ متوالیست که خشکسالی بخش‌هایِ بزرگی‌ از جهان را فرا گرفته. بخش‌هایی‌ که قأعدتا نمیبایست خشک می‌بودند ولی هستند یا شدند.
جری هتفیلد از وزارتِ کشاورزیِ آمریکا اظهار میدارد که کشاورزانِ آمریکائی تا سالِ۲۰۵۰ نبردِ بسیار سختی با اوضاعِ جوی خواهند داشت تا خود را با شرایطِ جدید مطابقت دهند اما از ۲۰۵۰ شرایط به طورِ بسیار ناگواری غیرِ قابلِ تحمل خواهد شد. جری هاتفیلد ادامه میدهد با توجه به رشدِ شتابانِ جمعیتِ جهان، ما از سالِ ۲۰۰۰ تا ۲۰۵۰ به اندازه مجموعِ موادِ غذاییِ ۵۰۰ سالِ گذشته به موادِ غذایی نیاز داریم.
فلیکس کوگان، پژوهشگرِ اداره ملی‌ اقیانوس و اوضاع جوی (noaa این یک اداره پژوهشی ملی‌ِ آمریکائی میباشد)  که کارشناسِ بر رسی نگاره‌هایِ ماهواره ای میباشد نیز اظهارِ نگرانی‌ کرده و می‌گوید بر رویِ نگاره‌هایِ ماهواره ای این سده (سده بیست و یکم، پس از زایشِ مسیح) مشخص میباشد که هشت سال از پانزده سالِ سپری شده در این سده جاری، ما با دشواری خشکسالی در سطحِ جهانی‌ روبرو بوده ایم و میزانِ برداشتِ محصولات در سطحِ جهانی‌ پس رفته.
تنها در کشورِ آمریکا میا‌‌نِ ۱۰ تا ۲۰ میلیون کودک وجود دارند که دچارِ فقرِ غذایی هستند که البته کودکانی که دچارِ تغذیه نادرست میباشند نیز جزوِ این آمار حساب شده اند.
با وجودِ همه اینها خبرگان به چند نکته اشاره کردند که میتوانند راهگشایِ این مشکلِ بشر شوند.
·        تغییرِ سبدِ غذایی، در اینجا مصرفِ کمترِ گوشت تا حدِ امکان، مدِ نظر میباشد. تولیدِ گوشت مقدارِ بسیار زیادی آب به صورتِ مستقیم و غیرِ مستقیم نیاز دارد. برایِ تولیدِ یک کیلو گوشت به طورِ میانگین به ۱۵ هزار لیتر آب نیاز میباشد. بدبختانه منحنیِ مصرفِ گوشت، جهتِ وارونه را نشان میدهد.
·        استفاده بهتر و بهینه از دستگاه‌هایِ کنترلِ هوا شناسی‌ و اوضاعِ جوی به منظورِ کنش و واکنشِ بهتر در برابرِ تغییراتِ جوی.
·        کوششِ جدی و منطقی‌ در پایین آوردنِ میزانِ گاز‌هایِ گلخانه ای. میزانِ گاز‌هایِ گلخانه ای به اندازه ای بالاست که بزودی انسان را در برابرِ حالتی‌ قرار خواهد داد که تصورش را هم نمیکرد.
·        و سرانجام نیز  بالا بردن میزان برداشت محصولات از راههای گوناگون.
بر سرِ این نکته آخر مشاجرات و اختلافِ نظر‌هایِ بسیار جدی ئوجود دارند. دراینجا مسئلهِ روی آوردن به محصولاتِ کشاورزیِ دستکاری شده ژنتیک منظور میباشد.
حقیقتاً مخالفانِ محصولاتِ دستکاری شده ژنتیک دلایل و براهینِ بسیار مطمئن و محکمی رو کرده‌اند که مصرفِ بی‌ دغدغه محصولاتِ دستکاری شدهِ ژنتیک را که عمدتاً نیز تولیدِ انبوه هستند، بیرحمانه به زیرِ علامتِ سال میبرد ولی‌ از طرفِ دیگر نیز وجودِ لابیهایِ پر قدرت و پر نفوذِ این محصولات (مانندِ شرکتِ مونسانتو)، که نفوذِ خویش را در تمامِ جهان به گونه آرام اما مطمئن گسترانده اند، نمیتوان انکار نمود.

متخصصین موادِ غذاییِ پاک ( بدونِ استفاده از موادِ دستکاری شده ژنتیک) معتقدند که نگرشِ فست فودی انسانها اگر به موادِ غذایی تغییر یابد و طبیعی تر گردد، تا میزان بسیار زیادی دیگر نیازی به محصولاتِ دستکاری شده ژنتیک نمیباشد.