جستجوگر در این تارنما

Tuesday, 2 December 2025

نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش چهل و دوم

 

در ادامه بخش پیش دوست دارم که هرچند مختصر ولی کمی بیشتر به ماهیت و نقش کوشانیان و شاهک های هندی که دست نشانده های آنها بودند، در این داستان بپردازم زیرا کوشانیها و شاهک های هندی را در متون شاهنامه هم میابیم و بجا می باشد اگر از خود بپرسیم آیا سروده های استاد توس با واقعیات تاریخی می توانند ارتباطی داشته باشند؟ برای این منظور به چند واقعیت تاریخی اشاره کردم و جا دارد که این جا به چند واقعیت جغرافیایی در ارتباط با وقایع تاریخی نیز اشاره کنم.

بیشک بسیاری از خوانندگان گرامی اگر خود به سفر قندهار نرفته باشند از قندهار شنیده اند و یا در مورد آن خوانده اند.  قندهار که به گویش پشتو کندهار خوانده می شود شهری است که در ولایت قندهار واقع در جنوب افغانستان بوده و در ۴۷۰ کیلومتری جنوب غرب کابل می باشد. از دیدگاه جغرافیای اسطوره ای بایستی که قندهار را جزئی از قلمرو خاندان سام یا به دیگر سخن بخشی از سکستان یا سیستان دانست. سکستان یا سگستان یا سیستان گستره ای بود که از کابل تا زاهدان را در بر می گرفت.

در شاهنامه از رستم و یاران او چندین بار با نام سگزی یاد شده است که نمایانگر خاستگاه آنها می باشد. هر چند که در یکی دو جا نیز بهنگام خشم هم نبردان ایشان با سود جستن از تشابه بخش نخست این واژه با نام سگ، پرخاشگری نیز شده است که نمونه بارز آن ابیات زیر هستند بهنگامیکه برادر رستم که از لشکرکشی اسفندیار بر علیه برادرش خبر دار شده بود و با لشکر خویش خود را به میدان رسانده بود تا برادرش را یاری کند. او در غیاب رستم و بدون اجازه او با پسر اسفندیار جنگید و آغاز داستان جنگ او اینگونه بود:

زواره بیاورد زان سو سپاه                  یکی لشکری داغ‌دل کینه‌خواه

به ایرانیان گفت رستم کجاست؟             برین روز بیهوده خامش چراست؟

شما سوی رستم به جنگ آمدید             خرامان به چنگ نهنگ آمدید

همی دست رستم نخواهید بست             برین رزمگه بر نشاید نشست

زواره به دشنام لب برگشاد                  همی کرد گفتار ناخوب یاد

برآشفت ازآن پور اسفندیار                  سواری بد اسپ‌افگن و نامدار

جوانی که نوش آذرش بود نام              سرافراز و جنگاور و شادکام

برآشفت با سگزی آن نامدار                زبان را به دشنام بگشاد خوار

چنین گفت کآری گو برمنش                به فرمان شاهان کند بدکنش

نفرمود ما را یل اسفندیار                    چنین با سگان ساختن کارزار

در ابیات بالا مراد از سگزی همان سگستان یا سکستان و سیستان است که زادگاه رستم و خاندان سام بود و در واژه سگان واپسین بیت بالا بایستی واقعا حیوان سگ را یافت که آذرنوش بهنگامیکه زبان را به دشنام بگشاد خوار از آن بهره گرفت. بهر حال قندهار یا بگفته پشتونها کندهار بخشی از گستره خاندان سام بود.

در تاریخ و در جغرافیا ما مکان دیگری نیز داریم که نامش با شهر یا ولایت قندهار افغانستان شباهت نامی دارد ولی از نیمه دوران اشکانیان و پس از آنها در گاه ساسانیان با ایرانیان در جنگ بود. ما این مکان را بنام گندهارا می شناسیم.

 

 قندهار و گندهارا (با خط سپید نوشته شده) بر روی نقشه

از گندهارا در فارسی باستان با واژه گنداره یا گداره یاد شده است. هر چند که باشندگان این ناحیه را نیز بایستی از سکاها شمرد. شاهان کوشانی از ناحیه گندهارا می آمدند و با ایرانیان جنگ و رقابت داشتند. 

این جنگ ها و رقابت های میان کوشانی ها و ایرانیها  در هیبت نبردهای میان کاموس کشانی و اشکبوس کشانی با رستم سیستانی خود را نشان می دهند. از آنجا که تاریخ به ما یاد داده که کوشانی ها برای چندی پادشاهان دست نشانده ای در هند داشتند، می توانیم بهتر درک کنیم که چرا در شاهنامه شاهکی مانند شنگل از کشته شده کاموس نگران و ناراحت است و واکنش سخت نشان می دهد.

ناحیه گندهارا که بخشی از کشمیر می باشد


نقشه های بالا یک جا بودن کشمیر و گندهارا را باهم نشان می دهد. بهتر بگوییم گندهارا بخشی از کشمیر بود که از دره پیشاور تا دره کابل گسترش داشت. در ریگ ودا که مجموعه سرودهای مذهبی هندی به زبان سانسکریت است (۱۵۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد) آمده که این گستره آن زمان بنام قبیله ای بزرگ که در آنجا می زیست و گندهارا نام داشت، نامگذاری شد.

در اوستای زرتشتی آمده است که این گستره هفتمین مکان زیبای روی زمین است که از سوی اهورامزدا آفریده شده است و وهکرت vaekereta نام داشت. به راستی که این گستره که بخشی از کشمیر است بسیار زیباست.

نام کشمیر از کجا آمده است؟ نام کشمیر ریشه‌های عمیقی در اسطوره و تاریخ دارد. اعتقاد بر این است که از نام قدیس کاشیاپا، که دریاچه‌ای وسیع را برای ایجاد دره ای حاصلخیز خشک کرد، گرفته شده است و این نام از کاشیاپا مار به کشمیر تکامل یافته است. در گذر سده‌ها، مسافران، پژوهشگران و امپراتوری‌ها معانی گوناگونی برای این نام ارائه داده‌اند که هر کدام به هویت چندلایه آن می‌افزایند.

کشمیر تا به امروز نیز از دیدگاه ارتشی یک منطقه بسیار مهم است که میان سه کشور هند و پاکستان و چین تقسیم شده است. گذرگاه سنتی خیبر که از گاه باستان راه استراتژیکی بسیار مهمی بود که از آن می شد به هند وارد شد، در این منطقه قرار دارد. آریائیها از همین راه بود که به هند وارد شدند. اسکندر مقدونی، سکاهای مهاجر از ختن که پادشاهی کوشانی را بنیاد نهادند، بابرخان و حتی نادرشاه افشار از این راه به هند وارد شدند و این اهمیت استراتژیک این گستره را می رساند.

از همینرو بود که در شاهنامه نیز پس از باز پس راندن یورش تورانیها به ایران در زمان شاه نوذر که بخش بزرگی از آن از سوی گندهارا انجام گرفت، خاندان نریمان به پیشنهاد کیکاووس تا به کابل پیش رفت و آنجا را خراج گزار خود کرد تا از هجوم تورانیها به ایران پیشگیری شود. در کنار آن از گاه زال فرزند سام نریمان میان کابلیها و زابلیها پیوند خانوداگی نیز پیش آمد و گل سرسبد این پیوند رستم دستان شد که بارها و بارها از ایران در برابر دیگران دفاع کرد.

باز می گردیم به دنباله داستان شاهنامه. پیران مجلس خاقان را ترک کرده و بسوی لشکریان و سربازان خویش رفت. لشکریان پیران نیز چشم به راه بودند تا او بازگردد و نتایج گفتگوهایش با خاقان را برای آنها بگوید. از اینرو چون پیران به سرای و خیمه خویش بازگشت، سرداران و بزرگان لشکر او بدیدارش شتافتند و در پیش همه آنها هومان قرار داشت. هومان از او پرسید که گفتار و گفتمان در سرای خاقان به کجا انجامید:

چو پیران بیامد بپرده سرای                 برفتند پرمایه ترکان ز جای

چو هومان و نستیهن و بارمان              که با تیغ بودند گر با سنان

بپرسید هومان ز پیران سخن                که گفتارشان بر چه آمد به بن؟

همی آشتی را کند پایگاه؟                    و گر کینه جوید سپاه از سپاه؟

به هومان بگفت آنچ شنگل بگفت سپه گشت با او به پیگار جفت

غمی گشت هومان ازآن کار، سخت       برآشفت با شنگل شوربخت

به پیران چنین گفت کز آسمان              گذر نیست تا بر چه گردد زمان

هومان که برادر پیران بود چون سخنان او را بشنید به روشنی نشان داد که از آنچه که شنگل گفته و خاقان چین نیز تایید کرده، بهیچ روی خوشنود نیست و آنرا خردمندانه نمی داند. پس از آن هومان آهنگ رفتن به سوی چادر خویش نمود و چادر پیران را ترک کرده و به راه افتاد ولی در راه به نزد کلباد پهلوان سپاه توران رفت و به او گفت شنگل دیوانه شده است. شنگل می بایست یک آن از مجلس خاقان بیرون می آمد و نگاهی به میدان جنگ و به سوی لشکریان تورانی که دو بهره از آن اکنون در زیرخاک خفته اند، می کرد تا به سود و زیان آنچه که در مجلس خاقان گفته است پی ببرد.

کلباد برای دلداری دادن به او و آرام کردنش به هومان گفت ای پهلوان فال بد مزن. باید ببینیم که سرنوشت چه چیزی برای همه ما رقم خواهد زد. این البته سخنی پوچ و بی معنی بود که تنها برای آرام کردن هومان گفته شد ورنه همه می دانند که سرنوشت به تنهایی و بدون تاثیر پذیرفتن های مستقیم و غیرمستقیم از اشخاص و افراد چه چیزی را می تواند برای کسی رقم بزند؟ رقم زننده گان آنچه بر مردمان می رود، خود همان افراد هستند.

ادامه دارد

فرهنگی‌ - تاریخی‌ - صنعتی: نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش چهل و یکم

فرهنگی‌ - تاریخی‌ - صنعتی: نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش چهلم

فرهنگی‌ - تاریخی‌ - صنعتی: نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش سی و نهم

فرهنگی‌ - تاریخی‌ - صنعتی: نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش سی و هشتم

Monday, 10 November 2025

بیست کشور مهم دارای ارزشمندترین مواد اولیه – بخش دوم


 

رتبه  نهم عراق: یک میدان نفتی که توسط شرکت نروژی DNO در نزدیکی منطقه زاخو اداره می‌شود. عراق سرشار از منابع طبیعی، عمدتاً نفت و گاز طبیعی است که بخش عمده‌ای از درآمد دولت آن را تشکیل می‌دهد.

 ارزش تخمینی: ۱۵,۹ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه هشتم استرالیا: (تصویر معدن طلای سوپر پیت در استرالیای غربی است) طبق اعلام آژانس منابع معدنی آلمان، بزرگترین ذخایر سرب، روی، نیکل و طلا و همچنین روتیل  Rutile و زیرکن Zircon جهان را در اختیار دارد. ذخایر بزرگی از سایر منابع معدنی نیز در استرالیا واقع شده است.

 ارزش تخمینی: ۱۹,۹ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه هفتم برزیل: این کشور یکی از بزرگترین تولیدکنندگان سنگ معدن و مواد معدنی مانند سنگ آهن، نیوبیوم Niobium و منگنز در جهان است. همچنین دارای ذخایر قابل توجهی از گرافیت، مس، قلع، طلا و عناصر خاکی کمیاب می باشد.

 ارزش تخمینی: ۲۰ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه ششم چین: دریاچه نمک یونچنگ، یکی از بزرگترین منابع سولفات سدیم. چین ذخایر غنی از مواد خام دیگر مانند زغال سنگ، نفت، گاز طبیعی و سنگ معدن فلزی دارد. چین همچنین دارای عناصر خاکی کمیاب است.

 ارزش تخمینی: ۲۳ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه پنجم ایران: میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه، استان بوشهر. نفت و گاز طبیعی منابع اصلی درآمد این کشور هستند. همچنین ذخایر زغال سنگ، مس، کروم، آهن، سرب، روی و اورانیوم وجود دارد.

 ارزش تخمینی: ۲۷,۳ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه چهارم کانادا: میدان نفتی در جنوب غربی ساسکاچوان. اورانیوم، روی و گاز از دیگر منابع معدنی این همسایه شمالی ایالات متحده هستند.

 ارزش تخمینی: ۳۳,۲ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه سوم عربستان سعودی: این کشور سرشار از مواد خام است. نفت و گاز طبیعی پایه‌های اقتصادی این کشور هستند و حدود یک پنجم ذخایر جهانی را تشکیل می‌دهند. طلا، فسفات، مس و روی نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند.

 ارزش تخمینی: ۳۴,۴ تریلیون دلار آمریکا.

رتبه دوم ایالات متحده آمریکا: نفت، مس و طلا نیز از مهمترین مواد اولیه این کشور هستند.

 ارزش تخمینی: ۴۵ تریلیون دلار آمریکا.

در این رده بندی روسیه مقام اول را دارد: ذخایر خاور دور روسیه حاوی حدود نه میلیارد تن سنگ معدن غنی از آهن است. در حالیکه عمده نفت و ذغال سنگ روسیه در ناحیه سیبری استخراج می شود، منطقه اورال نیز از جمله تامین کنندگان عمده گاز و نفت روسیه می باشد. روسیه همچنین از روی، طلا درآمد زیادی کسب می‌کند.

 ارزش کل تخمینی: ۷۵,۷ تریلیون دلار آمریکا.

فهرست کشورهایی که ارزشمندترین مواد خام را دارند، پویا (متغیر) است.

 داده‌های ارائه شده از ترکیبی از تحلیل‌های اقتصادی، گزارش‌های مربوط به ذخایر مواد خام، سازمان‌های بین‌المللی و ویکی‌پدیا به دست آمده است. با این حال، بازارهای کالا و ارزش‌گذاری آنها بسیار پویا و در معرض نوسانات هستند.

 میدان‌های گازی جدید، افزایش قیمت یا تغییرات سیاسی (برای نمونه، گسترش زیرساخت‌های LNG در قطر) می‌تواند باعث شود که یک کشور از جایگاه پایین ‌تر پیشین خود در این رتبه ‌بندی ارتقا یابد.

Thursday, 6 November 2025

روزنامه نگاری از دید جورج اورول


 

روزنامه ‌نگاری یعنی انتشار چیزی که دیگران نمی‌خواهند منتشر شود.

 هر چیز دیگری تبلیغات است.

 جورج اورول نویسنده کتاب مزرعه حیوانات