جستجوگر در این تارنما

Thursday, 20 April 2017

اول اردیبهشت و بلبل گوینده بر منابر قضبان – بمناسبت روز سعدی

هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید
یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز
گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است
گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست
خبر از دوست ندارد که ز خود با خبر است
آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس
آدمی خوی شود ور نه همان جانور است
شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ
بده ای دوست که مستسقی از آن تشنه‌تر است
من خود از عشق لبت فهم سخن می‌نکنم
هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است
ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست
خصم آنم که میان من و تیغت سپر است
من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر
بند پایی که به دست تو بود تاج سر است
دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست
ترک لؤلؤ نتوان گفت که دریا خطر است


Tuesday, 11 April 2017

سروده ای از فریبا شش بلوکی

زني را مي شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولي از بس که پر شور است
دو صد بيم از سفر دارد
*
زني را مي شناسم من
که در يک گوشه ي خانه
ميان شستن و پختن
درون آشپزخانه
*
سرود عشق مي خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدايش خسته و محزون
اميدش در ته فرداست
*
زني را مي شناسم من
که مي گويد پشيمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لايق آنست
*
زني هم زير لب گويد
گريزانم از اين خانه
ولي از خود چنين پرسد
چه کس موهاي طفلم را
پس از من مي زند شانه؟
*
زني آبستن درد است
زني نوزاد غم دارد
زني مي گريد و گويد
به سينه شير کم دارد
*
زني با تار تنهايي
لباس تور مي بافد
زني در کنج تاريکي
نماز نور مي خواند
*
زني خو کرده با زنجير
زني مانوس با زندان
تمام سهم او اينست
نگاه سرد زندانبان
*
زني را مي شناسم من
که مي ميرد ز يک تحقير
ولي آواز مي خواند
که اين است بازي تقدير
*
زني با فقر مي سازد
زني با اشک مي خوابد
زني با حسرت و حيرت
گناهش را نمي داند
*
زني واريس پايش را
زني درد نهانش را
ز مردم مي کند مخفي
که يک باره نگويندش
چه بد بختي چه بد بختي
*
زني را مي شناسم من
که شعرش بوي غم دارد
ولي مي خندد و گويد
که دنيا پيچ و خم دارد
*
زني را مي شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه مي خواند
اگر چه درد جانکاهي
درون سينه اش دارد
*
زني مي ترسد از رفتن
که او شمعي ست در خانه
اگر بيرون رود از در
چه تاريک است اين خانه
*
زني شرمنده از کودک
کنار سفره ي خالي
که اي طفلم بخواب امشب
بخواب آري
و من تکرار خواهم کرد
سرود لايي لالايي
*
زني را مي شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گريه
که او نازاي پردرد است
*
زني را مي شناسم من
که ناي رفتنش رفته
قدم هايش همه خسته
دلش در زير پاهايش
زند فرياد که بسه
*
زني را مي شناسم من
که با شيطان نفس خود
هزاران بار جنگيده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامي بد کاران
تمسخر وار خنديده
*
زني آواز مي خواند
زني خاموش مي ماند
زني حتي شبانگاهان
ميان کوچه مي ماند
*
زني در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده ديگر
جنيني در شکم دارد
*
زني در بستر مرگ است
زني نزديکي مرگ است
سراغش را که مي گيرد
نمي دانم؟
شبي در بستري کوچک
زني آهسته مي ميرد
*
زني هم انتقامش را
ز مردي هرزه مي گيرد
...
زني را مي شناسم من
...

Monday, 3 April 2017

برگزیده برای فروردین ۹۶

برای ما میسر نیست که همه چیزها را مطابق آرزوهایمان بگردانیم اما با گذشت زمان آرزوهایمان تغییر پیدا میکنند.
مارسل پروست، نویسنده فرانسوی و نگارنده  رمان در جستجوی زمان از دست رفته.


Sunday, 2 April 2017

از چه رو روز طبیعت؟

......و چون دوازده روز از نبرد سهمگین میان جنگنده اهریمن، اپوش بنشسته بر اسپ سیاه  ( یا خود اسپ سیاه ) با فرشته باران تیشتر جنگاور اهورامزدا سوار بر اسپی سپید ( یا تیشتر خود بگونه اسپ سپید ) در آسمانها  که در آن اپوش و تیشتر با گرز و پتک بر هم میتازیدند و بر سر و کوپال یکدیگر میکوبیدند، بگذشت به سیزدهمین روز تیشتر با تندر و باران بر اپوش تیرباریدن گرفت و او را از آسمانها بخاک انداخت.
به سبب فرود آمدن اپوش (قربانی) و بارش باران برخاک، زمین حاصلخیز گشت و جوانه ها از دل خاک سربرزدند و طبیعت دوباره جان گرفت و زندگی آغاز کرد. از آنرو مردمان  ائیرنه وئجه (سرزمینهای ویژه آریائیها) روز سیزده و شماره سیزده ماه را بنام تیر (تیشتر) خواندند و خجسته شمرده و ارجش نهادند.
آگاهان و هوشیاران  گاه کنون نیز با فراست آنرا دریافتند و روزی را که سیزده بدر میخوانند و مردمان به اشتباه  آنرا بر اثر گذر زمان و فراموش کردن داستان راستین، روزی برای دفع نحسی میپنداشتند، بیاد آغاز زندگی در طبیعت و کوشش در پاک نگاه داشتن آن، روز طبیعت خواندند.

با سپاس از آموزگارم که دیروز مرا بیاد این واژه و داستان مفصلی که درپشت آن است و من اینجا کوتاه شده آنرا آوردم، انداخت.

Tuesday, 28 March 2017

عشق زندگی – از مارگوت بيكل

برآنم که زندگی کنم.
برآنم که عشق بورزم.
برآنم که،  باشم.
در این جهان ظلمانی،
در این روزگار سرشار از فجایع،
در این دنیای پُر از کینه،
نزد کسانی که نیازمند من اند،
کسانی که نیازمند ایشانم،
کسانی که ستایش انگیزند،
تا دریابم؛  شگفتی کنم؛  باز شناسم؛  که‌ام؟
که می‌توانم باشم، که می‌خواهم باشم،
تا روزها بی‌ثمر نمانند،
ساعت‌ها جان یابند،
لحظه‌ها گران‌بار شوند،
هنگامی که می‌خندم،
هنگامی که می‌گریم،
هنگامی که لب فرو می‌بندم،
در سفرم به سوی تو،
به سوی خود،  به سوی خدا،
که راهی‌ست ناشناخته
پُر خار، ناهموار
راهی که ـ باری ـ در آن گام می‌گذارم،
که قدم نهاده‌ام، و سر بازگشت ندارم.
بی‌آنکه دیده باشم  شکوفایی گل‌ها را،
بی‌آنکه شنیده باشم  خروش رودها را،
بی‌آنکه به شگفت در آیم  از زیبایی حیات.
اکنون، مرگ می‌تواند فراز آید.
اکنون، می‌توانم به راه افتم.
اکنون، می‌توانم بگویم که:
«زندگی کرده‌ام


Sunday, 26 March 2017

Saturday, 18 March 2017

نوروز خجسته

.....وانتهای این داستان سرد و سپید،
همیشه سبز خواهد بود
تا رسیدن سال نو،
تنها یک سلام خورشید باقیست......

هزاران شادباش و با آرزوی بهترین ها


Thursday, 9 February 2017

خازنهایِ لیتیوم – یون در خودروهای برقی

حتی اگر از نظر ظاهر خارجی،  خودروهای برقی در مرحله نخست فرقی با خودروهای معمولی نداشته باشند ولی بسبب خصوصیات منحصر بفرد باتریهای خودروهای برقی، ساختار آنها با خودروهایی که سوخت فسیلی دارند متفاوت میباشد. و در این میان تفاوت نقش باتری بعنوان تامین کننده نیروی محرکه و موتور کاملا مشخص میباشند. از اینرو در سازماندهی خودروهای برقی از باتری و خازن بصورت مشخص و جداگانه یاد میشود. باتری که همان نقش باتری را در خودروهای معمولی بازی میکند با اندکی تفاوت و دیگری خازن که نقش باک ماشین را بعهده گرفته. امروزه پس از انجام آزمایشهای گوناگون و با در نظر گرفتن شرایط بخصوص خازنهای لیتیوم – یون را عمدتا در خودروهای برقی بکار میبرند که در این نوشتار کمی به آن میپردازیم.
خازنهایِ لیتیوم – یون  در همه جایِ جوامع امروزی وجود دارند. آنها در تقریباً همه دستگاه‌هایِ برقی‌ مانند کامپیوتر، موبایل، لپ تاپ، دوربینهای عکس و فیلمبرداری و خیلی چیزهای دیگر و همچنین خودروهایِ برقی‌ حضور‌ دارند و در نظر گرفته شده است که در آینده مشکلاتِ ذخیره کردنِ برقِ موردِ نیازِ لوازمِ برقی‌ را حل کنند.


بر خلافِ باتریهایِ معمولی‌ که با موادِ همیشگی‌ مانندِ نیکل کادمیوم و یا سرب ساخته می‌شوند، میتوان در ساختِ خازنهایِ لیتیوم‌یون موادِ گوناگونی را بکار برد. از همینرو نیز پیوسته کاوش و کوشش میگردد که با بکار بردن مواد و آلیاژهایِ نو، توان و  حجمِ نیرویِ ذخیره شده را در این خازنها بالاتر ببرند.
نخستین قواعد و قوانینِ پایهِ خازنهایِ لیتیوم ‌یون در سالِ ۱۹۷۰ در دانشگاهِ صنعتی‌ِ مونیخ پس از انجام پژوهش‌هایی منتشر گشتند. اما در این پژوهش‌هایِ آکادمیک و علمی‌  نحوه‌هایِ بکار گیریِ عملی‌ِ آنها در نظر گرفته نشده بودند.
ابتدا در سالِ ۱۹۹۱ بود که نخستین باتریهایِ لیتیوم ‌یون بصورتِ عملی‌ توسط کارخانجاتِ سونی ساخته و به همراهِ دوربینهایِ فیلمبرداری سونی بنامِ مدلِ  CCDTR1روانه بازار گشتند.


 بلافاصله پس از این موفقیتِ سونی، شرکتِ سانیو کاوش‌هایِ بیشتری بر رویِ اینگونه باتریها انجام داد و خازنی ساخت که در آن‌ از گرافیت در آندِ خازن استفاده گشته بود. این روش تا به امروز هم در ساختِ خازنهایِ لیتیوم – یون بکار گرفته میشود.
 سلولها در تکنولوژیِ خازن سازی کوچکترین واحد هستند. یک خازن میتواند یک یا چندین سلول داشته باشد.

                                                      یک سلولِ خازنِ لیتیوم‌ یون

جزئیاتِ یک سلولِ خازنِ لیتیوم‌ یون در نگاره زیر نمایش داده شده که بدنبالِ آن‌ شرحشان خواهد آمد.
                           
الکترودِ منفی‌ که آند خوانده میشود از یک لایهِ مسین و یک لایه ذغالی (گرافیت) تشکیل گشته به اینصورت که بر رویِ لایه مسین یک لایهِ گرافیتی با ضخامتِ تقریبیِ ۱۶ میکرومتر قرار گرفته.
به مجموعِ آن‌  ماده میزبان می‌گویند و به هنگامِ پر کردنِ باتری بصورتِ خنثی میا‌‌نِ الکترود‌ها و لیتیوم ‌یون عمل می‌کند. بجز گرافیت موادِ دیگری هم وجود دارند که اینکار را انجام دهند اما هیچکدام قدرتِ جذبِ ذغال را نداشته (۳۷۲ میلی‌ آمپر ساعت / گرم) و از نظرِ ایمنی‌ به پایِ آن‌ نمیرسند.

کاتد که همان الکترودِ مثبت است، از یک لایه آلومینیومی و یک اکسیدِ فلزی تشکیل شده. لایه آلومینیومی تقریباً ۱۵ میکرومتر ضخامت داشته و وظیفه هدایتِ جریانِ برق در سمتِ کاتد را دارد. ضخامتِ اکسیدِ فلزی بستگی به نوعِ آن‌ اکسید دارد، برایِ مثال اگر نیکل منگان کبالت به کار رفته باشد، ضخامتی برابرِ با ۱۵۰ میکرومتر دارد.
با گذشتِ زمان آلیاژ‌هایِ گوناگونی جهتِ ساختنِ کاتد‌ها عرضه گشتند که ما در اینجا به سه‌ تا از مهمترینِ آنها اشارهِ کوتاه می‌کنیم.

تفکیک کننده که در واقع عایقِ الکتریکی‌ و سپرِ مکانیکی میا‌‌نِ الکترود‌هایِ مثبت و منفی‌ِ یک سلول میباشد. تفکیک کننده که معمولا از لایه پلاستیکیِ ۲۰ – ۲۵ میکرومتری درست شده، می‌باید که بطورِ دائم از ایجادِ اتصالی جلوگیری کند و تا دستِ کم ۹۰° سانتیگراد نیز مقاومت داشته باشد.

همهِ این عناصر درون یک سیال بدونِ آب با قابلیتِ هدایتِ بالا قرار دارند که الکترولیت خوانده میشود. الکترولیت میبایست بسیار پاک و غنی‌ باشد تا عملیات پر و خالی‌ گشتنِ خازن براحتی انجام پذیرد.

مجموعهِ همه موادِ یاد شدهِ بالا، یک پایه را تشکیل میدهند. یک سلولِ لیتیوم ‌یون میتواند دارایِ یک یا چند پایه باشد.
در حالِ حاضر سه‌ گونه سلولِ لیتیوم ‌یون از بقیه متداولتر میباشند.

۱ -  سلولهایِ کیسه ای، اینها به این سبب کیسه ای خوانده می‌شوند زیرا بدنه آنها از آلومینیومِ نرم ساخته شده که با بیرون کشیدنِ هوا در آن‌ خلع ایجاد گشته و سپس لبه‌هایش به هم جوش داده شده‌اند. این گونه سلولها به سببِ وزنِ کمشان بیشتر در وسایلِ الکتریکی‌ مانندِ سمارت فون، لپ تاپ و همچنین در صنعتِ خودرو سازی بکار میروند. ایرادی که به سلولِ کیسه لی میتوان گرفت پایین بودنِ ضریبِ ایمنیِ آنست که هم خراش و هم ضربه پذیر میباشد و هم در برابرِ حرارتِ بالا مقاومتِ زیاد ندارد.

۲سلولهایِ منشوری که دیواره‌هایِ مقاوم دارند. اینها در حالِ حاضر قطعاتِ ثابت و اجتناب ناپذیر در صنعتِ خودروسازی، ساختمان و کارخانجات هستند. دیوارهِ این سلولها بیشتر از جنسِ آلومینیومِ مقاومی ساخته شده است که عنصر یا عناصرِ پایه را در خود جای میدهد.
در هنگامِ اضافه بارِ الکتریکی‌ و یا اتصالی دریچه ای در آن‌ باز میشود که گاز‌هایِ تولید شده را بگونه مهار شده به خارج می‌فرستد. از همینرو سلولهایِ منشوری بخصوص در صنایع خودروسازی ترجیح داده می‌شوند.

۳سلولهایِ استوانه ایِ ۱۸۶۵۰. این سلولها نامِ خود را مدیونِ قطرِ ۱۸ میلیمتری و طولِ ۶۵۰ میلیمتریِ خود هستند که بصورتِ لوله ای پیچیده شده‌اند. این سلولها نیز ضریبِ ایمنیِ بالا دارند و در آغاز برایِ کامپیوتر و لپ تاپ ساخته شدند.


در پایان میخواهم اشاره کوتاهی نیز به وضعیتِ لیتیوم نمایم.
همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره شد، در حالِ حاضر با بیشتر مطرح شدن خودروهایِ برقی‌، در کنارِ باتریها و خازنهایِ دیگر وسایلِ الکترونیکی‌ ساختِ خازن برایِ خودروهایِ برقی‌ نیز به میا‌‌ن آمده. برایِ اینکار بیشتر از هرچیزی نیاز به دسترسی به لیتیوم میباشد که بیشتر از کانهایِ مثلثِ لیتیوم (آرژانتین، شیلی و بولیوی) تامین میگردد. منابع این معادن بنا به پیش‌بینی‌ها تا سالِ ۲۰۵۰ به پایان میرسند، یعنی هنوز آغاز نکرده زنگِ پایان دارد به صدا در میاید.
در کشورِ مجاورِ ما افغانستان اما در سالِ ۲۰۱۰ معادنی شناسائی شده اند که به تنهایی‌ میتوانند نبودِ مثلثِ لیتیوم را تا دهه‌ها پس از بپایان رسیدنِ آنها جبران نمایند و به افغانستان آن‌ ارج و منزلتی را دهند که نفت امروزه به عربستان داده است.

در کنارِ همه اینها نیز نباید از نظر دور داشت که بازیافتِ باتریهایِ خودروهایِ برقی‌ یکی‌ از بزرگترین چالش‌هایِ موجود میباشد که تا کنون راهِ حلِ مناسبی برایِ آن‌ یافته نشده و هر چند که دو شرکتِ کانادایی و بلژیکی دست به کارهایی زده اند ولی‌ هم از نظرِ تعداد کم میباشند و هم اینکه روش‌هایِ بکار گرفته شده توسطِ ایشان تا کنون متخصصین را متقاعد نکرده است.

Saturday, 4 February 2017

نخستین آشپزیهای گیاهی انسان

آشپزی کردن برایِ خیلیها کارِ پر دردِ سر و دشواری مینماید. خیلیها هستند که فقط خوردن را دوست دارند ولی‌ پختن را نه‌. اما برایِ نیاکانِ انسانها پختن برداشتنِ گامِ بزرگی‌ برایِ پیشرفت و تکامل بود زیرا پختن سبب گردید که چیز‌هایی‌ که هضمشان نشدنی‌ و دشوار مینمود، بناگاه قابلِ خوردن گردند و همین نیز سفرهِ انسان را رنگین‌تر کرد.
شگفت انگیز اینست که باستان شناسانِ اما تا کنون اسناد و مدارکِ مستقیمِ کمی‌ در موردِ آشپزیِ گیاهی یافته  بودند.
بتازگی باستانشناسانِ یک گروهِ بین المللی در صحرایِ آفریقا موفق به یافتنِ خرده سفالهایی گشتند که باقی‌ماندهِ موادِ غذاییِ پخته شدهِ گیاهی و حتی گونه‌ای از گیاهان آبی‌، را گواهی میدهند.
این بازمانده‌هایِ موادِ غذایی که گیاهانِ آبی‌ نیز در میا‌‌ن آنها یافت می‌شدند (صحرایِ آفریقا در آنزمان پر آب و سر سبز بود) نمایان میسازند که گیاهان تا چه اندازه برایِ باشندگانِ آن زمانِ صحرا اهمیت داشتند
تیم‌ِ ریچارد اورس هد Richard Evershed‌ از دانشگاهِ بریستولِ انگلیس آزمایش‌هایی‌ بر رویِ ۱۱۰ خرده سفالِ یافته شده انجام دادند  که در دو کاوشِ صحرایی در جنوبِ غربیِ لیبی‌ بدست آمده بودند. صخره تاکارکوری  Takarkori و غارِ عون آفودا  Uan Afuda در حدودِ ۸۲۰۰ سال پیش از زایشِ مسیح یعنی‌ تقریباً ۱۰هزار سالِ پیش به مدت تقریبیِ ۱۰۰۰ سال مسکونی بودند. در جوِّ خشکِ پس از آن‌ دوران این سفالها و مواد غذاییِ بر رویِ آنها  توانستند خوب باقی‌ بمانند.
از ۸۱ قطعه تاکارکوری بر رویِ ۳۸ قطعه بازمانده گیاهی موادِ غذایی یافته شد در حالیکه تعدادِ خرده سفالهای با بازمانده موادِ غذایی حیوانی تنها ۲۹ عدد بود. از ۲۲ قطعهِ یافته شده در عون آفودا  بر رویِ ۱۸ تایِ آنها موادِ غذایی گیاهی یافته شد.
۵۴% بازمانده‌هایِ موادِ غذاییِ گیاهی از گیاهانِ وحشی بودند.

تا به کنون اهمیتِ موادِ قضائیِ گیاهی نزدِ نیاکانِ انسانها برای ما پوشیده بود. کهن‌ترین خرده سفالهایی که برایِ پختن و آشپزی از آنها استفاده میشد مربوط به ۱۵۰۰۰ سالِ پیش هستند و در آنها بازمانده موادِ غذاییِ حیوانی یافته شده بودند.