جستجوگر در این تارنما

Monday, 12 August 2024

دیده و دل

هر آنکو با چشمانش دل ببازد، بسیار پیش آید که دل از دست بدهد و دلبر را رها نماید چون دیگری را ببیند و اما چون کسی با دل عاشق شود، کمتر پیش آید که با دیدن شخصی دیگر عنان از کف بدهد.




Sunday, 11 August 2024

اثیر اخیستکی و مدح نظامی گنجوی

 

نخست اندکی از شهر و دیار اخیستک و اثیر اخیستکی بنویسم که سخندانی بود از آن شهر. برخی از پژوهشگران بر این باورند که اخیستک واژه ای است سغدی ریشه گرفته از واژه اخشید که خود از واژه اوستایی خشته به چم توانا ریشه گرفته است. بهر روی شهری بوده که در روزگاران پیش آباد و بر کرانه های سیردریا بنا شده بود.

پیرامون این شهر را شهرهایی مانند خوقند (در ازبکستان)، خجند (در تاجیکستان) و اوزگند (در قرقیزستان) گرفته بودند و خود اخیستک در ایالت فرغانه ازبکستان است. در کنار این شهر همچنین کان های سیم و زر یافت می شدند. با بر روی کار آمدن سامانیان اوضاع شهر رونق بیشتری هم بخود گرفت و سامانیان سکه های خود را در آنجا ضرب می کردند. شهر اخیستک که به سبب جنگهای سهمگینی که میان لشکریان چنگیز و سلطان محمد خوارزمشاه رخ داد بر اثر یورش مغول ها ویران شد و آنچه که نیز باقی مانده بود در زلزله سهمناکی که در سال 1620 میلادی رخ داد بکلی از میان رفت.

اثیر اخیستکی تقریبا یک سده پیش از این ماجراها بخاطر یورش قبایل غز به خراسان و کشتاری که به راه انداخته بودند و اثیر از آن با نام "وحشت خراسان" یاد می کند. بر خلاف سخنورانی چون انوری که نخست مداح سلطان سنجر بودند ولی پس از او در همان دیار ماندند و مداح دربار غزها شدند، اثیر اخیستک و نواحی خاوری را ترک کرده وبه باختر رفت و پس از اقامت در دیارهای گوناگون سرانجام  در آذربایجان ساکن شد و هم در آنجا (شهر خلخال) جهان را بدرود گفت. در همانجا بود که اثیر با نظامی گنجوی و هنرها و توانائیهایش آشنا شد و قطعه زیر را در مدح او سرود.

روان هر دو سخنگوی پارسی زبان شاد باد.

ای جره ی صید، جای دانش        پرواز گهت ورای دانش

پرورده برای ملک نطقت           در سایه پر همای دانش

چون چتر سخن جهان گشاید        در موکب تو لوای دانش

از قرصه نور ساخت ذهنت         گوی آن کله قبای دانش

از خاک در تو دیده ی عقل          زد کدیه توتیای دانش

گرد سم اسب تو لقب یافت           گویم که چه، کیمیای دانش

آئینه بخواه تا به بینی                  نور خرد و صفای دانش

تا چاک زنی مرقع چرخ              بر دوش فکن ردای دانش

بی مجمره نسیم طبعت                خرم نشود هوای دانش

بی شکر شکر تو بنالد                طوطی سخن سرای دانش

ای هدهد غیب را سلیمان           ایش الخبر از سبای دانش

هم خوان مسافران بالاست          ذهن تو بمرحبای دانش

یک خانه خدای میهمان دار         نامد چو تو در سرای دانش

بالای بساط آفرینش                   کامی است تو را بپای دانش

شیران سخن سگ تو گشتند         ای آهوی سبزه جای دانش

آن شد که زمانه را سزی تو         در عزم کله ربای دانش

با نافه دمد سخن ز لفظت            در باغ هنر کیای دانش

گلزار وجود بلبلان داشت            در بسته لب از نوای دانش

امروز ملک شهی روان است       در چتر سپهر سای دانش

یعنی که، بحق چو او نظامی است  در مرتبه پادشای دانش

ای ذات تو دانش مجسم                دایم بادا بقای دانش




Saturday, 10 August 2024

موزه لوور

 

در سده دوازدهم میلادی فیلیپ دوم نخستین پادشاه فرانسه (پادشاهان پیش از او شاهان فرانک بودند و فیلیپ نخستین شاه فرانک بود که خود را پادشاه فرانسه نامید) پس از شرکت در جنگهای صلیبی به اروپا بازگشت پاریس را به پایتخت خویش مبدل کرد و در آنجا به ساختن بناهایی چون دانشگاه پاریس و قلعه لوور در کنار رود سن برای پدافند شهر پاریس پرداخت. در آن هنگام فیلیپ هرگز تصور نمی کرد که قلعه ساخت او روزی بزرگترین موزه جهان و یکی از نامی ترین آنها بشود. قلعه لوور بعدها به مقر سکونت پادشاه فرانسه مبدل گردید تا اینکه لوئی چهاردهم در سده هفدهم میلادی ورسای را به مقر دائمی خویش برگزید و قلعه لوور دیگر دربار نبود.

این قلعه در روز دهم آگست سال 1793 بعنوان موزه به جهانیان معرفی شد و از آن روز تا کنون شمار زیادی از باشندگان کشورهای گوناگون به دیدن اشیای باستانی، فرهنگی، تاریخی و هنری که در این موزه قرار دارند، رفته اند.




Tuesday, 6 August 2024

گفتار امرداد 1403

 

هر اندازه که خردمندتر باشی و هرچه آگاهانه تر زندگی کنی، در نظر دیگران دیوانه تر به نظر می رسی.




Sunday, 4 August 2024

نامه های 4000 ساله حاوی متن اختلافات زناشویی در میان رودان

 

کاوش های انجام شده در شهر باستانی اور که در امپراتوری بابل قرار داشت دریچه خاصی را در مورد زندگی روزمره باشندگان آن زمان برای پژوهشگران گشوده است.  از جمله یافته ها: مکاتبات دو زوج از طریق الواح سنگی می باشد.

در هزاره چهارم پیش از زایش سومری ها شهر اور را در جنوب عراق کنونی بنا کردند.  حدود دو هزار سال پس از آن اور یک شهر بندری یک کلان شهر تجاری خیره کننده با ویلاهایی شده بود که در آنها عمدتاً افراد ثروتمند زندگی می کردند. از جمله این افراد ثروتمند زوج سین نادا Sin-nada و نوتوپتوم Nuṭṭtuptum  بودند که در حدود 1850 پیش از زایش در این شهر می زیستند.  باستان شناسان اکنون توانستند از طریق پیام هایی که بر روی لوح های گلی نوشته شده بودند، بینشی از زندگی مشترک ایشان به دست آورند. ترجمه آنها شواهدی از بحران ازدواج 4000 ساله را ارائه می دهند.

اختلافات زناشویی در هزاره دوم پیش از زایش مسیح

اکنون درباره سین نادا، شوهر و نویسنده خبر، معلوم شده است که او در آن زمان مقام و موقعیت مهمی در جامعه داشته: او متصدی دومین معبد مهم اور بوده است.  احتمالاً همین شغل باعث ایجاد مشاجره میان او و همسرش شده است. در حالی که یکی از "نامه ها" حاوی پیام "نگران نباش، من خوبم" است، دیگری حاوی جملاتی است: " نوتوپتوم، تو همیشه مرا متهم می کنی که از تو غافل هستم و اغلب اوقات دور هستماما این درست نیست!"  از اینجا تنها تا کلمات "این فقط به این دلیل است که ..." هنوز خوانا هستند.

یک تیم پژوهشی به سرپرستی بانو پروفسور دکتر آدلهاید اتو Prof. Adellheid Otto، رئیس موسسه باستان شناسی خاور نزدیک در دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان  (LMU)  در مونیخ  این کشف شگفت انگیز را انجام داد. در کاوشهای گوناگونی که  در سال های 2017، 2019 و 2022 انجام گرفتند، او و همکارانش ویلای این زوج را که تنها در طبقه همکف مساحتی بالغ بر 236 متر مربع را پوشش می داد، از دل خاک بیرون کشیدند. در آنجا آنها افزون بر گل نبشته هایی که بر رویشان به خط میخی نوشته شده بودند، اشیاء روزمره‌ی بی‌شماری دیگر را که به خوبی حفظ شده بودند، یافتند که امکان نتیجه‌گیری درباره زندگی روزمره این زوج را فراهم می‌کردند.

یافته های سرامیک و بقایای منسوجات اطلاعاتی در مورد کاربردهای 16 اتاق گوناگون در طبقه همکف ویلا را ارائه می دهند. همچنین بازمانده یک ژامبون در انباری نشان می دهد که آن دو چه چیز دوست داشتند بخورند. به گفته بانو اتو، این چیزها احتمالاً جا گذاشته شده اند زیرا این زوج به احتمال زیاد در سال 1835 پیش از زایش مجبور شده اند که از ویلای خود فرار کنند. سال 1835 زمان سرنگون شدن پادشاهی است که سین نادا برای او کار می کرد. پروفسور اتو می گوید: «سین نادا نیز ممکن است به قتل رسیده باشد یا دستکم مجبور شده باشد اور را ترک کند. این اتفاق مشکلات روزمره این زوج را به یکباره پایان داد.»

 نوتوپتوم زنی با فرهنگ و آموزشی بالا

اما یافته ها نه تنها اجازه می دهند تا در مورد زندگی روزمره این زوج نتیجه گیری شود، بلکه در مورد موقعیت زنان در جامعه در آن زمان نیز به چیزهایی پی ببریم. زیرا حتی اگر هر دو پیام یافت شده از سین نادا آمده باشند - به گفته پروفسور اتو، گل نبشته ها نشان می دهند که نوتوپتوم نیز می توانسته که بخواند و بنویسد. این باستان شناس می گوید: «به نظر می رسد او کتباً شوهرش را متهم کرده باشد.    پژوهشگران همچنین پیامی از پدرش پیدا کردند که خطاب به او بوده و او نیز حتما آن را خوانده بود..»

نوتوپتوم حتی ممکن است که از این مهارتهایش در زندگی حرفه ای خود استفاده کرده باشد. در انبار خوراکیهای ویلا، مکانی که در آن زمان مردان به ندرت به آنجا وارد می‌شدند، پژوهشگران دو متن آموزشی نیز یافتند. افزون بر آن آنها اتاقی در کنار آن انباری یافتند  که در آن به احتمال زیاد کلاسهای آموزش نوشتن برگزار می شدند.  باستان شناسان گمان می کنند که این نوتوپتوم بوده که این درس ها را ارائه می کرده است و این امر در آن زمان این اتفاق نادری نبود، به خصوص در شهر اور. 

بانو اتو می گوید: «سطح تحصیلات در آن زمان بسیار بالا بود و در مورد زنان نیز بهمین گونه بود.» این باستان شناس می گوید: «ما می دانستیم که از نظر تئوری زنان به عنوان آموزگاران وجود داشته اند، اما تاکنون هرگز نتوانسته بودیم آن را به گونه مستقیم در مورد یک نفر بخصوص مشخص کنیم.  این نیز به این سبب بود که به طور کلی آگاهی های کمتری در مورد زنان از این زمان وجود داشت. اگرچه تعداد زیادی از زنان در معابد و صومعه های اور به عنوان کاهنان اعظم و کاهنان خدمت می کردند، اما متونی که امروزه یافت می شوند عمدتاً از اداره هایی می آیند که توسط مردان اشغال شده بودند.






Thursday, 1 August 2024

رفتار گفتمانی شامپانزه ها شبیه به انسان است

 

پیشتر از این هم در مقاله  میمونها نیز همانند انسان به سوگ می نشینند  به تشابهات رفتاری میان میمون ها و انسان ها اشاره کرده بودم. اینک موردی دیگر که پژوهشگران دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند به آن پی برده اند.

شامپانزه ها با استفاده از حرکات، با یکدیگر ارتباط چهره به چهره  برقرار می کنند. پیگیری زمان این "مکالمات" نیز بسیار شبیه به زمان معمول مکالمات میان انسانی (سوای تفاوت های ظریف میان فرهنگ های گوناگون) است.

شامپانزه ها بشدت اجتماعی هستند و برای آنها ارتباط غیرکلامی و چهره به چهره نقش اصلی را بازی می کند.

هنگامی که انسانها با یکدیگر گفتگو می کنند، به سرعت «توپ را به یکدیگر» پاس می دهند: یک نفر چیزی می گوید، دیگری به آن واکنش نشان می دهد و غیره.  وقفه های متقابل افراد در این گفتگوها نیز با قاعده است. زمان میان دو چرخش در گفتگوها به طور متوسط ​​200 میلی ثانیه است - سکونی که در بین فرهنگ ها نسبتاً ثابت است.  تیمی به سرپرستی نخستی ‌شناس کاترین هوبایتر از دانشگاه سنت اندروز در اسکاتلند اکنون در "Current Biology"   گزارش می‌دهد که شامپانزه‌ها با استفاده از ژست‌هایی در چارچوب ساختار زمانی مشابه، رو در رو با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

در بسیاری از حیوانات، تبادل متناوب اطلاعات از فواصل کما بیش طولانی بگونه صدا کردن انجام می گیرد. اما در این میان میمون ها یک استثناء را تشکیل می دهند. هوبایتر و همکارانش برای اینکه جزئیات این رفتار میمون ها را بیشتر بررسی کنند بزرگترین مجموعه اطلاعاتی را در مورد پنج گروه میمونهای وحشی در خاور آفریقا جمع آوری کردند.

14 درصد از گفتگوهای میان دو میمون بگونه حرکات و اشارات بودند و آنها این کار را همانند و بگونه انسانها انجام می دادند. میمونها درست مانند انسانها میان گفتار حرکتی خود و پاسخ شنیدن حرکتی، به انجام دادن یک مکث کوتاه مبادرت می ورزیدند. هوبایتر در دنباله گفتار خویش ادامه داد که در قبایل گوناگون میمونی درست مانند قبایل و تیره های گوناگون انسانها همه حرکات و اشارات یکسان نیستند و یک معنا را نمی دهند. در میان انسانها دانمارکی های از همه آرامتر به پرسش ها پاسخ می دهند و در میان تیره های میمونی شامپانزه های سونسو در اوگاندا هستند که گفتمان حرکتی آرام دارند.   



Saturday, 27 July 2024

چرا هوش مصنوعی برای خواندن گل نبشته ها مناسب است؟

 

گل نبشته های بسیاری به خط میخی در انبارهای موزه های سراسر جهان انباشته شده اند: هوش مصنوعی رمزگشایی این گل نبشته ها را شتاب زیادی بخشیده است. این گل نبشته ها چه چیزهای جدیدی را در مورد شیوه زندگی در نخستین شهرهای بشریت به ما می گویند؟

نخستین بخش از تاریخ مدون انسان ها به خط میخی نوشته شده است. حدود پنج هزار سال پیش در سرزمینی که از دو سو به دجله و فرات منتهی می شد و میان رودان (به عربی بین النهرین) نام داشت، بابلی ها برای ما گل نبشته هایی به خط میخی بجای گزارده اند که بر روی آنها از سرودهای نظامی گرفته تا دستور تهیه خوراک، ستاره شناسی، امورات مالی و داستان ها و حتی سرگذشتها و گزارشات و نامه های کاملا شخصی برای ما به یادگار مانده اند. خط میخی بابلی ها مدتهاست که رمز گشایی شده است ولی با وجود در انبار موزه های جهان حدود نیم میلیون گل نبشته بابلی در اندازه های گوناگون وجود دارند که هنوز بازخوانی نشده اند.  

خواندن این گل نبشته ها و مهرهای گلی به هیچ روی آسان نیست زیرا حروف و واژه هایی که بر روی آنها قرار دارند به تناسب جای واقع بودنشان در جمله  و پشت سر هم قرار گرفتنشان موارد استفاده متعدد و در پی آن معانی نو با وزنها و اشارات گوناگون پیدا می کنند. بسیاری از این گل نبشته ها و مهرهای گلی بصورت کامل بدست ما نرسیده بودند بلکه با گذشت زمان شکسته شده بودند. کم پیش نیامده که تکه های جدا شده از یک گل نبشته به دست افراد گوناگون افتاده و از یکدیگر  جدا و از هم دور شده اند بگونه ای که بخش هایی از این اجزا که یک واحد را تشکیل می داند اکنون در موزه های گوناگون هستند. در گذشته اگر باستان شناسی می خواست محتوای نوشته های این گل نبشته ها را پیگیری کند، می بایستی آنرا نخست برای خود بر روی کاغذ بیاورد و سپس با آن به موزه و یا نبشته انباری برود و آنرا با محتویات گل نبشته های حاضر در آنجا مقایسه کند و احتمالا پیگیری کند.

از آنجا که خواندن این موارد بگونه الکترونیکی برای هوش مصنوعی آسانتر است، در نتیجه هوش مصنوعی موفق شد با دریافت نگاره هایی از تکه های از هم جداشده و در کنار هم قرار دادنشان مقادیر زیادی از این گل نبشته ها را خوانده و محتوای آنها را دریابد.

چندی پیش پژوهشگران دانشگاه ییل موفق شدند تا با کمک هوش مصنوعی دستور پخت غذاهایی را به انگلیسی برگردانده و آنها را بپزند. هنگامی که از آنها پرسیده شده بود که این دستور پخت را از کجا آورده اید؟ آنها به چند گل نبشته اشاره کرده و گفتند از اینجا. یکی از غذاها از لبو و گوشت گوسفند درست می شد و دیگری از تره و پیاز گویی که گیاه خواری آن زمان هم وجود داشته باشد و سومی هم ترکیبی بود از گوشت گوسپند با شیرترش. مزه این خوراکی ها برای امروزی ها نخست غریب و ناآشنا می نمودند ولی بزودی روشن گردید که آنها پس از مهیا شدن غذای کاملی را تشکیل می دهند.  




Sunday, 21 July 2024

کشف اسکلت 2400 ساله در انگلستان

 

گزارش پژوهش ها بر روی بقایای اسکلت یک زن از دوران عصر آهن که در انگلستان پیدا شده بود پایان وحشتناکی را برای او رقم می زند. یک اسکلت تقریباً 2400 ساله که در سال 2010 در روستای Winterborne Kingston در شهرستانی دورست در جنوب غربی انگلیس کشف شد که بار دیگر توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد. نخستین تجزیه و تحلیل های انجام شده بر روی اسکلت این زن نشان دادند که متوفی باید در طول زندگی خود رنج قابل توجهی را متحمل شده باشد.

 ادامه پژوهش های اخیر حتی نتایج ترسناک تری را نشان داده است.

به گفته مایلز راسل سرپرست تیم پژوهشگران از دانشگاه بورنموث، شرایط غیرعادی دفن نشان می دهد که این زن به صورت آیینی قربانی شده است. مارتین اسمیت، انسان‌شناس پزشکی قانونی از همان دانشگاه توضیح می‌دهد: «در دفن‌های دیگری که پیدا کردیم، با مردگان با احترام رفتار شد و با دقت در گودال قرار گرفتند. اما در مورد این زن بیچاره اینطور نبود.»

استخوان های کشف شده نشان می دادند که مقتول با ضربه چاقو به گردن کشته شده است.  ستون فقرات نیز نشانه هایی از کار سخت و شکستگی دنده ها را نشان می داد.  

تجزیه و تحلیل ایزوتوپی دندان‌های این زن نیز حاوی ایزوتوپ‌هایی بودند که نشان می‌دهند زن ممکن است از منطقه‌ای که در آن پیدا شده است نیامده باشد. حتی همانگونه که اسمیت استدلال می کند، او ممکن است از جنوب انگلستان یا حتی یک کشور اروپایی دیگری آمده باشد.

سبب قطعی چگونگی شکستن دنده های اسکلت زن جوان را نمی توان مشخص کرد. با این حال، تیم پژوهشی بر این باور است که به احتمال زیاد آنها چند هفته پیش از قربانی کردن او بوجود آمده اند و بنابراین بخشی از این مراسم نبوده اند. این یک موضوع را نیز مشخص می کند. از آنجا که منطقه ای که اسکلت در آن پیدا شده در 2400 سال پیش منطقه کشاورزی بوده که در آن کارهای سخت انجام می گرفتند، این زن غیربومی که به احتمال زیاد از جای دیگری به آنجا آمده یا آورده شده بود با دنده های شکسته دیگر نمی توانست درست کار کند و از اینرو بهترین کاندیدا برای قربانی شدن به درگاه خدایان بود.




Monday, 15 July 2024

آسیب شناسی دروغ

 

هدف از دروغ گفتن مدام و پیوسته این نیست که مردم آن دروغها را باور کنند، بلکه این است که اصلا دیگر کسی چیزی را باور نکند.

مردمی که نتوانند فرق میان حق و باطل را تشخیص دهند، میان درست و غلط هم نمی توانند فرقی بگذارند. قومی که قادر نباشد که بیندیشد و قضاوت کند، آگاهی و خواسته ای هم ندارد و بی آنکه بداند تابع قوانین دروغ است.

با چنین مردمی می توانی هر کاری که بخواهی، انجام دهی.

هانا آرنت، نویسنده و فیلسوف آلمانی - آمریکایی