جستجوگر در این تارنما

Saturday, 16 October 2010

یک کار زیبا


انجمن حفاظت از محیط زیست آلمان بنام نابو ( مخفف Naturschutzbund) پرنده ای که ظاهرا از خانواده هزار یا بلبل و برای آنها که بیشتر بزبان عربی آشنا هستند عندلیب، میباشد را بعنوان پرنده سال 2011 معرفی کرد.
نام این پرنده به آلمانی Gartenrotschwanz ، به انگلیسی Common Redstart   و به فرانسه   Rougequeue à front blanc   است که من برگردان آن را به فارسی دم قرمز باغ ( من نام درست آنرا بفارسی نمیدانم و سپاسگزار خواهم شد اگر کسی مرا از آن آگاه سازد) نام دادم  و بزرگی پیکرش تا چهارده سانتی متر میرسد. چهچهه های این نوع از هزار همانند بلبل و یا قناری کامل نمیباشد ولی با وجود این جزو پرندگان خوشخوان میتوان بشمارش آورد.

علت انتخاب دم قرمز باغ بعنوان پرنده سال 2011 آلمان کم شدن تعداد آنها در این کشور میباشد. جنگلبانان و محیط بانان تعداد آنها را در حدود 110 تا 160 هزار جفت برآورد میکنند. حدود سی سال پیش تعداد این پرنده در آلمان سه یا چهار برابر تعداد فعلیشان بود.
انجمن حفاظت از محیط زیست قصد دارد که با این انتخاب مردم را متوجه وضعیت بحرانی دم قرمز باغ نماید ضمن اینکه معمولا پس از انجام چنین انتخابهایی پست آلمان یکسری تمبر یادبود به چاپ رسانده و به این مناسبت بفروش میگذارد که درصدی از درآمدهای حاصله از فروش آنرا به انجمنهای مربوطه بعنوان کمک اهدا میکند. 

دم قرمز باع برای لانه گذاری باغهای میوه و گل را انتخاب میکند و درصد کم شدن این پرنده دقیقا برابر با درصد کم شدن مساحت باغاتی است که در گذشته در آلمان وجود داشت.
امروز بر اثر وارد کردن میوه های ارزانتر از مناطق دیگر جهان از تعداد این باغها و همچنین حیوانات و پرندگان وابسته به آنها شدیدا کاسته شده است. موضوع مورد توجه دیگر اینستکه کیفیت میوه های وارداتی هم اکثرا پائین تر از انواع مشابه آلمانی میباشد که تحت نظارت و بنا به الگوها و اسلوبهای درست کاشت و برداشت میشوند.

Thursday, 14 October 2010

باتری عمل شدنی یا تخیلی؟

بیشتر اهل فن کمابیش بر این باورند که در حال حاضر وضعیت  خودروهای برقی در موقعیتی نیست که تمامی توقعات بشر را به آنصورتی که در رسانه ها و تبلیغات از آن گفته میشود، برآورده کنند ( ن. ک . به آیا خودروهای برقی واقعا پاک هستند؟ ) .
هرچند که خودروسازان آغاز به تولید انبوه  نمونه های مختلف کرده اند و خریدارانی نیز در انتظارند تا با خرید خودروهای نو، خودی نشان دهند اما تکامل خودروهای برقی هنوز چند مرحله به روز در امر تکمیل و تصحیح طرحهای پیش نویس را در مقابل دارند تا به مرز قابل قبولی برسند.
خبرگان فنی معتقدند که مرحله تبدیل سوخت فسیلی به سوخت برقی را میبایستی  با گذر از مرحله خودروهای هیبریدی طی کرد زیرا با این عمل دریچه های ناشناخته زیادی برای بکار گرفتن روشهای نوینی در بخدمت گرفتن تولید و ذخیره کردن انرژی  که از پیش معلوم نبودند در مقابل دیدگان ما باز خواهند شد.
سازندگان اتوبوس و کامیونها نیز به این موضوع پی برده اند و با بکار بستن روش هیبریدی در مدلهای نو خود موفق گشتند که تا هفت درصد از مصرف سوخت خود را کاسته و ضمن آن بر بازدهی فرآورده های خود بیفزایند. همچنین بسیاری از خودروسازان سواریهای شخصی در کنار عرضه مدلهای معمولی و مدلهای برقی خویش مدلهای هیبرید را نیز همزمان به پیش میبرند،  از آنجمله است کارخانه خودروسازی ولوو.
ولوو میخواهد که از این مرحله گذران استفاده نموده و نخست مدل هیبریدی خود و پس از آن مدلهای برقی خود را به بازار عرضه نماید که خصوصیت ویژه ای دارند.
آنها در نظر دارند که با همکاری کالج سلطنتی لندن Imperial College London ، در آینده بخشهای بزرگی از بدنه خودرو (سقف، کاپوت، گلگیرها و درها) و حتی شاسی را به باتری مبدل سازند. هشت کارخانه و انستیتوی دیگر اروپایی در کنار ولوو و کالج سلطنتی لندن در به تحقق رساندن این پروژه همکاری و تلاش میکنند.
قرار است که نخست  ماده ای از پلیمر و الیاف کربنی ساخته شود که از یکطرف بتواند برق را  در خود  ذخیره نماید و از طرف دیگر چنان  محکم و در عین حال سبک باشد که  بتوان از آنها در ساخت  قطعات  خودرو استفاده کرد. ولوو تصمیم  دارد تا بدینوسیله  تا پانزده  درصد از سنگینی  خودروهای  خود  بکاهد و از این راه مصرف سوخت خود را کم نماید.
گروه پژوهشگر و طراح میخواهد که در سه سال آینده نخست توان ذخیره برق و سازه این ماده جدید را دایما به روز نموده و سپس عمده تلاش خود را بر روی قابلیت تولید صنعتی و بالا بردن کاربرد این تولیدات در قطعات خودرو متمرکز نماید.
مهندس بخش آزمایش، تحقیق و پژوهش کارخانه ولوو  آقای  پر- ایوار سلرگرن Per-Ivar Sellergren اظهار داشت : ما با توان و تجربه ای که داریم کمک خواهیم کرد تا این تکنولوژی نوین امکان پذیر گردد. هم اکنون در نظر داریم که نخست در محل قرار گرفتن چرخهای زاپاس خودرو این گونه باتریها (خازنها) را تعبیه نماییم.
مسلم است که برای به راه انداختن یک خودرو وجود چنین چیزی به تنهایی کافی نخواهد بود اما ما امیدواریم که بتوانیم دستکم برق مورد نیاز سیستم استارت – استپ  Start-Stop  را از این محل تامین نماییم. این برای همه یک آغاز موفقیت آمیز خواهد بود.
بدیهی است که چنین طرحها و ایده هایی منتقدانی را نیز دارند. آقای گرهارد هرپل  Gerhard Hörpel  یکی از مدیران بخش تازه تاسیس مطالعه بر روی باتریها و خازنهای خودروی  دانشگاه مونستر آلمان   Universität Münster به آینده این پروژه و عملی بودن آن چندان خوشبینانه نمینگرد.
نخستین واکنش او در برابر مطرح شدن این ایده بدینصورت بود که خیلی تخیلی میباشد. او افزود کلا ذخیره کردن برق در بافتهای الیاف کربنی امکان پذیر است اما باید توجه نمود که فرم خازنهای برقی بایستی همگون باشند و شکل بدنه خودرو چنین امکانی را در اختیار ما قرار نمیدهد. بدنه خودرو بخاطر اجبار در ائرودینامیک  بودنش که مقاومت باد را توسط آن کم مینماید از قوانین خود پیروی میکند.
هرپل ادامه میدهد با توجه به دانش و امکانات امروزی بشر خواست چنین کاری را اگر بخواهیم مودبانه در موردش نظر دهیم، باید ماجراجویانه بنامیم و با کنار گذاشتن رعایت نزاکت تنها میتوان گفت که حماقت محض است.

Tuesday, 12 October 2010

یک کلاه خود قیمتی رومی


در ماه می امسال در شمال انگلیس جوانی که با دستگاه فلزیاب از روی سرگرمی مشغول جستجو در مرغزاری بود موفق به یافتن کلاه خودی رومی شد که از آن نوع تا آنزمان تنها دو دانه پیدا شده بود. یکی از آنها هم اکنون در موزه لندن نگاهداری میشود و دومی در موزه ادینبورگ در معرض نمایش قرار دارد.
از آنجا که شیئی پیدا شده مشمول قانون حفظ آثار باستانی انگلیس نمیشود، یابنده میتواند سهم بسزایی از محل فروش آن دریافت کند ( ن.ک. به  یافتن 52000 سکه رومی ).
کلاه خود را در هفته پیش در سالن حراجی کریستی لندن بفروش گذاشتند و در مقابل چشمان شگفت زده همگان شخصی آنرا به مبلغ 2،6 میلیون یورو یعنی هشت برابر قیمت واقعی آن خریداری نمود.
این کلاه خود که همراه با ماسک صورت میباشد نمونه ای از هنر زیبای رومی بر روی فلزات است. اینگونه کلاه خودها مورد استفاده رزمی نداشته و بیشتر از آن در مراسم رژه سواره نظام بهره میبردند.

Monday, 11 October 2010

ایرانیان و یونانیان – گفتار یک بخش بیستم

بدینگونه کروتن (پ 1) و سیباریس  در تضاد سختی با یکدیگر بسر میبردند.  سند قراردادی که بتازگی در المپیا (پ2) یافته شده، نشان میدهد که سیباریسی ها  با سردائیها متحد گشته بودند. اینکه سردائیها همان ساردیها هستند یا نه، هنوز مشخص نگردیده است. بهرجهت این اتحاد نتوانست که سیباریس را در مقابل سقوط  و انحلال حفظ  نماید.  سیباریس در سال 510 – 511 پ.م. قربانی هجوم کروتنیها شد و کاملا ویران گردید.  کروتنیها مسیر رودخانه کراتیس را بسوی ویرانه های شهر برگردانده و آنرا به آب بستند. پژوهشگران تاریخی ایتالیا و باستان شناسان گمان میکنند که محل باستانی سیباریس را دوباره پیدا کرده باشند.
در شهرهای یونانی نشین سیسیل هم در حدود سده ششم  پ.م. خودکامگان در حال رشد بودند و این امر در مورد شهرهای زانکله (پ 3) ،هیمرا (پ 4) ، سلینوس ، اگریگنت ، گه لا (پ 5)  و لئونتینوئی صادق است.
------------

پ 1 – کروتن مرکز استانی بهمین نام در جنوب خاوری ایتالیا میباشد که در ناحیه کالابری در کنار دریای ایونی واقع است. بنا به افسانه های یونانی  این شهر توسطی آله مون پسر میسکلوس در کنار مقبره کروتن قهرمان ساخته شده و نام خویش را از او گرفت.  کروتن باستان حدوده 8 سده پ.م. در نزدیکی شهر کروتن فعلی توسط مهاجرین یونانی ساخته شده و بزودی به مرکز بازرگانی و شهری ثروتمند تبدیل گشت.  بسیاری از پهلوانان المپیک باستان از کروتن برخاسته بودند و فیثاغورث نیز در اواخر زندگی به کروتن پناه آورده  و در آنجا مکتب فیثاغورثی را برپا کرده بود. این شهر در 277 پ.م. به تصرف رومیها درآمد.

پ 2 – المپیا، پرستشگاه مقدس زئوس در الیس واقع در شمال غربی شبه جزیره پلوپونز و محل انجام مسابقات قهرمانی و ورزشی  در یونان.  مجموعه مقدسی که شامل پرستشگاههای مختلفت بود و در المپیا قرار داشت، آلتیس نامیده میشد.  گویا  تا تعداد 69 پرستشگاه  در آنجا قابل شمارش بودند.  بهررو ، این مکان از پیش از آمدن هلنی ها، توسط میکنی ها مسکون بود.  ساخت بناهای مذهبی  و سپس مجموعه های ورزشی در این ناحیه از سده دهم  پ.م. آغاز گردید و در سده پنجم پ.م. به اوج شکوفائی خود رسید.  در کنار معبد زئوس، از دیگر پرستشگاههای مهم معبد حرا همسر زئوس میباشد. المپیا در سال 1805 دوباره یافته شد و از دل خاک بیرون آمد.

پ 3 - Zankle  زانکله نام باستانی شهر مسینا و سومین شهر بزرگ جزیره سیسیل در جنوب ایتالیا میباشد. نام زانکله از واژه زانکلون بمعنای داس از زبان سیکلی ها میآید و این بخاطر شکل داس مانند شهر بود. پیدایش زانکله و یا مسینا مدیون موقعیت طبیعی  و جغرافیایی مناسب بود که به راهزنان دریایی این اجازه را میداد که پس از یورش به کشتیهای بازرگانی باستان و چپاول آنها با  درآنجا پناه یابند.  مسینا در طول حیات خویش نه تنها فراز و نشیبهای سیاسی را متحمل گردید بلکه در سالهای 1783 و 1908 زمین لرزهای ویرانگری را تجربه کرد و در خلال جنگ جهانی دوم هدف بمبارانهای هوایی متفقین قرار گرفت. امروزه مسینا شهری مدرن و مرکز فرهنگی و بازرگانی میباشد. برخلاف دیگر شهرهای واقع شده در سیسیل مسینا دارای بارندگی کافی  بوده و از اینرو حاصلخیز میباشد.

پ 4 –  Himera هیمرا شهری که توسط رانده شدگان دوریایی و کالکیدی شهرهای زانکله (مسینا) و سیراکوس در حوالی سالهای 648 پ.م. در شمال سیسیل ساخته شد.
مهمترین سال در تاریخ هیمرا،  سال 480 پ.م. است که در آن  همزمان و هم آهنگ با لشکرکشی  خشایارشا به یونان و کارتاژیها بنا به درخواست تریلوس، خودکامه  شهر به سیسیل حمله کردند ولی شکست خورده و بازگشتند. در سال 476 پ.م. در پی جنگهای داخلی حمام خونی راه  افتاد  که  براثر آن شهر خالی از سکنه شد و برای  دوباره برپا نمودن شهر، مهاجرین جدیدی لازم گشتند. در سال 409 پ.م. هیمرا که همچنان وفادار در کنار سیراکوس ایستاده بود، در جنگی با کارتاژها که انتقام سال 480 را میگرفتند، نابود گشته و سکنه آن یا کشته شدند  و یا مجبور به کوچ گردیدند. این نابودی، پایان هیمرا را بهمراه داشت.

پ 5 –  Gela شهری در جنوب سیسیل که امروزه دارای پالایشگاههای نفت است. شهر گه لا در ابتدا توسط مهاجرین دوری  (Dorians)  که حدود 688  پ.م.  از جزایر کرت و رودوس میآمدند، بنا گردیده و بنام رودخانه ای که از کنارش گذر میکرد، نامیده شد.  پسان، پس از آنکه مهاجرین یونانی به  کرت و رودوس پا  گذاشتند  و یونانیها  نیز سفرهای اکتشافی و مهاجرتی به کناره ها و جزایر دریای میانه (مدیترانه) از آنجمله جزیره  سیسیل  انجام دادند، شهر گه لا نیز بتدریج یونانی گشت  و معابد دوری اش به پرستشگاه های  آتنه  تبدیل گردید و از اینجا بود که پرستش این الهه گسترش پیدا کرد و مناطق زیادی  در سیسیل  هلنی گردید.

56


در عوض سیراکوس (پ 1)  براثر مبارزات احزاب داخلی از درون فلج شده بود. با پایه گذاری خودکامگی در  گه لا بوسیله کلئاندروس  و پس از کشته شدن وی، توسط برادرش هیپوکراتس در واقع عصر تازه ای در سیسیل شروع شد.  هیپوکراتس سیکل های (پ 2)  همسایه را مغلوب ساخت و بر همین منوال شهرهای  کالی پولیس، ناکسوس (پ 3)  و لئونتینوئی را تسخیر نمود. او در برابر قوای شهر سیراکوس نیز پیروز گردید و سیراکوس تنها با رنج و زحمت فراوان  و جدا گشتن از کارمانیا توانست که اینبار نیز استقلال خویش را حفظ نماید.
یونانیت در غرب هم  زیر  فشار مضاعف کارتاژها( پ 4) و اتروسکی ها (نبرد دریایی کنار آلالیا در کرس حدود 540 پ.م.) قرار داشت  و در نتیجه پراکنده گشتن روزافزون، به حالت مخاطره آمیزی افتاده بود و بیم آن میرفت که توسط بیگانگان اداره گردد. با وجود این تجارت یونان حتی با وجود برخوردهای سهمگین نظامی با اتروسکی ها نقش بسیار مهم خویش  را همچنان  بازی میکرد( پ 5).
-------------------

پ 1 - Syrakus  سیراکوس شهری در کرانه جنوب خاوری جزیره سیسیل که بزبان ایتالیایی سیراکوسا و به لهجه سیسیلی سرائوزا خوانده میشود. در سال 2006 این شهر از طرف یونسکو جزو میراث فرهنگی بشر برسمیت شناخته شده  و به جهان معرفی گردید. از دلایل یونسکو برای برسمیت شناختن سیراکوس بعنوان میراث فرهنگی و معنوی بشر که لازم به حمایت شدن است یکی این بود که این شهر دارای مکانها و ساختمانهایی است که هر کدام دارای خصوصیات منحصر بفرد خویش میباشند و مجموعه اینها در کنار هم تشکیل مکانی را میدهد که شاهدی گویا از دورانهای مختلف (یونانی، رومی و باروک) میباشد.
شهر در میان دو  رودخانه  آناپو و سیانه  واقع گردیده  و نخستین بار توسط  سیکه لی ها  در حوالی سالهای  1400 پ.م. آباد گردید. حدود سال 734 این شهر بوسیله یونانیها مسکون گشت. افلاطون در این شهر مدرسه داشته و ارشمیدس که خود از اهالی این شهر بود، در این جا ماشین جنگی خویش را برای دفاع از شهر اختراع نمود و در همینجا بود که پس از تسخیر سیراکوس توسط رومیان، بدست سربازی  رومی کشته شد.

پ 2 -  سیکل ها  Sicels  که همچنین بنامهای سیکول و در یونانی سیکه لوی نامیده میشدند. اینها مردمانی بودند که در حدود 1400 پ.م. از سرزمین اصلی ایتالیا به جزیره سیسیل مهاجرت کرده و مردمان بومی جزیره را که سیکانی ها خوانده میشدند از آنجا رانده  و خود جانشین ایشان گردیدند. از آن پس جزیره سیسیل بنام سی سل ها  یا سیکل ها بدین نام خوانده شد.  زبان سی سل ها از خانواده زبانهای هند و اروپایی بود که از آن تنها چند واژه بیشتر باقی نمانده است.

پ 3 –  این شهر امروزه جیاردینی ناکسوس خوانده گشته و در ایالت مسینای جزیره سیسیل ایتالیا واقع است. نخستین بار توسط مهاجرین یونانی که از کالکیدیه  یونان میآمدند ساخته و مسکونی گردید. بعدها اهالی جزیره ناکسوس یونان به آنجا پای گذاشتند و شهر نام خویش را از ایشان بعاریت گرفت.

پ 4 – واژه کارتاژ از زبان فنیقی سرچشمه گرفته و معنای شهرنو (شهر= کارات و  نو= هاداشت)  را میداد. و حقیقتا نیز کارتاژیها مهاجران فنیقی از شهر تیروس بودند که در حدود سده دهم و نهم پ.م.  به سرزمین امروزی تونس مهاجرت کردند و بتدریج کناره های شمالی و جنوبی دریای میانه را مسکون ساختند. ن.ک. به نگاره زیر

                              سرزمینهای کارتاژ
                              
                        تقسیمات باستانی جزیره سیسیل

پ 5 این امر نمایانگر این واقعیت است که یونانیها با وجود داشتن فضای جغرافیایی بسیار محدودتر از شاهنشاهی هخامنشی و علیرغم سختی کارها و دشواری امور، پیوسته و در کنار مسایل نظامی از مسایل اقتصادی غافل نمانده و همواره در تقویت و به روز کردن خویش در این زمینه میکوشیدند تا خود را هرچه بیشتر بی نیاز از دیگران کرده و دیگران را وابسته به خود باقی نگهدارند. 
ما پس از کورش، کمبوجیه و داریوش این امر را در ایران کمتر میبینیم و یا حتی تا حدودی از اواسط و بخصوص  اواخر دودمان هخامنشیان  اصلا نمی بینیم. اگر هم وابستگی اقتصادی به دربار هخامنشی وجود میداشت، این وابستگی برای ایرانیان منطقی نبوده  و عواقب و نتایجی منفی بدنبال میداشت.
شاهان هخامنشی از اواسط دودمان دیگر عادت کرده بودند که همه چیز را با طلای  بازمانده از دورانهای کورش تا داریوش بخرند و دیگران را نیز عادت داده بودند که ثروت اندوخته شده در دربار پارسی را یا اخاذی کنند و یا با بالا بردن قیمتهای خدمات خویش بنوعی دیگر اکتساب کنند.
یعنی بعبارتی دیگر همه را متوقع کرده بودیم  و خود را بدهکار.  خرج بیهوده کردن  و بی اهمیت دانستن و جدی  نگرفتن  امور  امری بدیهی گشته بود. چیزی که تا به امروز هم در جامعه ما عمومیت یافته و گریبان ما ایرانیها  را گرفته است و از صدمات آن هنوز هم  برکنار  نمانده ایم.
57

Sunday, 10 October 2010

چگونه تلفنهای همراه میتوانند که انسان را پریشان کنند

کسی که رانندگی میکند نه تنها نباید که دست خود را بسوی تلفن همراه دراز کند بلکه همراهانش نیز بایستی بهنگام رانندگی از تلفنهای همراه خود حتی المقدور استفاده ننمایند.
پژوهشگران آمریکایی دریافته اند که گفتگوی تلفنی همراهان نیز میتوانند که حواس راننده را در حین رانندگی پرت کنند.
برای  اینکه پاسخی بر این پرسش پیدا کنند که این امر صحت دارد یا نه، دانشمندان به انجام آزمایشی دست زدند. آنها گروهی را در مقابل کامیپوتر نشاندند. بر روی صفحه کامپیوتر پرسشهایی مطرح میگشتند که افراد گروه شرکت کننده در آزمایش بایستی به آنها پاسخ میدادند و یا اینکه نوعی بازی ساده کامپیوتری انجام میشد که میبایستی در آن شرکت کنند مثلا یکی از این بازیها راهی را نشان میداد که شرکت کنندگان میبایستی توسط  ماوس چرخی را بر روی یک جاده بحرکت درآورند بدون اینکه از جاده خارج شوند. یا اینکه افراد گروه میبایستی چیزهایی را که بر روی صفحه کامپیوتر پدیدار میگشتند، بخاطر بسپارند.
پس از مدتی دانشمندان شخصی را با تلفن همراه بداخل محوطه آزمایش فرستادند. او توسط تلفن همراه با شخص دیگری در حال گفتگو بود. در مدت بودن این شخص در محوطه آزمایش، میانگین خطای شرکت کنندگان بنحو شگفت انگیزی بالا رفت.
پس از رفتن تلفن کننده، آزمایش بازهم روند طبیعی خود را طی کرد. پس از چندی باز دو نفر وارد اتاق محوطه آزمایش شدند و با هم به گفتگو پرداختند.
میزان اشتباهات شرکت کنندگان ایندفعه هم بالا رفت ولی بمراتب کمتر از زمانی که فرد موبایل دار آنجا بود. همین موضوع در مورد زمانیکه بلندگویی در محوطه سالن آزمایش خبری را پخش میکرد نیز صادق بود.
این آزمایش را دانشمندان پس از چند روز تکرار کردند ولی ایندفعه ترتیب وارد گشتن گفتگو کنندگان را به محوطه آزمایش عوض کردند. به اینصورت که نخست بلندگو خبری را پخش کرد، سپس دونفر گفتگو کنان وارد سالن شدند و سرانجام فردی با تلفن همراه.  شگفت انگیز آنکه نتیجه مشابه دفعه پیش گردید.
تکرار آزمایشها بر روی دیگر گروهها نیز نتایج مشابهی را در بر داشت.
دانشمندان میگویند : مغز انسان بهنگام شنیدن مکالمات تلفنی از آنجا که تنها صدای یکنفر را میشنود و نه کل مکالمه را، ناخودآگاه  در صدد تکمیل جملات برمیآید تا برای خود مفهومی را برساند و همین نیز سبب حواس پرتی مغز میشود، بخصوص بهنگام رانندگی.

Thursday, 7 October 2010

نمایشگاه بین المللی خودرو در پاریس

نمایشگاههای بین المللی خودرو سازی اینروزها مبدل به مکانی گشته که در آن مخلوطی از خودروهای کاملا معمولی حاصل از کار تولیدات انبوه که پس از پایان نمایشگاهها در بنگاههای معاملات خودرو در انتظار خریدار میمانند و خودروهای عجیب و غریبی که هیچگاه به مرحله تولید انبوه نمیرسند، برای علاقه مندان به نمایش گذاشته میشوند. نمایشگاه بین المللی خودروی امسال پاریس نیز از این قاعده مستثنی نماند.
در این نوشتار نگاره چند خودروی مدل جدید  ( که عمدتا نیز هیبریدی یا برقی هستند) را که در نمایشگاه امسال پاریس قابل مشاهده هستند، نظاره گر خواهید بود. افزون بر خودرو، مدلهای برقی موتور سیکلت هم بنمایش گذاشته شدند که با استقبال تماشاگران مواجه گشتند.
پیامی که این خودروها با خود حمل میکنند اینستکه عمدتا سلیقه ها بسوی خودروهای کوچک و برقی گرایش پیدا کرده است. خیلیها نیز با خیال صدمه نزدن به محیط زیست ( ن. ک. به  آیا خودروهای برقی کاملا پاک هستند؟ ) با کنجکاوی اینگونه خودروها را زیر نظر میگیرند. در این میان خودرو سازها و تولید کنندگان نیروی برق ( ن. ک. به  فرانسه بدنبال دزرتک خویش است  ) اهداف خود را دنبال میکنند.




Tuesday, 5 October 2010

آخرین قسط مربوط به خسارات جنگ جهانی اول

بنا به گزارش هفته نامه معتبر  Zeit  ( زمان)  92  سال پس از پایان یافتن جنگ جهانی اول که از سال 1914 تا 1918 بطول انجامید، کشور آلمان موفق گردید که با حواله کردن دویست میلیون یورو در بیستمین  سالروز اتحاد آلمان شرقی و آلمان غربی (سوم اکتبر) آخرین قسط مربوط به پرداخت غرامت خسارتهای جنگی جهانی اول را پرداخت نموده و از زیر بار بدهیهای مربوط به این جنگ بیرون آید.
پرداخت این غرامت جنگی در سال 1918 در معاهده ورسای بگردن دولت و ملت آلمان گذاشته شد. اعتراض به میزان مبلغ پرداختی خسارات این جنگ یکی از دلایلی بود که رژیم آلمان نازی را به ورطه جنگ جهانی دوم کشانید که باز هم به شکست کشور آلمان انجامید. این کشور موظف به دادن  تعهد  برای  پرداخت  غرامت مربوط به خسارتهای جنگ جهانی دوم  هم گردید.

از آنجا که در زمان حکومت نازیها در آلمان از سال 1933 تا 1945 ادامه پرداخت اقساط مربوط به غرامات جنگ جهانی اول متوقف شده بود و نیز از آنجا که از سال 1945 یعنی سال پایان جنگ جهانی دوم تا سال 1952 کشور آلمان در موقعیتی نبود تا ادامه پرداخت اقساط غرامات را از سر گیرد ( تنها آلمانغربی زیرا کشور آلمانشرقی خود را وارث رژیم نازی نمیدانست و سهمی نیز پرداخت نمیکرد. 
پرداخت سهم غرامت مربوط به آلمانشرقی در زمان اتحاد دو آلمان بعهده آلمان متحد گذاشته شد) و همچنین بواسطه جمع گشتن بهره بانکی مربوط به اقساط پرداخت نشده از سال 1933 تا 1952  و اضافه شدن این بهره به اصل باقیمانده مبلغ غرامت، تسویه حساب غرامات مربوط به خسارات جنگ جهانی اول تا سوم اکتبر امسال بدرازا کشید.

با پرداخت این دویست میلیون یورو، کلیه بدهیهای مالی آلمان که تنها مربوط به جنگ جهانی اول بود تصفیه گردید.

Monday, 4 October 2010

ایرانیان و یونانیان – گفتار یک بخش نوزدهم

آیا داریوش میخواست که آنها را با یورشی ناگهانی از جانب باختر و بخشهای پایینی رودخانه دانوب (پ 1) از پشت غافلگیر کند؟ آیا داریوش ، همانگونه که ادوار مایر گمان میبرد، رودخانه دن (پ 2) را با سیردریا عوضی گرفته بود (پ 3)؟  ما اینرا نمیدانیم.
فقط همین اندازه که این لشکرکشی با دقت زمینه چینی و برنامه ریزی شده بود و با همراهی سربازان اعزامی یونانی ارتش ایران بگونه یک عملیات مشترک انجام گرفته است.  ماندروکلس معمار یونانی بر روی تنگه بسفر پلی زد که برای نخستین بار آسیا و اروپا را بهم متصل میکرد. از روی این پل لشکر زمینی داریوش از راه تراکیه وارد سرزمینهای جنوب دانوب گشته و از اینجا با بستن پل دیگری به جلگه های بسارابیه (پ 4) رسید.
-----------------------

پ 1 – دانوب رودخانه ای است بدرازای 2850 کیلومتر پس از رودخانه ولگا طولانی ترین رودخانه اروپا میباشد که از جنگلهای سیاه در آلمان شروع میگردد و بدریای سیاه ختم میشود. رودخانه دانوب در مسیر خویش از کشورهای آلمان، اتریش، سلواکی، مجارستان، کرواسی، صربستان، رومانی، بلغارستان، مولداوی و اوکراین عبور مینماید و اغلب مسیر آن قابل کشتیرانی میباشد. 
شهرها و دژهای زیبایی در سر راه این رودخانه قرار دارند. رودخانه دانوب از سده هفتم پیش از میلاد توسط یونانیهایی که از دریای سیاه با کشتی های خود میآمدند مورد استفاده قرار گرفته و راه آبی ایشان بدرون اروپا بود. حوزه آبخیز این رودخانه چیزی در حدود 795686 کیلومتر مربع میباشد.

پ 2 – دن رودخانه ای است در بخش اروپایی روسیه به درازای 1870 کیلومتر که 1360 کیلومتر آن قابل کشتیرانی میباشد. نام رودخانه ریشه اوستایی و یا کلتی دارد. 
در هردوی این زبانها به این رودخانه دانو یا رودان و رودانو میگفتند. در امتداد رودخانه دن گروه های مختلف سکاها زندگی میکردند. 
رودخانه دن سرانجام به دریای اسووشه یا دریای آزوف بزبان روسی که 38000 کیلومتر مربع گستره و حد اکثر ژرفایی برابر با 15 متردارد، منتهی میگردد.
پ 3 – سیردریا یا سیحون با  طول 2212  کیلومتر در آسیای میانه جریان دارد. ابتدای سیر دریا در ازبکستان و از بهم پیوستن دو رودخانه نارین و سیاهرود آغاز میگردد که هر دو در قرقیزستان سرچشمه های خود را دارند.  
 نام یونانی این رودخانه یاکسارتس بود که از واژه پارسی باستان  یاخشا  آرتا  بمعنای رودخانه بزرگ با رنگ صدف  اشتقاق یافته بود.  
 اشتباهی گرفتن دن و سیردریا را با هم توسط داریوش انجام نگرفته بلکه حدود 200 سال بعد از داریوش توسط اسکندر انجام گرفت.  اینکه ایرانیها نامهای متفاوتی برای این دو رود داشتند، چنانکه در این پاورقی و پاورقی پیشین بدانها اشاره شد، یکی  از دلایل اثبات این ادعا میباشد. این رودخانه در مسیر خویش از شهرهای کوکند و تاشکند گذر میکند و سرانجام به دریاچه آرال میریزد. حوزه آبخیز سیردریا 219000 کیلومتر مربع میباشد. 
سیستم کانال کشی که از زمان خانات کوکند در سده هژدهم شروع گردید و تا زمان حاضر نیز پیوسته گسترش یافت، که طی آن آبهای رودخانه را برای مصارف کشاورزی میکشیدند و سرانجام نیز این جریان  به یک فاجعه زیست محیطی  و اندکی نیز پس از آن فاجعه ای اقتصادی مبدل گردید. 
پ 4 – بسارابی، سرزمین حاصلخیزی میان دریای سیاه  و رودخانه نیستر و دانوب در کشور رومانی. بعبارات دیگر لشکر داریوش تمامی کرانه های غربی دریای سیاه را پشت سرگذاشته و با گذشتن از یکی از شعبات رودخانه دانوب  واقع  در رومانی وارد  این سرزمین گشته بود.   
نام بسارابیه تا سال 1812 تنها به یکسوم جنوبی سرزمین  فعلی بسارابی اطلاق میشد اما در این سال روسیه با نهادن این نام بر سرزمینهای مجاور  و گسترش  این نام بر دو سوم  دیگر این سرزمین مشروعیتی حقوقی برای تملک این قسمتها را برای خود فراهم کرد و از آن ببعد این نام برآنها باقی ماند. 
نظیر اینکار را درمورد کشور اران  و استانهای  آذربایجان ایران و با حرص و ولع بلعیدن  این قسمت از خاک ایران را توسط روسیه  دیدیم و تجربه کردیم. امروزه کشور آران  با نام غیرحقیقی آذربایجان وجود رسمی دارد.

54

سکاها برای مبارزه به میدان نیامدند بطوریکه ایرانیان سرانجام وادار به بازگشت شدند و این احتمال بعید نیست که داریوش رودخانه  نیستر (پ 1)  و یا یکی دیگر از رودخانه های بزرگ جنوب روسیه را پشت سر گذاشته باشد. با وجود این لشکرکشی داریوش بزرگ چندان هم به ناکامی نماند. تراکیه و با آن جوامع یونانی در غرب پونتوس (پ 2) از آن پس بعنوان بخش اروپایی کشور، به ایران تعلق گرفتند. غول ایران بازهم بدینوسیله مقادیر زیادی به سرزمین اصلی یونانیها نزدیکتر شد.
در سمت غرب نیز ابرهای تیره آسمان را برای یونانیها تاریک ساختند.  
اقوام مختلف ایتالیا رو به  مهاجرت نهاده  و به حرکت درآمدند و با این کار فشار سیاسی بر روی یونانیهای مهاجر بیشتر شد و در این میان این فشار بیشتر از همه  از سوی  اتروسکیها (پ 3) که نه تنها در شمال ایتالیا بلکه در کامپانی (پ 4)  هم حضور داشتند، اعمال میگردید. 
شهر بازرگانی  و ثروتمند کیمه (پ 5) نیز اگر در وجود آریستودموس (پ6) سرداری شایسته نمیافت، از دست میرفت. این شخص بعدها بصورت فرمانروایی  زورگو درآمد.  کیمه بدون شک تنها یک مثال ساده  از وضعیت یونانیهای  تحت فشار در جنوب ایتالیا بود.  ضمن اینکه نزاع  و جدالهای داخلی میان هلنی ها در ایتالیا  نیز پیوسته کار ایشان را مشکلتر مینمود.
---------------------

پ 1 –  نیستر رودخانه ای است بدرازای 1352 کیلومتر در روسیه که بدریای سیاه منتهی میگردد و 500 کیلومتر آن قابل کشتیرانی است. در دنیای باستان این رودخانه بنام تیراس خوانده میشد.

پ 2 -  Pontos  کشوری بوده در کرانه جنوبی و جنوب شرقی دریای سیاه میان ارمنستان و بی تینیه که در زمان  میتریداتس (میترا) دوران شکوفایی  خود را تجربه میکرد. این ناحیه  در حدود  سده هشتم  پ.م.  توسط یونانیها جهت ایجاد روابط بازرگانی  مناسب تشخیص داده شد و اهمیت  استراتژیکیش برایشان آشکار گردید  بنابراین در ایجاد بندری در این  ناحیه و اسکان یونانیانی که با سرزمین اصلی یونان ارتباط مستمر داشتند، کوشیدند. این عمل باعث گردید که حیطه نفوذ فرهنگی و سیاسی یونان تا قلب روسیه  امروزی  رخنه کند و از طرف دیگر یونانیان را  در جریان حال مهاجرت اقوام کوچنده آریایی – ایرانی این مناطق قرار دهد.  این سرزمین پسان و در حدود سال 80 پ.م. به تصرف رومیها درآمد و مدتها در تسخیر ایشان باقی ماند و میان امپراتوریهای ایران و روم دست بدست میگشت.

پ 3Etrusker اتروسکیها یا بزبان یونانی باستان تیرهنویی ها  Tyrrhenoi،   قومی که از سده نهم پ.م. در مرکز ایتالیا زندگی میکرد و بنا بر روایات هرودوت احتمالا حدود هزار سال پیش از میلاد  از لیدیه در آسیای کوچک  به توسکانا در ایتالیا کوچ کرده بود. اینان با وجود اینکه از اقوام هند واروپایی نبودند  اما  وجه تشابهات زیادی با یونانیها داشتند.
دریای میان جزیره سارد و خاک  اصلی ایتالیا جایی که زمانی اتروسکیها زندگی میکردند و جزیره کرس  فرانسه  هنوز هم این دریا بنام  یونانی  سه هزار سال پیش خود یعنی دریای تیرهنویی خوانده میشود، هرچند که دیگر قوم مستقل اتروسکی دیگر وجود نداشته و یونانیها هزاران سال است که دیگر این منطقه را تحت اختیار خویش ندارند.
این شاید برای کسانیکه  هر از چندی دم از نام دیگری  بجز خلیج فارس بر پهنه جنوبی  آبی کشور ایران  میزنند  و همچنین  آموزگارانشان،  جالب  و آموزنده  باشد.
در 600 پ.م. این قوم در اوج قدرت خویش قرار داشت و همگام با هم پیمانان کارتاژی خویش تمامی کرانه های غربی دریای میانه (مدیترانه) را بمقدار زیادی تحت کنترل خویش داشتند. این قوم در سده سوم پ.م. فرمانبردار رومیها گردید. یافته های زیادی از این قوم در دست است که سالانه در موزه های ایتالیا گردشگران را بسوی خویش جلب میکنند.

پ 4 –  کامپانی سرزمینی در کرانه های جنوب غربی ایتالیا بمرکزیت شهر ناپل با گستره 13590 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 5800،000 در سال 2005.  این سرزمین بمناسبت حاصلخیزیش از سوی رومیها کامپانیا بمعنای سرزمین خوشبخت نام گرفت.

پ 5Kyme  کیمه یا کومائه قدیمی ترین پایگاه مهاجرین یونانی در ایتالیا بود که از حدود 750 پ.م. از نواحی کالکیس و اریتریا بدانجا مهاجرت کرده بودند. این مهاجرین پیش از بنیانگزاری این شهر چند دهه در سرزمین اصلی ایتالیا سکنی گزیده بودند. کیمه از سال 334 پ.م. متعلق به روم گردید. این شهر در کامپانی قرار داشته و در شمال غربی شهر ناپل میباشد. نام این شهر به احتمال زیاد از شهری همنامش در یونان گرفته شده است که بیشترین مهاجرین را به ایتالیا فرستاده بود و نیز این نام  معنای موج  را  در زبان یونان باستان میداد. 
این شهر در دنیای باستان از نظر مذهبی نیز اهمیت داشت و اهمیتش بیشتر بر اثر کاهنه پیشگویی بود که پیوسته در آنجا حضور داشت. این کاهنه سیبیله یا سیبیلیا نامدیه میشد که در زبان یونان باستان معنای پیامبر را میداد.

پ 6 –   Aristodemos  سردار و فرمانروای کیمه که بهمراه هیرون  از شهر سیراکوس واقع در جزیره سیسیل در سال 524 پ.م.  از نفوذ  اتروسکیها  به جنوب ایتالیا جلوگیری نمود و در نبردی دریایی ایشان را شکست قطعی داد. پس از این پیروزی او توانست که در شهر کیمه ، حکومتی کاملا به سبک یونانی برپادارد که پایه های آن بر ارتش و مردم بر قرار بود. 
او برای خویش گروه محافظین شخصی درست کرد و دستور داد تا همطرازان وی را بکشند و اموال ایشان را تصاحب نمود و با قسمتی از این دارایی مزدورانی را استخدام نمود. او بردگان را آزاد نمود و به ایشان مقام شهروندی داد و شهروندان پیشین را خلع سلاح نمود.

55

Saturday, 2 October 2010

زباله های پلاستیکی در دریاها

نتایج آخرین آزمایشات پژوهشگران نمودار اینستکه بر مقدار زباله های پلاستیکی شناور در آبهای اقیانوسها افزون نگشته است و از این امر دانشمندان در شگفتند.
اما خانم کارا لاوندر لا Kara Lavender Law   در سمیناری که در ایالت ماساچوست آمریکا برگزار شد گفت : مطالعات انجام گرفته در بیست و دوسال گذشته نشان میدهند که در سراسر جهان میزان تولید مواد پلاستیکی زیادتر گشته است  و همچنین بر میزان بازیافت آنها افزوده شده است اما نه به اندازه زیادتر شدن تولید آن. بنابراین قاعدتا باید بپذیریم که زمانیکه مواد پلاستیکی بازیافت نمیشوند پس بر میزان زباله های پلاستیکی افزوده شده است.
حال وقتیکه ما میدانیم که مقدار زباله های پلاستیکی بیشتر گردیده مشکل بتوانیم تصور کنیم که بخشی از این زباله ها به دریاها راه نیافته باشند.
برای نمونه ما میدانیم که بر مقدار تولید موز در آمریکای جنوبی افزوده شده است و بیشتر این موزها به کشورهای دیگر جهان صادر میگردند. برای این منظور موزها را زمانیکه هنوز سبز و بر روی درخت هستند در کیسه های پلاستیکی بسته بندی میکنند و پس از چیدن آنها از درخت همانطور که در کیسه پلاستیکی هستند در انبارهای کشتی جای میدهند. در حین راه  در میان اقیانوس کیسه ها را جدا میکنند تا موزها پروسه رسیدگی خود را با شتاب بیشتری طی نمایند و هنگامیکه به مقصد میرسند رنگشان متمایل به زرد گردد و در چشم خریدار تازه و زیبا جلوه نمایند.
کیسه های پلاستیکی را اما در میان اقیانوس رها میسازند. این تنها یک مثال از نمونه های فراوان است.
پژوهشگران از بابت افزایش میزان زباله های پلاستیکی در دریاها شدیدا دلنگران هستند. این زباله ها که پس از تجزیه اجزاء آن از چند میلی متر تشکیل میشوند، میتوانند که آسیبهای فراوان و جدی  به پرندگان دریایی، لاکپشتها  و ماهیها برسانند.
تا کنون مقادیر بزرگی از این نوع پلاستیکها در اقیانوس اطلس شناور شده و میدان بزرگی را تشکیل داده اند. میدان بزرگ زباله پلاستیکی دیگری را نیز در اقیانوس آرام مشاهده کرده اند.
پژوهشگران متوجه تغییر اندازه سالانه این نوع زباله ها در اقیانوسها گشته اند اما اینکه این افزایش مقدار به صورت واضح بچشم آید مشاهده نگردیده.
جنس بیشتر این زباله های پلاستیکی از پلی پروپلین و یا پلی اتلین است که وزن مخصوصشان کمتر از وزن مخصوص آب میباشد و بنابراین بایستی بر روی سطح آب بمانند.
خانم لا معتقد است که این واضح مشاهده نگشتن تغییر اندازه میادین زباله پلاستیکی شناور در دریاها به این دلیل است که حیوانات کوچک دریایی و ارگانیسم های جانوری  بر روی پلاستیکها جمع میگردند و آنها را سنگین میکنند بطوریکه پلاستیکها بر اثر افزایش وزن به ژرفای اقیانوسها فرو میروند، جائیکه انسان بسادگی متوجه آنها نمیشود. اما این بمعنای آلوده نگشتن اقیانوسها نیست.
خطر آن وجود دارد که برخی از پلاستیکها در ژرفای آب تجزیه شده و جذب بدن حیوانات و گیاهان دریایی گردند که این نیز بنوبه خود پیامدهای  فاجعه انگیزی برای اکوسیستم های آبی در پی خواهد داشت.
علیرغم جریان جهت وزش باد و وجود جریانات آب زیراقیانوسی بنظر میرسد که محل تجمع زباله های پلاستیکی تغییری نکرده باشد زیرا میادین زباله های پلاستیکی هنوز هم در همانجاهایی مشاهده میگردند که پیشتر نیز جمع شده بودند.
  ذرات جمع آوری شده پلاستیکی از آب اقیانوسها                            میادین شناور زباله های پلاستیکی