جستجوگر در این تارنما

Sunday, 29 December 2013

ناآشنا - بمناسب زاد روز فروغ فرخزاد

باز هم قلبي به پايم اوفتاد 
باز هم چشمي به رويم خيره شد 

باز هم در گير و دار يك نبرد 
عشق من بر قلب سردي چيره شد 

باز هم از چشمه لبهاي من 
تشنه يي سيراب شد ‚ سيراب شد 

باز هم در بستر آغوش من 
رهروي در خواب شد ‚ در خواب شد

بر دو چشمش ديده مي دوزم به ناز 
خود نمي دانم چه مي جويم در او 

عاشقي ديوانه مي خواهم كه زود 
بگذرد از جاه و مال وآبرو 

او شراب بوسه مي خواهد ز من 
من چه گويم قلب پر اميد را 

او به فكر لذت و غافل كه من 
طالبم آن لذت جاويد را 

من صفاي عشق مي خواهم از او 
تا فدا سازم وجود خويش را 

او تني مي خواهد از من آتشين 
تا بسوزاند در او تشويش را 

او به من ميگويد اي آغوش گرم 
مست نازم كن كه من ديوانه ام 

من باو مي گويم اي نا آشنا 
بگذر از من ‚ من ترا بيگانه ام 

آه از اين دل آه از اين جام اميد 
عاقبت بشكست و كس رازش نخواند 

چنگ شد در دست هر بيگانه اي 
اي دريغا كس به آوازش نخواند




Saturday, 28 December 2013

نیرنگ – خلیل الله خلیلی

این کینه وران باز به نیرنگ دگر
دارند سر فتنه به آهنگ دگر

فریاد که این شعبده بازان هر روز
خواهند به نام آشتی جنگ دگر



Thursday, 26 December 2013

جوراب سرخ

هنگامیکه مانندِ  همیشه غمگین در میا‌نِ  پارک قدم میزدم سرانجام  بر رویِ  نیمکتی نشستم تا به همه چیز‌هایی‌ که در زند‌گیم بصورتِ معکوس اتفاق افتاده بود بیندیشم، یک دخترکِ  شاد و کوچک پهلویم بر  رویِ نیمکت جای گرفت.
او بزودی حالِ  مرا دریافت و با صدایِ  کودکانه ‌اش پرسید : „ تو چرا غمگینی“؟
گفتم، : „آخ میدانی، هیچ خوشی در زندگی‌ ندارم، همه بر ضدِّ  من هستند. به همه چیز‌هایی‌ که دست میزنم خراب میشوند. هیچ اقبالی ندارم و در ضمن هم نمیدانم که با این وضع آینده چه خواهد شد.
همممممم دخترک گفت و مضافا پرسید: „ جورابِ  قرمزت کو؟ نشانم بده، میخواهم درونش را ببینم“.
با شگفتی از او پرسیدم : „کدام جورابِ  سرخ؟ جورابِ  من سیاه هست“.  بدونِ  هیچ حرفی‌ جورابم را به او دادم.

محتاطانه و با انگشتهایِ  کوچکِ  دستانِ  لرزانش دهانه جوراب را باز کرد و به داخلِ  جورابِ  سیاهِ  من نگاه کرد و وحشت زده سرش را بناگاه عقب کشید.

وااای این که پر از کابوس و سراب هست، پر از بدبختی و خاطراتِ  وحشتناک“. دخترک گفت.
من پاسخ دادم :“ چه کنم؟ همین هست دیگر، نمیتوانم تغییرش بدهم“.
دخترک گفت :  „بیا بگیر و به درونش بنگر و در همین حال جورابِ  سرخِ  خود را بطرفم دراز کرد.
با دستانِ  کمی‌ لرزان دهانه جورابش را باز کردم و بدرونش نگریستم. شگفتا، آنجا توانستم لحظاتِ  فراوانی از خاطراتِ  زیبا و خوش آیند ببینم،با وجودیکه سنِّ  دختر زیاد نبود اما خاطراتِ  زیبایش بسیار فراوانتر از مال من بودند.
از او با کنجکاوی پرسیدم پس جورابِ  سیاهت کجاست؟
پاسخ داد :  „هر هفته به سطل‌ِ  آشغالی میاندازمشان و بسویشان دیگر نگاه هم  نمیکنم. هدفِ  من در زندگی‌ِ  اینستکه جورابِ  سرخم را پر کنم و پر نگاهش دارم، بخاطرِ  همینهم تا آنجا که میتوانم موقعیتِ  فراهم آمدنِ خاطراتِ  خوب برایِ  خودم و دیگران ایجاد می‌کنم تا بتوانم جورابِ  سرخ را هر چه بیشتر عاقلانه پر کنم. هر بار هم که در آستانه غمگین شدم قرار گرفتم، دهانه جورابِ  سرخم را باز می‌کنم و با علاقه بدرونش می‌نگرم و زود حالم بهتر میشود.
زمانی‌ هم که پیر شوم و به پایان نزدیک گردم به جورابِ  سرخم خواهم نگریست که تا دهانه پر شده و خواهم گفت، بله من زندگی‌ کردم و از زندگی‌ بهره بردم. اینجوری زندگی‌ِ  من معنایی خواهد داشت.
در حالیکه من بهت زده به سخنانش فکر می‌کردم، بر گونه‌ام بوسه‌ای زد و ناپدید شد.
در کنارِ  من بر رویِ  نیمکتِ  پارک جورابِ  سرخی قرار داشت و کنارش تکه کاغذی که بر آن نوشته شده بود :“ برایِ  تو“.
زود دهانه جورابِ  سرخ را باز کردم و کوشش کردم که بفهمم درونش چیست، تقریباً خالی‌ بود و تنها بوسهِ  کودکانه‌ای در آن قرار داشت. چاره‌ای جز لبخند زدن نداشتم و پس از آن حس کردم که وجودم گرم شد.
خوش حال جورابِ  سرخ را برداشتم و به‌طرفِ  خانه برگشتم  فراموش هم نکردم که جورابِ  سیاه را سرِ  راهم به سطل‌ِ  آشغال بیندازم.

از آنا اگر با کمی تصرف.



Monday, 23 December 2013

نماد

نمادی از تقسیم و میزان ارزشها در دنیای امروز ما.
فراموش نکنیم، این ما هستیم که ارزش ها را تعریف میکنیم و میآفرینیم.


Sunday, 22 December 2013

حسرت جوانی - صائب تبریزی

آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا
از جوانی حسرت بسیار می‌ماند به جا

آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است
آنچه از عمر سبک‌رفتار می‌ماند به جا

کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی
در کف گلچین ز گلشن، خار می‌ماند به جا

جسم خاکی مانع عمر سبک‌رفتار نیست
پیش این سیلاب، کی دیوار می‌ماند به جا؟

هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست
وقت آن کس خوش کزو آثار می‌ماند به جا

زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل
از شمار درهم و دینار می‌ماند به جا

نیست از کردار ما بی‌حاصلان را بهره‌ای
چون قلم از ما همین گفتار می‌ماند به جا

عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور
برگ صائب بیشتر از بار می‌ماند به جا


Thursday, 19 December 2013

طالع اگر مدد دهد - حافظ

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف

طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من
گر چه سخن همی‌برد قصه من به هر طرف

از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

ابروی دوست کی شود دست کش خیال من
کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد بر هدف

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ دل
یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف

من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک
مغبچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دف

بی خبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل
مست ریاست محتسب باده بده و لا تخف

صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می‌خورد
پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف


Wednesday, 18 December 2013

برنامه ساختن بزرگترین دستگاه تولید برق خورشیدی در هند

کشور هند میخواهد در ایالتِ  رجاستان که در شمالِ  باخترِ  این کشور قرار دارد، بزرگترین کشتزارِ  (مزرعه) تولیدِ  برق از نیرویِ  خورشید را در جهان بسازد.
بزرگی‌ این کشتزار به اندازه ۱۰۰۰۰ زمینِ  فوتبال خواهد بود و میتواند تا ۴۰۰۰ مگاوات برق تولید کند که همین به تنهایی‌ از سه‌ نیروگاهِ  هسته‌ایِ برقِ  این کشور بیشتر خواهد بود. در رجاستان ۳۰۰ روز در سال هوا
آفتابیست.

نخستین مرحلهِ  این نیروگاه  بنامِ  سامبهار اولترا با قدرتِ  ۱۰۰۰ مگاوات قرار است که  تا نیمه سال ۲۰۱۶ به بهره‌برداری برسد. این پروژه بزرگ توسطِ  کنسرسیومی متشکل از ۵ شرکتِ  دولتی و نیمه دولتی  هند به نامهایِ  زیر به مرحله اجرا خواهد رسید.
BHEL, Powergrid Corporation, SolarEnergy Corporation of India, Hindustan Salts und Rajasthan Electronics& Instruments  
تا کنون در هند دستگاه‌هایی‌ تعبیه شده اند که تا ۱۸۰۰ مگاوات برق تولید میکنند که بزرگترینشان ظرفیتی برابر با ۱۵۰ مگاوات دارد.
در کشورِ  ۱،۲ میلیارد نفریِ  هند که گسترشی برابر با ۳.۲۸۷.۴۶۹ کیلومترِ  مربع دارد، هم اکنون ۵۷% از نیرویِ  برق توسطِ  نیروگاه‌هایِ  ذغالی تامین میگردند.

بزرگترین مشکل انجام و عملی کردن چنین طرحهایی، آغاز نمودن و ساخت آنها نیست بلکه نگاهداری و حفاظت پس از ساخت آنها میباشد. برای نمونه پاکسازی سلولهای جذب نیروی خورشید که بر اثر گرد و غبار آلوده گردند را میبایست مرتبا و با دانش و تقریبا تنها توسط نیروی انسانی پیوسته پاک نمود.
میتوان تصور نمود که اجرای چنین طرحی در کشور هند امری عملی باشد. در این کشور بیش از چهار صد و پنجاه میلیون انسان زندگی میکنند که درآمد روزانه شان بیشتر از یک دلار و نیم نیست.


Saturday, 14 December 2013

تبر دزد

هیزم شکنی روزی تبرش را گم کرده و هر چه نیز می‌گشت، پیدایش نمیکرد. مرد خشمگین شد و به پسرِ همسایه مظنون گشت که شاید او تبرش را دزدیده باشد.   او تمامِ  روز را صرفِ  این کرد که پسرِ  همسایه را زیرِ  نظر داشته باشد تا مدرکی برعلیه او بدست آورد  و عجیب آنکه رفتارِ  پسرِ همسایه هم مانند یک تبر دزد بود.
پسر همسایه گپ (حرف) که میزد هم مانندِ  یک تبر دزد گپ (حرف) میزد. راه رفتنش هم مانند راه رفتن یک تبردزد بود و خلاصه همه کارها و همه رفتارش مانندِ  تبر دزد‌ها بود.
شب که شد هیزم شکن بطورِ  اتفاقی تبرش را در سبدی که در گوشه ای از خانه داشت پیدا کرد.
روز بعد که دوباره پسرِ  همسایه را دید، دوباره بنظرش راه رفتنش عادی بود، گپ (حرف) زدنش عادی بود، رفتارش عادی بود و اصلا چیزی در او دیده نمی‌شد که به تبر دزد‌ها ببرد.

لائو تسه


Tuesday, 10 December 2013

ذرتهای سینگنتا و کشور چین

پیش از در مورد  ذرتهای دستکاری شده ژنتیکی  نوشته بودم. امروز خبر جدیدی که خودم هم انتظارش خواندن و شنیدنش را نداشتم، اینجا مینویسم.
چین مانع ورود ۱۲۰ هزار تن ذرت ژنتیک دستکاری شدهِ  آمریکایی به چین میشود.
بتازگی جمهوریِ  خلقِ  چین مانع ورودِ  ۱۲۰ هزار تن ذرتِ  آلوده (آنطوری که چینی‌ها آنرا میخوانند) به این کشور شد. اینجا صحبت از ذرتِ  نوع میر ۱۶۲ از کنسرنِ  سویسی - آمریکایی سینگنتا  Syngenta  میباشد که از رقبایِ  بزرگِ  شرکتِ  مشابه مونسانتو  ( آنهم آمریکایی) است. در ماهِ  گذشتهِ  سالِ  جاریِ  میلادی هم این کشور از ورودِ  ۶۰ هزار تن ذرتِ  آمریکایی به چین ممانعت بعمل آورده بود.
ذرت ممکن است که بطور مستقیم به مصرف غذایی انسان نرسد ولی از آنجا که آنرا در غذای دام و طیور بفراوانی میتوان یافت، خطرات  احتمالی ناشی از شیوه و روش تولید آن میتوانند بطور غیرمستقیم به انسانها منتقل گردند.
چین در انظارِ  عمومیِ  جهان به عنوانِ  کشوری که به این گونه مسایل اهمّیتِ  چندانی نمیدهد، تلقی‌ میگردد و در مقابلِ  آن‌ کشورهایِ اتحادیه اروپایی از خوشنامیِ  زیادی در این زمینه برخوردار میباشند.

جالب اینکه همین کشورهایِ  خوشنام ورودِ ذرت از این شرکتِ  آمریکایی به  اروپا را   آزاد  اعلام کرده بود. پیش از اینهم شرکتهای تولید کننده بذر مانند مونسانتو  که مورد اعتماد عمومی مردم اروپا نمیباشند، بذرهای مشکوک و ژنتیکی دستکاری شده خود را پنهانی و با قیمتهای بسیار مناسب میان برزگران اروپایی پخش کرده بودند.