جستجوگر در این تارنما

Friday, 14 January 2011

معجونی بسیار خطرناک، پنهان کاری خودروسازان

اروپائیها ضرب المثلی دارند برای کسی  که مجبور به انتخاب کردن میان دو چیز بد باشد. آنها میگویند انتخاب میان طاعون و یا وبا.

خودروسازان بزرگ جهان نیز در برابر این انتخاب قرار گرفتند و طاعون را برگزیدند. هر چه باشد مردم به طاعون عادت کرده اند و به آن خو گرفته اند هرچند که مرگ و میر با خود بهمراه میآورد.  اجازه دهید تا به اصل قضیه بپردازم تا موضوع کمی روشنتر گردد.

بنا به قوانین مصوبه پارلمان اتحادیه اروپا خودروسازان کشورهای این اتحادیه از اول ژانویه امسال دیگر مجاز نیستند در ساخت خودروهای خود از ماده تترا فلور اتان که با نام تجاری  R134a  در بازار عرضه میگردد و در جهت خنک کردن کولر خودروها بکار گرفته میشود، استفاده نمایند. از سال 2017 خرید و فروش خودروهایی که از این ماده در کولرهای خود دارند، ممنوع خواهد شد.
علت  :  تترا فلور اتان  جزو موادی هست که باعث بالا رفتن گازهای گلخانه ای گشته و به محیط زیست صدمه فراوان میرسانند. پایداری عمر تترا فلور اتان در جو زمین  پنجاه هزار سال میباشد. یعنی تترا فلور اتانی که امروز تولید و در فضا رها میگردد، پس از گذشت 50 هزار میتواند توسط عوامل طبیعی از بین برود و آنهم به شرطیکه مقدارش برای طبیعت قابل هضم باشد.

تحت فشار پارلمان اتحادیه اروپا،  خودروسازان در صدد یافتن ماده جایگزینی برآمدند. در این امر شرکتهای تولید کننده مواد سرد کننده مانند هانی ول Honeywell که مقر اصلیش در نیوجرسی میباشد و دوپون    DuPont که مقرش در ایالات متحده میباشد و در نود کشور دیگر جهان نمایندگی و شعبه دارد، به آنها یاری کردند تا به ماده جدیدی که نام تجاری R1234fy  دارد، دسترسی پیدا کنند.
شرکت دوپون در کنار تولیدات صنعتی خود همچنین در امر تهیه و تولید کودهای شیمیایی، محصولات کشاورزی، متعلقات اضافی مواد غذایی و غذاهای دامی فعالیت دارد و آنها را در سطح جهانی بفروش میرساند.

پیش از بکار گیری ماده جدید در ساخت کولر خودروها، سازمانها و ادارات مختلف به انجام آزمایشهایی بر روی آنها دست زدند. نتایج این آزمایشها چنان دهشت انگیز و وحشتناک بودند که خودروسازان از ترس واکنش خریداران، دیگر نامی از آن بمیان نیاوردند و با وجود مضر و بدنام بودن  R134a دوباره بسوی آن   بازگشتند.
هیچ خودرو سازی بطور رسمی و آشکار از این ماجرا سخنی بزبان نمی آورد. سخنگوی اتحادیه خودروسازان آلمان بنام اکهارت روتر Eckehart Rotter در برلین اعلام کرد  " نباید به دام شایعات افتاد"  اما بنا به خبری که در هفته نامه ای معتبر پخش گردیده یکی از سرشناسترین افراد در میان خودرو سازان که نمیخواهد نامش فاش گردد، میگوید خودروسازان را گیجی و سردرگمی ناشی از ترس فرا گرفته است.  

دکتر ولفگانگ پلن  Dr. Wolfgang Plehn  از اداره فدرال محیط زیست آلمان کسی است که همگی به کار درست و دقیق او ایمان و اعتقاد دارند. او به ناراضی بودن یا نبودن خودروسازان و دیگر کارخانه داران بزرگ و کوچک اهمیتی نمیدهد و کاری را که به او محول گشته در نهایت ممکنه دقت و درستکاری انجام میدهد. او به کاغذهای سفارشات کارخانجات مراجعه کرده و به این نتیجه رسیده که خودروسازان سی و پنج شرکت بزرگ جهانی هنوز هم حاضرند علیرغم مصوبه صریح پارلمان اتحادیه اروپا  با ماده مضر و بدنام تترا فلور اتان  کار کنند ولی به سراغ خنک کننده جدید نروند.
در این رابطه مدیرکل سازمان مستقل کمک به محیط زیست آلمان که بیشتر توسط کمکهای مردمی اداره میگردد، آقای یورگن رش  Jürgen Resch اظهار میدارد که هیچ خودروی جدیدی که در سال 2011 ساخته میشود نبایستی که از ماده خنک کننده جدید در ساخت کولرهایش استفاده کرده باشد.

این ماده جدید چیست که این چنین هیاهو به راه انداخته و همه از بردن نامش و یا استفاده کردنش واهمه دارند؟ کنسرنهای آمریکایی هانی ول و دوپون از دادن هرگونه اطلاعاتی در مورد مشخصات آن و یا اینکه چه کسی چه مقدار از آنرا سفارش داده شدیدا خودداری میکنند. 
تنها چیزی که از این سوی شرکت هانی ول منتشر شده اینستکه سخنگوی این شرکت خانم سابینه شمیلوسکی    اظهار داشته که واحدهای تولید این ماده  در سه ماهه چهارم امسال در کشور چین شروع به فعالیت خواهند کرد و تولیدات خود را به بازار خواهند فرستاد. 


نتایج آزمایشهای انجام شده از سوی موسسات آلمانی نمایان میسازند که اگر ماده جدید R1234fy  را زیر ذره بین قرار دهیم، علت نگرانی خودروسازان را درک خواهیم کرد. این ماده جدید در صورت در تماس قرار گرفتن با رطوبت و یا گرما اسید فلوریک تولید میکند که بسیار خورنده میباشد و حتی بر روی فلزات و شیشه نیز تاثیر میگذارد. در صورت تماس این اسید با پوست انسان بلافاصله از راه منفذهای پوست به درون بدن نفوذ کرده وتا استخوان را خورده و میسوزاند. استنشاق گازهای متصاعد از این اسید هم کمتر خطرناک نیست.
در صورت مصرف این ماده در کولر خودرو اگر تصادفی انجام گیرد و یا اینکه موتور خودرو به عللی بیشتر از معمول گرم گردد این ماده بلافاصله به اسید فلوریک مبدل گشته و برای سرنشینان خودرو و یا در صورت احتراق برای افراد گروههای امدادی اطفای حریق که با لوله های آب در راه میباشند، شرایط بسیار بدی را فراهم میآورد.

سخنگوی شرکت هانی ول تهدید کرده است که از منتقدین بعلت خرابکاری و ایجاد مانع در امور تجارت آزاد به دادگاههای فدرال آمریکا و همچنین به دادگاههای بین المللی شکایت خواهد کرد.
این تهدید در سازمان بررسی مواد که تحت نظر وزارت اقتصاد آلمان اداره میشود، موثر افتاد و در گزارشی که این سازمان منتشر کرد، لحن این سازمان ملایمتر گشت.
سخنگوی این سازمان اظهار داشت که سازمان متبوعش خطرناک بودن این ماده را برای سلامتی انسانها بسیار امکان پذیر میداند اما همزمان درخواستی از سوی این سازمان مبنی بر درخواست جدی آن برای صرفنظر کردن از بکارگیری این ماده اسید زا انجام نگرفت.

خود قطعه سازان و خودرو سازان نیز با مصرف و بکارگیری این ماده در سیستم های تهویه خود ناراضی هستند اما نه بخاطر سلامتی انسانها و یا صدمه نزدن به محیط زیست بلکه دلایل آنها بیشتر پایه های اقتصادی دارند تا انسانی و حامی محیط زیستی.
آنها نگرانند که در صورت بکارگیری این مواد در کولر خودروهایشان، مجبور گردند تا برای دیگر قطعات خودروهای خود جنس دیگری که در مقابل این ماده مقاوم باشد، برگزینند.
گزیدن جنس دیگر سوای جنسی که تاکنون برای قطعاتشان استفاده میکردند چندان کار آسانی هم نیست و خودروسازان را از منظر زمانی و قیمتی بصورت بسیار زیادی تحت فشار قرار میدهد. از سوی دیگر ماده جدید حتی بدنام تر از ماده پیشین از آب درآمد و انتظار میرود که با واکنش بسیار شدید خریداران مواجه گردند. ترس از نخریدن تولیدات خودروسازان که به ضررهای اقتصادی هنگفتی برای آنها میانجامد خودروسازان و همچنین برخی از دول را وادار به سکوت کرده است. در صورت بفروش نرفتن این تولیدات ماجرا میتواند به بیکار کردن کارکنان و کارمندان خودروسازان وشرکتهای وابسته به آنها بکشد که این امر برای دولتها بسیار ناخوشایند است. بیکاری پاشنه آشیل دولتهاست.

ولفگانگ پلن از اداره فدرال حفاظت از محیط زیست امیدوار است که در نمایشگاه بزرگ اتوموبیل فرانکفورت که هرساله برگزار میشود، خودرو سازان موفق گشته باشند تا از ماده سوم ویا حتی چهارمی که بیخطر باشد، برای این منظور نام ببرند.
میشائیل کاوف فلد استاد دانشگاه صنعتی کارلسروهه آلمان معتقد است که این ماده سوم میتواند گاز پروپان باشد که در امور خنک کردن میتواند بکار گرفته شود.

متخصصین امر اما بیشتر ناراحت از این موضوع میباشند که خودروسازی آلمان سالها پیش به ماده جایگزینی دست یافته بود. اما بر اثر فشارهای خارجی بخصوص شرکتهای  هانی ول و دوپون مجبور گردید تا آنرا کنار بگذارد.
در اینجا صحبت از استفاده از دی اکسید کربن میباشد. دقیقا همان چیزی که باعث دلنگرانیهای طرفداران محیط زیست بوده و هست. از طرف دیگر دی اکسد کربن را در ساخت یخچالها نیز بلامانع میدانند اما از آنجا که برای بصورت مایع درآوردن دی اکسید کربن احتیاج به فشار قوی میباشد و در صورت مبدل گشتن آن به صورت مایع بایستی که فشار را همچنان بالا نگاه داشت، خودروها در این حالت احتیاج به کمپرسورهای قوی پیدا میکردند. کمپرسور جدید فشار قوی در سال 1995 در کارخانه کنوکتا  Konvekta طراحی و به بازار عرضه گشت. این محصول حتی در اتوبوسهای شهری که برای شهرداری برلین ساخته میشدند با موفقیت بکار گرفته شد و تا به امروزهم بدون دردسر در این شهر کار میکند.
باوجوداین کمپرسورهای قوی  مسئله بزرگی بودند  زیرا شرکتهای  بین المللی سازنده  کمپرسور قراردادهای  کلان و طولانی با خودروسازان را  آماده در جیب خود داشتند که فروش تولیدات ایشان را ده تا پانزده سال تضمین میکرد. آنها الزامی به عوض کردن طراحی کمپرسورهای خود نمیافتند و داوطلبانه نیز حاضر به سرمایه گذاریهای میلیاردی در این زمینه نبودند. به حساب آنها  چه حاجت به مدلهای جدید؟

مجموع این اتفاقات باعث گردید که دی اکسید کربن که تولیدش ارزان و آسان بود و حتی میشد که از دی اکسیدهای کربن بوجود آمده از راههای مختلف  برای این منظور استفاده کرد، از روی میز برداشته شده و همگی بدنبال راه حلهای آسانتر، ارزانتر ولی پردرآمدتر بروند.
در حال حاضر این موضوعی نیست که بتوان در مورد آن با مدیران بالای شرکتهای قطعه ساز و خودروساز با راحتی گفتگو نمود بدون اینکه فشار خون ایشان را به حد انفجار رساند.
پنهان کاری خودروسازان در این زمینه همچنان ادامه دارد.

Wednesday, 12 January 2011

پیدا شدن گور یک شاهزاده سلتی


گور 2600 ساله یک شاهزاده سلتی توسط باستان شناسان در حوالی هوینه بورگ واقع در ایالت بادن وورتمبرگ آلمان پیدا شد که بهمراه پیکر این شاهزاده اشیایی از طلا و کهربا را نیز در خود جای داده بود. باستان شناسان میگویند که این گور چهار در پنج متری میتواند سرنخ های تازه ای در مورد فرهنگ باستانی سلتیها بدست دهد.
چند نکته قابل توجه در مورد و درباره این گور به چشم میخورد. نخست اینکه معمولا چوبهای بلوطی که برای ساخت کف اتاق اینگونه گورها بکار گرفته میشد میبایستی پس از گذشت اینهمه سال بر اثر رخنه آب باران در گور و جمع گشتن در آنجا و نمسار نگاه داشتن خاک، پوسیده و از بین رفته باشند اما در اینمورد بخصوص وارون تمامی این قواعد، چوبها بگونه ای کنسرو گشته بودند. 
دوم اینکه معمولا سارقین قبور معمولا در سده های پیشین به کاوش در این گونه گورها پرداخته و اشیاء در گور قرار داده شده را به سرقت میبردند اما در مورد این گور با وجودیکه موقعیتش چندان پنهان هم نبود، این امر صورت نگرفته بود و اشیاء قرار داده شده در گور سالم و دست نخورده باقی مانده بودند. 
آخرین نکته قابل توجه نوع و شیوه حفاری این مقبره بود که در نوع خود کار بزرگ و مهمی بود.

حفاری باستان شناسان با کمک دو جرثقیل بزرگ انجام گرفت. به اینصورت که باستان شناسان نخست بلوک دور گور را که شش و نیم متر در هفت ونیم متر بود از محوطه اطراف جدا کردند بطوریکه گور آزاد گشت و سپس بوسیله ایندو جرثقیل بلوک را که هشتاد و پنج تن وزن داشت، بطور کامل از زمین بیرون آوردند. 
بلوک آزاد شده را به شهر اشتوتگارت فرستادند تا کاوشها و آزمایشات بعدی بر روی آن در آنجا بعمل آید. نخستین نتایج کاوشها را قرار است که در ماه ژوئن امسال در اختیار علاقه مندان قرار داده  و منتشر سازند.
وضعیت بسیار مناسب اشیاء یافته شده در گور و بخصوص اشیاء چوبی میتواند که کمک نماید تا به قدمت دقیق این گور و اشیا پی برد. تعیین قدمت دقیق گورهای سلتی امری نادر میباشد. دیرک کراوسه Dirk Krausse  کارشناس تاریخ دوران نو سنگی و تاریخ باستان، سرپرست گروه حفاری میگوید این برای باستان شناسان بسیار مهم میباشد زیرا سلتی ها از خود اثر مکتوبی بجای نگذاشتند و ساختمانها و گورهای آنها که از چوب ساخته شده بودند اکثرا بمروز زمان پوسیده اند و از بین رفته اند بطوریکه امر تاریخگذاری و تعیین قدمت را برای باستان شناسان بسیار مشکل مینمایند.
گور یافته شده که قدیمی ترین اثر یافته شده سلتی واقع در شمال کوههای آلپ میباشد میتواند که انداختن نظری به زندگی اجتماعی سلتی ها را برای باستان شناسان میسر سازد. تا کنون تنها بخشی از اشیاء درون گور را آزاد کرده اند.

قرار است که این گور و همچنین اشیا یافته شده در آنرا بهمراه دیگر چیزها و آثار یافته شده سلتی از دیگر مکانها، در سال 2012 در نمایشگاه بزرگی که "جهان سلتی ها" نام دارد و در شهر اشتوتگارت آلمان برقرار میشود، برای همگان به نمایش بگذارند.

Monday, 10 January 2011

نیروگاههای برق بر روی چهار چرخ

در کرانه های آلمانی و دانمارکی دریای شمال جائیکه در بیشتر مواقع بادهای تندی میوزند، صدها توربین بادی جهت بدست آوردن نیروی برق تعبیه گشته اند و همیشه آماده چرخیدن هستند. برق تولید شده توسط این توربینها وارد شبکه سراسری برق گشته و مستقیما به مصرف میرسد. هنوز میزان برق تولیدی توسط این توربینها به اندازه ای نیست که نیازی به ذخیره کردن برق فراهم گردد اما دولتهای آلمان و همچنین دانمارک مصمم هستند تا بر تعداد این توربینها بطور چشمگیری بیفزایند. در اینصورت به احتمال زیاد نیاز فراوان به خازنهای بزرگ خواهد افتاد زیرا اگر نیمه شب باشد و باد بوزد و برق تولید گردد اما آلمان و دانمارک در خواب باشند جریان مشکل خواهد شد. یا مجسم نمایید زمانیکه همگی بیدار هستند و در دفاتر و موسسات و دیگر اماکن میخواهند کار کنند و برق وجود ندارد زیرا بادی نمیوزد و پیشتر هم ذخیره ای انجام نگرفته است.
همگی این احتمالات مربوط به زمانیست که دیگر نیروگاههای معمولی تولید برق بکار گرفته نشوند.
بهررو، دانشمندان دانشگاه دلاویر آمریکا University of Delaware   با طرح پیشنهادی کوشش کرده اند که برای این دشواری راهی بیابند. آنها پیشنهاد میکنند که مازاد برق تولید شده را در خوروهای برقی ذخیره نمایند. مسلم است که در طراحی  خودروها بایستی  دگرگونیهایی برای  نیل به این هدف انجام گیرند. اینگونه خودروها میتوانندکه برق ذخیره شده در آنها را یا خود بمصرف برسانند و از محدودیت  مسافت  قابل پیمایش بدر آیند ( در حال حاضر خودروهای  برقی  میتوانند حداکثر 200 کیلومتر را بپیمایند و پس از آن خازنهایشان خالی میشود) و یا اینکه در صورت بی نیاز بودن به برق ذخیره شده ، این برق را در ساعات مناسب به شبکه برق سراسری دوباره تزریق نمایند. به این عمل یا تکنولوژی خودرو به شبکه  Vehicle to grid  میگویند که مخفف آن  خبش  یا  V2G  میباشد.
این تکنولوژی هنوز مراحل ابتدایی خود را طی میکند. با وجود این عرضه کنندگان این طرح توانسته اند که با گذشت زمان متخصصین امور انرژی کنسرنهای گوناگون و همچنین برخی از خودروسازان نامی را متقاعد نمایند تا به این طرح به عنوان یک راه حل مناسب و قابل بررسی بنگرند.
همچنین با تصویب یک لایحه ایالتی در این ایالت آمریکا برای دارندگان خودروهای برقی دارای تکنولوژی خبش میسر گردید که با بهره گیری از این تکنولوژی نوین، سود حاصل نمایند زیرا که خودروهایشان را بصورت خازنهای کرایه ای در اختیار کنسرنهای تولید کننده نیرو قرار میدهند. مشکل فعلی اینجاست که خودروهای  برقی هنوز در جهان چندان جا نیفتاده اند و از آن گذشته کارخانجات تولید برق سنتی هنوز به کار خود ادامه میدهند بصورتیکه نیازهای کنونی بشر را میتوانند هنوز فراهم نمایند.
نظریه و متد خبش  V2G در آلمان نیز طرفدارانی پیدا کرده است و در پیشاپیش این طرفداران، اتحادیه فدرال نیروی بادی   (Bundesverband Windenergie (BWE  قرار دارد. ایشان معتقدند که برق حاصله از نیروی باد و خودروهای برقی میتوانند یکدیگر را تکمیل نمایند.
هم اکنون برای اینکه برق حاصله از نیروی باد و همچنین خورشید هدر نرود، کنسرنها مجبور هستند تا خازنهای  بزرگی را جهت ذخیره  نمودن برق در آنها ساخته و در مکانهای گوناگون تعبیه نمایند. با در دسترس داشتن شمار زیادی از خودروهای برقی که بتوانند این  نیرو را در خود  ذخیره نمایند  و مازاد  آنرا در ساعات مناسب  شبانه روز که خود احتیاج ندارند دوباره به شبکه برق سراسری  منتقل نمایند، بار بزرگی از روی دوش کنسرنهای تولید کنند برق برداشته خواهد شد. بخاطر همین هم تهیه کنندگان انرژیهای سبز از این موضوع با روی گشاده استقبال میکنند.  آنها میگویند توان خازنی که ناوگان خودروهای برقی  بر رویهم میتوانند تشکیل دهند، چشم انداز زیبا و جالبی را عرضه میدارد.
برای رسیدن و دست یافتن واقعی به این چشم انداز زیبا تنها ناوگان خودروهای برقی کافی نیست بلکه بایستی بدنبال روش نوین شارژ باتری و خازن نیز بود. در حال حاضر شرکت زیمنس در حال تحقیق در اینمورد میباشد و برای اینکار با سازندگان خودروها تماسهایی برقرار کرده است.
برای انجام آزمایشات و پژوهشهای بیشتر در این زمینه آنها دو منطقه راهبردی را برگزیده اند تا در آنها به انجام آزمایشات خود بپردازند بدون اینکه به مردم فشار وارد گردد. یکی از ایندو منطقه، ناحیه  نیمه کوهستانی هارتس Harz آلمان میباشد و دیگری منطقه ای در دانمارک جاییکه بیشترین سرانه تولید برق توسط توربینهای بادی جهان در آن قرار دارد.
تورستن ولف Torsten Wolf سخنگوی زیمنس میگوید در این دو ناحیه شرایط برای  دادن برق به خودروهای برقی آزمایشی  و پس گرفتن برق از آنها  فراهم گشته و نتایج این آزمایشات و پژوهشها تا آخر سال 2011 میلادی اعلام خواهند شد.
با اینوجود این تکنیک جدید منتقدانی نیز دارد که میگویند پر کردن و خالی کردن مداوم باتریها عمر باتری و موتور خودروها را کم مینماید.

Sunday, 9 January 2011

بحران رسوایی مواد غذایی در آلمان

بتازگی در پی یافتن مواد سمی خطرناک دیوکسین در مواد غذایی انسانها رسوایی بزرگی در کشور آلمان بپا خاسته است.
بطور معمول آلمان یکی از کشورهایی میباشد که در آنها کنترل و بازرسی بر نحوه تولید مواد غذایی که به بازار عرضه میگردد بصورت بسیار جدی بعمل میآید.
یکی از شرکتهای تهیه خوراک برای دام و طیور که چربی نیز در ساخت فرآورده های خود بکار میگیرند،  اخیرا جهت پایین نگاهداشتن مخارج و بالا بردن میزان سود خود، بجای چربی که برای این منظور بکار گرفته میشود از چربی صنعتی در تهیه تولیدات خود استفاده کرده است که ارزانتر میباشد. رئیس این شرکت فعلا در بازداشت میباشد و مدعی العموم در حال تهیه پرونده قضایی بر علیه وی میباشد. رئیس یک شرکت در کشورهای اروپایی الزاما مالک شرکت نمیباشند.
با اینکار این شرکت مقادیر معتنابهی از دیوکسین که ماده خطرناک و سرطان زایی میباشد وارد زنجیره غذایی انسانها گشته است. در برخی موارد آلودگیهایی حتی تا 164 برابر میزان مجاز گزارش گشته اند. 
مواد غذایی که شامل این رسوایی میشوند عبارتند از : تخم مرغ و مرغ، گوشت، شیر و فرآورده های شیری. اگر بخواهیم مورد استفاده این فرآورده ها را در نظر بگیریم به محصولاتی مانند کیک و بیسکویت نیز برخورد خواهیم کرد که شیر و تخم مرغ در ساختشان مصرف گشته.
دولت آلمان در این میان نیز فروش محصولات بسیاری از مرغداریها و دامداریها  را ممنوع اعلام کرده است. این ممنوعیت در حال حاضر شامل حال بیش از هشت هزار واحد مرغداری و دامداری در سرتاسر آلمان میگردید که در این میان چهار هزار واحد را پاکیزه تشخیص داده اند. این امکان وجود دارد که در صورت منفی بودن نتایج آزمایشهای دقیقتری که در جریان هستند و نتایجشان تا چند روز دیگر منتشر خواهند شد، مقدار زیادی از دام ها و ماکیانها را برای جلوگیری از گسترش آلودگی نابود سازند.

 دامداران و دهقانان میگویند که آنها قربانی طمع ورزی شرکت تولید کننده مواد غذایی حیوانات گشته اند و در صورت اقدام به نابود کردن دامها و بدور ریختن شیر و تخم مرغها، ایشان دچار زیان و ضرر فراوان و جبران ناپذیری خواهند گشت. این امکان وجود دارد که در صورت بستن مرغداریها و دامداریها کشاورزان رو به سوی بیمه های خود نمایند و بیمه ها نیز برای مجبور نشدن به پرداخت به گونه بر روی دولت آلمان فشار وارد آورند.
آلوده گشتن مواد غذایی به سم دیوکسین از ده ماه پیش در کشور آلمان ادامه داشته است و گویا برخی از کسانیکه برای نخستین بار به آن پی برده بودند به دلایلی از افشای آن خودداری کردند.

در این میان برخی از کشورها تا اطلاع ثانی از وارد کردن مواد غذایی بخصوص گوشتی و شیری آلمانی اکیدا خودداری ورزیده  و از اتحادیه اروپا خواسته اند تا به روشنگری و انجام اقدامات لازم در این زمینه بپردازد.
عده زیادی هم در خود آلمان تا مشخص گشتن کامل میزان و دامنه های خسارات و خطر از خوردن برخی از مواد غذایی بخصوص تخم مرغ و شیر خودداری کرده اند. محصولات بیو ( محصولاتی که به طریقی سنتی تهیه میگردند، مانند مرغهایی که در مرغداری نمیباشند و دانه های طبیعی مصرف میکنند و یا گاوهایی که بجای در گاوداری بودن در مراتع و چراگاههای طبیعی هستند) از این بحران بدور مانده اند و در حال حاضر مشتریان فراوانی یافته اند.

گسترش محصولات بیو و پشتیبانی از تولیدکنندگان آنها همواره یکی از خواستهای مهم وطرفداران محیط زیست در اروپا بوده است و ایشان در این زمینه به کسب موفقیتهای چشمگیری در برابر پارلمان اروپا و مجالس کشورهای اروپایی نیز نائل گشته اند.
این نخستین باری نیست که محصولات غذایی اروپای دچار چنین بحرانی میشوند. بحران دیوکسین پیش از اینهم در دهه های هفتاد در ایتالیا رخ داده بود که به جنجال های زیادی انجامید.
چند سال پیش هم جنون گاوی در جزیره انگلیس پیدا شده و از آنجا خود را به سرتاسر اروپا گسترش داد. جنون گاوی نیز بر اثر دادن علوفه و غذای نامناسب به دامها پیدا شده بود.

مصرف کنندگان و تولید کنندگان محصولات بیو فعلا در موقعیت بسیار مناسبتری قرار گرفته اند و کارها و پیشنهادات ایشان را اکنون در نشریات و خبرگزاریهای آلمان  با دید جدی تری دنبال مینمایند.

Saturday, 8 January 2011

قدیمی ترین دریانوردان جهان

اخیرا معلوم شد که انسانها دریا نوردی را بسیار پیشتر از آن زمانیکه تصور میشد، آغاز کرده باشند.
در جزیره کرت یونان ابزارهای سنگی ساخته دست بشر یافته شدند که قدمتشان دستکم به 130 هزار سال پیش میرسد. 
باستان شناسان یونانی و آمریکایی که این اشیاء را در جزیره کرت پیدا کرده اند، میگویند از آنجا که جزیره کرت در پنج میلیون سال پیش خود را از خشکی جدا کرده و به جزیره مبدل گشته است پس تنها میتوانسته که در 130 هزارسال پیش توسط دریانوردانی مسکونی شده باشد که دستکم 65 کیلومتر را در دریا پشت سر گذاشته بوده اند.
باستان شناسان میگویند که ابزار یافته شده تعلق به انسان هایدلبرگی Homo heidelbergensis  و یا انسان راست قامت  Homo erectus  داشته است. آنها همچنین میگویند که اشیاء پیدا شده  نه تنها اطلاعات  ما را در مورد بشر دریانورد تغییر میدهد بلکه نمایانگر استعداد و توانگری انسانها در ایام بسیار بسیار پیشین نیز میباشد.
این گروه از باستان شناسان یونانی و آمریکایی در واقع بدنبال یافتن ردپایی از انسانهای دوران نوسنگی بودند که در دوازده هزار سال پیش در این جزیره زندگی میکردند که به این ابزارهای سنگی دست یافتند. تا کنون وجود انسانهایی که در هشت هزار سال پیش در این جزیره زندگی میکردند، به اثبات رسیده بود.
وزارت فرهنگ یونان بنا به اطلاعاتی که در اختیار مطبوعات قرار داده است، مدعی گشته که قدمت ابزار سنگی یافته شده میتواند چیزی میان 130 هزار تا 700 هزار سال پیش باشد.
 

Friday, 7 January 2011

معمای سنگهای کوچنده

کسانیکه که گذری به دره مرگ سیرا نواداSierra Nevada  در ایالت کالیفرنیای آمریکا داشته اند، شاید متوجه قطعه سنگهای بزرگی شده باشند که بر کف دره ای پهن واقع در پارک ملی قرار دارند. سنگهایی که در پشت سر خود شیارهایی دراز بر روی زمین باقی گذاشته اند. بنظر میرسد که این سنگها را بر روی زمین کشیده باشند ولی در اطراف این سنگها نمیتوان اثری و یا ردپایی از شخص یا اشخاصی که به چنین کاری دست زده باشند، یافت. 

پس این سنگها خود بخود بحرکت درآمده اند! چگونه؟
 هیچکس تا کنون حرکت این سنگها را بچشم خود ندیده است و نصب دوربینهای عکسبرداری و فیلمبرداری نیز در این پارک ملی ممنوع میباشد.
دانشمندان حدود یک سده پیش متوجه این سنگها گشتند و بزودی نیز پی بردند که مسیر حرکت این سنگها با یکدیگر متفاوت هستند و همیشه در یک راستا و به یک اندازه نمیباشند. سنگی را که دیانه نامیده بودند توانسته بود در عرض یکماه 880 متر حرکت کند و سنگ بزرگ دیگری بنام کارن که 320 کیلوگرم وزن داشت در همین زمان تنها 18 متر جابجا شده بود.
پژوهشگران میگویند که بنظر میرسد که بزرگی و وزن این سنگها در مسیر حرکت و میزان جابجائی آنها بی تاثیر باشند.  برخی از این سنگها مسیرهای زیکزاک را طی کرده اند و برخی دیگر مسیرهای کمابیش موازی بایکدیگر را، درحالیکه چند عدد از آنها رد مدور بر روی زمین باقی گذاشته اند. 
در انتهای برخی از این ردها و شیارهای باقی مانده بر روی زمین اصلا سنگی یافت نمیشود. چیزیکه از همه جالبتر میباشد اینستکه مسیر حرکت همگی این سنگها سربالایی میباشند.
محوطه ای که حرکت این سنگها در آن مشاهده میگردد، زمینی است با طول 4،5  کیلومتر و عرض 2،3 کیلومتر. فرضیه هایی که تاکنون برای حرکت این سنگها مطرح گشته بودند به این قرار هستند :
·        موجودات فضایی
·        حیوانات
·        کسانیکه قصد شوخی و مسخره کردن داشته اند
·        زمین لرزه
·        یخ
·        جریان آبهای روان بر اثر بارانهای شدید
·        منتقل گشتن و جابجایی جهت کشش قوه جاذبه زمین

دهها آزمایش از سوی دانشمندان گوناگون انجام گرفتند تا سنگها را بحرکت درآورند، حتی بر روی خود سنگها و زمین دره مرگ نیز تحقیقات و پژوهشهای متعددی بعمل آمد ولی تمامی دانشمندان همانند خانم دکتر پاولا مسینا از دانشگاه سن خوزه به یک نتیجه رسیدند : این آزمایشات بی نتیجه هستند.
سرانجام در ماه مارس سال گذشته (2010) پژوهشگری از سازمان فضایی آمریکا  ناسا بنام گونتر کله تچکا  Gunther Kletetschka  تصمیم گرفت که این معما را حل کند. او با کسب اجازه از مقامات پارک ملی به نصب سنسورهایی بر روی زمین اطراف سنگها مبادرت ورزید و از آن گذشته به نقشه برداری دقیق از محل قرار داشتن سنگها و هم چنین اندازه گیری میزان رطوبت زمین و هوا و ثبت درجه حرارت محیط بطور مرتب پرداخت. اما درست از همین زمان سنگها دیگر حرکتی نکردند. با وجود این کله تچکا ناامید نشد و در آزمایشگاه ناسا به ساختن ماکتی پرداخت که  با شرایط جوی دره مرگ در طول سال مطابقت میکرد.
او کف یک آکواریوم بزرگ را با خاک دره مرگ پر کرد و سنگهایی با اندازه متناسب و مطابق با موقعیت سنگها در دره مرگ را بر روی زمین آکواریوم گذاشت و سقف آنرا با ورقه ای ضخیم از جنس مس پوشانید.
با سرد کردن صفحه مسی او میتوانست که بطور مصنوعی شرایط سرمای شب را در دره مرگ بوجود آورد. پس از آن او با ایجاد باران مصنوعی موجبات جمع گشتن آب بر روی گل کف آکواریوم را فراهم آورد. سپس با سرد کردن صفحه مسی آبهای جمع شده را به یخ زدن واداشت.
آب از طبقات بالاتر شروع کردند به یخ زدن و با منجمد گشتن آب و تغییر حجم آن که بر اثر مبدل گشتن آب به یخ میسر میگشت، به سنگها که هنوز آب در اطرافشان و زیرشان بود، فشار آوردند و سنگها به حرکت درآمدند. بر روی گل کف آکواریوم کشیده شدند و به ایجاد خط و مسیر پرداختند.
کله تچکا هنوز به اندازخ کافی از نتایج آزمایشات خود راضی نیست. او مصمم است که با نصب سنسور بر رو و درون سنگهای دره مرگ و ثبت اطلاعات، فرضیه در آزمایشگاه ثابت شده خویش را در محیط و شرایط طبیعی نیز به چالش کشیده و به تائید و اثبات برساند.

Tuesday, 4 January 2011

چند گفته از مهاتما گاندی

زمانیکه حق با تو باشد، توان آنرا داری که آرامشت را حفظ کنی و زمانیکه حق با تو نیست، استطاعت از دست دادن آرامش را نداری.

این جهان به اندازه کافی دارد تا نیاز همه را برآورده کند اما هیچگاه توان آنرا ندارد تا حرص و آز همگی را جبران نماید.

چشم در مقابل چشم –  بدینگونه تمام مردم جهان کور خواهند شد.

اگر هدف ما دستیابی به صلح واقعی در جهان است، بایستی که کودکان را دریابیم و با آنها آغاز نمائیم.

عشق قویترین قدرت جهان است و در عین حال فروتن ترین قدرتی که بشر میتواند تصور نماید.

بهتر است که انسان چیزی را که برای زندگی کردن به آن احتیاج ندارد به تملک خود درنیاورد و یا از کسی نپذیرد.

من و تو یکی هستیم. من نمیتوانم به تو زجری برسانم بدون اینکه خود را مجروح نکرده باشم.

رمز یک زندگی خوشبخت داشتن، توانایی در چشم پوشی کردن است.

هیچ راهی برای رسیدن به مسالمت نیست زیرا مسالمت خود راه است.

در جائیکه عشق نمو میکند، زندگی میشکفد و جائیکه که نفرت است، نابودی در انتظار نشسته است.

Monday, 3 January 2011

ایرانیان و یونانیان – گفتار دو بخش چهارم

این میلتیادس بود که به یونانیها یاد داد که پس از عبور لشکریان داریوش از رود دانوب پلهای زده شده روی این رود را خراب کنند و داریوش را با لشکریانش در جلگه های بسارابی (پ 1)  به حال و سرنوشت خود رهاکنند. روشن است که این اندرز به کار گرفته نشد و بدتر از آن اینکه پند دهنده وادار گردید خرسونزوس را ترک نماید. میلتیادس توانست بعدها، پس از اینکه شعله های قیام ایونی بالا کشیدند، هر چند برای سالیان اندک، بدانجا باز گردد ( 499 – 492 پ.م.)
پس از راندن هیپیاس از آتن، خاندان الکه مئونیدها در غالب ناجیان دولتشهر سربرافراشتند و از میان ایشان کلئی ستنس پسر مگاکلس بود که نامش برای همیشه با تاریخ آتن پیوند خورده است.
اکنون پس از برافتادن خودکامگان چه اتفاقی باید میافتاد؟
برپائی دوباره اشرافیت چه سود و معنایی میتوانست داشته باشد؟
اصلا اشرافیت توان اینرا داشت که وظایف فراوان خویش را در زمینه های سیاسی، اقتصادی و روحانی در جامعه به انجام رساند؟ از آن گذشته بیاد آوردن زمانی را که خاندانهای گوناگون نژاده و همراهان دور و نزدیکشان سهم بسزایی در کشاکشها و ناهنجاریهای اجتماعی داشتند، وحشت انگیز مینمود. اینگونه درگیریها، روزگاری پئی سیستراتوس را بقدرت رسانده بودند. 

این رای کلئی ستنس که از اصلاحات واپسگرایانه چشم پوشی کرده بود،  بسیار بارز بود.  کاری که او با پشتیبانی و رای موافق مردم  آتن انجام داد (حال چه درمقام مامور دولت یا آرخون، قانونگزار یا نوموتت ویا هر مقام دیگری)، پایه  و اساس سیاست نوین آتن گردید که رکن اصلی آن  برابری همگی  شهروندان در مقابل قانون بود(پ 2).  اگر تاکنون اشرافیت  و دارو دسته نیرومندش سرنوشت آتن را تعیین میکردند، از این پس دیگر اساسا همه چیز دگرگون شده بود. کلئی ستنس با وضع تقسیمات نوین خاندانهای قدیمی و متحد را از یکدیگر تفکیک نمود و بدینوسیله ارزشهای سیاسی ایشان را کاهش داد. اتحاد خاندانهای بانفوذ قدیمی تنها بصورت فرهنگی باقی ماندند.
کلئی ستنس سرزمین اتیکا را به سه بخش شهر (آستی asty)، کناره دریا (پارالیا paralia) و سرزمینی درونی (مسوگئیا mesogeia) تقسیم نمود. هرکدام  از این سه بخش خود به ده بخش کوچکتر که بدانها  سومک (یک سوم یا تری تیس trittyes) میگفتند تقسیم میشدند. از مجموع  سه سومک  از بخشهای مختلف (شهر، کناره  و زمین) یک شهربخش (فیله Phyle) جدید  بوجود میامد. در این میان موقعیت جغرافیائی سومکها  نسبت بیکدیگر هیچ نقشی را بازی نمیکرد، گویا که مجموعه هر شهربخش  (فیله) توسط قرعه کشی مشخص گردیده بود. این شهربخشهای جدید نامهای خود را از قهرمانان اساطیری یونان دریافت نموده بودند و مردمان سرزمین اتیکا از اکنون خود را شهروندان این شهربخشها مینامیدند.

تقسیم بندی نوین چنان هنرمندانه انجام گرفته بود که برای انسان مشکل است تا همتایی برای آن در گاه باستان بیابد. این تنها میتوانست از اندیشه های مردی بیرون تراود که میخواست اهداف سیاسیش را بهرقیمتی بدست آورد. از جمله این اهداف ایجاد دولت اتیکا بود که بصورت واحدی متشکل از ده شهربخش، سی سومک و حدودا 100 هیئت خود را عرضه مینمود. از این پس دیگر تاریخ آتن و اتیکا بدون پندارهای انقلابی کلئی ستنس قابل تصور نیست. بی گمان این حق مسلم او میباشد که ویرا لقب پدر دموکراسی اتی عطا نمایند.
------------------------

پ 1 –  Bessarabia  بسارابی با گستره 45600 کیلومتر مربع واقع در کشور رومانی و مشرف به دریای سیاه است که با وجود رودخانه های دنیستر و دانوب زمینی بس حاصلخیز دارد که در آن انگور، حبوبات، گندم، نیشکر، تنباکو، چغندر و گل آفتابگردان بعمل میآیند و دامداری در آن به آسانی میسر بوده و رونق فراوان دارد.  بخاطر همین هم این سرزمین از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف مانند سکاها، یونانیان و بعدها گوتها و مجارها و عثمانیها  قرار داشته است که بتناوب آنجا را تسخیر کردند و مردمانش را به بردگی میبردند. اکثر سربازان ینی چری ارتش عثمانی از افرادی تشکیل میشد که در خردسالی از اینگونه مناطق ربوده شده و پس از مسلمان نمودن اجباری ایشان برای آموزش فن سربازی به ارتش پیاده ینی چری سپرده میشدند. در دوران معاصر  روسها این منطقه  را تحت نفوذ خویش داشتند.

پ 2 – منظور از همه شهروندان فقط برخی از  آتنیها میباشند. زنان، بردگان و بردگان آزاد شده و  مهاجرین از زمره شهروندان صاحب  رای  شناخته نمیگردیدند. از 260000 نفر جمعیت نسبی  شبه جزیره اتیکا که آتن مرکزیت آنرا داشت (نیمه سده پنجم پیش از میلاد)، تنها  40 هزار نفر بعنوان شهروند کامل شناخته میگردیدند که اینان نیز اکثرا از صنعتگران و بازرگانانی بودند که در شهرهای آتن و پیرئوس سکونت داشتند.

66




سازماندهی نوین لشگری آتن نیز با رفرم فیله ای پیوسته است. هریک از شهر بخشها (فیله ها) موظف بودند تا واحد پیاده ای که در راس آن یک استراتژ (پ 1)   قرار داشت، در اختیار ارتش بگذارند. پیشاپیش همه این واحدهای رزمی یک پوله مارخ (پ 2)  بود که تا نبرد ماراتن نیز هنوز فرمانده واقعی لشکریان حساب میشد.
کلئی ستنس شورای 500 نفره  را در مقام  بدنه سیاسی آتن بنیان گذاشت که جانشین شورای 400 نفره سولون گشته بود. هرکدام از این فیله ها (مجموع سه سومکها) را 50 نفر نمایندگی میکردند که به نسبت جمعیت محلات این این شهربخشها (فیله ها) از محلات گوناگون انتخاب میگردیدند. برای انجام کارها و تشکیل این شورا، هرکدام از شهربخشها (فیله ها) بمدت یکدهم سال مسئولیت سازماندهی و هدایت کارها را بعهده میگرفتند. بیشک کلئی ستنس را در امر تشکیل و سازمان این شورا بخت خوش نیز یار بود. برای نخستین بار در آتن، اندیشه نمایندگی کردن مردم آتن توسط نمایندگان منتخبشان به واقعیت پیوسته بود و آنهم بگونه ای که هم نوین بود و هم قابلیت سرمشق قرار دادن را داشت.
کلئی ستنس  سنت  اوستراکیسموس (پ 3)  یا دادگاه  خرده سفال را تاسیس نمود تا راه بازگشت دوباره خودکامگی را یکبار و برای همیشه مسدود کرده باشد. 
هرساله در یک گردهم آئی عمومی (اکلسیا) این پرسش مطرح میگردید که آیا باید دادگاه خرده سفال را برگزار نمود یا نه. اگر 6000 خرده سفال جمع آوری میگشت، بدین صورت فردی که نامش بیشتر از دیگران بر روی خرده سفال حکاکی شده بود، میبایستی که بمدت ده سال شهر آتن و منطقه اتیکا را ترک نماید بدون اینکه در اموالش تملک و تصاحبی صورت گیرد.
-------------------

پ 1 – استراتژ یا به یونانی باستان استراتگوس  Strategos  عمدتا از میان کسانی انتخاب میشدند که به هنر رزم آوری آشنا بوده و نیز در شهر بخش خود از احترام مردمان برخوردار میبودند.  رسما مدت خدمت یک استراتژ در این مقام  یکسال بود ولی به جهت قبول وظایف مختلف و نیز اینکه استراتژها میبایستی جوابگوی وظایف محوله تا پایان آن میبودند، مدت خدمت بیشتر از یکسال میگردید. از وظایف استرتژها  طراحی و پیاده کردن نقشه های  دفاع از سرزمین خود، ایمن سازی راههای کشتیرانی ، مراقبت از کارگاههای کشتی سازی  و همچنین  انجام مراسم قربانی برای خدایان بود.  در برخی موارد مانند مورد پریکلس طول خدمت استراتژ به هفت سال هم میرسید.  برای استراتژ میتوان از واژه نظامی بعنوان معادل استفاده نمود.
واژه متداول امروزی استراتژی  در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ..... ماخوذ از این نام  میباشد.

پ 2 – پوله مارخ  صدر استراتژها بود و به اصطلاح امروزه پیشکسوت و مراد ایشان بشمار میرفت.

پ 3Ostrakismos یا خرده سفالها   کاغذ رای امروزی  را نمایندگی میکردند  یا بهتر بگوییم پدربزرگ کاغذ رای امروزی بود.  عکس زیر نمونه های یافته شده این آرا  را با نامهای  افراد  گوناگون حکاکی شده  برآنها  نشان میدهد.
       
                            نمونه های یافته شده از خرده سفالهای استفاده شده برای رای گیری
 67

Saturday, 1 January 2011

E10 بنزین بیو

از امروز اول ژانویه سال 2011 ، چهارده هزار واحد از پمپ بنزینهای آلمان گونه جدید سوخت خودرو یعنی بنزین بیو را برای مشتریان خویش به بازار عرضه میدارند.
بخاطر وضع مالیات بیشتر دولت بر روی بیواتانول، بهای بنزین جدید پنج درصد از بنزین سوپر معمولی بیشتر است و قابل ذکر میباشد که مصرف بنزین بیو در خوروها دو درصد بیشتر از بنزین معمولی میباشد. مصرف بنزین بیو برای جلوگیری از آلودگی محیط زیست میباشد و رئیس اتاق اتومبیلرانی آلمان آقای ماتیاس ویسمن  Matthias Wissmann  در رابطه با مصرف و قیمت بنزین بیو و محیط زیست اعلام کرد که مصرف کنندگان باید بدانند که پاک نگاه داشتن محیط زیست و داشتن هوای پاک خرج دارد. بنزین بیو مخلوطی است از تا ده درصد بنزین حاصله از دانه های روغنی و تا نود درصد بنزین معمولی.
وزارت محیط زیست آلمان ابراز نگرانی کرده است که این احتمال وجود دارد که بنزین بیو برای میلیونها خودروی کهنه قابل استفاده نباشد.