جستجوگر در این تارنما

Thursday, 10 August 2023

نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش هشتم

 

نگاره فرضی گرسیوز

پیران نیز بسیج کرده و از هرگوشه ای لشکریان بگردش جمع شدند و او بفرمان افراسیاب سیاوش را ترک کرده و راهی شد:

به هشتم یکی نامه آمد ز شاه                به نزدیک سالار توران سپاه

کزانجا برو تا به دریای چین                ازآن پس گذر کن به مکران زمین

همی رو چنین تا سر مرز هند              وزانجا گذر کن به دریای سند

همه باژ کشور سراسر بخواه               بگستر به مرز خزر در سپاه

برآمد خروش از در پهلوان                 ز بانگ تبیره زمین شد نوان

ز هر سو سپاه انجمن شد به روی          یکی لشکری گشت پرخاش جوی

به نزد سیاوش بسی خواسته                 ز دینار و اسپان آراسته

به هنگام پدرود کردن بماند                 به فرمان برفت و سپه را براند

فرمان و نقشه راهی که افراسیاب به پیران دستور می دهد، ضمن اینکه بسیار شگفت آور و پرسش برانگیز است، از دیدگاه ارتشی و نظامی نیز در بسیاری جایهایش بی معناست. اینکه پیران بایستی از گنگ دژ به مکران برود. شرقی ترین ناحیه مکران منطقه لس بیله است که در جنوب پاکستان و در نزدیکی مرز هند قرار دارد. پیران برای رفتن از گنگ دژ به آنجا می بایست از کشمیر گذر کند و دقیقا هم موضوع سبب می شود که بپذیریم خاندان سام تنها بخش غربی کشمیر را در اختیار داشته و بخش شرقی کشمیر هنوز برای رفت و آمدها باز بوده است و پیران نیز از آن گذر کرده و به مکران رسیده. تا به سند رسیدن پیران در این شرایط هم بی اشکال است اما به مکران بازگشتن و سپس به سوی خزر رفتن و باژ خواستن بسیار پرسش انگیز است.

رودخانه سند Indus و محدوده تقریبی مکران که با خط زرد نشان داده شده

دستوری که افراسیاب داده از این نظر برای تعیین حدودی گنگ دژ جالب است که او به پیران می گوید نخست بطرف دریای چین (رودخانه کاشغر) و از آنجا بطرف مکران و سپس مرز هند و رود سند برو. این نکته می تواند گویای یک چیز باشد و آن اینکه گنگ دژ در جایی نبوده که  بتوان از آنجا مستقیما با لشکر در امتداد رود سند و یا بطرف رود سند راه افتاد.

رود سند مگر کجاست و در چه رابطه جغرافیایی می تواند با گنگ دژ قرار داشته باشد؟

رود سند Indus رودخانه ای است به درازای ۳۱۸۰ کیلومتر که از بلندیهای کوههای منطقه خود مختار تبت که امروزه به کشور جمهوری خلق چین تعلق دارد و از فراز کوه کایلاش در تبت آغاز گشته و به دریای مکران (دریای عمان امروزی) می ریزد.

شاید برای خوانندگان این سطور جالب باشد که به نام باستانی قله کوه مقدس کایلاش توجه نمایند. کوه مقدس کایلاش حدودا 6656 متر ارتفاع دارد و پیرامونش پر از گودی و چاله است (همه گرد بر گرد، خاکش مغاک).

نام رسمی این کوه در اسناد امروزی چینی سنگه زانگبو   Sengge Zangbo می باشد.

 

 

نام باستانی قله کوه کایلاش Mount_Kailash چیزی دیگری نیست بجز گنگ رین پو به گویش تبتی. این کوه به رشته کوههای گنگ دیز شان  Gangdise_Shan  تعلق دارد. بخش شان از واژه گنگ دیز شان در زبان چینی معنای رشته کوه را می دهد و ترجمه کل آن می شود رشته کوه گنگ دیز. قله این کوه بگونه شگفت انگیزی همانند دژی متقارن است و در همه فصول سال پوشیده از برف سپید می باشد. این کوه در نزد تبتی ها کوهی مقدس است. نام کوه کایلاش به گویش هندی معنای کریستال را نیز می دهد. 

اکنون یک بار دیگر به تعریف منطقه گنگ دژ در شاهنامه بپردازیم و یک مقایسه ضمنی بنماییم میان آنچه اکنون از این کوه می دانیم و سروده های فردوسی در جائیکه نام جایها در پی یکدیگر می آیند و شرحی که از مقیاس ها داده می شوند هرچند که اندازه هایی که فردوسی نام برده اغراق آمیز می باشند اما برای کسانیکه این کوهها را اندازه گیری نکرده بودند معنای بسیار بلند را تداعی می کردند:

دو صد رش فزونست بالای اوی همان سی و پنچ ‌ست پهنای اوی

که آن را کسی تا نبیند به چشم              تو گویی ز گوینده گیرند خشم

نیاید برو منجنیق و نه تیر                   بباید ترا دیدن آن ناگزیر

ز تیغش دو فرسنگ تا بوم خاک           همه گرد بر گرد خاکش مغاک

نبیند ز بن دیده بر تیغ کوه                   هم از بر شدن مرد گردد ستوه

 

 نقشه رشته کوههای گنگ دیز در تبت

 

 مسیر رودخانه سند از کوههای تبت تا دریای مکران

از همه این سروده ها می توان این را فهمید که گنگ دژ به بلندای بیش از دویست متر و پهنای بیش از سی و پنج متر بر قله کوهی واقع بوده و اندازه ارتفاع از نوک کنگره های گنگ دژ تا دشت دو فرسنگ بوده است و همه این مشخصات به گونه تقریبی و با اندازه گیری چشمی به مقیاس های گنگ دیزشان می تواند شبیه یا حتی یکی باشد. اما اینکه این فرضیه با راستی برابر است را بایستی کاوشگران و جغرافیدانان و پژوهشگران پرسید تا آنرا بیازمایند و قیاسهای لازم را انجام دهند.

 

ادامه دارد


فرهنگی‌ - تاریخی‌ - صنعتی: نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش هفتم (farhangi-sanati.blogspot.com)

فرهنگی‌ - تاریخی‌ - صنعتی: نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش ششم (farhangi-sanati.blogspot.com)

فرهنگی‌ - تاریخی‌ - صنعتی: نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش پنجم (farhangi-sanati.blogspot.com)

فرهنگی‌ - تاریخی‌ - صنعتی: نگرشی دیگر به شخصیت پیران در شاهنامه – بخش چهارم (farhangi-sanati.blogspot.com)


 

 

 

 

 

 

No comments: