جستجوگر در این تارنما

Saturday, 9 April 2011

تاریخچه مختصر سازمانهای اطلاعاتی در جهان – بخش پنجم

در اواخر سده پانزدهم میلادی نخستین کسانیکه شغل اصلیشان جاسوسی بود پا به عرصه تاریخ نهادند. به خواست یوهان دوم  John_II_of_Portugal  پادشاه پرتغال یک دیپلمات که به چند زبان زنده آنزمان تکلم مینمود، بنام پدرو دو کویلهائو Pedro da Covilhão  در کسوت بازرگانی مسلمان به سوی اقیانوس هند به راه افتاد. 
هدف سفر او کرانه فلفل بود. کرانه فلفل یا کرانه ادویه نامی بود که آنزمان کشورهای اروپایی به بخش غربی کشور هند داده بودند و از آنجا بود که کشتی های تجارتی خویش را با انواع  ادویه جاتی که در اروپا یافت نمیشدند، پر میکردند و بسوی اروپا روان میساختند. 

در سال 1453 شهر کنستانتینوپل (این شهر پس از تسخیر شدن بدست عثمانیها به مناسبت نام ایستیم پولی یونانی که به معنای مرکز شهر بود به استانبول تغییر نام داد) پایتخت  روم شرقی توسط  عثمانیها  گشوده شد. 
پس از آنکه کشور عثمانی راههای بازرگانی را تحت سیطره خود گرفت، بازرگانان مسیحی به سختی میتوانستند که از راههای زمینی برای حمل و نقل کالاهای خود استفاده نمایند بدون اینکه مجبور به پرداخت عوارض سنگین به عثمانیها نگردند. اروپائیها پیوسته بدنبال راهی (بخصوص راه دریایی، زیرا کشتیرانی را بهتر از ملل شرقی میدانستند) بودند که بتواند آنها را از عثمانیها بی نیاز سازد. 
آنها میخواستند که توسط حمل کالا  از راههای  مستقیم  دریایی (مانند دریای سرخ و گذشتن از مصر و یا دور زدن قاره آفریقا که توسط واسکو دا گاماس پرتغالی انجام گرفت) انحصار بازرگانی  اینگونه کالاها را از دست عثمانیها خارج سازند.
کویلهائو توانست پس از رفتن به ناپل و سپس جزیره رودوس با زیرکی از سد دریایی عثمانها گذشته و بهمراه  دو بازرگان عرب از مراکش و الجزایر در نقش تاجر عسل نخست به اسکندریه برود جائیکه نزدیک بود بر اثر یک بیماری مسری جان سپارد.  
او پس از بهبودی  از آنجا  نخست به سوی قاهره  و سپس بندر سواکن در کنار دریای سرخ  و از آنجا به شهر عدن در یمن روان شد. از عدن او با کشتی بسوی بندر کالیکوت (با کلکته اشتباه گرفته نشود) رفت و پس از انجام چند معامله بازرگانی بسوی شهر گوا در هند و از آنجا با  کشتی بسوی تنگه هرمز و خلیج پارس روان گردید و تمامی  این  مناطق را بررسی  نموده  و از آنها  گزارش کامل تهیه کرد.
در کرانه جنوبی تنگه هرمز کویلهائو از کشتی پیاده  شد و پس از گذشتن از صحرای عربستان  وارد  شهر جده گشت و حتی با وجودیکه  مسلمان نبود  توانست   سفر خود را ادامه  داده  و پنهانی به مکه و مدینه نیز وارد گردد. در تمامی مدت سفر او اطلاعات  بدست آورده خود را مینوشت و بصورت نامه برای دربار پرتغال ارسال میکرد. از جزیره عربستان  او به اتیوپی  سفر نمود.  اسکندر حاکم مسیحی  اتیوپی درآنجا  از او با احترام زیاد پذیرائی  کرد و زمین و مستغلاتی  بهمراه  خدمه  به او داد ولی زمانیکه  وی  قصد بازگشت از اتیوپی را  داشت  به او اجازه خروج  از اتیوپی را ندادند و او چهل سال آنجا بماند تا بمرد.

ماموران مخفی پیوسته با خطراتی که جان ایشان را تهدید میکرد مواجه بودند  اینرا نمونه ای  از همان  دوران نشان میدهد.  آنتوان رینکونس در سال 1538 از سوی فرانس اول پادشاه فرانسه به طور مخفی به اردوی سلطان سلیمان عثمانی روان شد تا در آنجا با ترکها در مورد بازخرید کالاهای ضبط شده بازرگانان ونیزی مذاکره و معامله کند. او پس از اتمام ماموریت خود زمانیکه پس از سفری طولانی و سخت و گذشتن از دریای متلاطم و طوفانی خسته و بیمار به شهر ونیز وارد شد از سوی  ماموران مخفی  ونیزی  کارل پنجم  که از قصد سفر او آگاهی داشتند، بقتل رسید.
دو مورد بیان شده فوق نشان میدهد که در آنزمان هیچگونه قانون و معاهده ای برای حمایت از جاسوسانی که شناسایی و دستگیر میشدند، وجود نداشت.

نخستین دستگاه اطلاعاتی دقیق و برنامه ریزی شده ای که بصورت سازمان داده شده و مرتب عمل میکرد  در زمان اولیور کرامول Oliver Cromwell  و وزیر پست کشور انگلیس جان ترلو John Thurloe پایه گذاری نموده شد. ایندو نه تنها توانستند که سیستم سانسور اطلاعات را کامل کرده و در خدمت خود بکار گیرند بلکه برای ارسال هدفمند جاسوسها به محل ماموریتشان از پیش شبکه ای از همیاران و همکاران را برای آنها فراهم و مشخص مینمودند و در اختیارشان قرار میدادند.
ترلو خود در مورد وظایف و کارهای ماموران انگلیسی چنین مینویسد : استخدام مامورانی که به ما گزارش دهند که در جهان چه میگذرد. هدف پنهان نگاهداشتن مقاصد خودی و آگاهی یافتن از مقاصد دیگران میباشد.
از شیوه های کار این سازمان مخفی انگلیس یکی نیز این بود که پیوسته گروه کوچکی از معتمدان را در جریان امور طرحها و میزان پیشروی آنها و مقاصد دولتی قرار دهند تا با از میان رفتن یکی وقفه ای در سیاستهای پنهان دولت انگلیس ایجاد نگردد. ترلو و کرامول برای درجریان کار دیگران قرار گرفتن تنها به سفرای خود اتکا نمیکردند بلکه از وجود جاسوسانی که کمتر شناخته شده بودند نیز بهره میبردند.
برای اینکار استفاده از افراد باهوشی که در سلسله مراتب اداری کشورهای خود مقامات بالایی را در اختیار نداشتند، مناسبتر بنطر میرسید. وجود این افراد و کارهایی که برای انگلستان انجام میدادند چندان به چشم نمیخورد. بدینوسیله بود که ترلو در مورد وقایعی که در فرانسه، آلمان، اسپانیا و جمهوری ونیز اتفاق میافتادند و رابطه آنها با یکدیگر و عللشان پیوسته آگاه  و به روز بود.
ترلو دو یهودی بازرگان بنامهای آنتونیو فرناندز کارواخال  Antonio_Fernandez_Carvajal  پرتغالی و سایمون فون کاریرز  Simon von Careers  را در راس هرم سازمان مخفی خود قرار داد. توسط شبکه و ارتباطات بازرگانی که ایندو در دیگر کشورهای داشتند، با افرادی در تماس بودند که میتوانستند برای دولت انگلیس مفید واقع گردند. پایگاههای فعالیت اینان بیشتر شعبات تجاری و کنسولگریهای بریتانیا بودند. بودجه ای که برای این سازمان مخفی در نظر گرفته شده بود بالغ بر 7000 پوند در سال میشد که برای آنزمان مبلغ قابل توجهی بود.
این مبلغ چنان به بودجه دولتی گران آمد که چارلز دوم پادشاه وقت انگلیس در سال 1660 آنرا کم کرده و فعالیتهای جاسوسان را تنها به خاک انگلیس محدود نمود.

Tuesday, 5 April 2011

سغدیها، سلاطین پنهان راه ابریشم – بخش نخست

اندک هستند کسانیکه نام آنها را شنیده باشند و یا در مورد آنها چیزی خوانده باشند و هم چنین کم هستند کسانیکه  آنها را بخوبی میشناسند و این در حالیست که آنها بازرگانان و سیاستمداران کامیاب و لایقی بودند که هیچگاه کشور مستقلی از خود نداشتند و با وجود این دامنه فعالیتهایشان از شبه جزیره کره تا شبه جزیره کریمه  را فرا میگرفت.
آنها سغدیها بودند و از اقوام ایرانی شرقی بحساب میآمدند. تلاش ایشان برای بدست آوردن قدرت برایشان بسیار گران تمام شد.
جملات بالا را مجله اپک epoc که نشریه ای باستان شناسی و تاریخی است در طی مقاله ای بسیار بالا بلند بیان نموده است.
نبشته این چنین آغاز میگردد : « اقتصاد چین هر روز شکوفاتر میگردد. در نوامبر سال 2010 مجله آمریکایی فوربز Forbes  که هر دو هفته انتشار میابد  با چاپ نگاره  هو جین تائو  دبیرکل حزب کمونیست  و رئیس جمهور کشور چین بر روی جلد خود،  او را قدرتمندترین  مرد  کره زمین نامید. این  تعریفی است  که  تا بحال حتی در مورد  هیچ رئیس جمهوری آمریکا بکار برده نشده است. 
چینیها به آرامی پیش میروند و کار خود را انجام میدهند. در کنار محصولات فراوانی که امروز علامت  ساخت چین  را با خود حمل میکنند؛ ما دانشمندان و استادان چینی را در دانشگاههای  اروپایی و آمریکایی  در حال تدریس  و پژوهش میبینیم. این کشور بزرگ آسیای دور میرود تا مبدل به ابرقدرتی بی بدیل گردد و این در تاریخ چین امر بی سابقه ای نیست.
چینیها در زمان امپراتوری دودمان   تانگ  که از سال 618 تا 907 میلادی بر این  سرزمین  فرمان میراند  نیز چنین حالتی را تجربه کرده بودند. از همینرو خود چینیها مشتاقند تا حالت امروزی خویش  را با  آندوران که دوران زرین چین خوانده میشود، مقایسه کنند.»
آنزمان چین از بازبودن درهای خویش و روی گشاده به جهان نشان دادن خود بهره برد و همین نیز سبب گردید تا در چرخه اقتصاد و بازرگانی با کشورهای دور دست قرار گیرد. اما اینهمه میسر نمیگشت  اگر قومی که  امروزه ن امش  به فراموشی سپرده شده و دیگر کسی از آنها یادی نمیکند، برنامه های اقتصادی  و رفت وآمد  و حمل و نقل  کالاهای آنها را بعهده نمیگرفت و سازماندهی نمیکرد، سغدیها.
سغدیها از شاخه های خاوری یکی از اقوام ایرانی یعنی  تاجیکها بودند که هیچگاه بدنبال سلطه سیاسی نگشتند تا چه رسد به ایجاد کشور و امپراتوری مستقل.  با وجود این آنها حاکمان و سلاطین دنیای بازرگانی زمان خود بودند و بگونه ای اربابان وال استریت زمان خود بشمار میرفتند. بزرگ بازرگانانی که برخلاف غولهای اقتصادی امروزه، انصاف و بردباری  را هم فراموش نمیکردند.
میان دو رود خروشان آسیای  میانه یعنی سیردریا (در فارسی خراسانی دریا معنای رودخانه را هم میدهد) و آمودریا، در دل دشت و دره زرافشان که امروزه  میان  تاجیکستان و ازبکستان تقسیم میشود، شهرهای کهن سمرقند و بخارا  قرار دارند. از باشندگان این ناحیه نخستین بار در اوستا یاد گردیده است. 
سغد  دومین سرزمین از شانزده سرزمین آریائی است  که اهورا مزدا  برای ایرانیها برگزیده بود و ایشان را در آنجا بپراگند. در سده ششم پیش از میلاد نیز در گزارشات سنگ نبشته های هخامنشی بنام مردم و ناحیه سغد برمیخوریم که بخشی از کشور پهناور ایران را تشکیل میداد. از این راه  نام  این  سرزمین به نویسندگان و تاریخنگاران  یونانی هم رسید و آنها نیز این سرزمین را سگدیانا (سغدیانا) نامیدند.
سغد تا سال 329 پ.م. که یورش اسکندر به ایران انجام گرفت، همچنان استانی از استانهای هخامنشی بود. آنها خط آرامی را از دیوان هخامنشیان اقتباس کردند و پسان (بعدها) در دو سده نخست میلادی خط خود را بر اساس آن آفریدند. 
سغدیها همچنین  خیلی زود هنر ضرب سکه  را فرا گرفتند و با وجودیکه  سکه های  دریک هخامنشی و پسان نیز سکه های یونانی در میان ایشان رواج پیدا کردند، آنها به سکه های ضرب شده خود وفادار ماندند و تنها از سده پنجم میلادی بود که آنها سکه های  ساسانی را پذیرفتند. امری که اساس ثروت و پایه آسایش ایشان گردید.

Monday, 4 April 2011

چین و هند را کمبود زن تهدید میکند

خانواده ها در کشورهای هند و چین غالبا خواستار فرزند پسر میباشند. سقط جنین های مونث در این کشورها امر نادری نیست. آخرین پژوهشها نشان میدهند که تناسب میان تعداد افراد مونث و مذکر در اینگونه جوامع بطور آشکار بهمریخته و دانشمندان و جامعه شناسان در این زمینه اعلام خطر میکنند.
در این کشورها مردان مشتغل بطور سنتی درآمد بیشتری دارند تا زنها و از آن گذشته داشتن فرزند مذکر نام خانواده را زنده نگاه میدارد ( در همین رابطه ن. ک. به  ازدیاد مرد در جامعه چین  ). 

پی آمد اینگونه طرز فکر کاهش بیست درصدی تعداد زنان نسبت به مردان در این کشورها طی بیست سال آینده میباشد. این آمار را خانم ترز هسکت  Threse Hesketh رئیس گروه پژوهشگران از دانشگاه لندن در مجله علمی تخصصی کانادایی  CMAJ Canadian Medical Association Journal  و  تایمز هندوستان  منتشر نموده است. خانم هسکت اضافه میکند که خطر جدی در مورد گسترش معضلات روانی و افزایش خشونت و جرایم در این کشورها که نشئت گرفته از این معضل هستند، وجود دارد و هم اکنون حس میشود.
هم در چین و هم در هند داشتن فرزند مذکر ارجحیت دارد زیرا داشتن فرزند مذکر از دید افراد این جوامع علاوه بر دلایل ذکر شده بالا ( درآمد بیشتر و زنده نگاه داشتن نام خانواده)  بنوعی نیز بیمه زمان پیری پدر و مادر حساب میشود.
.
از عوامل موثر در پدید آمدن خطر کمبود زن در چین اخذ سیاست تک فرزندی از سوی دولت این کشور و در هند ترس از پرداخت جهیزه بهنگام ازدواج دختران میباشد. این موضوع به سقط جنین مونث در ایندو کشور انجامیده است. 
بنا به کارپایه عمل و اعلامیه پکن در چهارمین کنفرانس جهانی زن در سال 1994 زنان حق برخورداری از بالاترین استانداردهای قابل حصول سلامت جسمی و روانی را دارا میباشند در حالیکه بخصوص در ایندو کشور نامبرده شده سقط جنین های ناایمن جان شمار بزرگی از زنان را تهدید میکند.  

در حالت طبیعی هم  نسبت تولد پسران در برابر دختران به میزان 105 به 100 میباشد اما بنا به آمارگیری سال 2008 در کشور چین این  تناسب در ایالت  هنان واقع در شمال چین و ایالت هاینان در جنوب این کشور 130 به 100 است و میانگین این تناسب در کل کشور چین رقم 119 به 100 را نشان میدهد.
میانگین این تناسب در کشور هند 114 به 100 میباشد و این در حالتیست که در دهلی نو و ایالات پنجاب و گجرات تناسب 125 به 100 وجود دارد.
در کشور کره جنوبی نیز بنا به آمار میانگین تناسب تعداد مردان به زنان در سال 1992 رقم 125 به 100 را نمایان میساخت.

از آنجا  که خانواده ها مایل میباشند  تا دختران خود را به عقد مردانی درآورند که  از نظر  اجتماعی  و مالی  تامین میباشند، در نتیجه عدم  توانایی مالی  جهت انجام ازدواج، خانواده های کم  درآمدتر را بیشتر تهدید میکند. در چین 94 درصد مردان مجردی  که سن  آنها  میان 28 تا 49 سال است را اعضای  خانواده های  کم درآمد و تحصیل  نکرده  تشکیل میدهند.

Friday, 1 April 2011

انسان مهمترین عامل صرفه جویی در خودرو

سیستمهای استارت استاپ، بازیافت انرژی از ترمزها، سیستمهای نوین سوخت رسانی به موتور و دیگر چیزها زمانی در چرخه صرفه جویی خودروها تاثیرگذار خواهند بود که خود راننده نیز دقت لازم و کافی را بخرج دهد. انسان هنوز هم مهمترین عامل صرفه جویی در مصرف سوخت خودروها شناخته میشود.

ماکسیمیلیان ماورر  Maximilian Maurer   متخصص کلوپ اتوموبیلرانی آلمان  ADAC  معتقد است طرز رانندگی غلط راننده را نمیتوان با هیچ تکنولوژی و دستگاهی جبران نمود. برای مثال خودرویی که در دنده پنج با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت چهار لیتر بنزین برای طی مسافت صد کیلومتر مصرف دارد را اگر با دنده سه برانند یک و نیم لیتر بیشتر بنزین مصرف میکند یا اگر راننده ای که پشت چراغ قرمز ایستاده و منتظر است، مرتب بر روی پدال گاز فشار آورد، مصرف بنزین خودرو را در آن لحظه تا چهار برابر بالا میبرد و یا عوض کردن بیموقع دنده نیز باعث بالا رفتن مصرف بنزین خودرو میشود. 
همچنین است زمانیکه خودرو را برای گرم شدن روشن میکنند بدون اینکه بحرکت درآید. در این زمان مواد سوختی مصرف میشوند بدون اینکه بازده اصلی خودرو که همانا حرکت و حمل ونقل بار و مسافر از نقطه ای به نقطه دیگر باشد، انجام گرفته باشد.

تنها این موارد نیستند که مصرف سوخت را در خودروها بالا میبرند، بستن بار و یا باربند بر روی سقف خودرو نیز بمثابه ترمزی در برابر حرکت ائرودینامیکی خودرو میباشد و مصرف سوخت خودرو را بالا میبرد و یا اینکه نصب دستگاههای اضافی مانند نورافکن مضاعف یا چراغهای تزئینی هم بصورت غیر مستقیم در بالا رفتن مصرف سوخت خودرو موثر هستند.
اینها همه نمونه هایی از مواردی هستند که معمولا به خاطر راننده خطور نمیکنند و رانندگان خودرو پیوسته در شگفتند که چرا مصرف سوخت بالایی را متحمل میشوند.

Monday, 28 March 2011

یک دیاگرام ساده اما گویا

دیاگرام زیر میزان درصدی را که مردمان کشورهای مختلف بایستی از حقوقشان تنها خرج غذای ماهانه خود نمایند، نشان میدهد. 
در کشورهایی که این درصد بالاتر است، میزان و مقدار تولیدات مواد غذایی داخلی نیز کمتر میباشد.
بدیهی است که هرچه میزان مخارج غذا بالاتر باشد، امکانات انسانها برای تهیه مخارجی مانند آموزش، بهداشت، آسایش و غیره کمتر خواهد بود.

Sunday, 27 March 2011

بازسازی یک گنجینه باستانی

در سال 2001 زمانیکه به گروهی از باستان شناسان آلمانی به سرپرستی لوتز مارتین  Lutz_Martin    وظیفه بهم چسباندن 27000  قطعه از هم جدا شده  را محول نمودند کسی هرگز فکر نمیکرد که آنها بتوانند بیش از دو یا سه مجسمه را دوباره سازی کنند. امروز آنها این محال را ممکن ساختند. جریان بر میگردد به آثاری باستانی که در زیرزمین موزه برلین در جریان جنگ جهانی دوم بشدت صدمه و آسیب دیده بودند. 

تجسم شهری که در روزهای  پایانی جنگ  بشدت  بمباران شده  و بکلی خراب گشته بود در 66 سال پیش برای خیلیها که امروزه به برلین میروند امری مشکل میباشد. مشکلتر از آن تجسم کردن ملتی جنگ زده و مغلوب  است که در بحبوحه اشغال گشتن  هنوز هم تکه سنگهای مجسمه های باستانی را در میان خرابه های شهر خودش نگاه میدارد و حفظ مینماید تا 56 سال پس از پایان جنگ دوباره کنار هم بچیندشان.
چیزی شبیه این اتفاق که ملتی با وجود اشغال شدن و شرایط جنگی حاکم بر مملکت،  گذشته های باستانی و فرهنگی خود را فراموش نکند در عصر حاضر در کشور  افغانستان  مشاهده کردیم.

ماکس فون اوپنهایم   Max von Oppenheim    که در خانواده ای بانکدار از شهر کلن  بدنیا آمده بود، در سال 1899  در تل حلف  Tell Halaf   سوریه مجموعه ای  از کاخ  یک حکمران  آرامی بنام کاپارا kapara  را یافت که قدمتش به 3000 سال میرسید.
این مجموعه که دارای  تالارهای بزرگ و محراب و محل جلوس است از سنگ خارا ساخته شده بود و جزو مهمترین آثار یافته شده در خاورمیانه در سده گذشته بشمار میرود. 
آثار یافته شده در تل حلف برای انسان امروزی نمایان ساخت که مردمان شهر گوسانا به چه پایه از تمدن و پیشرفت در آنزمان دست یافته بودند.
وجود این شهر و تمدن وابسته به آن تا پیش از کشف و کاوشهای ماکس فون اوپنهایم کاملا به فراموشی سپرده شده بود. 

اوپنهایم در حلب موزه کوچکی بخرج خود برپا نمود و بخش کوچکی از یافته های باستانی خود را به این موزه داد اما بخش عمده آنرا به موزه برلین فرستاد.
در آینده نوشتاری در مورد ماکس فون اوپنهایم و کارهای باستان شناسیش در همین تارنگار پخش خواهد شد که خواندن آنرا توصیه میکنم.

Thursday, 24 March 2011

شیر سنگی باستانی احتمال دارد که موزه برلین را ترک کند

این یک تهدید کاملا جدی بود. اگر مجسمه شیر سنگی 3000 ساله موزه برلین به ترکیه پس فرستاده نشود، بایستی باستان شناسان آلمانی محلهای کاوش مهمی را در این کشور ترک نمایند.
آنکارا بیش از ده سال است که بدنبال بازپس گرفتن این مجسمه از موزه پرگامون برلین میباشد. چندی پیش مصر نیز نظیر این  درخواست  را از موزه های آلمانی کرده بود.
وزیر فرهنگ ترکیه آقای  ارطغرل گونای  بطور جدی بدنبال بازگرداندن این مجسمه به موزه ترکیه میباشد  وگرنه بنا به نظر او بایستی که باستان شناسان آلمانی جواز حفاریهای خود را پس داده و این کشور را ترک نمایند.

در سال 1906 هوگو وینکلر  HugoWinckler  آشورشناس و متخصص خط میخی از برلین و همکارش کورت  بیتل  Kurt_Bittel  در هاتوشا پایتخت هتیتی ها به کاوش و حفاری پرداختند. چیزی طول نکشید که آنها نخستین قرار داد صلح جهان را که میان دو دولت مصر و هتیتی امضا شده بود، پیدا کردند.
در کنار این قرار صلح، آرشیو سلطنتی پادشاهان هتیتی را که از خشت خام ساخته شده بودند بهمراه دو مجسمه شیر سنگی یافتند. وضع مجسمه های سنگی بطوری خراب بود که آنها را بمنظور بازسازی به برلین فرستادند. یکی از ایندو مجسمه پس از بازسازی به ترکیه پس فرستاده شد و دومی از سال 1930 در اختیار موزه دولتی برلین قرار گرفت.

پادشاهان هتیتی که از اقوام هندواروپایی بودند از سال 1600 تا 1200 پیش از میلاد بر بخشهای بزرگی از آسیای صغیر و سوریه  فرمان میراندند. حفاریهای آلمانیها در هاتوشا یا خاتوشا که در نزدیکی بغازکاله یا بغازکوی سابق قرار دارد و امروزه جزو میراث حفاظت شده فرهنگی یونسکو به ثبت رسیده شده است، سابقه ای  بیش از صد سال دارند که تنها در دوران جنگ جهانی برای مدت کوتاهی متوقف گردیدند.

سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان در اینمورد اظهار داشت که تصمیم نهایی در مورد بازپس دادن این اثر بعهده  سازمان حفاظت میراث فرهنگی پروس  خواهد بود ولی پیش از آن گفتگوهایی میان متخصصین آلمانی و ترکیه در نیمه نخست امسال مسیحی انجام خواهند شد.
هرمان پارزینگر  رئیس سازمان حفاظت میراث فرهنگی پروس  معتقد است که بایستی بدنبال راه حلی بود که بتواند مورد قبول هر دو طرف قرار گیرد. تهدید به اخراج کارشناسان و باستان شناسان آلمانی که در طی دهه ها خدمات ارزنده ای در ترکیه انجام داده اند و کارهای بزرگی نموده اند، جو را میان کارشناسان دو کشور به گونه ای خراب میکند که یافتن راه حل مناسب و مثبت دشوار میگردد.

Sunday, 20 March 2011

نوروزتان خجسته باد

با آرزوی سالی پر از کامیابی، تندرستی، پیروزی و شادی.
چنان سالی که چون آیندگان بازپس بر آن نگرند، لبخند آرامش و خوشنودی بر لبانشان پدیدار گردد.



هفت سین نوروزی در ایران


 
هفت سین و مراسم نوروزی در تاجیکستان



مراسم نوروزی در افغانستان

Friday, 18 March 2011

جام بریتانیائیهای نخستین

درست کردن جام برای نوشیدن از کاسه سر انسانها برای پژوهشگران چیز شناخته شده ای بود. آلبوین شاه از پادشاهان لانگوباردها که از قبایل ژرمن  به حساب میرود، در سده  ششم میلادی  پدر زن خود را کشت  و از کاسه سر او برای خویش جام درست  نمود.
یونانیهای باستان معتقد بودند که اسکیتها (سکاها) که از اقوام هند و ایرانی بودند، از کاسه سر دشمنان خود جام درست میکردند و بهمین رو یونانیها آنها را اسکیث که به یونانی باستان معنای پیاله را میدهد، مینامیدند. 
هردوت (که هیچگاه به هند نرفته بود) در آثار خود از آدمخواران هندی سخن میگوید و همچنین در گزارشات مارکوپولو در آنجا که از زردپوستان و قبایل دیگر (احتمالا تیره هایی از مغولها) سخن بمیان آمده ، اشاراتی نیز به اینگونه آداب در میان آنان شده است.

به تازگی موزه علوم طبیعی لندن از چیزی پرده برداشت که نمایانگر قدیمی تر بودن این سنت زشت در نزد بشر میباشد. بریتانیائیهای دوران سنگی از کاسه سر انسان مینوشیدند.
در جنوب غرب انگلستان یعنی جائیکه دره لردنشین سامرست Somerset قرار دارد، گروه دیرین مردم شناسان به سرپرستی خانم سیلویا بلوSilvia Bello   بازمانده هایی از بدن و اعضای انسانها را یافت که 14700 سال قدمت داشتند.
آنطوریکه خانم بلو در مجله علمی  plos  منتشر نموده، آثار یافته شده بر روی سه جمجمه که متعلق به دو انسان بزرگسال و یک کودک سه ساله بودند، جای شک و شبهه ای  در این زمنیه برای ما باقی نمیگذارند.
جمجمه ها به گونه ای دقیق برای این منظور بازسازی شده بودند. آنها نخست جمجمه را بطور کامل پاک میکردند تا بتوانند از بخش فوقانی آن جام بسازند. 
با توجه به وسایل و ابزاری که در آنزمان وجود داشته، این یک کار کاملا ظریف به حساب میرفته است.
این اما پایان داستان وحشت انگیز جام سازی نبود زیرا گروه پژوهشگران بر این گمان است که بریتانیائیهای دوران سنگی بهنگام پاک کردن کاسه سر انسانها جهت ساختن جام، بخشهایی از مغز را میخوردند.

خانم بلو معتقد است که این انسانها ذاتا و فطرتا کانیبال یا همنوع خور نبودند بلکه خوردن مغز انسان و ساختن جام از کاسه سر آنها بخشی و گونه ای از مراسم عبادی و مذهبی ایشان بشمار میرفته است.
به عنوان دلیل خانم بلو میگوید اگر هدف تنها خوردن مغز سر انسانها میبود، برای رسیدن به آن لازم نمیبود که دقت بخرج دهند تا کاسه سر صدمه نبیند. با زدن ضربه ای محکم بر روی سر میشد که آنرا شکست و به مغز رسید. در عوض آن بریتانیائیهای دوران سنگی کوشش میکردند که بخش بزرگی از کاسه سر را بطوری بشکنند که بتوان از آن جام درست کرد.
نگرش کارشناسانه برآمدگیها و فرو رفتگیهای روی جمجمه حاصل از ضربه زدن بر روی آن نمایانگر دقتی است که این انسانها بخرج میدادند تا جمجمه را کامل خراب نسازند. آنها ابتدا سر را کاملا پاک میکردند و سپس استخوانهای چهره را از آن جدا میکردند و آخر سر به شکستن کاسه سر میپرداختند.
                      
محلی که این سه جمجمه در آن پیدا شدند یعنی غار گافس در نزدیکی روستای چدار از سال 1903 توسط  کاوشگران و دیرین مردم شناسان کشف گردیده بود. آنها در این محل تعداد بسیار زیادی از باقیمانده های انسانهای نخستین را بدست آورده اند. 
کهن ترین اسکلت کامل انسانی یافته شده در بریتانیا که ده هزار سال قدمت دارد نیز در همین محل یافته شده است. بیشتر این باقیمانده های انسانی یافته شده در موزه علوم طبیعی لندن نگاهداری میشوند.

در حدود 15000 سال پیش میان دو دوره یخ بندان برای مدت زمان نسبتا کوتاهی هوا رو بگرمی گذاشت و فرصتی را برای انسانها فراهم کرد که  آنها بتوانند از جنوب قاره اروپا بسوی شمال یعنی مناطقی که هنوز از سوی انسان مسکونی نبودند، مهاجرت کنند.
این انسانها که آنها را انسانهای کرو- ماگنون (کرو- ماگنون نام مکانیست که در آن بازمانده های این انسانها که از تیره هومو ارکتوس یا انسان راست قامت بودند، برای نخستین بار پیدا شدند) مینامند، شکارچیان و میوه چینانی بودند که پیوسته در حالت کوچ از مکانی به مکان دیگر بسر میبردند.
آنها زمانیکه در تنگنای یافتن مواد غذایی قرار میگرفتند از خوردن گوشت انسان نیز ابایی نداشتند. بطور کلی افراد قبایل و دسته های مخالف پس از شکست در جنگ، برای پیروزان زد و خوردها بعنوان مواد غذایی حساب میشدند. 
خانم بلو و گروه همکارانش معتقدند که این انسانها آناتومی بدن انسان را بخوبی میشناختند و حتی مغز استخوان نیز در فهرست مواد غذایی آنها قرار داشت.
اما اینکه آنها در کاسه سر انسانهای دیگر چه مینوشیدند را نمیتوان با قاطعیت پاسخ داد. شاید شراب و یا خون و یا اینکه در کاسه سر انسانها برای مراسم مخصوصی گوشت انسان را قرار میدادند.

همانگونه که در ابتدا نیز بدان اشاره شد، ساختن جام برای آشامیدن از کاسه سر انسانه در میان اقوام نخستین برخی دیگر از کشورها از جمله تبت، هند و جزایر فیجی هم معمول بوده اما جام سر بریتانیان تا کنون کهن ترین اثری از ایندست میباشد که یافته شده است.