جستجوگر در این تارنما

Monday, 7 March 2011

دردسری که بنزین بیو بوجود آورد

از نخستین روز ماه ژانویه امسال نوع جدیدی از بنزین  (E10)  در پمپ بنزینهای کشور آلمان عرضه شد که قیمتش تا 15 سنت اروپایی ( حدود بیست سنت آمریکا) از بنزین سوپر معمولی کمتر بود و چنانچه از نامش پیداست، بمنظور کمک به محیط زیست تهیه شده بود.
این بنزین با وجودیکه در ظاهر همه شرایط برای عرضه و فروشش مهیا گشته بودند و تبلیغات فراوانی از سوی تولید کنندگان آن و هم چنین از سوی دولت آلمان برایش انجام گرفت اصلا از سوی خریداران مورد استقبال قرار نگرفت.
داستان به اینصورت آغاز گشت که در پی کوشش طرفداران محیط زیست برای پائین آوردن میزان دی اکسید کربن تولید شده توسط خودروها، اتحادیه اروپا از اعضایش درخواست نموده بود که سوختی عرضه کنند با نام سوخت بیو  که بخشی از آن توسط دانه های گیاهی فراهم میشود و دارای میزان اتانولی بالاتر از حد معمول است. حد معمول در اتحادیه اروپا پنج درصد بود و بخاطر همین هم بنزین سوپر معمولی را E5  مینامیدند. بنزین جدید  به مقدار ده درصد اتانول در خود داشته و به این سبب  (E10)  خوانده میشود.
پیش از تولید انبوه و عرضه به بازار میان دوستداران محیط زیست و دانشمندان از یکطرف و بوروکراتهای اتحادیه اروپا و اعضای پارلمان این اتحادیه و پارلمان آلمان  که از سوی لابی شرکتهای تولید کننده بنزین نیز پشتیبانی میگشتند، از طرف دیگر مشاجرات  و مباحثات جدی و مفصلی در سطح پارلمان و همچنین خبرگزاریها و نشریات در گرفته بود.
سرانجام شرکتهای تولید کننده بنزین و اعضای پارلمان حرف خود را بکرسی نشاندند و قانون توزیع  (E10)   را به تصویب رساندند و برای اینکه این عمل خود را برای خریداران جذاب نمایند، بهای هر لیتر از این بنزین جدید را تا 15 سنت ارزانتر از بنزین سوپر معمولی تعیین نمودند.
دولت آلمان و اتحادیه اروپا و شرکتهای تولید کننده این نوع بنزین هیچگاه فکر نمیکردند که با مقاومت و امتناع خریداران از خرید مواجه گردند اما این امر اتفاق افتاد و خریداران از خرید بنزین نو سرباز زدند و ترجیح دادند تا برای رسیدن به اهداف طولانی تر از سود ظاهری و کوتاه مدت خویش چشم پوشی نمایند. جالب اینجاست که خریداران اینکار را بطور سرخود و بدون هیچ فراخوانی از سوی دسته و گروهی انجام دادند که نمایانگر بلوغ اجتماعی و درک درست ایشان از این ماجرا بود.

خریداران برای اینکار خود سه دلیل عمده داشتند که به آنها کاملا واقف بودند :
1 – بنزین  سوخت بیو   یا سوپرE10  از دیدگاه زیست محیطی آن چیزیکه را وعده میداد عملی نمیکرد و حتی سرچپه (برعکس) آن به محیط زیست آسیب بیشتری وارد مینمود.
2 – با وجودیکه نرخ هر لیتر این بنزین ارزانتر بود ولی از آنجا که با یک باک پر از این بنزین مسافت کمتری پیموده میشد ( بعبارت دیگر مصرف بالاتر این بنزین برای نیل به توان مشابه)، این سوخت توجیح اقتصادی برای خریدار نداشت.
3 -  میزان بالای اتانول موجود در این بنزین نو باعث میگردید که در درصد بسیار بالایی ( حدود 90 درصد) از خودروهای موجود در آلمان به واشرها، سرسیلندرها و لوله هایی که بنزین را از باک به موتور خودرو میرسانند صدمه وارد گردد و پس از مدتی آنها را فرسوده کرده و از کار بیندازد.

بر اثر خودداری خریداران، دارندگان پمپ بنزینهایی که با خرید دستگاههای جدید مخصوص برای (E10)     در این زمینه سرمایه گذاری کرده بودند، متضرر گشتند. خود تولید کنندگان بنزین نیز با مشکل مواجه گشته اند زیرا سرمایه گذاریهای ایشان برای تولید  سوخت بیو   باطل مانده است.
از آن گذشته  عرضه کم بنزین سوپر معمولی در بازار خطر بالا رفتن قیمت این بنزین و کم گشتن آنرا در بازار بدنبال دارد که در آستانه انتخابات برخی از ایالتهای آلمان میتواند بسیار تاثیر گذار باشد.

Sunday, 6 March 2011

بازمانده کودکی از دوران یخ بندان در آلاسکا

کاوشگران بازمانده های استخوان کودکی سه ساله از دوران یخبندان یعنی زمانیکه آسیا و آمریکای شمالی توسط یخ چسبیده بهم بودند و با یکدیگر راه داشتند را در گوری واقع در آلاسکا پیدا کردند. استخوانهای این کودک که اندکی هم سوخته شده بود مربوط به 11500 سال پیش میباشد.
این استخوانها در خانه ای که مقر تابستانی مردمانی کوچگر از آن زمان بود، یافته شدند. بن پاترBen Potter   سرپرست گروه کاوشگران از دانشگاه University of Alaska Fairbanks   به مجله علمی ساینس اظهار داشته که این کشف امکان  پی بردن به آداب  خاکسپاری و نوع زندگی مردمان  آندوران این منطقه را میسر میسازد.
پاتر و همراهانش در حال کاوش در منطقه سکونت  قدیمی تری در کنار  رودخانه تانانا  واقع در مرکز آلاسکا بودند که بطور اتفاقی موفق به  این کشف  گردیدند.
استخوانهای نیمه سوخته این کودک را در اجاقی که میان خانه قرار داشت، پیدا کردند. در این اجاق همچنین بازمانده های اسکلت ماهیها، پرندگان، پستانداران کوچک و گیاهان یافته شدند.
آزمایش رادیو کربن مشخص کرد که استخوانهای کودک مربوط به 11500 سال پیش میباشند. آزمایشهای دیگر بر روی دندانها نمایان ساختند که این کودک هم با بومیان نخستین آمریکا و هم با ساکنین شمال شرق آسیا قرابت ژنتیکی داشته است.
نوع ساخت خانه ای که استخوانها در آن یافته شدند شباهتهای زیادی با خانه های مربوط به آن دوران که در اطراف  دریاچه اوشکی  واقع در شبه جزیره کامچاتکای سیبری پیدا شده اند، نشان میدهد. پاتر و گروه همراهش میگویند که هم گور یافته شده و هم خانه محاط بر آن جزو قدیمیترین آثار یافته شده در شمال قاره آمریکا میباشند.
نوع  مصالح و مواد گوناگون  و شیوه بکار بردن آنها در ساخت خانه  کاوشگران را متقاعد ساخته که این خانه به احتمال بسیار زیاد تنها برای مدتی از سال که در آن هوا گرمتر بوده، مسکونی میشده و زنها و کودکان را در خود جای میداده است. آنها به احتمال قریب به یقین از گوشت پرندگان، پستانداران کوچک، ماهیها و سبزیجات تغذیه میکردند.
اجاق یافته شده در میان خانه نیز به احتمال زیاد هم برای اهداف پخت و پز استفاده میگردیده و هم برای سوزاندن زباله. زمانیکه این کودک در گذشته، جسد وی را بر روی بازمانده های استخوانهای حیوانات گذاشته و بهمراه دیگر چیزها  سوزانده  و  سپس با خاکستر  باقیمانده آنها را پوشانده بودند. مدت زمانی کوتاه پس از آن این خانه برای همیشه ترک شده بود.
پاتر میگوید بازمانده استخوانها بطور شگفت انگیزی سالم و بدور از تخریب باقی مانده بودند بطوریکه شیوه زندگی این انسانها را نمایان میساختند. یافته های نو از آن گذشته مسیر مهاجرت این کوچندگان را در شمال قاره آمریکا معلوم و مشخص نمود.
تا پیش از آن در مورد مسیر احتمالی مهاجرت کوچندگان مباحثات داغ و مفصلی میان دانشمندان در میگرفت.

Friday, 4 March 2011

طرحهای نو و تا حدی تخیلی برای هواپیماهای آینده


شرکتهای صنعتی در کنار طرحهای جدی که برای آینده نزدیک در جریان کارهای خود دارند، علاقه مندند که طرحهایی هر چند تخیلی و بنظر ناشدنی را هم برای آینده دور بررسی کنند. این طرحها حتما نبایستی که در زمینه ظاهر و شکل برابر با  فرآورده های کنونی آنها باشد. طرحهای جدید میتوانند به اموری مانند میزان مصرف انرژی، توجه به محیط زیست و یا چیزهای دیگری نیز مربوط باشند.

در زیر چند نمونه از طراحیهای تخیلی مربوط به هواپیماهای آینده بنمایش گذاشته شده است.
سازمان ( آژانس ) هوانوردی و فضایی اروپا ESA   در نظر دارد که با مدل به روز شده    Lapcat  و A2 هواپیماهایی را به بازار عرضه نماید که با هیدروژن پرواز میکنند و میتوانند در مدت چهار ساعت نیم کره زمین را بدون توقف طی نمایند. 

  A2 با  142  متر درازا دو برابر ارباس A380  طول خواهد داشت.
 
ناسا طرح مدل بدون سرنشین زیر را که X-43A    نامیده میشود از سوی شرکت بوئینگ دریافت نموده است.

نیروی هوایی آمریکا نیز طرح مدل جنگنده شکاری زیر را که  Blackswift  نام دارد از شرکت سازنده آن     Darpa دریافت کرده است.

Wednesday, 2 March 2011

تاریخچه مختصر سازمانهای اطلاعاتی در جهان - بخش سوم

شیوه های  خبرچینی برای مقاصد سیاسی و نظامی هر روز پیچیده تر و هوشمندتر میشدند و خبرهایی که پیشتر به طریق نقل سینه به سینه بطور مستقیم گزارش میگردیدند، بزودی  صورت پنهانی پیدا کردند.   
هرودوت مینویسد  اسپارتیها  اخبار مخفی را بر روی لوحه های چوبین حکاکی میکردند و روی آنها  را با موم سخت میپوشاندند و سپس بر روی  موم سخت شده  اخبار عادی از مراودات  و معاملات و سپارشات بازرگانی  خود را نوشته و آنها را توسط  بازرگانان روان میداشتند بطوریکه  گمان  کسی را برنمی انگیخت.
اینگونه گزارشات حساس مخفی میماندند تا اینکه به مقصد برسند. در آنجا موم را با آب جوش از چوب جدا میکردند تا نبشته های زیرین بر روی چوب حک شده نمایان گردند. یا اینکه سر بردگان خود را میتراشیدند و اخبار مهم را بر روی سر ایشان خالکوبی میکردند و میگذاشتند تا موهای ایشان دوباره رشد کند و سپس آنها را  با خود میبردند.

در خاور زمین در دومین کتاب  دولتی که  تا  به امروز برای ما باقی مانده  است  و آرتاشاسترا  نام دارد، وزیر چاندرا گوپتا  پادشاه هند در سال 340 پ.م. فهرستی از نام خبرچینان هندی را برای ما به جای گذاشته است و در آن حتی از  تنخواه (مواجب) آنها گزارش داده شده است.  
نام آرتاشاسترا از دو جزء آرتا بمعنای قدرت و شاسترا  بمعنای کتاب تشکیل شده است و آن سلسله قوانین مکتوبی بودند که توسط  شخصی بنام  چاناکیا Chanakya   یا  کائوتالایا  kautalaya  وزیر  چاندراگوپتای نخستین  که  از پادشاهان  سلسله مائوریای  هند بود، نوشته شدند. 
مائوریاها سکاهایی بودند که از راه افغانستان و تنگه خیبر به هند وارد گشته بودند.  این  کتاب  حدود  دویست  سال  بعد دوباره  توسط  شخصی بنام  ویشنوگوپتا  که  پانویسهایی به آن اضافه نمود، به روز گردید.  
در این کتاب که در آن دکترین مملکت داری هند باستان با توجه به شرایط زمان و اجتماع  تدوین و مشخص گردیده به هفت ستون و رکن اصلی برای ادامه بقای کشور هند باستان اشاره شده است : پادشاه، وزیر، ایالات، پایتخت، خزانه، ارتش و متحدین که تقویت و بکار گیری بجا و درست آنها بقای مملکت را تضمین میکند.
در این میان پادشاه نقش مرکزی را بازی میکند. مبنای اصلی این ارکان بر این قرار گرفته بود که همسایه، دشمن طبیعی مملکت میباشد و همسایه همسایه دوست طبیعی مملکت قلمداد میشد. 
هدف این بود که پیوسته توسط تقویت خود و تضعیف دیگران، نخست دشمن را به انقیاد درآورد، سپس بیطرفان و آخر سر همه را.
آرتاشاسترا برای نیل به این منظور محدودیتی در استفاده از شیوه های نامانوس و غیر اخلاقی  قایل  نشده بود و در آن رسیدن به هدف  استفاده از هر وسیله  و شیوه ای را مجاز میکرد. بخاطر همین نیز از کائوتالایا بعنوان تئوریسین یک حکومت بیرحم و قسی القلب یاد میگردد. به او ماکیاولی گاه باستان نیز میگویند. 

داشتن اطلاعات مخفی نه تنها در زمینه امور داخلی کشور بلکه بیشتر در امور خارجی، معنای نگاهداشتن سیادت و قدرت کشور را میداد و آنرا میتوان از کردار سردارانی  مانند سزار بهنگامیکه در گالیای  فرانسه بود  و یا اسکندر دریافت. 
اینها از اطلاعات  و آگاهیهای  سوداگران، بازرگانان،  فراریان ارتش  مخالف ولی از همه بیشتر از آگاهیهای  اسرای جنگی سود میبردند تا به  مقاصد دشمنان خود پی ببرند و بدین ترتیب نقشه های جنگی خود را بطور مناسبی طراحی کنند.  این روش کسب اطلاعات از اسرای جنگی و سپس شستشوی مغزی دادن آنها چنان در آنزمان معمولی و عادی بود که دیگر کسی به سربازان خودی که زمانی را در اسارت دشمن بسر برده و موفق و به فرار گشته بودند، اعتماد نمیکرد.  نخست  میبایست از ایشان آزمایشات  سخت  و مداوم  بعمل میآوردند تا دوباره به وفاداریشان پی ببرند. 
پروفسور بوریس رانکف  Boris Rankov  استاد تاریخ رومی  و متخصص  فنون نظامی رومیها  از دانشگاه  لندن میگوید : بنظر میرسد که حتی  در  آنزمان نیز  اسیران جنگی را شستشوی  مغزی میدادند و نخست مامور خود میکردند و سپس آزادشان  میساختند  وگرنه  انجام چنین آزمایشاتی پس از بازگشت  اسرا  بیهوده  و بی معنا  بنظر میرسد. برای مقابله با  جاسوسان  خارجی  رومیها  از بگردن گرفتن  مخارج  سنگین نیز ابایی نمیکردند. 

این کار را تنها رومیها نمیکردند بلکه چنانچه سرهنگ رزماری شلدون Colonel Rose Mary Sheldon  تاریخ دان سازمان  مطالعات نظامی ویرجینیا در مورد جنگهای هانیبال نوشته است، هانیبال هم سالهای سال برخی از فرماندهان درجه پائین رومی را در لیست حقوق بگیران خود قرار داده بود تا بتواند از اهداف  فرماندهان  بالاتر رومی آگاهی یابد و همزمان ایشان را پیوسته  بوسیله پخش اطلاعات نادرست خود گمراه  و یا دستکم  مردد و گیج کند.
خانم شلدون همچنین مینویسد : هانیبال در سال 207 پ.م.  پس از نبرد با  مارکوس کلاودیوس مارسلوس  و شکست دادن او، با  مهری  که بدستش افتاده بود، نامه هایی  را بنام او مینگاشت و در آنها اطلاعات اشتباه  و گمراه کننده در مورد لشکریان و اهداف جنگی خود قرار میداد و به همراه سربازان خود که البسه جنگی رومیها را به تن کرده بودند،  به اردوی رومیها ارسال مینمود و همزمان قرارگاه های رومی را بدینوسیله زیر نظر قرار میداد.  
این سربازان که در میان اردوهای رومیها رفت و آمد میکردند، میتوانستند پیوسته  گزارشهای  گرانبها و مستندی  در مورد آخرین  نقشه ها وآرایشهای رومیها برای هانیبال روان نمایند.

رومیها بزودی  این کار را فرا گرفتند و شواهدی کتبی موجود  است که نشان میدهند رومیها از آن پس  از میان هر لژیون رومی ده سرباز زبده و ورزیده را که جزو واحدهای ویژه  لژیونها بودند، انتخاب میکردند و آنان را آموزش میدادند تا  بتوانند در پشت خطوط دشمن به گونه موثر به مشاهده  اوضاع  و ارسال گزارش بپردازند. اینان اسپکولاتور Speculator  نامیده میشدند.
یکی از نامی ترین این اسپکولاتورها مردی بود بنام  سرتوریوس Quintus Sertorius  که از خانواده ای با سابقه خدمت در هنگ سوارکاران میآمد. او در سال  102 پ.م. برای  جاسوسی به میان سلتی ها و ژرمنها فرستاده شد و توانست که خدمات شایانی را به ارتش روم عرضه کند. 
پلوتارک تاریخ نگار یونانی مینویسد : سرتوریوس پیش از روان شدن به محل ماموریتش، زبان و آداب و عادات سلتی را بخوبی فراگرفت بطوریکه خارج از روم اصلیت او دیگر قابل تشخیص نبود. سرتوریوس بعدها  پس از بازگشت به روم سیاستمدار و فرمانده لایقی گردید. 

رومیها شیوه های دیگری  نیز برای  خبرگیری بکار میبردند که چندان هم نظامی و پنهان نبودند و آن استفاده دوگانه از کادر سیاسی روم بود. 
ولفگانگ کوهوف  Wolfgang Kuhoff   استاد دانشگاه آگسبورگ آلمان در جلد هژدهم تاریخ رومیها در همین رابطه  بنقل  از تاریخنگار رومی  آمیانوس مارسلینوس نبشته است : برای نمونه میتوان  از فرستادگان و نمایندگان رومی که به دربار شاپور دوم روان گشته بودند، نام برد. 
آنها ظاهرا  وظیفه داشتند که  در مورد مذاکرات صلح   با  ایرانیان به گفتگو بنشینند  و این مذاکرات را به پیش برند، اما  در واقع همزمان نیز در میان ارتش ایران میگشتند و گزارشهایی در مورد موقعیت یگانها، قدرت واحدها، روحیه و آرایش سپاه و نوع سلاح اینان فراهم آورده و بر روی کاغذی مینوشتند و کاغذ را با مهارت در نیام شمشیر جای میدادند و همراه با بازرگانانی که به مقصد غرب  در راه بودند، به سوی اردوگاه رومیها روان میساختند.

Tuesday, 1 March 2011

ژئوگلیفهای تازه در کشور پرو

ژئوگلیفهای (بر وزن هیروگلیف) بزرگ پرو در نزدیکی شهر نازکا شهرت جهانی دارند. هم اکنون کاوشگران در این منطقه موفق به کشف آثار جدیدی گشتند که در تپه های اطراف شهر نازکا میباشند.
گلیف در زبان یونانی باستان بمعنای علامت و نشانی مورد استفاده برای نوشتن است  که یا بصورت الفبا، یا بصورت اشکال هندسی و یا بصورت نگاره ای از موجودات میباشد. ژئوگلیف  Geoglyph  بمعنای نشانه های نوشتاری کنده شده بر روی زمین است که معمولا دستکم چند صد متر طول دارند.
دانشمندان ژاپنی 138 اثر جدید را در این منطقه یافته اند که تاکنون ناشناخته بودند. معنای این ژئوگلیفها که تنها از راه  آسمان بصورت  کامل قابل تشخیص و مشاهده هستند، هنوز برای بشر اسرار آمیز و نامعلوم هستند. بسیاری از نگاره های این ژئوگلیفها  نمایه هایی از  انسان، حیوان و یا حتی حشره و گیاهی هستند که بزرگی برخی از آنها حتی تا بیست کیلومتر هم میرسد.
دهها فرضیه و نظریه در مورد علت ساخت این نگاره ها تا کنون مطرح گشته اند اما هیچکدام تا کنون بطور کامل و واضح به اثبات نرسیده است  با وجود این  بیشتر دانشمندان بر این گمان میباشند که ساخت این نگاره ها بایستی عللی آمیخته از نجوم، کشاورزی و مذهبی داشته بوده باشند.
نازکاها که از 800 پ.م. تا  سال 600 میلادی در این منطقه زندگی میکردند همچنین در حدود 2400 سال پیش سیستم آبرسانی ابداع کرده بودند که بسیار زیاد شبیه شبکه کاریز و یا قنات های ایرانی است که قدمتشان به چهار یا پنج هزار سال میرسند. کهن ترین کاریز ایران  کاریز  گناباد از زمان پیش از هخامنشیان میباشد. 
تخمین زده میشود که در زمان هخامنشیان تعداد 40 تا 50 هزار کاریز فعال بوده است.  پیش از ایندو کشور که در دو گوشه دور از هم جهان قرار دارند، کاریز در هیچ کشور دیگری مشاهده نشده بود.

منطقه وسیعی که یادگارهای نازکاها در آن بجای مانده اند در 460 کیلومتری جنوب شهر لیما پایتخت پرو قرار دارد و نخستین آثار ژئوگلیفی دوباره یافته شده از نازکاها در دهه بیست سده گذشته در آنجا کشف گردید.
نشریه ال کومرسیو  El Comercio  به نقل از ماساتو ساکایی  Masato Sakai  دانشمند ژاپنی مینویسد : ما گمان میکنیم که خطوط استفاده شده در ژئوگلیفها نگاره های مذهبی و جریان آبهای زیرزمینی را مشخص میکردند. 
کشفیات جدید با  کمک ماهواره ها انجام  گرفتند و از اهمیت  ویژه ای  برخوردار هستند زیرا تا کنون بغیر از این 138 اثر یافته شده  تنها 62 اثر برای ما شناخته شده بودند.
گروه پژوهشگران در کنار یافت این ژئوگلیفها دو اثر دیگر نیز پیدا کردند که یکی از آنها سر انسانی را نشان میداد و دیگری شبیه حیوانی بود. هر دوی این آثار کوچکتر از دیگر آثار یافته شده هستند بطوریکه تا کنون از راه هواپیما قابل تشخیص نبودند. هشت هزار قطعه کوچک سرامیک نیز در کنار آثار یافته شده پیدا شدند.

Saturday, 26 February 2011

طعم ثروت و احساس تمدن

طعم ثروت و احساس تمدن!
دوسده  پیش انگلیسیها در شبه  قاره هند  نوشیدن چای را در این کشور مرسوم کردند. نخست بومیهای استخدام شده در ادارات و موسسات انگلیسی دریافتند که آنها نیز همانند انگلیسیها چای را با علاقه مینوشند و چیزی نگذشت که همه علاقه  به نوشیدن این نوشیدنی جدید را در خود کشف کردند.
امروزه اگر کسی به هند سفر کند، هنوز فروشندگان چای را در کنار خیابان مشاهده میکند که  داد میزنند گرم چای، گرم چای  garam chai و چای کمی شیرین را بهمراه   شیر به  قیمت ده روپیه  یعنی چیزی  برابر با 15  سنت  به  رهگذران عرضه میکنند.
تا چندی پیش  در ایران بخصوص  در پایانه های اتوبوسهای مسافربری و یا ایستگاه قطار نیز میشد که چیزی شبیه آنرا دید. حضور فروشندگان سنتی چای هندی در خیابانها  نیز همانند همکاران ایرانی خود هر روز کمرنگتر میشود تا بمرور زمان ناپدید گردند آنهم  در کشوری که از آن بعنوان ملت چای خور نام برده میشد. 
نوشیدن چای دارجلینگ و آسام و یا چای با ادویه جات مخصوص که مصالح نامیده میشود میرود تا جای خود را به نوشیدن قهوه ای که در مهاراجه برگر (نام شعبه مک دونالد در هند) عرضه میگردد، بدهد.

مشاهدات و آمار نشان میدهند که در میان طبقه متوسط جدیدی که بتازگی در هند تشکیل شده و بر اثر پیشرفتهای نسبی این کشور در زمینه  اشتغالزایی شهری  وضعیت بهتری  نسبت به پیش پیدا کرده، نوشیدن قهوه رایج گردیده است. 
بیشتر افراد این قشر متوسط جدید را کسانی تشکیل میدهند که از شهرهای کوچک به بزرگ شهرها آمده اند و با طی مدارج  تحصیلی  موفق به یافتن شغل نسبتا مناسبی گشته اند.
در هند امروزی یکی از مراکزی که پیوسته قهوه، نسکافه، اسپرسو و غیره  را عرضه میکند، فروشگاه زنجیره ای مهاراجه برگر (مک دونالد) است که بخصوص در میان جوانان و نوجوانان از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است.

از همان اول مشخص بود که بمروز زمان  فروشگاههای زنجیره ای همانند استارباکس آمریکایی  آهسته ولی مطمئن کوشش خواهند کرد که  پای خود را به کشورهایی مانند شبه قاره باز کرده و خود را به بازار هند تحمیل کنند.  برای رسیدن به این مقصود استارباکس به کنسرن صنعتی / بازرگانی تاتا  دست همکاری داد.  
 تاتا کنسرنی است  چند بعدی که نه تنها خودرو تولید میکند  بلکه خدمات بانکی و بیمه و حتی تولید و فروش برق و معامله در بازار اوراق و سهام را در کارنامه کارهای خود دارد. بدینوسیله استارباکس از پشتیبانی کنسرنی برخوردار گشت که نه تنها در هند نامی داشت بلکه به خلق و خوی و عادات مصرفی یک میلیارد هندی نیز آشنا بود.

پس از اعلام همکاری میان دو شرکت  استارباکس و تاتا،  ارزش سهام تاتا کافی   Tata Coffee  که بزرگترین تولید کننده  و صادر کننده قهوه در هند است در بازار بورس مومبای (بمبئی) تا 17 درصد افزایش قیمت داشت. استارباکس پیش از آنهم در چین به عمل مشابهی دست زده بود و اکنون قهوه خانه های نوین استارباکس  تمامی  مراکز صنعتی  و بازرگانی  چین  را  پوشش  میدهند.
هاوارد شولتز از مدیران استارباکس  امیدوار است که روزی اوضاع دکاکین و شعباتش در هند همانند چین گردد. استارباکس  در نظر دارد که در شهرهای صنعتی چین تا سال 2015 تعداد 1500 قهوه خانه نوین دایر نماید. این عدد یعنی چهاربرابر تعداد امروزی. 

کنسرن آمریکایی میخواهد که نخست  دانه های قهوه تولید شده در هند را از تاتا بخرد زیرا هند تا کنون این دانه ها را بخارج از هند صادر میکرد. بنا به برآوردهای آمریکائیها سالانه بیش از سیصد هزار تن قهوه در هند تولید میگردد بخصوص در جنوب هند که مزارع بزرگ تولید قهوه در آنجا وجود دارد.
تحلیلگران و بازارشناسان متوجه شده اند که در این اواخر مصرف  قهوه در خود هند  سالانه پنج  درصد افزایش داشته است. کشوری که  قهوه صادر میکرد اکنون میرود تا خود به بزرگترین مصرف کننده محصولات خود مبدل گردد و جالب اینکه درآمد  قهوه ای که هند خود تولید میکند و خود نیز بمصرف میرساند، بدینوسیله به حساب شرکتی خارجی واریز میگردد.

یکی از روسای بزرگ فروشگاههای زنجیره ای استارباکس  خیرا اعلام کرده که در فروشگاههای استارباکس در هند بزودی لاته ماکیاتو Latte macchiato   و  کاپوچینو  Cappuccino  برای نوشیدن و یا بهمراه بردن عرضه خواهند شد آنهم در همه جا. از هتلهای لوکس گرفته تا مراکز خرید و سرانجام در خیابانهای معمولی.
جایدو اومپراکش Jaidev Omprakash  یک هنرمند معمولی هندی در حالیکه عینک آفتابی بر روی صورت دارد و در یک قهوه خانه واقع در جنوب شهر دهلی مشغول نوشیدن قهوه خود  است میگوید : در گذشته مردم بهنگام  گرد هم آمدن، با هم یک لیوان چای مینوشیدند اما ما امروزه  تقریبا هر روز یکدیگر را در یک قهوه خانه نوین ملاقات میکنیم و با هم قهوه مینوشیم.

یک  فنجان قهوه و یا اسپرسو در قهوه خانه های زنجیره ای هند  دارای قیمتی  برابر با  یک  یورو میباشد. قیمتی که برای هندیها کاملا غیرمعمول بنظر میرسد اما طبقه متوسط هند با علاقه اینکار را انجام میدهد تا خودی نشان داده باشد. فراموش نکنیم که هنوز نیمی از مردم هند درآمد روزانه ای برابر با دو دلار یعنی تقریبا یک و نیم یورو دارند و نشان دادن اینکه کسی میتواند تنها برای یک فنجان قهوه یک یورو خرج نماید، به چشم میخورد.

فروشگاههای زنجیره ای غربی تا حدودی خود را با شرایط مملکت تطبیق میدهند. هر چه باشد هدف آنها فروش کالاهایشان میباشد. به اینصورت است که فروشگاه نامی مک دونالد  نام خود را  دگرگون  کرده و هندی میکند و بجای عرضه کردن بیگ مک از گوشت گاو که  در هند حیوانی مقدس تلقی میشود، در صورت غذاهای خود مهاراجه مک  را که از گوشت مرغ  و ادویه جات  هندی تهیه میگردد، عرضه مینماید.

هدف فروختن است و برای اینکار میبایست که نخست احساسات خریدار را در نظر گرفت تا بتوان به محتویات جیبش دست یافت.

نمای گسترش فروشگاههای زنجیره ای استارباکس در کشورهای جهان

Tuesday, 22 February 2011

خطر در شیشه های شیر نوزادان

 شیشه های پلاستیکی شیر نوزادان که در آنها از ماده شیمیایی بیسفنل آ Bisphenol A استفاده شده است دیگر اجازه ساخت در کارخانجات کشورهای اروپایی را ندارند. برای شیشه های شیری که هم اکنون در بازار هستند مهلت سه ماهه ای تعیین گشته تا آنها را نیز از قفسه های فروشگاهها برچینند. دانشمندان ثابت کرده اند که وجود این ماده در مصنوعاتی که با مواد غذایی در رابطه هستند باعث عقب ماندگی ذهنی و اختلال در تکامل مغز کودکان میگردد.
بیسفنل آ Bisphenol A  را تنها در شیشه ها و پستانکهای نوزادان نمیتوان یافت بلکه در انواع پلاستیکهای روکش مواد غذایی، سی دی ها، ظروف و بطریهای پلاستیکی و بسیاری چیزهای دیگر میتوان وجود این ماده ناسالم را ردیابی کرد.
سالهاست که پزشکان و دانشمندان در مورد مصرف مواد پلاستیکی که عمدتا موجب نازایی در زنان و ناتوانی و عقیم شدن در مردان میگردند و شدیدا مشکوک به سهیم بودن در امر ابتلا به بیماری دیابت، سرطان سینه و آسیب رسانی به سیستمهای اعصاب میباشند، هشدار میدهند. فهرست آسیبهایی که مواد پلاستیکی وارد میسازند بسیار بلندتر از مواردی است که در بالا عنوان گردیدند.
در مورد مصرف بیسفنل آ Bisphenol A  در مصنوعات پلاستیکی مدتها بود که میان دولتمردان و دانشمندان بحثها و گفتگوهای داغ در گرفته بود. پارلمان اتحادیه اروپا سرانجام در مورد این هشدارها و دلایل محکم عرضه شده توسط دانشمندان واکنش نشان داد و مصرف آنرا در مصنوعات ممنوع اعلام کرد.
گرچه که اداره مربوط به امور مواد غذایی اتحادیه اروپا میزان بیسفنل آ Bisphenol A را در مواد غذایی کمتر از حد خطرناک اعلام کرده ولی دانشمندان معتقدند که این اداره یک ارگان  وابسته میباشد و خواستار حذف کلی این ماده از مواد غذایی و موادی که با خوردنیها در تماس مستقیم میباشند، گردیدند.
استفاده بیسفنل آ Bisphenol A  در مواد غذایی و مصنوعات پلاستیکی هم اکنون در کشورهای فرانسه، دانمارک، کانادا، استرالیا و برخی از ایالات کشور آمریکا ممنوع اعلام گردیده و دولتهای این کشورها (ایالات) خواستار حذف این ماده از کلیه اقلام مربوط به کودکان و نوزادان میباشند. بر روی محصولات کارخانجات تولید کننده این اقلام از این پس بایستی مارک  bpa-free  نمایان باشد که نبود این ماده را در مصنوعات تضمین نماید.
کسانیکه میخواهند کاملا مطمئن باشند بهتر است از مصنوعات مشابه شیشه ای ( مانند شیشه شیر کودک ) استفاده نمایند.

Monday, 21 February 2011

دستگاههای آب شور شیرین کنی

مصرف انرژی بسیار زیاد، گران از آب درآمدن تولیدات و ضربه بزرگ به محیط زیست. سازمان جهانی محیط زیست WWF, World Wide Fund For Nature  در برابر پدیده دستگاههای آب شور شیرین کنی اعلام خطر کرد.
ده هزار دستگاه آب شور شیرین کنی در سراسر جهان در حال کار هستند که در 150 کشور جهان روزانه بیش از پنجاه میلیارد لیتر آب شیرین تولید میکنند. این مقدار آب کافیست تا نیمی از جمعیت اروپا را از نظر آب  آشامیدنی  و مصرف روزانه  آب  پوشش داد  اما  چنانچه  مارتین گیگر Martin Geiger  متخصص امور مربوط به  آب آشامیدنی و سخنگوی WWF  در مصاحبه ای اعلام کرد، چشمان بسیاری بر روی خطرات بزرگ جانبی دستگاههای آب شور شیرین کنی بطور آگاهانه یا نا آگاهانه  همچنان بسته مانده  است.
برآورد میشود که تا سال  2015  تعداد  این دستگاهها در سطح جهان تا دو برابر افزایش  یابد. در حال حاضر کشورهای عربستان، استرالیا و اسپانیا در زمینه نصب  و بهره برداری از این دستگاهها از دیگران پیشی گرفته اند و بسیار فعال هستند. کشور چین نیز در نظر دارد تا سال 2020 تعداد دستگاههای آب شور شیرین کنی خود را تا سه برابر میزان فعلی افزایش دهد.
گیگر اخطار داد  که با وجود این دستگاهها   مسایل تازه ای در سطح جهانی  مطرح میشوند. این دستگاهها انرژی زیادی مصرف میکنند بطوریکه در کنار هر دستگاه  آب شور شیرین  کنی نیاز به  ایجاد  یک  نیروگاه جهت  تامین انرژی مورد مصرف آن میباشد. 
آلاینده های  حاصل از این نیروگاهها  خود مبدل  به معضلی بزرگ  برای محیط زیست  میگردند و کرانه های دریاها و آب خود دریاها از این آلودگی بر کنار نخواهند ماند. 

گیگر همانند بسیاری دیگر از خبرگان محیط زیست و امور آب، معتقد است بایستی کوشش نمود تا مصرف آب بهینه گردد و فرهنگ مصرف بهینه آب را بایست در میان مردم رواج داد و در کنار آن نیز بایستی که سیستمهای کهنه آب رسانی را به روز و نو نمود و همچنین دستگاههای تصفیه فاضلاب را گسترش و پوشش داد.

در حال حاضر سه گونه موثر دستگاه  جهت شیرین کردن آب دریا  عرضه میشود یا بزودی عرضه خواهد شد. 
دستگاه نوع نخست همان دستگاههای مورد استفاده در بسیاری از کشورهای جهان منجمله  کشورهای کرانه های  جنوبی خلیج پارس میباشد. این دستگاهها  توسط گرم کردن و بخار نمودن آب عمل میکنند که در آن بخار تولید شده  را دوباره  سرد کرده  و آب را تقطیر میکنند. نمک باقی مانده در این دستگاهها را بایستی مرتب  زدود  و دستگاهها را پاک نمود. این نمک را یا دوباره به دریا میریزند که خود تعادل طبیعت را در دریا بهم میزند و یا در زیر خاک پنهان میکنند. مصرف انرژی در این نوع دستگاهها بسیار زیاد میباشد و بخاطر همین نیز آب شیرین تولید شده بسیار گران تمام میشود.

دستگاه نوع دوم مراحل  تکمیل خود را طی کرده  و در حال  آزمایش شدن است. در این گونه دستگاه آب دریا را با فشار زیاد از پوسته ای عبور میدهند.  ساختار پوسته بصورتی است که ملکولهای آب میتوانند از آن عبور کنند ولی ملکولهای نمک در پشت آن باقی میمانند. این شیوه هم ارازنتر و راحتتر از روش نخست میباشد و هم به انرژی کمتری نیاز دارد.

دستگاه نوع سوم مراحل واپسین تکمیل خود را طی میکند و هنوز آزمایش قطعی نشده است اما عملکردش به این صورت میباشد که در آن از خاصیت و میل شدید  آب به شور شدن استفاده میگردد. در این دستگاه  آب دریا را که شور است به سوی محلول بسیار شورتری که توسط نمک بخصوصی اشباع گردیده است هدایت میکنند. بمحض رسیدن آب دریا به این محلول، آب دریا خود را از نمک محلول در خود جدا میسازد تا بتواند با نمک دیگر مخلوط گردد. پس از این عمل آب تازه بصورت مصنوعی شور شده را به دستگاهی منتقل میکنند و حرارت میدهند. ساختار شیمیایی نمک جدید بصورتیست  که بمحض  در تماس  قرار گرفتن  با میزان کمی از انرژی گرمایی، خود نمک بخار  گشته و از  آب  جدا میگردد. چیزی که باقی میماند آب شیرین است.

قدر مسلم تمامی این دستگاهها و شیوه های گوناگون تقطیر آب، مشکلات  کمبود آب  جهان را که جمعیتش پیوسته در حال  افزایش و متمرکز شدن در شهرهاست، حل نخواهند کرد و در کنار آن  مسائل تامین  انرژی برای شیرین کردن آب و زدودن نمک جدا شده از آب را نیز مضاعفا به  پیش  میکشند،  هر چند هم که  روشهای  نوین تولید آب شیرین،  مصرف انرژی  را تا حد یکسوم کاهش میدهند. 
علاوه بر آن این یک راه حل مورد استفاده برای همه جا نخواهد بود و بازهم  نقاط  دور از سواحل دریا مشکلات  کمبود  آب شیرین را خواهند داشت و قیمت آب شیرین تولید شده در کناره های دریاها  هم هنوز بسیار بالا خواهد بود. 

به تازگی در کنفرانس  بین المللی  که با حضور متخصصان  امور آب  و آبفا و مهندسین کشورهای مختلف جهان انجام گرفت،  این پرسش مطرح گردید که برای روستای کوچکی در سودان که در آن برق وجود ندارد، حاضرین در کنفرانس چه نوع دستگاه آب شیرین کنی و یا راه تامین آب مورد نیاز اهالی را پیشنهاد میکنند؟ پاسخ نخبگان و مهندسین حاضر سکوت سنگینی بیش نبود.

Saturday, 19 February 2011

شش سم خطرناکی که در محیط زیست رها میشوند – بخش سوم

زرنیخ
در رده بندی مواد سمی آلوده کننده محیط زیست زرنیخ یا آرسنیک مقام چهارم را بخود اختصاص میدهد. زرنیخ از شبه فلزات است و از گاه باستان برای بشر بعنوان عنصری زهرآگین شناخته شده بود. در تاریخ موارد زیادی یاد شده که  این زهر را برای کشتن پنهانی دیگران بکار گرفته بودند. زرنیخ در حال حاضر سالانه جان 5 تا 9 میلیون نفر انسان را بصورت مستقیم تهدید میکند.
زرنیخ سمی است که نه میتوان آنرا مزه کرد و نه بوئید. این سم را میتوان بطور عمده در باتریها و نیز در برخی از داروها به فراوانی یافت. همچنین در طی پروسه  پرداخت برخی از سنگهای کانی مانند آهن و مس مقادیر زیادی از گرد زرنیخ در هوا پخش میگردد و با نشستن بر روی ملکولهای هوا میتواند به راحتی از مکانی به مکان دیگر منتقل گردد.
زرنیخ همچنین میتواند بهمراه باد و گرد و خاک برخاسته از باد بر روی سطح آبهای روان و آبهای ساکن مانند دریاچه ها نشسته و از آنجا بسادگی به سیستمهای آبهای آشامیدنی وارد گردد. در حال حاضر کشورهای هند، نپال و بنگلادش از همه بیشتر در معرض صدمه دیدن از این زهر میباشند.

سموم مربوط به دفع آفات گیاهی
اینکه سموم دفع آفات گیاهی  جزو شش زهر خطرناک جهان قرار گرفته کسی را شگفت زده نمیکند. کمابیش همه میدانند که با پخش این سموم بر روی کشتزارها و باغات، این مواد که بر روی محصولات باقی میمانند دوباره از همین راه  بصورت مستقیم ( مانند سمومی که بر روی پوست میوه ها باقی مانده اند) و یا غیر مستقیم (مانند سمومی که بر روی غذاها و علوفه دام و طیور باقی مانده اند و سپس از طریق آنها) وارد بدن انسان میگردند. اما چیزیکه گروه چلیپای سبز به آن توجه نموده است این موضوع میباشد که در سراسر جهان میان پنج تا هشت میلیون نفر وجود دارند که مستقیما با این سموم در رابطه هستند و آنها کسانی میباشند که در کارخانجات تهیه این سموم کار میکنند و  بیواسطه  در معرض خطرات گوناگون  ناشی از این فرآورده ها قرار دارند.
در کنوانسیون  استکهلم  18 نوع  از این سموم  بکلی خطرناکتر از بقیه  توصیف  گشته و استفاده کردن از آنها برای  کشورهای اروپایی  ممنوع اعلام  گردید، اما  این بمعنای  ممنوع  بودن تولید این سموم نمیباشد و یا اینکه بمعنی نفروختن تولیدات  اندوخته  شده  در انبارها  به  کشورهای  دیگر بخصوص  کشورهای جهان سوم و آفریقایی نمیباشد. سم  د.د.ت  نمونه بسیار بارزی از ایندست میباشد که باوجود ممنوع  بودن مصرف این ماده ضد آفت در کشورهای اروپایی و غربی، فروش آن  به دیگر کشورها بلامانع تلقی میگردد.
اما تنها فروش آشکار سموم دفع آفات گیاهی نیستند که تولید مشکلات میکنند. بنا به پژوهشهای گروه چلیپای سبز برای نمونه در روسیه حدود 400 هزارتن از این مواد وجود دارند که مصرف آنها بنا به مفاد کنوانسیون استکهلم ممنوع میباشد اما بازیافت نیز نگردیده اند. این مواد و دیگر مواد شیمیایی را میتوان به راحتی در بازارهای سیاه اینگونه کشورها خرید و فروش نمود.

تاثیرات اینگونه سموم  بر روی بدن موجودات گوناگون است. هم تاثیرات آنی وجود دارند مانند سردرد و حالت تهوع و غیره  و هم تاثیرات دراز مدت مانند ابتلا به سرطان و متلاشی گشتن درونی سیستمهای تنفسی و گوارشی و هم چنین عقب ماندگی های ذهنی و نقصهای بدنی در کودکان.