جستجوگر در این تارنما

Monday, 23 March 2020

کرونا، تهدید، تحدید، موقعیت


بیماری جهانگیر جدید که درچین آغازشد وابتدا نیز از سوی جهانیان تنها مشاهده و نظاره می شد و کسی آن را خطری جدی برای کشور خود نمی پنداشت بزودی فراگیر شد و تاثیرات خود را بر چهره جهان نمایان ساخت. تاثیراتی که تنها به بخش بهداشت و تندرستی مربوط و محدود نمی شوند ولی در ارتباط با آنها خود را همه جا کم و بیش نمایان ساخته و غرامت و تاوان خود را می طلبد.

در ارتباط با تندرستی و بهداشت متاثر از کرونا چیزی نمی نویسم زیرا دیگران به اندازه کافی به آن پرداخته اند. بدیهی است که  باز هم مطالبی بسیار جالب و گوناگون از جانب کاردانان و آگاهان نوشته خواهد شد تا دیگران را در جریان آخرین  اخبار و دانسته ها قرار دهند و کار بسیار خوبی هم هست.

به اشاره ای مختصر به کرونا و تهدیدات آن بسنده می کنم چرا که منظور از نگارش این مقاله بررسی محدودیت ها و پیامدهای حاصل از آن است.

همگی تا حدی با تحدیدهای گوناگون آن اعم از خانه نشینی اضطراری و بر سرکار نرفتن اجباری آشنایی دارند و گروهی آگاهی بیشتری از آن دارند یا از آن متاثرترند و برخی نیز چون من در این مورد به گمانه زنی هایی پرداخته اند.

پیش ازپرداختن به گمانه زنی مایلم مختصر و محدود (محدود از این نظر که این نمونه ها را بعنوان مثال برگزیده ام) به چند نکته اشاره کنم. لازم به ذکر است که این گمانه زنی ها را در وضعیت کنونی از سوی هرکس از جمله خودم، چندان بی خطر و خالی از بحث نمی دانم، بخصوص آندسته از گمانه زنیهایی که بر مبنای جناحگیری های شخصی و دسته ای مطرح می شوند.

نکته دیگری که مایلم در حاشیه و به عنوان خبری جانبی بیان کنم، اشاره به چند واقعیت از کشوری است که در آن زندگی می کنم.

پس از پیشروی سریع کرونا در اروپا و بهت نخستین دولتها و ملتها از جمله دولت و جامعه آلمان و الزام به برقراری ارتباط میان دولتمردان و توده مردم  از طریق سخنرانی های صریح و بی پرده شبیه به آنچه که صدراعظم آلمان با مردمش کرد و پذیرش  سخنان وی از سوی مردم و بذل اعتمادشان به دولت و اقدامات سریعی که پس از آن انجام گرفت، رفرمهای پنداری و کرداری بی شماری در کوتاه مدت انجام شدند که بسیار شایان توجه بودند. نه دولتها و نه مردم زمان چندانی را صرف ردیابی مقصر نکردند و به جای آن در جستجوی یافتن راه حل های معقول و عملی برآمدند. لازم به ذکر است که حتی در اینجا نیز کسانی یافت       می شوند که  در برابر جدی گرفتن خطرات مقاومت بسیار می کنند. اما در آلمان دولت این گروه را با قانون به راه می آورد.

باری در کشور آلمان حدود هشت میلیون دانش آموز وجود دارند که از رفتن به دبستانها و دبیرستانها منع شدند اما برنامه های آموزشی لحظه ای هم متوقف نماند. بزرگترین عرضه کننده خدمات اینترنتی آلمان، دویچه تله کمDeutsche Telekom   ، بلافاصله با  همکاری دیگر رقبا توانستند مشترکا خدماتی ارائه دهند که طی آن دریافت دروس از راه اینترنت برای دانش آموزان و ارتباط دانش آموزان با دبیران و آموزشگاهها به صورت رایگان با ایجاد سایتهای آموزشی مانند www.planet-schule.de   میسر گردند و با کمکهای فراوان موفق شدند مانع از توقف برنامه های از پیش تعیین شده آموزشی شوند.

فروشگاههای زنجیره ای نیز برای حفظ تندرستی کارمندان و مشتریان خود بلافاصله از پیشنهادهای دولت استقبال کرده و با ابتکار عمل و با رسم خطوط فاصله دار احتیاطی برای مشتریانی که جهت پرداخت به پای صندوق می روند و با تعبیه دیوارهای شفافی که صندوقدارها را از تماس مستقیم با مشتریان حفظ می کنند، کوشش کردند سهم خود را در این راستا ادا نمایند. انجام این گونه تدابیر نیز سبب شد تا شهروندان مسئله را جدی تر تلقی کنند. گواه بر این مطلب خیابان های خلوت شهرهایی است که در آنها مقرارت منع آمد و شد وضع نشده است.

در کنار اینها طی یک ماه گذشته ارزش سهام بورس در DAX حدود سی درصد کاهش را نشان می دهد.

تدابیری مانند ارائه خدمات رایگان اینترنتی به دانش آموزان و مدارس و چگونگی نحوه خرید و پرداخت در فروشگاههای زنجیره ای بزرگ به صورت خودجوش و خودخواسته صورت گرفته و نیازی به برنامه ریزی ودستور از مرکز نداشتند. البته اقدامات اجتماعی بسیار دیگری نیز انجام گرفتند که  خارج از موضوع بحث این نوشته است و دو مثال فوق را هم به عنوان مشتی از خروار ذکر کردم.

در راستای این اقدامات دولت آلمان یکی از بزرگترین وظایف خود را حفظ تندرستی شهروندان و زنده و برپا نگاه داشتن چرخ های کوچک و بزرگ اقتصادی این کشور می دانست.

دولت سریعا" متوجه شد که این دو موضوع گاه می توانند در تضاد جدی با هم قرار گیرند. برای مثال ارائه خدمات درمانی به مردم. در دو دهه گذشته دولتهای آلمان و لابیهای شرکت های بیمه به این توافق پنهان و آشکار رسیده بودند که خدمات پزشکی بر عهده این شرکت ها باشد، حق بیمه بالا نرود و حتی در برخی موارد تا حدی نیز کاهش یابد ولی درقبال آن شرکت های تولید دارو و ادوات پزشکی بخشی یا  بیشتر واحدهای تولیدی خود را به خارج (آشکارا بیشتر به چین) منتقل کنند تا  بتوانند از این طریق  فرآورده های دارویی را به بهایی نازل دوباره به بازار کشورهای اروپایی عرضه کنند. این شرکت ها می توانستند از این راه سود فراوانی عاید شوند که بخش اندکی از آن صرف ارائه خدمات درمانی به شهروندان اروپایی، بخش عمده آن نصیب شرکتها و  موجب بالا رفتن ارزش سهام در بازارهای بورس جهان می شد که همین نیز به کسب درآمد بیشتر برای شرکت های بیمه می انجامید.

به بیان دیگر سودی بدست می آمد و بخشی از آن نیز با شهروندان تقسیم می شد ولی تناسب تقسیم سود از دیدگاه اجتماعی عقلانی نبود. به زودی متوجه خواهیم شد که از نظر سیاسی نیز منطقی نبوده است. تنها سهم لابی ها بالاتر رفته بود و قشرنامعقول ثروتمندی (مدیران اقتصادی) در کشورهای غربی به وجود آمدند.

علاوه بر شرکتهای تولید دارو و وسایل پزشکی، دیگر رشته های تولیدی از کشاورزی گرفته تا صنعتی وضعیتی کمابیش مشابه داشتند و ادامه حیات تولیدی و اقتصادی شان با دشواریهای فراوان روبه رو شده بود. دولت هایی مانند آلمان و آمریکا بلافاصله به این مسئله پی بردند، از این رو بودجه های اضطراری هنگفتی برای مقابله نسبی با آن در نظر گرفتند.

اکنون چنین شرکت هایی نمی توانند به تولیدات خود ادامه دهند ونیز قادر به انجام تعهدات و ارائه خدمات خود نیستند. از سوی دیگر نمی توانند کارمندان خود را نگاه دارند زیرادامه فعالیت اقتصادی شان منوط به واردات محموله های مورد نیازشان از کشورهای دیگر بود که در حال حاضر میسر نیست. دولتهایی مانند آلمان با ششصد میلیارد یورو و آمریکا با نهصد میلیارد دلار بودجه اضطراری در نظر دارند به شرکتها و کارفرمایان کمک کنند تا فعالیت شان متوقف نشود. 

هم اکنون نمی توان به درستی و دقیق ابعاد و گستره تغییراتی که بر اثر بروز بیماری کرونا به وجود خواهند آمد و چگونگی و زمان آنها را  تخمین زد و یا حتی بطور نسبی ترسیم کرد. ولی قدرمسلم این است که این تغییرات بی شک در راه هستند. تغییراتی که در کنار جنبه های نگران کننده شان زمینه ها و موقعیتهای تازه ای را نیز در پی خواهند داشت. جهان پس از کرونا با جهان امروز تفاوتهایی خواهد داشت.

اینکه چه کسانی و با چه شرایطی بتوانند از موقعیتهای تازه بهره برداری کنند موضوعی است که می بایست آنرا به آینده، ذهنیت و میزان آمادگی افراد و کشورها محول کرد.


Thursday, 14 November 2019

گفتار آبانماه 98

هیچگاه شروع مکن که بس کنی و هیچگاه نیز بس مکن که شروع نمایی.

Tuesday, 3 September 2019

گفتار شهریور ماه ۹۸

غریب زمانه ایست که در آن زندگی میکنیم. زمانه ایکه پیر و جوان را به مکتب نادرستی فرا میخوانند و کسانیرا که به خود اجازه میدهند تا حقیقت را بگویند دیوانه و مجنون مینامند.
افلاطون

Tuesday, 20 August 2019

میدان اسپانیای شهر سویا بخش دوPlaza de España

پارک ماریا لوئیزا. در واقع بایستی نخست بیان کرد که ماریا لوئیزا که بود که پارکی را در یکی از شهرهای جنوب اسپانیا در اوایل سده بیستم بنامش کردند؟
این پارک درسال ١٨٩٣ توسط ماریا لوئیزا فرناندا د بوربن  María Luisa Fernanda de Borbón  دوشس مونت پنسیه ساخته شد.
نام کامل او ماریا لوئیزا خوزفینا آنتونیتا بیسنتا  بود که در سی ام ژانویه جولای سال ١٨٣٢از فردیناند هفتم پادشاه اسپانیا و ماریا کریستینا که دومین دختر پادشاه سیسیل بود، بدنیا آمده و در دوم فوریه  ١٨٩٧ یعنی چهار سال پس از احداث پارک  درشهر سویا  از دنیا رفت.


خیابانهای بولوار مانند این پارک بزرگ یکدیگر را بر سر میدانهای گرد با فواره ها و مجسمه ها که در میان حوضهای زیبایی بنا شده و کل محوطه پارک را به موزه ای در فضای باز مبدل کرده اند، قطع میکنند. نامی ترین فواره ها و مجسمه های پارک ماریا لوئیزا،  فواره شیر و چشمه قورباغه هستند. زیباترین حوضهای این پارک نیز حوضچه های سدر و مرغابی میباشند.
مساحت پارک ماریا لوئیزا  بالغ بر چهارصدهزار متر مربع بوده و درختان پرتقال آورده شده از میدان  کاخ سن تلمو Palacio_de_San_Telmo  نیز در آن کاشته شده اند که در فصل بهار با برآمدن شکوفه هایشان به پارک زیبایی و رایحه بخصوصی میبخشند.
با وجودیکه قوها و طاووسهای موجود در این پارک خیلی بچشم میخورند ولی این پارک با نام جنبی پارک کبوتران مشهور میباشد و این نیز دو سبب دارد. یکی اینکه فوجهای کبوتران وحشی است که در میدان آمریکای این پارک بخاطر نوشیدن آب میآیند و توسط جهانگردان غذا داده میشوند و دیگر اینکه گویا شاهزاده خانم ماریا لوئیزا به کبوتران وحشی علاقه داشته است. میدان آمریکا یکی از دو میدان پارک و از میان آنها میدان کوچکتر میباشد.
در پارک ماریا لوئیزا دو موزه بومی و ملی نیز که از ارزش بالای فرهنگی برخوردارند، موجود میباشند. معمار و طراح این دو موزه، آرشیتکت معروف آنیبال گونزالس Anibal_Gonzalez Alvarez-Ossorio  بود.
از دو میدان پارک ماریا لوئیزا نوشتم و میدان آمریکا را نام بردم، میدان دیگر میدان اسپانیا یا Plaza de España  هست که موضوع اصلی این نبشته بود و در گفتار دیگر بدان میپردازم.



Friday, 16 August 2019

گفتار مرداد ماه ۹۸

بخت چونان غروبی زیبا و دل انگیز در انتهای یک روز خشک و گرم طاقت فرسا و طولانی است که اگر آنرا زیاد منتظر خود بگذاری، میگذرد و از دستش میدهی.


Sunday, 9 June 2019

بدترین اتفاق زندگی

پیشترها گمان میکردم که بدترین چیزی که در زندگی میتواند اتفاق بیفتد اینستکه در پایان زندگی تنها بمانی.
اما چنین نیست.
بدترین چیزی که میتواند در زندگی یکنفر اتفاق بیفتد اینست که سرانجام با کسانی باشد که سبب میشوند به او حس تنها بودن و تنها ماندن دست بدهد.

رابین ویلیامز

Thursday, 30 May 2019

Die Eigenschaften

Ausser bei Naturtalenten und Profispielern, wenn jemand gut schauspielt, heisst dass er/sie sich möglicherweise für die wichtigen und wesentlichen Sachen im Leben nicht gerade sehr viele Zeit genommen hat, denn er/sie musste eine Unmenge von Kraft und Konzentration investieren nur um die anderen zu beeindrucken und nicht selbst von der Realität beeinflussen zu lassen.


Sunday, 5 May 2019

پندی هنرمندانه

دیروز بوسیله آشنایی گرامی و استادم با یک قطعه موسیقی آلمانی آشنا شدم که بنظرم بسیار زیبا و پرمعنا آمد.
کسانیکه با تاریخ آلمان و جنگهایی که این کشور در نیمه نخست سده پیش انجام داد، آشنایی داشته باشند و اینگونه قطعات را یا بخوانند و یا بشنوند، درک میکنند که آلمانیها بواسطه اینگونه قطعات از چه تجربیات تلخی سخن میگویند ودر آنها  بسیار ظریف و هنرمندانه نسلهای آتی خویش را از انجام دوباره آنها برحذر داشته و در مورد عواقب آن هشدار میدهند.
من اینجا هم اصل آلمانی و هم برگردان سروده و هم لینک قطعه ای که در آن این سروده اجرا شده را میگذارم. این اجرا بازساخته نسخه سال 1908 هست که آلمانها بتازگی جنگهای طولانی و خونینی را با فرانسویها پشت سر گذاشته بودند و این قطعه را ساختند آنهم در زمانی که اتمسفر اروپا اتمسفری جنگی بود و شش سال پس از آن با وجود چنین آثاری، جنگ جهانی نخست با همه نتایج ویرانگرش انجام گرفت. 
جنگی که آلمان تا چند سال پیش  قسطهای بدهی های  غرامات خرابیهای حاصله از آن را پرداخت  میکرد.


پنج قوی وحشی زمانی به راه افتادند
قوهایی  سپید، درخشان و زیبا،
بخوان، بخوان که چه شد؟
هیچکدامشان دیگر دیده نشدند

پنج نهال غان جوان زمانی بزرگ شدند
سرسبز و شاداب در کنار نهر،
بخوان، بخوان که چه شد؟
هیچکدامشان دیگر نمیشکفند

پنج پسر جوان زمانی به راه افتادند
بسوی جنگ، جسور و پرافتخار،
بخوان، بخوان که چه شد؟
هیچکدامشان دیگر زادگاه خویش را ندیدند

پنج دختر جوان رشد کردند و بالغ شدند
موزون و زیبا در کرانه های دریای بالتیک،
بخوان، بخوان که چه شد؟
هیچکدامشان تور عروسی برسرنکشیدند

Westpreußen, 1908

Zogen einst fünf wilde Schwäne,
Schwäne[,] leuchtend weiss und schön[.]
Sing, sing, was geschah?
Keiner ward mehr gesehn.

Wuchsen einst fünf junge Birken
frisch und grün an Baches Rand.
Sing, sing, was geschah?
Keine in Blüte stand.

Zogen einst fünf junge Burschen
kühn und stolz zum Kampf hinaus.
Sing, sing, was geschah?
Keiner die Heimat wiedersah.

Wuchsen einst fünf junge Mädchen,
schlank und schön am Ostseestrand.
Sing, sing, was geschah?
Kein[e] den Brautkranz wand.





Thursday, 25 April 2019

گفتار اردیبهشت ماه ۹۸

بسیارند کسانیکه چیزی را که تو مینویسی، میخوانند و گپی را که میزنی، میشنوند اما توانایی آنرا ندارند که آنها را بفهمند.
  
شنیدن را بیاموز. اینگونه تو از کسانی هم که یاوه میگویند، فرا میگیری.
افلاطون
  
چیزهای فراوانی هستند که دانا خواهان  فرا گرفتنشان نیست.
رالف والدو امرسون

زیباترین هدیه ای که میتوانی به کسی بدهی، مقداری از وقتت است زیرا که اینگونه بخشی از زندگیت را به او داده ای.