جستجوگر در این تارنما

Loading...

Tuesday, 24 January 2012

جنگجویان زرین پانامائی


کاوشگران توانستند که گورستانی در پاناما پیدا کنند که در آن پیکره های از زر پوشیده شده سرانی قرار داشتند که هزار سال پیش میزیستند. این یکی از مهمترین کشفیات اخیر از اینگونه در قاره آمریکا میباشد و چیزهای زیادی در مورد یکی از تمدنهای کمترشناخته شده این قاره برای بازگو کردن دارد.
خانم دکتر جولیا مایو  که برای نوشتن پایان نامه دکترای خویش در رشته باستان شناسی سالهای زیادی بدنبال یافتن کوچکترین اثر از تمدنی که سده های زیادی در این بخش از قاره آمریکا زندگی میکرد، بود و نمیافت، هم اکنون چنان در برابر سیل کشفیات پی در پی قرار گرفته که خود نیز غافلگیر شده است.
در سال 2005 خانم مایو بهمراه گروه همراه کننده اش به کاوش در منطقه ال کانو el-cano که بمناسبت وجودی آبشاری بهمین نام در آن، اینگونه خوانده میشود، پرداخت. آنها موفق به یافتن گورهای فراموش شده ای که دایره وار کنار هم قرار داشتند، گشتند.
در این گورها بازمانده پیکرهای سران قبایل و جنگجویانی قرار داشتند که پیکرشان را با زر آرایش کرده و پوشانده بودند. زیورآلات همراه این سران بگونه زیر بودند :
دو ورقه زرین که سینه را میپوشاند، چهار بازوبند پهن زرین، گردنبندی با زنگوله ای زرین و کمربندی که دانه هایش بصورت دانه های زیتون بزرگ و توخالی بودند.
همینها به تنهایی میتوانستند چیزها و یافته های کافی باشند که خوشنامی و آوازه بلند را برای یابندگان خود بهمراه آورند.
در سال 2010 این گروه پژوهشگران در فصل گرما که از ژانویه تا آوریل بدرازا میکشد به این منطقه بازگشتند. بزودی گور دوم با همان مشخصات گور نخست از دل خاک بیرون کشیده شد و بنظر میرسید که در آنجا نیز بازمانده پیکر مردی مهم خفته باشد. در این گور افزون بر یافته های گور نخست تکه زمرد بزرگ و درخشانی نیز یافته شد. در کنار بازمانده پیکر مرد، پیکر کودک شیرخواری نیز قرار داشت که بهمین گونه زیور گردیده بود و احتمالا پیکر فرزند مرد در گور نهفته بوده است.
آزمایشهای رادیوکربن نمایان ساختند که این دو در حوالی سال 900 میلادی زندگی را بدرود گفته بودند. این درست مقارن با زمانیست که تمدن مایایی که در فاصله هزار کیلومتری شمال غربی گورهای یافته شده در ال کانو قرار داشت، دوران زوال و از هم پاشیدگی خود را آغاز کرده بود.
اکنون نیز این گورستان باستانی گروههای باستان شناس را از دانشگاههای هاروارد و دانشگاه پنسیلوانیا به خود جذب میکند.
مانوئل لوتروپ از دانشگاه هاروارد بر این گمان است که اسپانیائیهایی که در سده 16 میلادی به منطقه وارد شدند با مردمان بازمانده این تمدن کهن روبرو گشتند و آنها را مقهور خویش ساختند.
کارشناسان میگویند که اکثر این گورها متعلق به سده های 8 تا 10 میلادی میباشند و اشیاء یافته شده در این گورها شباهتهای فراوانی دارند با اشیائی که اسپانیائیها در سده 16 میلادی پیش روی خود یافتند.
پیشتر از آنهم در آوریل سال 1940 باستان شناسان موفق گشته بودند تا مقدار مشابهی از اینگونه اشیاء باستانی را در پاناما بدست آورند و پس از آنکه آنها این اشیاء را برای دادن به موزه های خود بهمراه بردند دیگر گروههای باستان شناسی فعال چندانی در پاناما باقی نماند و تنها شمار اندکی از ایشان در پاناما مانده و هنوز هم کاوش میکردند که آنها نیز تا پیش از کشف خانم جولیا مایو کارنامه چندان موفقی نداشتند.
جولیا مایو گزارشات باستان شناسان دهه های 40 و 50 را بدقت خواند و از اینرو گمان میبرد که میتواند به کاوشی دست بزند که نتایجش موفقیت آمیز باشند.
در نخستین کاوشها و پژوهشها خانم مایو موفق به یافتن تپه نسبتا کم ارتفاعی شد که میتوانست نهفته هایی در دل خود پنهان داشته باشد و حقیقتا نیز اینچنین بود.
تنها چند کیلومتر دورتر از محل گورستانی که خانم مایو یافت احتمالا محوطه های باستانی دیگری نیز قرار دارند که منتظر کشف شدنسان هستند.  در صورتیکه چنین چیزی واقعا وجود داشته باشد، این منطقه از پاناما شبیه دره پادشاهان مصر خواهد شد که گورها و تاسیسات زیادی را در خود جای داده بود منتهی با این تفاوت که دره پادشاهان مصر در طول تاریخ تا پیش از آمدن باستان شناسان بارها مورد دستبرد و غارت قرار گرفته بود و اشیاء آن در مقیاس بزرگی بغارت رفته بود.

Thursday, 19 January 2012

طرح جدیدی برای چرخ خودروها

از زمان پدید آمدن چرخهای بادی خودروها که در اختراع آن آقایان گودیر Charles_Goodyear ، دانلوپ  Dunlop  و میشلین Michelin هم سهیم بودند، این لاستیک سیاه تحولات و تغییرات فراوانی را در یکصد و چند سال گذشته تجربه کرده است. شیوه عمل و اصل کار چرخ خودرو در این میان همچنان ثابت مانده بود : چرخهای خودرو لوله های گردی هستند که بوسیله باد پر میشوند و بر روی رینگ چرخ وصل میگردند.
ناگفته نیز نماند که آقایان گودیر، دانلوپ و میشلین بعدها کارخانجات تایرسازی بنا نمودند که امروزه در تمام کشورهای دنیا مشتری دارند.
اخیرا کارخانه بریجستون ژاپنی که به گفته خودشان بزرگترین تولید کننده چرخ خودرو و دوچرخه و موتورسیکلت در جهان میباشد، طرحی نو در انداخته است. این تولید کننده چندی پیش چرخی را به نمایش گذاشت که بدون باد کار میکرد. این بمعنای احتیاج نداشتن دریچه سوپاپ در چرخ، نداشتن نیاز به کنترل فشار باد در چرخها و نبود خطر پنچری برای چرخها میباشد.
این تولید کننده مدعی است که چرخهای نو طراحی شده بهمان نرمی و روانی چرخهای پیشین هستند و در صورت کهنه شدن قابلیت بازیافت صد در صدی را دارند.
چرخهای بی باد پدیده جدیدی نیستند. در گذشته نیز اینگونه چرخها بخصوص در دوچرخه های مسابقه ای با نام چرخ گوشتی مورد استفاده قرار میگرفتند. چرخهای گوشتی از لاستیک فشرده و متراکم ساخته شده  بودند  که بخاطر حجم کمشان تحمل وزنشان در دوچرخه ها امکان پذیر بود اما استفاده اینگونه چرخها حتی در دوچرخه های معمولی نیز موارد اشکال فراهم میکرد.
بنا به ادعای سخنگوی بریجستون، چرخهای نو این مشکلات را نداشته و در این زمینه با چرخهای معمولی بخوبی رقابت میکنند.

Tuesday, 3 January 2012

سروران اسرارآمیز بیابان


دیوید ماتینگلی  David_Mattingly  باستان شناس دانشگاه لیسستر University_of_Leicester میگوید: من شیفته بیابان هستم. هر روز چیز تازه ای در آن کشف میکنم و حقیقتا نیز این باستان شناس در دشخوارترین و زندگی رباترین بیابانهای جهان در سالهای اخیر بیش از صدها بنا و ساختمان و دهکده های کامل و شهرهایی یافته است که متعلق به پنج سده نخست میلادی میباشند. درست همان پنج سده ای که تمامی باستان شناسان و تاریخ نویسان سرزمینهای پیرامون دریای میانه (مدیترانه) آنرا حوزه اقتدار کامل رومیها میدانند.
چیزی را که ماتینگلی پیدا کرده نمیتوان خرابه های رومی نامید. آنها باقیمانده های تمدنی هستند که نواحی میان کرانه های جنوب دریای میانه تا شمال صحرا آفریقا را حوزه اقتدار خود میدانست و موفق شده بود تا از بیابانهای خشک آبادیهای سرسبز و شکوفا فراهم آورده و محصولات کشاورزی از آنها برداشت نماید.
آنها برای انجام اینکار دهها هزار بنده و برده را با واداشتن به انجام کارهای شاقه به کام مرگ فرستادند و در انجام این امر نیز از هیچ چیز ابائی نداشتند.
اندک کسانی هستند که نام آنها را میدانند. گرامانتها.
در فوریه امسال گروه 15 نفری باستان شناسان بخاطر خطر بروز جنگ داخلی میبایستی که کشور لیبی را ترک میکرد. ماتینگلی از این غیبت در لیبی استفاده نمود و تصاویر ماهواره ای گرفته شده از مناطق مسکونی گرامانتها را مورد مداقه قرار داد. او هم چنین عکسهای هوایی گرفته شده در دهه پنجاه سده گذشته را نیز مطالعه و مرور نمود.
با مشاهده این عکسها مشخص گردید که مناطق مسکونی گرامانتها بسیار بهم نزدیک بودندو این مناطق را گورستانها، چشمه های آب و کاریزهایی که این چشمه ها را بیکدیگر و مناطق مسکونی وصل میکردند، با یکدیگر پیوند میدادند. طول کاریزهای گرامانتها را بیش از هزار کیلومتر تخمین میزنند.
در منابع باستانی باقیمانده از رومیها و مصریها در مورد گرامانتها چندان چیز مثبتی یافته نمیشود. این منابع از گرامانتها بعنوان غارتگران بی قانون یاد میکردند.
در عوض تاریخ نویس یونانی هرودوت گزارش میدهد که گرامانتها بر روی بیابانهای پوشیده از نمک خاک پاشیدند و آنها را قابل کشت ساختند تا بتوانند بر روی آنها غلات و حبوبات بکارند و نیز آنکه آنها از جنوب مصر گذشتند و با گردونه های جنگی خود که توسط چهار اسب کشیده میشدند به اتیوپی حمله ور گشتند.
گرامانتها این کار را برای به بردگی گرفتن اتیوپیائیها انجام میدادند تا از آنها برای کار بر روی کشتزارها و برای ساختن جاده ها استفاده نمایند.
ماتینگلی و همکارانش حساب کردد که برای ساخت جاده ها، کاریزها و نیز کارهای کشاورزی، نیروی کاری برابر با 77 هزارسال نفر لازم بوده است و این مقدار کارگر و نیروی کاری  را گرامانتها نداشتند و همین نیز دلیلی بود که گرامانتها پیوسته کوشش داشتند تا دیگر اقوام را به اسارت بگیرند.
کشتزارهای گرامانتها محصولاتی از قبیل گندم، جو، خرما، انجیر و انگور عرضه میداشتند و برای اینکار گرامانتها آبی را که طی صدها هزار سال در دل زمین جمع گشته بود بیرون کشیده و بی پروا به مصرف میرساندند همین نیز باعث گردید تا با به پایان رسیدن آبهای زیر زمینی تمدن گرامانتها نیز با سرعتی باورنکردنی نابود گردد.
                            

Wednesday, 21 December 2011

باستان شناسی پیشرفته


خاکبرداری و حفاری بطریق سنتی برای یافتن اشیاء و محلهای باستانی بنظر میرسد که دیگر از مد افتاده باشد. باستان شناسان نوین از وجود نوعی از پهبادها استفاده میکنند.
باستان شناسان به لطف پهباد کوچکی توانستند که یک گور باشکوه سکایی را بیابند.
یولیوس نوی برونر Julius Neubronner  داروخانه چی آلمانی از شهرک کرون برگ Kronberg  دو سرگرمی داشت. کبوترهای نامه بر و عکاسی.
در سال 1903 نوی برونر برآن شد تا ایندو سرگرمی را در هم ادغام نماید. پس دوربین کوچکی که دکمه فشار آن پس از طی مدت زمانی بخودی خود عمل مینمود، به سینه یکی از کبوترهایش بند نمود و آنرا به آسمان فرستاد. بدینوسیله او توانست که عکسی از کاخ  کوچکی که در شهرش وجود داشت تهیه نموده و این کاخ  را از بالا مشاهده نماید.
امروزه پژوهشگران و دانشمندان رشته های گوناگون از این ایده  داروخانه چی  شهر کرون برگ استفاده میکنند با این تفاوت که از آنزمان تا به کنون امکانات بسیار بیشتری در دسترس پژوهشگران قرار گرفته است.
ماریین هندریکس  Marijn Hendrickx  پژوهشگر بلژیکی از دانشگاه  گنت  Ghent  از یک هلی کوپتر بدون سرنشین یا پهباد استفاده کرد و در تابستان امسال (2011) یک رشته گورهای سکایی را در دامنه کوههای آلتایی روسیه کشف نمود. اینگونه کشف و بازیابی مقابر باستانی با شیوه های پیشین که توسط خاکبرداری و کاوشهای میدانی انجام میگرفت کاملا فرق دارد.
بر اساس عکسبرداریهایی که در ارتفاعات 70 متری و 40 متری انجام گرفتند هندریکس و همکارانش توانستند که نمای مجازی سه بعدی  منطقه پژوهش را بر روی صفحه رایانه بازسازی کنند. آنها حتی بخشی از یک تپه را که پیشتر مورد دستبرد سارقین آثار باستانی قرار گرفته و از بین رفته شده بود، توانستند بدینوسیله بازنمایی و بازسازی مجازی نمایند.
با بکار گرفتن روشهای سنتی این کارها تقریبا غیر ممکن میبود زیرا این  تپه توسط  درختان و دیگر گیاهان پوشیده شده بود. با اینوجود کاوشها و پژوهشهای این گونه توسط  پهبادها نیز دشواریهای مخصوص بخود را دارند. بزرگترین این دشواریها بهنگام وزیدن بادهای نیمه شدید و شدید است.
پهباد مورد استفاده باستان شناسان گروه هندریکس  تنها 585 گرم وزن داشت که دوربینی 200 گرمی را نیز میتوانست با خود حمل  کند. با توجه به درازای پهباد که حدود 70 سانتیمتر است، بهنگام وزیدن بادهای نیمه شدید، سطح بزرگی از پهباد در معرض وزش باد قرار میگرفت بطوریکه هدایت پهباد بسیار مشکل میگردید.
برای آسان کردن کار با این گونه پهبادها قرار است در مدل به روزه شده آن طراحی پهباد چنان دگرگون گردد که هم بتواند دوربینی 1،2 کیلوگرمی به جای دویست گرمی را حمل نماید و هم اینکه در برابر بادهای با شدت وزش 13 متر در ثانیه مقاومت نماید.

قدمت گورهای یافته شده توسط این گونه از پهباد باستان شناسی به 800 تا 300 پیش از میلاد میرسند و مربوط به سکاها که از خانواده های  تیره ایرانی بشمار میروند، بودند. در این گورها اشیا زرین فراوانی یافته شدند. سکاها بخاطر هنر زرکوبی و ساخت زیورآلات زرین بسیار نامی بودند.
محل یافت گورها (کوههای آلتایی) نیز در منطقه ای میان روسیه، چین، قزاقستان و مغولستان امروزی قرار دارد و از جهت رفت و آمد نسبتا دشوار میباشد. از همینرو نیز این مکان توسط سکاها برای خاکسپاری مردگان بزرگانشان انتخاب گردید.
تا پیش از آمدن باستان شناسان به منطقه و دوباره یافتن گورها بوسیله پهبادها، دزدان آثار باستانی لطمه های فراوانی به این منطقه وارد آوردند.  هم اکنون نیز با کشیده شدن خط لوله گاز و نفتی که از سوی روسیه بطرف چین کشیده میشود باقیمانده این آثار گذاشته شده در گورها که تعدادشان تخمینا به بیش از هزارها میرسد، در معرض جدی خراب شدن و از بین رفتن قرار گرفته است.
برای نجات دادن بموقع این آثار کارهای فراوان و زیادی در انتظار گروههای باستان شناس از کشورهای گوناگون نشسته است.

Thursday, 1 December 2011

وسربازان نوین در آینده چنین میجنگند


نیروهای ویژه ارتشهای جهان میروند تا توسط تکنولوژی برتر خود را راس قرار دهند. دوربین کوچکی نصب شده بر روی کلاه خود سربازان که از جریان عملیات فیلم گرفته و به مرکز روان میدارد، پهباد Unmanned_aerial_vehicle در آسمانها و وسیله نوینی با نام اختصاری هالک  Human_Universal_Load_Carrier  که توسط آن میتوان براحتی از موانع بالا رفت و یا بارهای سنگین حمل نمود.
این نیروهای ویژه معمولا نخستین واحدها و دسته های ارتش هستند که از تکنولوژی برتر استفاده میکنند. آنها همچنین از تفنگ جدیدی که تنوره اشعه  Particle_beam_weapon  نام دارد بهره میبرند. 
در عملیات از میان بردن اسامه بن لادن تروریست مشهور هم از چنین تجهیزاتی استفاده شد.
پهبادی بنام سنتینل که مدل آن  RQ-170  بود نخست از محل عملیات فیلم برداری نمود بدون اینکه از سوی نیروی هوایی پاکستان ردیابی و رویت شود و فیلمها را بمرکز عملیاتی فرستاد. سربازان نیروی ویژه ناوگان آمریکا در حالیکه دوربین بر روی کلاه خودهایشان نصب شده بود توسط چرخ بالهای بلاک هاک که موتور آنها را طوری دستکاری کرده بودند که با سر و صدای کمتر پرواز کنند به محل عملیات اعزام گشتند.
در برنامه نظامی    Land_Warrior  آمریکایی مقادیر زیادی دستگاههای کوچک الکترونیکی و زره های بدن به سربازان پیاده آمریکایی کمک میکنند تا بتوانند مدت زمان زیادتری مقاومت کرده و بطور موثرتری مخاصمین خود را بکشند. این وسایل الکترونیکی و زرهی در ابتدا 8 کیلو وزن داشتند که میبایستی علاوه بر تجهیزات معمولی توسط سربازان حمل میشدند و طراحی آنها نیم میلیارد دلار مخارج در برگرفته بود. این مخارج بالا سبب گشت که در سال 2007 ابتدا آنرا متوقف کردند اما در اواخر بهار همان سال واحد کوچکی از سربازان آمریکایی در عراق را با این وسایل که وزن آنها را بسیار کمتر از پیش کرده بودند، مجهز کردند تا در این کشور به انجام عملیات بپردازد.

در سال 2009 یک واحد بزرگتر را در افغانستان تعلیم دادند و به این وسایل نو مجهز کردند. قرار است که تا سال 2012 یک هنگ تمام آمریکایی را با آن تجهیز نمایند. ارتشهای برخی دیگر از کشورها همانند انگلستان، آلمان، لهستان، سوئد، ایتالیا، هند، سنگاپور و فرانسه نیز واحدهای مشابهی را در سازمان لشگری خود دارند.
سیستم نوین تری نیز وجود دارد بنام نت واریور که توسط آن سربازان نه تنها میتوانند در حین عملیات جنگی با یکدیگر رابطه برقرار نمایند بلکه همزمان با واحد مرکزی عملیات که در جای دیگر میباشد و عملیات را همآهنگی و رهبری میکند در تماس هستند.
در ابتدا گفته میشد که این سیستم نو گران، سنگین برای حمل و بسیار پیچیده است از همینرو نیز نزد سربازان چندان خوشایند نمیباشد اما با جا افتادن سیستم های شخصی تلفنهای هوشمند نزد افراد شخصی و هم چنین سربازان، اندک اندک طرز کار با این سیستم نو دیگر برای سربازان پیچیدگی نخستین را نداشت و از آن گذشته تولید کنندگان آن توانستند که بطور چشمگیری از وزن آن بکاهند بطوریکه حملش دیگر برای سربازان آسان بود.  نکته مشخص در سیستم نت واریور صفحه کوچکی است که به کلاه خود سربازان متصل است. توسط این صفحه مانیتور سربازان میتوانند موقعیت خود و دیگر همردیفان را بر روی نقشه بخوبی مشاهده کنند و هم چنین موقعیت دشمن بر روی صفحه برای سربازان مشخص میگردد. اطلاعات لازم برای اینکار را پهبادهای حاضر در منطقه عملیات تهیه میکنند.
در حال حاضر ارتش آمریکا در حال آزمایش بر روی پهبادی است که به 92 سنسور فیلم برداری مجهز است که هرکدام پنج مگا پیکسل ظرفیت دارد.

Sunday, 27 November 2011

کتابفروشی بلادی در شیراز

رواق  منظر  چشم  من  آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
شعر بالا از حافظ نخستین چیزی بود که بمحض ورود به ساختمان نه چندان زیبای پروازهای خارجی فرودگاه شیراز به چشمم خورد و بگونه شگفت انگیزی مرا تحت تاثیر قرار داد به صورتی که وصف این حال خود نتوانم کرد.
پیشتر از آن سالی یکی دوبار به ایران میرفتم ولی اکنون پس از دو سال بود که شهر خود بازمیگشتم و در طی مدت پرواز مرتب بیاد شعر سعدی " سعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمد" میافتادم.
بیش از چند روز نبود که در شیراز بود که میل به رفتن در همان مسیری نمودم که بهنگام دانش آموزی روزانه چهار بار میپیمودم تا به دبیرستان خود رفته و بازگردم. پس چنین کردم.
گذشتن از کنار هر دکانی و هر خیابان و کوچه ای خاطره ای را زنده میکرد. راه بازگشت را از سوی دیگر همان خیابانی که از آن گذشته بودم انتخاب کردم و همین نیز سبب گردید که این سطور را بنویسم زیرا در مسیر بازگشت از کنار یک کتابفروشی گذشتم که 68 سال است برای شیرازیها نامی آشناست و در نوع خود به اسطوره ای مبدل گشته.
بدرون دکان رفتم و سلامی کردم. خودش بود. آقای بلادی. من به کتابفروشی بلادی رفته بودم. تنها نشسته بود و در میان افکار خویش و کتابهایش غرق شده بود. نخست سلامم را پاسخ داد و سپس سرش را بالا آورد. تا مرا دید لبخندی زد و با صدایی آرام گفت : شما باز تشریف آوردید؟ گفتم : با اجازه تان. پرسید چند وقت بود که ایران نبودید؟ گفتم : دوسال. گفت : به سلامتی و من پاسخ دادم سلامت باشید.
پرسید کتابی در نظر دارم؟ پاسخ دادم بلی و به یکی از کتابهایی که در پشت شیشه بود اشاره کردم. موضوع کتاب کوهمره و کمربند سبز فارس بود. به جلوی پیشخوان اشاره کرد و گفت جلوی دستتان است و سپس پرسید که چرا میخواهم این کتاب را بخرم. با شرمندگی پاسخ دادم که با وجود اینکه دوباره به این منطقه رفته ام ولی چیز زیادی در مورد آن و مردمانش نمیدانم. لبخندی زد و گفت : بله.
گرم گفتگو بودیم که خانم جوانی با همراه وارد شد و سلام کرد. سپس آقای بلادی را به همراه خود معرفی نمود و گفت از زمانیکه بچه بوده، اکثر لوازم التحریر و کتابهای مورد نیاز خود را از اینجا میخریده.
عجب شباهتی به دوران نوجوانی و جوانی خودم داشت این تعریف. خانم جوان که اکنون مقیم انگلستان است پرسید آقای بلادی، نام خدا هنوز تغییری نکردید. چه میکنید که جوان مانده اید؟
حقیقتا نیز اگر به چهره این مرد بنگرید، هیچگاه نمیتوانید حدس بزنید که 86 ساله است.
پاسخ داد: غذا مناسب و کم میخورم، عمرا سیگار نکشیده ام و ورزش میکنم حتی تا به امروز.
در این میان چند نفر دیگر هم آمدند و یا خرید کردند و یا به کتابها نظری انداختند و رفتند. زن جوان که هنوز هم در کتابفروشی بود گفت از زمانیکه یادم میآید مغازه شما اینجا بوده. آقای بلادی به آرامی پاسخ داد: دقیقا از سال 1322 و ادامه داد که از کلاس سوم متوجه گردیده بود که به خواندن و کتاب علاقه فراوانی دارد.
در جوانی پس از به پایان رساندن دوران دانش آموزی با وجودیکه این امکان برایش میسر بود که شغل پدر را ادامه دهد و زندگی نسبتا راحت و مطمئنی را به پیش ببرد، ترجیح داد که این کتابفروشی کوچک را باز نموده  و بهمراه کتابهایش از صفر شروع کند. پدر آقای بلادی نانوا بود و نانوایی معتبری داشت. خانم جوان پرسید که آیا اجازه دارد تا بهمراه او عکسی بیادگار بگیرد که پاسخ آقای بلادی مثبت بود.
زن جوان و همراهش ما را ترک کردند و رفتند. لبخند هنوز بر لبهای آقای بلادی بود و گفت : هنوز برخیها به من لطف دارند.
از آقای بلادی خواهش کردم تا کتابی بجز آنکه من انتخاب کرده بودم برای خرید به من معرفی کند. هر بار که نزد او میروم چنین خواهشی از دارم. گفت : منتظر این جمله ات بودم و بلافاصله کتابی را نشان داد و من نیز بدون درنگ برداشتمش. ترجمه ای بود از خانم گیتی خوشدل.
دیروقت شده بود و آقای بلادی قصد رفتن به خانه را داشت. میخواست که اتوبوس را از دست ندهد. من نیز بلافاصله متوجه شدم و پیش از آنکه خداحافظی کنم از او شنیدم که با خود میگفت  :  در انگلیس هم یادی از من میکنند.
گفتمش  :  حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت.
خنده آرامی کرد و بیت را ادامه داد  :  آری به اتفاق جهان میتوان گرفت.  شما لطف دارید.

Friday, 25 November 2011

غذای انسانهای 6000 سال پیش


یافته های نو از دوران نوسنگی کرانه های دریای بالتیک نمایان ساختند که نوشیدن شیر در شش هزار سال پیش در این منطقه امری متداول و روزمره بوده است. بازمانده های شیر بر روی خرده سفالهایی که در آن شیر را میجوشاندند هم چنین فاش میسازد که چگونه انسانهای آنزمان از کوچنده های شکارچی به برزگران ساکن مبدل گشتند.
این گذر مرحله ای از کوچنده و شکارچی به ساکن و برزگر امری آرام بود. باستان شناسان و کاوشگران توانستند که حدود 133 خرده سفال را که متعلق به دورانی میان 4500 تا 3700 پیش از میلاد بود در کرانه های دریای بالتیک نزدیک به مرز آلمان و دانمارک بیابند و با انجام آزمایش بر روی این خرده سفالها و بررسی و پژوهش بر روی بازمانده های غذایی به این نتیجه برسند.
آقای زونکه هارتس نماینده موزه استان شلسویگ هولشتاین آلمان که بهمراه کاوشگران بریتانیایی دانشگاه برادفور در عملیات کاوش و حفاری این خرده سفالها شرکت داشت میگوید : اکنون معلوممان گشت که بز و گوسپند و گاو از نخستین دامهایی بودند که توسط این انسانها اهلی گشته و از سوی ایشان برای بهره برداری نگاهداری میشدند.
تاکنون چنین پنداشته میشد که گذشتن از مرحله کوچنده و شکارچی بودن امری پرشتابتر بوده است. آزمایشهای بیشتر بر روی بازمانده های غذاهای چسبیده به خرده سفالها نمایان ساختند که همزمان غذاهای دریایی هم در کنار فرآورده های کشاورزی و دامپروری از اهمیت فراوانی برای انسانها برخوردار بوده است.

Saturday, 19 November 2011

کشف یک گور کامل وایکینگها در انگلستان

وایکینگها در اواخر هزاره نخست میلادی مداوما به کرانه های انگلستان یورش آورده، به چپاول پرداخته و پس از چندی دوباره باز میگشتند. آنها در انگلستان چندان باقی نمیماندند که امروز بتوان از ایشان آثاری بدست آورد.
این اواخر کاوشگران و باستان شناسان موفق گشتند گوری از یکی از رهبران وایکینگها پیدا کنند که بطور نسبی کامل باقی مانده بود و اشیایی را نیز در خود بهمراه  داشت.  خانم دکتر هانا کوب   Hannah.Cobb   معاون سرپرست تیم کاوشگران از دانشگاه منچستر اظهار داشت که در این گور علاوه بر قایقی، تبر، شمشیر و نیزه نیز پیدا شده است. این گور که بر روی جزیره  آردنامورچان Ardnamurchan  واقع در باختر اسکاتلند یافته شده پنج متر طول دارد و بهمراه اشیاء نامبرده شده بالا مهمترین اثر یافته شده از وایکینگها در خاک انگلستان میباشد.
قایقی در این گور قرار دارد که نقش تابوت رهبر وایکینگها را ایفا میکند و دارای میخ و پرچهای فراوانی است که همگی نسبتا خوب باقی مانده اند. علاوه بر آن وجود سپری با تزئینات، چاقو، سنگ آتشزا (سنگ چخماق) و وسایل کوزه گری نشان از میزان اهمیت مرد متوفی آرامیده در گور را میدهند.
در سده های هشتم و نهم میلادی وایکینگها مکرر به انگلستان میآمدند و برخی از ایشان حتی به مناطقی در انگلستان کوچ کرده و سکنی گزیده بودند هر چند که تعداد ایشان کم بود. سکنی گزیدن وایکینگها در انگلستان حاصل هجومهای پیاپی و خونینی بود که آنها در انگلستان انجام میدادند. آنها بارها با صدها کشتی به کرانه های خاوری انگلستان یورش بردند و بومیان آنجا را غافلگیر، مغلوب و مقهور خویش ساختند.
اما با وجود این باستان شناسان و تاریخدانان چیزهای کمی در مورد وضع و شیوه زندگی آنها در انگلستان میدانستند. اکنون با یافتن این گور باستان شناسان امیدوارند که روزنه ای از دانایی در مورد شیوه اقامت و زندگی وایکینگها در انگلستان بر روی ایشان باز گردد.

Saturday, 5 November 2011

پهبادهای پیشرفته سرنوشت جنگهای آتی را رقم میزنند

تکامل روباتهای پرنده سرعتی چشمگیر بخود گرفته است. هم اکنون لشکری از  پهبادها  برفراز مناطق جنگی جهان در حال گشت هستند.
از زمان یازدهم سپتامبر 2001 شرایط پرواز بر فراز آسمانها تغییر یافته است. پرواز هواپیماهای بدون سرنشین گام موثری به جلو برداشته است. بندرت تکامل و تولید وسیله ای از ایندست چنین تاثیری بر روی تحول اوضاع نظامی گذاشته بود که پهبادها گذاشته اند.
تا یازدهم سپتامبر سال 2001 روباتهای پرنده بنوعی در حیاط خلوت صنایع جنگی قرار داشتند و تکمیل طراحی و سرمایه گذاری بر روی آنها چندان جدی گرفته نمیشد. از این تاریخ ببعد تکامل و طراحی این ماشینهای جنگی شکوفایی خاصی را برای خود در پیش گرفت و اندک اندک وظایف جدیدی نیز به این دستگاهها محول گشتند. این چنین بود که پهبادهایی که در آغاز وظیفه عکسبرداری و فیلمبرداری از مناطق و تاسیسات دشمن را بعهده داشتند به ماشینهای جنگی پرنده ای مبدل گشتند که به مناطق و مواضع دشمن ضربه های سهمناکی وارد میکنند.
در سال 2001 ارتش آمریکا تنها 54 پهباد در اختیار داشت، این تعداد هم اکنون به بیش از 4000 عدد رسیده است. کنگره آمریکا برای تکامل و تولید 730 پهباد متوسط و بزرگ دیگر تا سال 2020 بودجه ای برابر با 36،9 میلیارد دلار وضع و تصویب نمود.
نیروی هوایی آمریکا اخیرا اعلام نمود که در این میان تعداد بیشتری افراد هدایت کننده از راه دور پهباد را تعلیم میدهد تا خلبانان جنگی. آمریکائیها در نظر دارند تا از این پهبادها نه تنها در زمینه های جنگی بلکه در امر مبارزه با تروریسم نیز استفاده نمایند.

طراحی و تولید پهبادها در دهه شصت سده گذشته آغاز گردید. آنزمان پهبادها که تا ارتفاع بیش از 200 متر نمیتوانستند پرواز کنند وظیفه داشتند توسط دوربینی که با خود حمل میکردند از مواضع دشمن که پشت خط مقدم جبهه قرار داشتند فیلم و اطلاعات تهیه نموده و به یگانهای خودی ارسال نمایند.
پس از آن آمریکائیها از نوعی پهباد در جریان جنگ ویتنام استفاده کردند که بخاطر سطح ارتفاع پروازی کمی که داشتند اغلب توسط ویتکنگها به زیر کشیده میشدند.
پسان ارتش آمریکا با همکاری سازمان سیا پهبادی ساخت که 500 کیلو وزن داشت و درازای طول بالهایش به بیست متر میرسید و به دستگاههای رادار و مادون قرمز مجهز بود. از این پهبادها بیشتر در عملیات جاسوسی استفاده میگردید. بزودی مشخص گردید که میان ارسال اطلاعات توسط این پهباد و اعزام نیرو و هواپیماهای جنگی به مناطق عملیاتی چندین ساعت زمان وقفه حاصل میگردد که به این امر منتهی میشد که مواضع مورد حمله محل عملیات اغلب از سوی دشمن ترک شده بودند و هدف بی ارزش شده بود. بدینگونه بود که مفکوره تجهیز خود پهبادها به مواد منفجره بوجود آمد.
نیروی هوایی آمریکا این پهباد نو را که پرداتور Predator نام داشت و ساخت کارخانه   General_Atomics در شهر سان دیه گو کالیفرنیا  بود به دو موشک استینگر و دو موشک هل فایر Hellfire  (آتش جهنمی) مجهز نمود.
در سال 2002 پرداتور نوین توانست نخستین آزمایش جدی خود را با موفقیت پشت سر گذارد. در این سال پرداتور یک جیپ با شش سرنشین عضو القاعده را در کشور یمن مورد حمله قرار داد و هر شش سرنشین جیپ را نابود نمود.
سال بعد در جنگ عراق یکی از این پرداتورها بطور اتفاقی در برابر میگ 25 نیروی هوایی صدام حسین قرار گرفت. هدایت کنندگان پرداتور در آمریکا اینبار در عوض واگذاشتن پهنه هوایی میدان تصمیم گرفتند که به مصاف با میگ 25 بپردازند. نخست موشکی از سوی پرداتور به سوی میگ 25 شلیک شد که خلبان میگ با مهارت آنرا دفع نمود و زمانیکه خلبان میگ آتش به روی پهباد گشود، پهباد سرنگون گردید.
با تحلیل جنگی مورد پیش آمده از سوی تحلیلگران نظامی، فرماندهان ارتش آمریکا به این نتیجه رسیدند که طی ارسال اطلاعات در مورد  موقعیت جنگی از سوی پهباد به سوی مرکز ستاد عملیاتی و دریافت دستور از سوی ستاد و عملکرد پهباد دو یا سه ثانیه زمان باارزش وجود دارد که یک خلبان ماهر دشمن بسادگی میتواند از آن برای نابود کردن پهباد استفاده نماید.
از اینزمان نظامیان از پرداتورها بیشتر بر ضد یگانهای زمینی استفاده میکنند و میکوشند تا از درگیری مستقیم با هواپیماهای جنگی سرنشین دار خودداری ورزند. با حمل موشکهای جدید و بمبهای موثر پهبادها امروزه به وسیله جنگی کاملا خطرناک و هوشمندی مبدل گشته اند که بسادگی از دید رادارهای دشمن نیز مخفی مانده و دشمن را غافلگیر میکنند.