جستجوگر در این تارنما

Tuesday, 11 October 2011

بمناسبت بیستم مهر روز بزرگداشت حافظ

خواجه شمس الدین محمد بن بهاء الدین حافظ شیرازی که قرآن را به چهارده روایت در جوانی از برکرد و بهمین رو نیز لقبش حافظ گشت، از شاعران و سخنوران نامی پارسی زبان است. سروده های حافظ از ارزش والای ادبی و معنوی برخوردار است و هنوز هم  پس از گذشت هفت سده عجیب بر دل نشسته و خواننده و یا شنونده ابیاتش را بطور مستقیم مخاطب قرار داده و بر او تاثیر میگذارد.
حافظ از پدری شیرازی و مادری کازرونی در شهر شیراز بدنیا آمد و در همانجا نیز چهره بر نقاب خاک کشید. از سوی ایران روز بیستم مهرماه بنام این سخنگو به ثبت رسیده و هر ساله در آرامگاه حافظ با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی مراسم در خوری برقرار میگردد.
قطعه زیر را از میان اشعار مندرج در دیوان حافظ برگزیدم و با درود به روانش، بنمایش میگذارم.

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند زمن
ور بگویم دل بگردان روی گرداند زمن

روی رنگین را بهر کس مینماید همچون گل
ور  بگویم  باز پوشان، باز پوشاند  ز من

چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند زمن؟

او بخونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام  بستانم  از او  یا  داد  بستاند  زمن

گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای  شیرین باز  میماند  زمن

گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور  برنجم  خاطر نازک  برنجاند  زمن

دوستان  جان  داده ام  بهر دهانش بنگرید
کو به چیزی مختصر چون باز میماند زمن

صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن

Monday, 10 October 2011

فهرست آثار باستانی تقلبی

زمانیکه در سال 1563 باغداران یکی از اشراف آلمانی بر روی باغات انگور کار میکردند، بناگاه بیل یکی از آنها به شیئی سخت برخورد نمود که پسان فهمیدند که سنگ گور یک رومی میباشد. در این گور چندین سکه و بازمانده اسکلت یکنفر در تابوتی سیاه قرار داشت. مالک کشتزار و باغات انگور پس از آگاهی از یافته شدن گور دستور داد تا تابوت را با نقره تزئین کنند و بنمایش همگان گذارند. پس از آن او پیوسته ادعا میکرد که تمامی چیزهای بنمایش گذاشته شده حقیقی و واقعی هستند.
اخیرا این تابوت بهمراه دیگر اشیائی که آنها نیز بنوبه خود آثار باستانی تقلبی و ساخته شده میباشند را در نمایشگاهی در شهر نوشاتل  Neuchatel  سویس به نمایش همگانی گذاشته اند تا همه از وجود تقلب در عرضه نمودن آثار باستانی آگاه شوند. تندیس تقلبی فراعنه مصری که در کوچه پس کوچه های تنگ  و دور افتاده  قاهر ساخته شده اند را میتوان در موزه سایت باستانی  لاتینیوم  Latenium  مشاهده نمود و همچنین گلدانی زرین بدلی اتروسکی و یا داس زرین تقلبی ساحران باستان فرانسه.
موزه دو که برانلی  Musee_du_quai_Branly  پاریس تندیس سر یک جنگنجوی ازتکی را که از کریستال کوهی ساخته شده است به نمایش گذاشت و ادعا کرد که پانصد سال قدمت دارد. در آزمایشی که اخیرا از سوی شرکت بیمه بر روی این مجسمه انجام گرفت، مشخص گردید که این سر ساخته شده از کریستال را با یک دستگاه  مکانیکی ساخته و احتمالا این کار را نیز در حوالی سال 1850 در یک زرگری آلمانی که در ناحیه ایدار- اوبرشتاین Idar-Oberstein  قرار داشته، انجام داده اند.
انجام چنین کارهایی یک پدیده نو نمیباشد. در 35 هزارسال پیش هم نیاکان انسانهای هوموساپین که به فارسی به آن  انسان خردمند  میگویند،  از صدف دست ساخت خود زینت آلات بدلی میساختند. یک گردنبند نیز از دوران نوسنگی یافته شده که از 182 دو مهره آن صد و هژده تای آن را دندان اصلی گوزن تشکیل میدهد و 65 عدد دیگر تقلبی میباشند و از استخوان ساخته شده بودند.
به هر دوره زمانی که انسان نظر بیفکند، متقلبین آثار باستانی را خواهد دید. در یونان باستان زیور آلات مذهبی تقلبی میساختند و بفروش میرساندند.   
تبری معمولی از گور یک رومی یافته شد که بلافاصله آنرا آذرخش ژوپیتر  Jupiter  پدر خدایان رومی نامیدند تا قیمتش بیشتر شود.
در سال 1822 ساکنین شهر لندن بلیط خریده و به تماشای یک پری دریایی میرفتند. در نمایشگاه نوشاتل همچنین اژدهایی به نمایش گذاشته شده که در واقع از قطعات کنار هم گذاشته شده یک سفره ماهی درست شده است.
اما چه شد که اینگونه آثار باستانی تقلبی سر از موزه ها و کلکسیونهای شخصی درآوردند؟ شاید بتوان گفت از نیمه سده نوزدهم که کاوشگران کشورهای استعماری از نا آگاهی مردم بومی کشورهای مستعمره و نیمه مستعمره خود (سوء) استفاده کرده و در آن کشورها آغاز به خاکبرداری و بیرون آوردن اشیاء کهن از دل خاک نمودند، رقابتی میان موزه ها و کلکسیونرهای آمریکایی و اروپایی بر سر خرید این آثار صورت گرفت. همین نیز پای متقلبین را به میان کشید، بخصوص زمانیکه آثار عرضه شده در نوعی رابطه مستقیم و غیرمستقیم، حقیقی و غیر حقیقی با یک فلسفه حکومتی قرار میگرفتند، دیگر تب خرید این اشیا قابل فروکش کردن نبود.
برای نمونه در سال 1866 یک گلدان تقلبی از زمان سلتیها  Celts  که بر روی آن  یک خروس جلوس کرده بر روی تخت سلطنتی نقش شده بود (خروس سمبل ناسیونالیسم فرانسه است که از زمان گالیها Gauls که خود از قبایل سلتی بودند، بجا مانده است). این گلدان تقلبی را به ناپلئون سوم  Napoleon_III  عرضه کردند و او نیز آنرا خریداری نمود.
موزه بریتانیا نیز زمانی ادعا نمود که مالک جمجمه انسانی دویست هزار ساله کشف شده در انگلیس است و این جمجمه متعلق به نخستین ساکنین اصلی انگلیس بوده است. پسان مشخص گردید که بخش تحتانی این جمجمه از آرواره پائینی اورانگ اوتان و دندانهای شامپانزه درست شده و بر روی بخش فوقانی جمجمه که متعلق به انسان بود، گذاشته شده است. متقلبین سپس چند سال آنرا در زیر خاک پنهان کردند تا بناگاه دوباره کشفش کنند.
زرگری یهودی بنام  اسرائیل روچوموفسکی در کارگاه پشت زرگری خود کلاه خود زرینی ساخت و آنرا با صحنه هایی  از ایلیاد داستانهای اسطوره ای یونان آراست و ادعا نمود که یونانیهای ساکن کرانه های شمالی دریای سیاه به پادشاه  سکاهای  ایرانی  سایتا فرنه  Tiara_of_Saitaferne  هدیه داده بودند.  موزه لوور بلافاصله آنرا به بهای دویست هزار فرانک که در سال 1896  مبلغ هنگفتی بود، خرید. این تقلب سیزده سال بعد فاش شد اما این تجربه باعث نگردید که  موزه لوور اندکی بعد مجسمه تقلبی از لئوناردو داوینچی را خریداری ننماید.

صدها نمونه از ایندست آثار باستانی تقلبی در صندوقخانه های موزه ها و کلکسیونهای شخصی اروپایی و آمریکایی یافت میشوند. در اکثر موارد نمایندگان بخش خرید موزه ها موفق میگردند تا این خریدهای ناجور خود را پنهان کرده و اشتباهات خود را مخفی نگاه دارند.
مجسمه برنزی یک اسب که گویا 2500 سال عمر داشت توسط یکی از کارشناسان بعنوان جنس تقلبی محک خورده شد. کریستف لئون عتیقه شناس شهر بازل سویس در سال 1980 به لوزان فراخوانده شد تا این مجسمه را ارزشیابی کند. او در آنجا با چهار ایتالیایی که بهمراه مجسمه اسب آمده بودند، آشنا شد. پس از دیدن مجسمه برنزی اسب که هیبتش نخست او را به وجد آورده بود، به معاینه دقیقتر مجسمه پرداخت. فرم یالها و پاهای اسب او را مشکوک نمودند و او توانست در برابر پرداخت 24000 هزار فرانک سویس یک از سمهای اسب را بطور عاریه ای بهمراه ببرد.
پس از انجام نمونه برداریهای آزمایشگاهی مشخص گردید که جنس مجسمه از برنز نورم DIN  آلمان میباشد.  بلافاصله خریداری که از سوی موزه گتی  getty.museum  مالیبو با کیف پر پول به سویس سفر کرده بود، در جریان امر قرار گرفت و از انجام معامله جلوگیری شد.
با اینوجود باند چهار نفره موفق گردید که مجسمه تقلبی اسب را به خریدار دیگری به مبلغ 40 میلیون دلار بفروشد و چک دریافت کند. این چهار ایتالیایی پسان دستگیر شدند ولی از 40 میلیون دلاری که نقد شده بود هیچگاه اثری بدست نیامد.
لئون همچنین اظهار داشت :" در بیشتر موارد چنین چیزهایی اتفاق می افتند. تعداد اشیاء باستانی تقلبی در بازار عتیقه فروشی پیوسته رو به افزایش میگذارند و مسببین اصلی و چالاک عرضه اینگونه آثار در بیشتر مواقع همچنان گمنام مانده و دستشان رو نمیشود."

Tuesday, 4 October 2011

چگونگی پیدایش اوراق قرضه بهادار دولتی – بخش سوم

طبقه سرمایه دار که توانگری خویش را از طریق کارکردن و سرمایه گذاری نمودن بدست آورد در اواخر دوران سده های میانی (قرون وسطی) بود که پا به عرضه وجود گذاشت.
از اینزمان به بعد بود که کشتی های بازرگانی بندر جنوا را به مقصد دریای سیاه ترک میکردند و سوداگران ونیزی به کرانه های ولگای سفلی سفر مینمودند تا قراردادهای بازرگانی منعقد نمایند. در شمال اروپا هم امپراتوری تجاری هانسی ها شکوفا گشته بود.
جهان گسترش یافته بود و بازرگانی نیز بهمراه آن. پول بزرگتر و مهمترین ماده اولیه برای این گسترشها بود. دکترین منع ربا خواری کلیسا هنوز هم حکم میراند اما پرسش اصلی این بود که تا کی؟
در شانزدهم اکتبر سال 1311 حدود دویست اسقف و بیشوف از کلیساهای گوناگون اروپا در شهر وین Vienne  در جنوب شرقی  فرانسه به گردهم آمدند و ماههای طولانی در مورد شرعی بودن (از دید کلیسا) جنگهای صلیبی و دیگر مسایل زمان به گفتگو نشستند. چهل سال بود که همچنین اجلاسی صورت نگرفته بود و اجلاس بعد از آنهم در سال 1414 انجام پذیرفت.
برتراند دوگو اسقف شهر وین که آنزمان  پنجاه ساله بود و مردی جاه طلب بشمار میرفت در این اجلاس شرکت نمود. برتراند دوگو بعدها با نام کلمنس پنجم   Pope_Clement_V  به مقام  پاپ کلیسای کاتولیک رسید.  کلمنس مردی تیزنگر، قدرت طلب و جاه دوست  بود  که به تجمل علاقه  فراوان داشت و دارای معشوقه های فراوانی نیز بود. او کسان خود را به مقامهای  کاردینالی و اسقفی میگمارد در حالیکه اشراف مذهبی  را در زیر شکنجه میکشت. دانته شاعر ایتالیایی بعدها در مورد او سرود " شبان بی لجام گله گوسپندان که روحش منتظر است تا به قعر جهنم سقوط نماید".
تنها در یک مورد بخصوص بود که کلمنس قوانین انجیل را بشدت رعایت میکرد و آن هم دریافت ننمودن بهره پول بود. کلمنس از آن میترسید که دولتشهرهای رقیب بتوانند بدینوسیله مخارج سنگین جنگ و استخدام مزدور را متحمل شوند. او میگفت " اگر کسی دچار اشتباه گشته و بهره پول گرفتن را گناه محسوب ننماید، ما او را لعنت کرده و بشدت مجازات میکنیم".
چونکه آنزمان قوانین کلیسایی قانون محسوب میشدند بنابراین حکمرانان شهرهایی مانند فلورانس با مشکل بزرگی مواجه شده بودند که چگونه پولی را که برای استخدام جان هاک وود نیاز داشتند فراهم آورند. تا چند سال پیش از آن در همین شهر بزرگترین صرافان اروپا مشغول به کار بودند. آنها راهی پیدا کرده بودند که بتوانند توسط آن بهره پول را از مشتریان طلب کنند بدون اینکه قوانین کلیسایی را زیر پا بگذارند. آنها نام اینکار خود را رباخواری نمیگذاشتند بلکه به آن حق العمل یا کارکرد پول میگفتند. مشتریان و کشیشها هم همگی راضی بودند.
یکی از دو بانک بزرگ فلورانس، بانک پروزی  Peruzzi  بود که توسط شخصی بنام بونیفاسیو دی توماسو اداره میگشت. این بانک سرمایه نخستین خود را از راه سودای گندم و غله در جنوب ایتالیا بدست آورده بود و در تمامی شهرهای بزرگ ایتالیا بعلاوه لندن، پاریس، جزیره رودوس، قبرس و دیگر جایها شعبه داشته و به یک منبع درآمد بسیار خوب و مطمئن برای شهر فلورانس تبدیل گشته بود.
در ماه مارچ سال 1338 رئیس این بانک یعنی بونیفاسیو توماسو سفری به انگلیس داشت. ادوارد سوم برای جنگ با فرانسه احتیاج مبرمی به پول داشت و بونیفاسیو توماسو به امید بردن سود فراوان به او پول فراوانی قرض داد اما بزودی امیدها به یاءس تبدیل گشتند زیرا جنگ به درازا انجامید و غنیمت چندانی نیز در آن بدست نیامد. اگر ادوارد سوم میخواست که به تنهایی این مخارج را بعهده بگیرد، از منظر اقتصادی بکلی نابود میشد. در عوض او مخارج جنگ را بر روی دیگران سرشکن کرد. مقصد از دیگران در اینجا بانکداران ایتالیایی و در راس آنها بونیفاسیو توماسو بود.
بهمین جهت نیز بانک پروزی بزودی ورشکسته شد و بهمراه آن بانک  باردی  که دومین بانک بزرگ فلورانس بود. اینگونه بود که فلورانس نخستین بحران مالی جهان را تجربه کرد. بر خلاف امروز که دولتها نهایت کوشش را دارند تا در چنین مواقعی به کمک بانکها بشتابند، در آنزمان کسی وجود نداشت که بانکها بتوانند دست کمک بدامانش دراز کنند.

Thursday, 29 September 2011

با پشم ضخیم پیش از دوران یخ بندان

کاوشگران در تبت استخوانهای کرگدن پشم داری را که تا کنون کسی از وجودش خبری نداشت پیدا کردند. پیدا شدن این نوع از کرگدن فرضیه شناخت زمان پشم دار شدن حیوانات را شدیدا متزلزل نمود.
تیم کاوشگران بین المللی به سرپرستی تائو دنگ چینی که بازمانده استخوانهای این حیوان منقرض شده را یافت، اعلام نمود که این نوع کرگدن در 3،7 میلیون سال پیش در بلندیهای تبت زندگی میکرده است.
یافتن بازمانده استخوانهای این حیوان و پی بردن به وجود آن تنها مسئله شگفت انگیز این موضوع نبود بلکه بلندی موها و ضخامت پشم این حیوان که 1،2 میلیون سال پیش از دوران یخ بندان بزرگ میزیست هم بنوبه خود شگفتی آفرید.
تا پیش از آن گمان برده میشد که علت تکامل پشم دار شدن حیوانات آغاز گشتن دوران یخ بندان بوده است که آنها را بطور طبیعی در برابر سرما مقاوم میکرده است.
پژوهشگران چینی فرضیه تازه ای را مطرح کردند. آنها میگویند از آنجا که نواحی بلند تبت زمستانهای بسیار سختی دارد، این نوع کرگدن بصورت طبیعی و بتدریج پشم دار گشت و زمانیکه دوران یخ بندان فرا رسید این حیوان نسبت به موجودات زنده دیگر در برابر سرما در موقعیت بسیار بهتری قرار گرفت.
دیرین شناسان در حال حاضر شدیدا مشغول آن هستند تا دریابند  که گونه های مختلف موجود و نابود شده چه رابطه ای میان خود داشته و دارند و نسبت تکامل ایشان با تغییرات جوی و ارضی کره زمین در دورانهای گوناگون چگونه بوده است.
آنها میخواهند از این راه حتی به این امر پی ببرند که تغییرات آب و هوایی دورانهای گوناگون کره زمین به چه صورت بوده است.
گروه پژوهشگران پیرامون تائو دنگ دوباره بزودی به محل یافتن استخوانهای کرگدن نابود شده میروند شاید که چیزهای جدیدی بیابند. یکی از اعضای گروه پژوهش بنام کسیائومینگ وانگ با امیدواری میگوید :" تبت یکی از آخرین حوزه های موجود بر روی زمین است که در آن میتوان هنوز چیزهای نو و فسیلهای ناشناخته یافت."

Tuesday, 27 September 2011

چند گفتار از گاندی

جاییکه عشق میروید زندگی میشکفد و جاییکه نفرت وارد میشود، زوال همه چیز را تهدید میکند.
چیزیکه با زور بدست میآید را میتوان تنها با زور نگاه داشت.
ضعیف هرگز نمیتواند که ببخشد. بخشیدن از هنرهای اقویاست.
عشق قویترین چیز در جهان است و در عین حال فروتن ترین آنها.
عدم اعتماد نشانه ضعف است.
تو خود دگرگونی باش که در جهان میخواهی ببینی.
عشق لطیف ترین قدرت گیتی میباشد.

Saturday, 24 September 2011

یک مجسمه شگفت انگیز

یک مجسمه 68 سانتی متری از سده دوم یا سوم پیش از میلاد که در موزه لوور پاریس به نمایش گذاشته شده و به انسان امروزی نشان میدهد که اطلاعات بشر دوهزار و دویست سال پیش در مورد آناتومی انسانها تا چه حد بوده است. در اینجا گفتگو از یک مجسمه اتروسکی میباشد که اندامهای درونی انسان را مانند شش ها، قلب، معده، روده، جگر، مثانه، کیسه صفرا و پروستات بطور کاملا واضح  و روشن نمایش میدهد.
وجود این مجسمه دلیلی کافی است برای اینکه بتوانیم ادعا کنیم  اتروسکیها  2200  سال  پیش به تشریح اجساد پرداخته بودند تا به اسرار درون بدن انسان پی ببرند.
اتروسکیها از دسته اقوامی بودند که بنا به گزارشات هرودوت هزار سال پیش از میلاد مسیح و پیش از پیدایش رومیها در ایتالیا از آسیای صغیر به شمال ایتالیای امروز مهاجرت کرده بودند و از آنجا تا غرب حوزه دریای مدیترانه را تحت اختیار و انقیاد خود داشتند.
موزه لوور پاریس این مجسمه را در آخر ماه ژوئن 2011 در یک حراجی به قیمت 249 هزار یورو خریداری کرد. این مجسمه تا پیش از آن به یک پزشک تعلق داشت که آنرا در سال 1960 خریده بود و بنا به اظهارات این پزشک این مجسمه متعلق به سایت باستانی کانتینو واقع در شمال شهر رم میباشد.  اتروسکیهای باستان در آنجا شهر بنام   وولچی  داشتند.
اتروسکیها نخستین قوم باستان نبودند که به پی بردن به آناتومی انسانها پرداخته بودند. شواهد و دلایل محکمی در دست هستند که انسانهای 12000 سال پیش و نیز اقوام   عصر برنز  نیز به انجام عملیات جراحی موفق بر روی جمجمه انسان دست زده بودند و اینکار نیز بدون شناسایی پیشین اندامهای انسانی میسر نمیبوده است.

Monday, 19 September 2011

چگونگی پیدایش اوراق قرضه بهادار دولتی - بخش دوم

در جنوب ایتالیا پادشاه ناپل حکم میراند، در ایتالیای میانه پاپ فرمانروا بود و شمال ایتالیا را شهرهای گوناگون میان خود بخش نموده بودند.
جنوا، ونیز و فلورانس مراکز اقتصادی زمان خود بودند. در این شهرها بازرگانان و سوداگران حرف اول را میزدند و نه پادشاهان. زمانیکه آنها جنگی را به راه می انداختند خود در آن شرکت نمیکردند بلکه مزدورانی چون هاک وود را به استخدام خود در میآوردند.
این چنین بود که جنوا بر علیه فلورانس میجنگید و پیزا در مقابل ونیز. اما تعداد فلورانسیها و ونیزیهایی که شمشیر بر کمر میبستند و در جنگها شرکت میکردند کم بودند. مزدوران و ماجراجویان و خلافکاران آلمانی، بورگوندی، کاتالانی، فرانسوی و سویسی بودند که در مقابل یکدیگر صف میکشیدند و کمر به قتل یکدیگر میبستند.
فرماندهان افواج مزدور را بهنگام پیروز ارج مینهادند و بهنگام شکست تمامی تقصیرها را به گردن آنها انداخته و به سختی از آنها انتقاد میکردند.
در گزارشهای تاریخی به نام یکی از این فرماندهان سپاهیان مزدور بسیار بیشتر از دیگران بر میخوریم. جان هاک وود. او فرمانده سپاهی کوچک شده بود.
برخی از هم دوره ایهای او جان هاک وود را جسور و بی پروا میدانستند و برخی دیگر عاقل و سنجیده. چیزی که مسلم میباشد این است که جان هاک وود بهترین و گرانترین فرمانده مزدوران در میان دیگران بود. فرماندهان افواج مزدور را در ایتالیای آن زمان کوندوتیری  Condottieri  مینامیدند. زمانیکه حکمرانان فلورانس مصمم گشتند تا او را به استخدام خود درآورند او مردی شصت ساله شده بود.
سوداگران فلورانسی برای استخدام او نیاز به پول داشتند. پول فراوانی که در اختیارشان نبود. آنها از کجا میبایستی که این مبلغ را فراهم کنند؟
حکمرانان میتوانستند که مالیاتها را بالا ببرند. در فلورانس افراد ثروتمند به اندازه کافی وجود داشتند اما آنها بالا بردن مالیاتها را برنمی تابیدند و آنرا نوعی توهین به خود میدانستند. کلا مالیات گرفتن از شهروندان معنا و توجیح امروزین خود را نیز نداشت. تنها مالیاتی که مورد قبول عامه قرار داشت مالیاتهایی بودند که بر روی نمک و شراب وضع شده بودند. بنابراین تنها راهی که برای حکمرانان باقی مانده بود که توسط آن بتوانند سپاه جان هاک وود را به استخدام خود درآورند همانا پول قرض کردن بود. این درست زمانیست که داستان استخدام مزدور به داستان قروض دولتی و بدهکار مبدل میگردد.
امروزه میتوان براحتی پول قرض نمود. تقریبا در هر گوشه خیابانهای اصلی مراکز اقتصادی و شهرهای بزرگ یک بنگاه اقتصادی وجود دارد که به انسان پول قرض میدهد و یا اینکه اجناس خود را بصورت قسطی که خود نوعی قرض کردن میباشد، به انسانها عرضه میکند. اما در سده های میانه (قرون وسطی) این یک امر پیچیده بود زیرا کسی که پول قرض میداد خواستار آن بود تا بهره آنرا دریافت کند. از طرف دیگر بنا به قوانین کلیسایی ربح و ربا امری حرام محسوب میشد.
در بخش بیست و سوم سفر موسی از کتاب عهد عتیق آمده است : " تو نباید از برادر خود درخواست ربا کنی. نه ربا بر روی پولی که به او قرض دادی و نه برای غلاتی که به او وام داده ای".
فرمان پنجم عهد عتیق نیز به وضوح میگوید : " تو نباید کسی را به قتل برسانی" اما کلیسا این فرمان را چندان جدی نمیگرفت و پاپها با کمک مزدوران به جنگ دیگران که عمدتا نیز مسیحی بودند، میپرداختند و با وجود این،  فرمان ربا نگرفتن را خیلی هم جدی میگرفتند.
این موضوع سده ها بود که مورد اعتراض کسی قرار نمیگرفت. در اروپای فئودالی اکثریت مردم یا برزگر و صنعتگر بودند و یا از طبقه اشراف بشمار میرفتند. آنها یا بی چیز دنیا میآمدند و بی چیز نیز از دنیا میرفتند و یا اینکه توانگر از ابتدا تا به آخر.

Thursday, 15 September 2011

پدر در نقش کمک ماما


در کشورهای غربی بسیاری از پدران همسران حامله خود را در اتاق زایمان همراهی میکنند. بودن در اتاق زایمان بهنگام تولد نوزاد برای بسیاری از مردان کشورهای غربی امری بدیهی گشته است. در مورد کشور آلمان آمار دقیقی در دست نیست اما در انگلستان هشتاد و شش درصد از مردان اینکار را انجام میدهند.
 این پدرها در هنگام حضور در اتاق زایمان چه احساسی دارند؟ اخیرا پژوهشی نشان داد که این پدران نیز با ترسهای گوناگون دست و پنجه نرم میکنند. 
بودن مردان در اتاق زایمان بهنگام تولد نوزاد مدتهاست که به یک موضوع پژوهشی مبدل گشته است. اما اینکه مردان چه نقشی را در اتاق زایمان بعهده میگیرند و یا اینکه وجود پدر در اتاق زایمان چه تاثیری بر روی همسر و یا نوزاد دارد و وضعیت خود مردان، بندرت موضوع  پژوهشی قرار گرفته بود.
برای اینکه این خلاء پر گردد در سال 2004 در بخش زایمان بیمارستان  campus_virchow_klinikum
پژوهشی انجام گرفت و در طی آن از 86 پدر بطور مشروح و کامل پرسشهایی مطرح گردیدند. نتایج این پژوهش که توسط کای بولینگ و عبیده عواد به رشته تحریر درآمده بود بتازگی در نشریه کمک زایمان و علم و تندرستی بانوان منتشر گردید.
نتیجه گیری کلی در مورد این گزارش : هیچکدام از پدران مورد پرسش قرار گرفته از حضور در اتاق زایمان ابراز پشیمانی نکرد. تنها یکنفر از آنها مطمئن نبود که در صورت واقع گردیدن زایمان بعدی باز هم در اتاق زایمان حضور پیدا کند.
94 درصد از این مردان معتقد بودند که حضور آنها در اتاق زایمان باعث دردسری نگردیده و حتی کمک کننده نیز بوده است. اینکه پرستاران و ماماهای حاضر لازم نبود مواظب حضور مردان در اتاق زایمان باشند نوعی تائید غیرمستقیم این نگرش مردان بود.
بیشتر این مردان زمانی را که همسرانشان از شدت درد شروع به فریاد کشیدن و گریه کردن را گذاشته بودند، سخت ترین و بدترین زمان حضور در اتاق زایمان نامیدند. زمانیکه مشکلات جنبی و غیرقابل پیش بینی نیز پیش آمده بودند که طی آن جریان زایمان پیچیده شده بود را نیز مردان از لحظات بسیار مشکل زندگی خود دانسته بودند.
همسران این مردان نیز اظهار کردند که بهنگام زایمان احساس تنهایی نمیکردند و ترسشان کمتر شده بود. اکثر این  مردان از همان ابتدا میخواستند که بهنگام زایمان در اتاق زایمان حضور داشته باشند. تنها سه درصد از مردان بخاطر تمایل همسرشان زایمان را همراهی کرده بودند.

Monday, 12 September 2011

چگونگی بالا رفتن جمعیت جهان بنا به آمار

در چند هفته آینده جمعیت جهان مرز 7 میلیارد را رد خواهد کرد. اینکه هفت میلیاردمین بشر در کدام منطقه و کدام کشور بدنیا میآید را کسی نمیتواند بدرستی پیشگویی کند اما گمان برده میشود که این امر یا در کشور چین و یا در هند اتفاق بیفتد.
نگاره زیر آمار جمعیت کشورها و مناطق گوناگون گیتی را در حال حاضر و در سال 2050 نمایش میدهد. اینکه ازدیاد و یا کم گشتن جمعیت کشورها و مناطق جهان چه پی آمدهایی را بجا میگذارند، بعهده قوه تخیل و تحلیل خوانندگان میگذارم.