جستجوگر در این تارنما

Wednesday, 26 May 2010

شکستی که در مغز بعنوان پیروزی ثبت میشود


در آغاز این نوشته باید بگویم که این چکیده مقاله بالا بلندی است که در نشریه The Journal of Neuroscience جلد سی شماره هژده منتشر شده و اگر کسی علاقه داشته باشد، میتواند مستقیما به آن مراجعه کند زیرا توضیحات بسیار جامعتری با وصف جزئیات را در بر دارد.

پژوهشگران دانشگاه کمبریج طی تحقیقات و آزمایشات اخیر خود بر روی دو گروه از داوطلبین به نکته جدیدی در وجود انسان پی بردند.
خواست بیمارگونه برای بازی کردن بر سر چیزی و بدنبال برد و باخت بودن به سلسله خانواده بیماریهای مربوط به اعتیاد تعلق دارد.
در هر دو مورد یعنی هم در حالت بردن در بازی بر سر برد و باخت و هم پس از مصرف مواد مخدر، ماده دوپامین بصورت مصنوعی در مغز انسان ترشح میشود که سیستم پاداش را در مغز فعال میگرداند.

منظور از بازی بر سر برد و باخت اینجا تنها قمار کردن بشیوه معمول و شناخته شده نیست، بلکه شرکت پیوسته در لاتاری هفتگی و یا بسیاری از بازیهای کامپیوتری و غیره نیز در این زمره قرار میگیرند.

شیوه آزمایش به اینصورت بود که دو گروه کاملا متفاوت را که یکی از افراد معمولی و دیگری از افرادی که میل و علاقه به شرط بندی و دستگاههای شبیه جک پات و غیره را داشتند، در برابر دستگاههای شبیه جک پات قرار دادند.
قانون بازی به اینگونه بود که بر اثر چرخاندن دسته دستگاه، سه چرخ کاملا مشابه که بر روی آنها علامتهای متعدد قرار داشتند، با سرعت زیاد شروع به چرخیدن میکردند. پس از مدتی این چرخها یکی پس از دیگری از حرکت باز می ایستادند بطوریکه هر کدام از آنها یک علامت را در برابر چشم بازیکن قرار میداد. ا
گر کسی سه علامت نشان داده شده را یکسان میداشت، برنده حساب میشد و ضمن اینکه بازی دور بعد را مجانی انجام میداد، مبلغ پنجاه سنت هم جایزه دریافت میکرد.

در تمام مدت بازی از بازیگران نوار مغزی بصورت توموگرافی مغناطیسی گرفته میشد و فشار خونشان تحت نظارت بود.
نوار مغزی برداشته شده مشخص نمود که بهنگام برنده شدن غدد مغزی بازیکنان ماده دوپامین را که شادی افزاست، ترشح میکند. شبیه همین ماجرا در مغز انسان انجام میگیرد بهنگامیکه مواد مخدر بر روی غدد مغزی اثر میکنند. در این زمان انسان به اصطلاح عامی کیف میکند.

نکته شگفت انگیز اما در این میان این بود که هرگاه بجای سه چرخ تنها دو چرخ و نیم یک علامت را نشان میدادند (چیزی که واضحا بمعنای باخت بود) باز در مغز ماده دوپامین ترشح میشد.
یعنی مغز حالتی را که ما اصطلاحا به آن " ما نزدیک بود که برنده شویم" میگوئیم را بعنوان برنده شدن واقعی میپذیرفت و با ترشح دوپامین شادی افزا، انسان را تشویق به ادادمه بازی میکرد.

البته این حالت نیز در هر دو دسته بطور یکسان نبود. یعنی گروهی که بازیکن حرفه ای نبودند پس از چندبار باخت نزدیک داشتن، دست از بازی میکشیدند و بدیصورت دامنه خسارات مالی وارده بخود را محدود میساختند.
دسته دوم که از بازیکنان دائمی تشکیل شده بود، پیوسته در این رویا بسر میبرد که میتواند سرانجام کنترل بازی را بدست گرفته و نتیجه را بسود خویش برگرداند.
این بمعنای این بود که اینها در برابر دوپامین ترشح شده در مغزشان یا کم مقاومت و یا اصلا بی مقاومت بودند و بازی را تا آنجائیکه همه پولشان به ته میکشید، ادامه میدادند.

3 comments:

یزدان صفایی said...

درود. حواس پرتی من باعث شده بود که نام مقاله را اشتباه درج کنم. پوزش میخواهم و سپاسگزارم از توجه شما

بهرام گیانسپار said...

درود بر شما، بسیار جالب بود.پس با این وصف قمار هم اعتیاد آور است؟ به دلیل ترشح مصنوعی دوپامین؟

Anonymous said...

فرهاد گرامی،
همه امیدمان به مغز بود که آنهم خل از آب درامد و ترشح میکنه.

شاد زی‌
امیر