جستجوگر در این تارنما

Friday, 3 December 2010

هند و اروپائیهای چینی


بازمانده جسد مردی که 1،76 سانتی متر بلند بود و بینی درازی با موهای قهوه ای بسیار روشن و پوست سفید داشت با لباسی که از 3200 سال پیش تا کنون بسیارسالم مانده و در صحرای تاکلمکان  یافته شده جای تردید باقی نمیگذارد که او باید از خانواده نیاکان اروپاییها بوده باشد. 
این جسد را در صندوقی شیشه ای در موزه شهر اورومچی مرکز ایالات خودگردان اویغور نشین چین، کسیان جینگ به نمایش عموم گذاشته اند. اورومچی در زبان مغولی بمعنای محلی ییلاقی زیباست. راه آهن پکن – آلماآتی از این منطقه گذر میکند.
حدود نیم دوجین اجساد دیگر را هم که آنها هم آسیایی شرقی بنظر نمیرسند و متعلق به 1800 تا 1200 پیش از میلاد میباشند در این منطقه یافته اند که پروسه مومیایی کردن آنها را طبیعت خود بعهده گرفته بود.
نمک زیاد موجود در خاک و آب و هوای خشک صحرا که در شب بسیار سرد میشود این اجساد را بصورت طبیعی مومیایی کرده و مانع از آن گشته که پیکر آنها را باکتریها متلاشی کنند.

این اروپائیهای مرده که بصورت مومیائی در صحرای چین به خواب ابدی فرورفته اند از کجا میآمدند؟ روزنامه های اروپایی که این خبر را پخش کردند این مردگان را اروپایی خواندند.
این "اروپاییها" که در شمال غربی ترین ناحیه چین پیدا شده اند، مبدل به یک معمای سیاسی گشته اند زیرا آنها در منطقه خودگردان اویغورها که خود از اقوام ترک هستند از دل خاک بیرون کشیده شده اند.

اویغورها دهه هاست که بدنبال استقلال خویش از چین هستند و چینیها هم مدتهاست که برای استحکام موقعیت خویش و ایجاد توازن قومی، امر مهاجرت چینی ها را به این منطقه تشویق و تعقیب میکنند.
در این گیر و دار اویغورها جهت کسب شخصیت ملی برای خویش و تاکید بر آن، از این اجساد یافته شده استفاده کرده و آنها را نیاکان خود مینامند و در صددند که توسط آنها حق استقلال را برای خویش بدست آورند و به خواست جداخواهی خود منظری تاریخی/قانونی بخشند.

تاکنون دانشمندان و پژوهشگران پاسخ روشنی برای این پرسش که این اروپائیها چه کسانی بودند و چگونه به خاور دور آمدند، نمیدانستند (نظری به کتب باستانی ایرانی و هندی و اظهارات مندرج در این کتب در مورد خاستگاه اصلی اقوام آریایی میتوانست کمک خوبی برای پژوهشگران باشد). 
نخستین مومیایی را در سال 1937 جغرافیدان سوئدی سون هدین Sven Hedin یافت و از آن تاریخ به امروز اجساد مومیایی سالم مانده زیاد دیگری در دل صحرای تاکلمکان پیدا شدند.
در این میان خود دانشمندان چینی از دانشگاههای شانگهای و چانگ چون بر روی بیست جسد از ایندست، بطور جداگانه و مجزا از یکدیگر آزمایشهای ژنتتیکی  DNA انجام دادند و کوشیدند تا پاسخ معما را از طریق علمی بیابند.
نتایج این آزمایشها که در نشریه تخصصی  باستان شناسی آمریکا منتشر گردید، ضربه بزرگی برای ناسیونالیستهای اویغور بود که در وجود این مومیائیها اثبات نظریه خودپرداخته خویش را می جستند.
نمونه برداری از اجساد مردان همگی یک تیره اروپایی را نشان میدهد و نمونه های برداشت شده از زنان دو تیره موازی باهم یعنی نیاکان اروپائیها و آریائیهای ساکن سیبری را که نیاکان آریائیهای آسیایی بودند را مشخص میسازند. همچنین بافت و جنس پارچه های یافته شده همراه این اجساد شباهتهای بسیار زیادی با پارچه های یافته شده از این دوران را که در اتریش، اسکاندیناوی و آلمان پیدا شده اند، دارند.

دکترهرمن پارزینگر Hermann Parzinger (ن. ک. به خورشید شاه  ) رئیس پیشین انستیتوی باستان شناسی آلمان  DAI   (Deutsches Archäologisches Institut) که کاوشهای باستان شناسی متعددی را در سیبری، مغولستان، روسیه و قزاقستان خود انجام داده و یا رهبری کرده است میگوید : مسلم میباشد که در 2500 سال پیش این بخش از آسیا موطن افرادی بوده است که با اروپائیها شباهتها و نزدیکیهای بسیار زیادی داشته اند و با آنها از یک خانواده بوده اند. او آنها را پازیریکها و یا سکاها میخواند.
خانم پروفسور دکتر مایکه واگنر Mayke Wagner  رئیس بخش هند و اروپایی هیئت DAI  در چین بیشتر مایل است که بداند که چه کسی در اینجا بوده، چرا اینجا بوده و برای چه به این منطقه مهاجرت کرده است. برای مثال جسد پیدا شده آن شبان گاودار که بوده، از کجا آمده و چرا به اینجا آمده است؟
از سال 2002 تا کنون ایدلیسی عبدالرسول Idelisi Abuduresule  از باستان شناسان اویغوری که با هیئت آلمانی نیز همکاریهای نزدیک دارد، توانسته که 167 گور پیدا کند که در آنها بیش از هزار شیئی و سی جسد مومیائی شده قرار داشتند. این اجساد متعلق به چهار هزار سال پیش هستند. این گورها، مکانهای پنهانی نبودند و گورستانی را تشکیل میدادند که توسط دیواری کوتاه با شاخه های متفرق و دور از هم محصور بودند.
هدایایی را هم که در گورها گذاشته بودند تشکیل میشدند از پیاله های چوبی که با ظرافت تمام آنها را تراشیده بودند، گردنبندها، دستبندها و سبدهای بافته شده از الیاف گیاهانی با رنگهای مختلف. بجز آن نوک پیکان و تبرهای برنزی بهمراه صورتکهایی که برای ترساندن شیاطین بکار گرفته میشدند در این گورها یافته شدند.
عبدالرسول بندرت ظرفی و یا جامی گلین پیدا کرد ولی بجای آن جمجمه های فراوانی از حیوانات که بیشتر آنها نیز گاوهای دراز شاخ بودند را پیدا نمود که با دقت تمام پاک شده و با رنگهای سپید و سرخ تزئین گشته بودند.
اجساد را در گورها روی زمین خالی گذاشته بودند و روی آنها را با شاخه هایی بصورت بلم پوشانده و سپس پوست حیوانات را بر روی آنها کشیده بودند. مایکه واگنر میگوید : این مردم برای دفن مردگان خویش زحمت بسیاری بر خود هموار کرده بودند.
این انسانها با گله های گوسپند، بز، گاو، اسب و شتر خود زندگی میکردند و بطور وضوح لباسهایی میپوشیدند که رنگهای شاد و طبیعی داشتند و اینان همچنین از شپش زدگی در رنج و عذاب بودند.
ریه های ایشان بخاطر داشتن اجاق در اتاقهای کوچک و بسته همانند ریه های سیگاریها بود و نیز بر اثر طوفانهای شن به بیماری ششی مبتلا بودند و کوشش میکردند که با گیاه دارویی ریش بز (در فارسی کهن به گیاه ریش بز، دم گرگ و یا دم روباه نیز میگفتند)  آنرا تسکین دهند.
مایکه واگنر میگوید : آیا این علامات و نشانه ها میتوانند که سند تولد اقوام ایرانی، آریائیهای قفقاز و اهالی اروپای مرکزی باشند؟
گزارشهای باستانی و نوشته های کهن هندی و ایرانی اشاراتی غیرقابل تردید و مستقیم به خاستگاه نخستین آریائیها و سرزمینهایی کرده بودند که در آنها  بیشتر ماههای سال هوا سرد بود و مهاجرتهایی انجام گرفته بودند. آنها چنین ادعاهایی را تقریبا در همان زمان که این اجساد هنوز زنده بودند، کرده اند.

2 comments:

آىیوبرزن said...

درود، وبلاگ خوبی دارید دوست گرامی، بهتر است منبع و مرجع هر مطلب را هم بنویسید.

گرد آفرید said...

درود دوست عزیز

بروزم با " ناموس حیات وحش ایران

با مهر