تاریخنگاران چینی جهان را به دو بخش خاوری و باختری تقسیم کرده بودند که چین در میان آندو قرار داشت، از اینرو آنها پیوسته از کشورشان با نام پادشاهی میانه یاد می کردند. این نام تا کنون نیز بر روی چین باقی مانده است.
مراد نویسنده در این نوشتار بیان شرح حال دریاسالار پادشاه میانه است که موفق گردید ناوگانی از کشتی های غول پیکر جنگی و بازرگانی را در آبهای دو اقیانوس هند و آرام به حرکت درآورد و به کرانه های دوردستی چونان خلیج پارس، خاور آفریقا و حتی برخی نیز بر این باورند باختر آمریکا هدایت نموده و کالاهای چینی را به بازارهای دوردست برساند و در برابر آن اجناس سرزمینهای دوردست را به چین رهنمون سازد.
سفر دریایی ژنگ هه به باختر آمریکا هنوز در مرحله گمانه زنی است و سندیتی موجه ندارد هر چند که یک باستان شناسی دریایی بنام فرانک گودیو Franck Goddio پنج کشتی بزرگ از ناوگان چین را در اقیانوس آرام پیدا کرد و چیزهای دست نخورده زیادی را از آنها بیرون کشید. اگر رفتن ناوگان چین به آمریکا به اثبات برسد این بدین معنی است که چینی ها آمریکا را 70 سال زودتر از کریستف کلمب کشف کرده بودند، منتهی از جانب باختر قاره آمریکا.
صحبت اینجا از دریاسالار ژنگ هه Zheng_He و یا حاجی محمود شمس است که در سال 1371 میلادی در شهر کونمینگ یا کانمینگ در خانواده ای مسلمان که پنج نسل پیشتر از آن از شهر بخارا به چین مهاجرت کرده بودند، بدنیا آمد. نیای بزرگ او یعنی همانکه از بخارا آمده بود سید اجل شمس الدین عمر بخارائی نام داشت و از افغانی های ساکن بخارا بود که در نوجوانی حمله مغولها را به بخارا تجربه کرد و بعدها خودش در دیوان شاهان مغول استخدام و مشغول بکار شد.
او در ابتدا در دستگاه محمود جلاوخش که از خوارزم می آمد و وزیر چنگیزخان و سه جانشین پس از او شده بود، خدمت می کرد. زمانیکه محمود جلاوخش در قیام تارابی که در برابر مغولها بپاخاسته و با وجود نداشتن سپاه و سلاح کافی به آنها در چند مورد شکست وارد آورده بود، از همکاری در حمله به بخارا و ویران ساختن آن و کشتار مردمانش خودداری کرد (همه آنها سغدی بودند، ن. ک. به سغدیها، سلاطین پنهان راه ابریشم – بخش پایانی ) ، مغولها نیز او را بعنوان دستیار والی به استان یون نان که استانی مغولی ولی واقع در بخش جنوبی چین امروزی بود، روان کردند یا بهتر بگوئیم تبعید کرده ولی مقامش را در بخارا به پسرش دادند.
شمس الدین عمر نیز که از ابواب جمعی وزیر تبعیدی (محمود جلاوخش) محسوب می شد، به همراه او به استان یون نان در جنوب چین که زیر سلطه مغولها بود، مهاجرت کرده و در آنجا همچنان در نزد او به کار دیوانی خود ادامه داد.
تندیسی از سید اجل شمس الدین و پسرش ژنگ هه در ولایت کونیانگ چین
شمس الدین عمر کارهای دیوانی را چنان بخوبی انجام می داد که نامی شد و سیاستمدار، پزشک و تاریخنگار نامی ایران خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی که خود در دربار ایلخانان مغول به کار پزشکی و پسان نیز به خواست امرای ایلخانی به وزارت مشغول بود، در ایران آوازه کارهایش را شنیده بود و از نمونه و بی نقص بودن روشها و کارهای دیوانسالاری او گزارش داده است.
در ضمن این نمایانگر علاقه به داشتن پیوند و ایجاد رابطه میان باشندگان حوزه فرهنگی ایرانی در سده های پیشین می باشد که علیرغم جدائی و دوری جغرافیایی از یکدیگر از حال یکدیگر خبر می گرفتند و به نشان دادن و زنده نگاهداشتن این پیوندها و بستگیها علاقه داشتند، آنهم در زمانهایی که خبر گرفتن از دیگر نقاط گیتی به آسانی اکنون نبود و نه تنها این بلکه میان اقلیم های گوناگون جنگ و جدال وجود داشت.
کوتاه نیز بنویسم که خواجه رشیدالدین فضل الله را پسان در سن هفتاد و چند سالگی بر اثر دسیسه های دشمنانش به اتهام بی اساس مسموم کردن سلطان محمد خدابنده در تبریز محکوم و او و پسر شانزده ساله اش را به دونیم کردند و چنانچه رسم مغولان بود دیگر اعضای خانواده اش را نیز بکشتند و اموالشان را بتاراج بردند و شهرک دانشگاهی ربع رشیدی وی را نیز غارت و خراب کردند.
باری پس از مرگ محمود جلاوخش، مقام والیگری استان یون نان را به شمس الدین عمر که شایستگی خود را در رسیدگی به امور کشاورزی و مالی و سپاهیگری بارها به اثبات رسانده بود، پیشنهاد کردند و او نیز آنرا پذیرفت. استان یون نان بخاطر موقعیت استراتژیک و ثروت های طبیعی که داشت بسیار مورد توجه دربار مغول بود.
شمس الدین عمر با مردمان بومی این ناحیه روابط بسیار خوب و دوستانه برقرار نموده و توانست که اعتماد و محبت ایشان را بخود و کارکنان و همراهان دستگاهش که عمدتا سغدی بودند، جلب نماید بطوریکه مردم او را شاه می خواندند.
ادامه دارد

No comments:
Post a Comment