جستجوگر در این تارنما

Saturday, 25 June 2011

ناوگان چین و دریاسالار بخارائی پادشاهی میانه – بخش نخست

تاریخنگاران چینی جهان را به دو بخش خاوری و باختری تقسیم کرده بودند که چین در میان آندو قرار داشت، از اینرو آنها پیوسته از کشورشان با نام پادشاهی میانه یاد میکردند. این نام تا کنون نیز بر روی چین باقی مانده است.
مراد نویسنده در این نوشتار بیان شرح حال  دریاسالار پادشاه  میانه است  که موفق گردید ناوگانی از کشتی های غول پیکر جنگی و بازرگانی را در آبهای دو اقیانوس هند و آرام به حرکت درآورد و به کرانه های  دوردستی چونان خلیج پارس، خاور آفریقا و حتی برخی  نیز معتقدند باختر آمریکا هدایت نموده و کالاهای چینی را به بازارهای دوردست  برساند و در برابر آن اجناس سرزمینهای دوردست را به چین رهنمون سازد. سفر دریایی چنگ هه به باختر آمریکا هنوز در مرحله گمانه زنی است و سندیتی موجه ندارد.

صحبت اینجا از دریاسالار چنگ هه Zheng_He  و یا حاجی محمود شمس است که در سال 1371 میلادی در شهر کونمینگ در خانواده ای مسلمان که پنج  نسل پیشتر از بخارا به چین مهاجرت کرده بودند، بدنیا آمد. نیای بزرگ او یعنی همانکه از بخارا آمده بود  سید اجل شمس الدین عمر بخارائی  بود که در نوجوانی حمله مغولها را  به بخارا تجربه کرد و بعدها خودش در دیوان شاهان مغول بکار مشغول شد.
او در ابتدا در کابینه محمود جلاوخش که از خوارزم  میآمد و وزیر چنگیزخان و سه جانشین  پس از او شده بود، خدمت میکرد. زمانیکه محمود جلاوخش در قیام ترابی از حمله به بخارا و ویران  ساختن آن و کشتار مردمانش خودداری کرد (همه آنها سغدی بودند،  ن. ک. به سغدیها، سلاطین پنهان راه ابریشم – بخش پایانی ) ، او را بعنوان دستیار والی  به استان یون نان چین روان کردند یا بهتر بگوئیم  تبعید کرده و مقامش را در بخارا به پسرش دادند.
شمس الدین عمر نیز  بهمراه  وزیر  تبعیدی (محمود جلاوخش)  به استان یون نان در جنوب چین که زیر سلطه مغولها بود، مهاجرت کرده و در آنجا  همچنان در نزد او به  کار دیوانی خود  ادامه داد.
شمس الدین عمر کار دیوانی را چنان بخوبی  انجام میداد که  پزشک و تاریخنگار نامی ایران  خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی که خود  در دربار ایلخانان مغول  به کار  پزشکی  و پسان نیز به خواست امرای ایلخانی به  وزارت مشغول بود،  در ایران آوازه کارهایش را شنیده و از نمونه و بی نقص بودن  روشها و کارهای دیوانسالاری او گزارش داده است.  در ضمن این نمایانگر علاقه  به  داشتن پیوند و ایجاد رابطه میان باشندگان ایرانی در سده های پیش میباشد که علیرغم جدائی و دوری از یکدیگر از حال یکدیگر خبر میگرفتند و به نشان دادن و زنده نگاهداشتن این پیوندها و بستگیها علاقه داشتند.
کوتاه  نیز بنویسم که خواجه رشیدالدین فضل الله  را پسان  در سن هفتاد و چند سالگی  بر اثر دسیسه  دشمنان به اتهام  بی اساس  مسموم کردن سلطان محمد خدابنده  در تبریز محکوم و او را به دونیم کردند و چنانچه رسم  مغولان بود خانواده اش نیز بکشتند و اموالشان را بتاراج بردند و شهرک  دانشگاهی  ربع رشیدی  وی را نیز غارت  و خراب کردند.

باری  پس از مرگ محمود جلاوخش، مقام  والیگری استان یون نان  را به  شمس الدین عمر  که شایستگی  خود را در رسیدگی به امور کشاورزی و مالی و سپاهیگری  بارها به اثبات رسانده بود، پیشنهاد کردند و او نیز آنرا  پذیرفت.  استان یون نان بخاطر موقعیت استراتژیک و ثروتی که داشت  بسیار مورد توجه دربار مغول بود. 
شمس الدین عمر با مردمان بومی این ناحیه روابط  بسیار خوب و دوستانه برقرار نموده و توانست  که اعتماد و محبت ایشان را بخود و دستگاه همراهش که عمدتا سغدی بودند، جلب نماید بطوریکه مردم او را شاه میخواندند.

No comments: