جستجوگر در این تارنما

Thursday, 10 June 2010

محل نخستین گور کارل بزرگ همچنان نامعلوم میماند


-->
کارل بزرگ از خانواده سلطنتی کارولینگها که از قوم فرانکها بودند، در سال 747 بدنیا آمد و در سال 814 دیده از جهان فروبست. او از بزرگترین پادشاهان آلمان بود که بر بخشهای بزرگی از اروپا با اقتدار کامل فرمان میراند.

کارل بزرگ که در نزد ما ایرانیها با نام شارلمانی شناخته میشود، کلیسای دم شهر آخن را که گهواره اتحادیه اروپا خوانده میشود بهمراه ساختمان شهرداری و شورای شهر آخن بنا بر الگوهای بیزانتینی بنا کرده و آنرا مرکز کشور خود قرار داد. سرزمین کارل شامل کشورهای امروزی آلمان، هلند، بلژیک، فرانسه، اتریش، سویس و شمال و مرکز ایتالیا و شمال اسپانیا بود. چکسلواکی، کرواسی، باختر رومانی هم از خراجگزاران کارل بشمار میرفتند.

تخت سلطنت کارل بزرگ نیز در میان کلیسای دم Dom شهر آخن قرار داشت. پس از او سی و یک پادشاه آلمانی بر روی این تخت تاجگذاری خود را انجام دادند. خود کارل مراسم تاجگذاری خویش را در آنجا انجام نداده بود.



-->
کلیسای دم نوعی بزرگ از کلیسای کاتدرال میباشد که بامساجد جامع اسلامی قابل قیاس است. نام این کلیسا نیز از اکسلسیا کاتدرالیس زبان یونانی میآید و محل یا اتاق تجمع و گردآمدن را معنی میدهد.

بهر جهت، کارل در صبحگاه بیست و هشتم ژانویه سال هشتصد و چهارده میلادی زندگی را بدرود گفت و در شب همان روز بخاک سپرده شد. این امری غیرمعمول برای پادشاهی چون کارل بزرگ میباشد. خود کارل همیشه آرزو داشت که در محلی در حومه پاریس بخاک سپرده شود و نه در آخن.

انجام این کار برای درباریان همعصر وی و دیگر اعضای خانواده کارولینگها ناخوشایند بود. شاید بخاطر همین نیز بود که پیکر کارل را بدون انجام دادن هیچگونه تشریفاتی بسرعت در گور گذاشتند تا در فرصتی مناسب رسما به خاک سپارند.

شاید نیز خاکسپاری و نامشخص نگاه داشتن گور وی به این خاطر بود که گور او از تعرض احتمالی نرمانها که در آنزمان با هجومهای سریع و موثر و ویرانگر خود پیوسته تمامی شمال تا مرکز اروپا و جزیره انگلیس را تهدید میکردند، در امان بماند.

کسانیکه کوشش در پنهان نگاهداشتن محل گور داشتند، اینکار را با چنان دقتی انجام دادند که دویست سال پس از مرگ کارل هنگامیکه اتو سوم بدنبال یافتن گور کارل بود با مشکل مواجه شد و دنباله آنرا دیگر نگرفت.
چندی پس از او فریدریش بارباروسا با زحمت فراوان توانست که گور را یافته و باقیمانده استخوانهای کارل را پیدا کرده و بجز دو دندان او بقیه استخوانها را در تابوتی گذاشته و در گوردخمه ای در کلیسای دم شهر آخن به امانت سپارد.

محل گور نخستین کارل را دوباره پوشاندند و بدینگونه گور نخستین دوباره از دیده ها پنهان شد. هیچگونه گزارشی نیز از محل یافت آن برجای نگذاشتند.

در سال 1910 کاوشگران تمام محوطه دم را بدنبال یافتن محل گور نخستین کارل زیر و زبر کردند و بمقداری گور نیز دست یافتند ولی قدیمی ترین آنها متعلق به سده سیزدهم بود که نمیتوانست متعلق به کارل بزرگ باشد. پس دوباره کف کلیسا را پوشاندند.

اخیرا کاوشگران دیگر بار با کمک دستگاههای جدید در پی یافتن محل حفره مانندی هستند که میتواند احتمالا گور نخستین کارل بوده باشد.
برای این منظور هشت محل را نیز در نظر داشتند. پنج محل از این هشت محل که در درون کلیسا بودند را تا کنون کاوش و بررسی کردند بدون اینکه به نتیجه ای برسند.
در مورد سه محل دیگر که خارج از ساختمان کلیسای دم قرار دارد هنوز بحث و گفتگو وجود دارد و معمار کلیسای دم میگوید هنوز جای امیدواری وجود دارد که بتوان گور نخست کارل بزرگ را پیدا کرد.

کلیساهای دم پیوسته دارای معماری هستند که به امر ترمیم و تعمیر خرابیهای وارده بر کلیسا بر اثر مرور زمان پرداخته و نیز نقشه های احتمالی بزرگتر کردن و گسترش کلیسا را بررسی و ارزیابی میکند. ا
ینها همگی معماران صاحب سبک و صاحب نظری هستند که با تشکیل و تربیت تیم معماری و ترمیم گر در خدمت کلیسا قرار داشته و کلیساها را زیبا نگاه میدارند و حقوق و مواجب خویش را نیز از کلیسا دریافت مینمایند.

3 comments:

یوتاب (بانوی ایران زمین) said...

درود
مطالبی که ارائه میدید عالیه
من هم با مطلب جدیدی به روزم

Farinoush said...

.
.
.

و من
ایستاده بودم
در آستانه ی آینده
...

از نظرت سپاسگذارم دوست نیک اندیش

با شما موافقم! من هم هنوز شعر نو را نمی شناسم! شعر هم نمی نویسم ... کلماتی را که می آیند و جاری می شوند را به خط می کنم
همین
!

باز هم با شما موافقم! خاطره ای بود، دیر و دور که از دیده رفته اما از دل نرفته
نوشتم تا جاری شود و برود
...

سروی said...

مطلب فوق العاده جالبی بود ، خیلی لذت بردم از خواندنش

من عاشق اطلاعات تاریخی هستم